کد خبر:۵۷۹۵
نگاهی به رابطه زنان و طبیعت در چهار نمونه تسهیلگری زنان ایرانی

زن، یاریگر همیشگی طبیعت

زنان در طول تاریخ، علاوه بر نقش‌آفرینی در حیات اجتماعی، همواره یکی از نیروهای مؤثر در حفاظت از طبیعت و منابع زیستی بوده‌اند. امروزه نیز با پررنگ‌تر شدن مباحث توسعه پایدار و عدالت زیست‌محیطی، نقش زنان در مراقبت از محیط‌زیست بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. در ایران نیز زنان کنشگر بسیاری با فعالیت‌های داوطلبانه و مدنی برای حفظ اکوسیستم‌ها، منابع طبیعی و ارتقای آگاهی عمومی تلاش کرده‌اند. در این یادداشت، با چهار زن کنشگر و فعال محیط‌زیست آشنا می‌شویم که هر یک در حوزه‌ای از حفاظت از طبیعت و ترویج مسئولیت‌پذیری اجتماعی نقش‌آفرینی کرده‌اند.
زن، یاریگر همیشگی طبیعت

 رابطه زن با طبیعت در طول تاریخ دارای پیچیدگی‌های زیادی بوده است. عده‌ای زن را عاملی ضعیف و تحت سلطه طبیعت و قوه‌ی مردانه می‌دانستند که باید تحت تملک و سلطه درآید تا بتوان بر آن نظارت کرد و عده‌ای آن را به‌عنوان تولیدکنندگانِ حیاتِ نو و نخستین تولیدکنندگانِ معیشتی و مبتکرانِ اقتصادِ مولد قلمداد می‌کردند که جامعه و تاریخ را بر پایه روابط اجتماعی میان خود شکل می‌دادند. در این میانه، زنان با توجه به ویژگی‌های مبتنی بر مراقبت یا اخلاق تسهیلگرانه سعی کردند به پایداری طبیعت کمک کنند.

 در نگاهی اخلاقی، مراقبت از محیط‌زیست بر رابطه‌ای مسئولانه‌تر با آن تعریف می‌شود؛ رابطه‌ای که در آن طبیعت صرفاً یک منبع مصرفی نیست، بلکه موجودی وابسته به شبکه حیات تلقی می‌شود که نیازمند توجه است. زنان در این رابطه نقشی همسو با طبیعت داشته و تجربه‌گرانی هستند که همان سختی‌ها و محدودیت‌های ایجاد شده برای طبیعت را از سر گذرانده‌اند و در این مسیر مانند طبیعت نیازمند مراقبت و توجه هستند.

 به بیان ساده، اخلاق مراقبت یادآوری می‌کند که بقا و پایداری، چه در روابط انسانی و چه در رابطه با طبیعت، وابسته به توانایی ما در مراقبت از یکدیگر و از جهان پیرامون‌مان است. به همین دلیل این دیدگاه، امروزه در بحث‌های مربوط به توسعه پایدار، عدالت زیست‌محیطی و نقش زنان در حفاظت از محیط‌زیست اهمیت فزاینده‌ای پیدا کرده است.

 در ادامه چهار نمونه نامی از زنانی که دست به کنشگری برای ایجاد حیاتی پایدار در تمام اکوسیستم و شبکه طبیعی ایران و حتی در رابطه آن با انسان زده‌اند، می‌بریم:

نجمه عزیزی، آجر به آجر به نفع زمین

 نجمه عزیزی زنی معمار در یزد است که با توجه به طبیعت و قوانین آن سعی داشته تا خانه‌هایی بسازد که بیشتر با محیط زیست سازگار باشد تا در کنار آن بتواند مکانی برای آرامش و آسایش انسان‌ها و اعضای یک خانواده فراهم کند. او در وبلاگ خود که پروژه‌هایش را به تفضیل شرح داده است، از چگونگی برقراری این رابطه نوشته است.

 در یکی از پروژه‌های نجمه عزیزی به نام عمارت فروغ، آب خاکستری یا همان آبی که بدون مواد شیمیایی و قابل تصفیه است، در مخزنی جمع‌آوری و برای آبیاری حیاط استفاده می‌شود. او این ابتکار خود را چنین توصیف می‌کند:«در پروسه‌ی ساخت عمارت، ما نیاز به یک مخزن آب داشتیم که در مصارف مختلف ساختمان‌سازی استفاده‌ شود. این مخزن ۳۰۰۰ لیتری که از جنس پلی‌اتیلن بود در هنگام بهره‌برداری در نقش مخزن آب خاکستری بازمصرف شد. این مخزن در فضای نیمه‌باز پیلوت مستقر شده و سپس از تمامی محل‌هایی که پتانسیل تولید چنین آبی داشتند، لوله‌هایی به این مخزن کشیده‌ شد.»

  او همچنین با توصیف سیستم تفکیک پسماند در این خانه که خانه‌ی خود او نیز است، در دسته‌بندی‌های متعدد پسماندها را جداسازی می‌کند. همانطور که در تصویر زیر می‌بینید، تمام پسماندهای خشک و تر در اقسام مختلف آن دارای جایگاهی در این خانه هستند.
 زن، یاریگر همیشگی طبیعت
 او در تعریف خود از خانه در وبلابگش می‌نویسد:«من، قدرت ما و قدر خانواده را عمیقا و از دیرباز باور داشته‌ام. دوست داشتم طراحی خانه جوری که نفهمیم چطور، با هم ‌بودن را تبدیل کند به انتخاب و اشتیاقمان. دوست داشتم این اتاق ورای تصمیم‌های شخصی تک‌تکمان با ساختار، کنش و ارزش‌هایش ما را به دام خود بیاندازد.» او خانه را مکانی برای صلح در ابعاد مختلفِ سکون و حرکت، صمیمیت و وسعت، اهالی خانه و مهمانان و البته صلح ما با طبیعت تعریف می‌کند. او در این باره نوشته است:«اتاق ما برای باور به عزتش، به طبیعت نیاز داشت. ما حیاط و باغچه و حوض بزرگ داشتیم. اما سهمی ساده‌تر و در دسترس‌تر می‌خواستیم.

 جایی که بشود به محض تصمیم، به سادگی به آن رسید. کنار گیاه و آب و آفتاب و ماهتاب نشست و دل داد. جایی برای معاشرت و مراقبت و صمیمیت با طبیعت.» خانه در نظر نجمه عزیزی نه تنها محلی برای آسودن بلکه جایی برای ملاقات همه عناصر طبیعی با یکدیگر است تا راه آشتی را از یکدیگر بیاموزند.

بهار خلیلی فرد، جریان زندگی با طبیعت

 صنعت مد و پوشاک، با تمام زرق‌وبرق‌هایش، یکی از آلاینده‌ترین صنایع جهان به شمار می‌رود. سرعت بالای تولید در پدیده «مد سریع» و حجم عظیم زباله‌های نساجی، آسیب‌های جبران‌ناپذیری به محیط‌زیست وارد کرده است. با این حال، در سال‌های اخیر، موج بیداری و آگاهی در سراسر جهان شکل گرفته است؛ موجی که در ایران نیز با حضور فعالان دغدغه‌مندی چون بهار خلیلی‌فرد، روزبه‌روز پررنگ‌تر می‌شود.

زن، یاریگر همیشگی طبیعت
 بهار خلیلی‌فرد، طراح، پژوهشگر و فعال حوزه مد پایدار، از جمله نام‌های آشنایی است که تلاش می‌کند مفهوم «مصرف آگاهانه» را در جامعه ترویج دهد. بهار خلیلی فرد با شروع فعالیت در شبکه‌های اجتماعی خود در حوزه مد پایدار، از سرنوشت لباس پس از دور انداخته شدن و راه‌های سبزِ زیستن گفت. او مفاهیمی مانند «مد کُند»  و «بازآفرینی»  را به مخاطبان خود می‌آموزد که چگونه می‌توانند با خرید کمتر اما باکیفیت‌تر و استفاده خلاقانه از لباس‌های قدیمی، سهم خود را در حفظ زمین ایفا کنند.

 اما نقطه عطف فعالیت‌های او، راه‌اندازی پلتفرمی به نام «جریان» است. «جریان» همان‌طور که از نامش پیداست، تنها یک فروشگاه یا یک صفحه آموزشی نیست؛ بلکه یک حرکت و مسیر پیوسته برای ایجاد تغییر در سبک زندگی و نگرش مخاطبان به پوشاک است. بهار خلیلی‌فرد از طریق پلتفرم جریان، فضایی را خلق کرده تا طراحان، مصرف‌کنندگان و علاقه‌مندان به محیط‌زیست گرد هم آیند. این پلتفرم با ارائه آموزش‌های کاربردی، آگاهی‌بخشی درباره ردپای کربن در صنعت مد و معرفی راهکارهای عملی برای داشتن کمد لباسی سبزتر، تلاش می‌کند تا مد پایدار را از یک مفهوم لوکس و دور از دسترس، به یک انتخاب روزمره و ضروری تبدیل کند. این نزدیکی مخاطب با مفاهیم محیط زیستی، تنها از طریق یک فروشگاه اینترنتی ممکن شده است.

شیرین پارسی، مادر مزارع برنج

 شيرين پارسي، زنی است که یک مهاجر معکوس محسوب می‌شود اما توانسته است به احیای زمین‌های کاشت برنج یک منطقه بپردازد. او بعد از تحصیل ادبیات در فرانسه به گیلان و روستای پدر شوهرش آمد تا کاری که اصلا از آن سررشته نداشت را آغاز کند. شجاعتی مثال زدنی که در همه کارآفرینان برتر دیده می‌شود. او با مديریت مزرعه برنج‌كاري در روستای شاندرمن گیلان، به کاشت برنج قهوه‌ای سالم مشغول است.

 شیرین پارسی با ایجاد تغییر در کاشت و برداشت برنج توانست روش‌های سنتی را بهینه کند و در منطقه و بوم خود تاثیرات زیادی ایجاد کند. او سعی کرد با مردم محلی ارتباط گرفته و در سبکِ ثابت شده و چندین ساله کاشت برنج، دست ببرد و محصولاتی را برداشت کند که از طریق علمی و آزمایش شده به برداشت می‌رسند.

زن، یاریگر همیشگی طبیعت
آیه حمداوی، در آرزوی زندگی بدون پسماند

 آیه حمداوی از چهره‌هایی است که می‌تواند نماینده‌ی نسلی تازه از زنان کنشگر باشد؛ نسلی که مسئله‌ی محیط زیست را جدا از زندگی اجتماعی نمی‌بیند و تلاش می‌کند میان آگاهی، عمل و اثرگذاری جمعی پل بزند.

 تمرکز فعالیت‌های او بر آموزش زندگی پسماند صفر است. در کارهایش می‌توان ردّ یک باور روشن را دید: طبیعت به کمک ما نیاز دارد. اما این کمک فقط کمک به طبیعت نیست؛ کمک به کیفیت زندگی انسان و آینده‌ی مشترک ماست. او با تمرکز بر خشکاله‌سازی پسماند، مصرف مسئولانه و زندگی روزمره همراه با توجه به محیط‌زیست، تصور دیگری از همگامی با طبیعت برای زنان و مردمان ایرانی ساخته است.

زن، یاریگر همیشگی طبیعت
 آیه حمداوی، با شرکت در رویدادهای مربوط به این حوزه و ایجاد شبکه‌ای از زنان و فعالان، توانست ذهنیت و راه متفاوتی برای سبک زندگی پسماند صفر بچیند که تا قبل از این دور‌ از دسترس و نشدنی به نظر می‌آمد. البته که سبک زندگی پسماند صفر تا پیش از این در سطح بین‌المللی بنیان نهاده شده بود و بر اصول خود که عمدتاً شامل کم کردن، دوباره مصرف کردن، بازیافت کردن و کمپوست کردن استوار است؛ جا افتاده بود. او که خود را یک اکوبلاگر معرفی می‌کند، از طریق پیوند با مخاطبان خود در شبکه‌های اجتماعی، حلقه واسطی میان کنشگران، مردم و متخصصان و مسئولین حوزه پسماند شده است. 

 تمام این نمونه‌های زن تسهیلگر توانسته‌اند با ایجاد فضایی بین انسان‌ها و طبیعت، سرنوشت‌مان را تغییر داده و راهی نو برای زیستن پیش رویمان بگذارند. راه‌هایی که برخواسته از نیاز روز جامعه است و آن را به سمت بهتر شدن سوق می‌دهد. 

 

ارسال دیدگاه
captcha