تلۀ کاملگرایی در کار داوطلبانه / چرا برای کمک کردن نباید منتظر شرایط ایدهآل ماند؟
بسیاری از ما در اعماق وجودمان میل شدیدی به کمک کردن و ایجاد تغییر مثبت در جامعهمان داریم. مخصوصاً الان که در بحبوحه جنگ هستیم، دوست داریم کاری انجام بدهیم، اما وقتی پای عمل به میان میآید، ناگهان ترمز میکنیم. چرا؟ چون درگیر موردی به نام کاملگرایی در کار داوطلبانه میشویم.
تصور اشتباهی وجود دارد که کار داوطلبانه واقعی، تنها زمانی اتفاق میافتد که ما شال و کلاه کنیم، به محرومترین نقاط کشور سفر کنیم و در شرایطی طاقتفرسا به کسانی که در اوج فقر و نیاز هستند خدمترسانی کنیم. ما منتظر میمانیم تا عضو یک خیریه بزرگ شویم، الان که در زمان جنگ هستیم منتظر فراخوان ارگانهای مختلف میمانیم، منتظر میمانیم که زمان کافی داشته باشیم، پولدار شویم یا شرایط کاملاً مهیا شود. اما نتیجه این کاملگرایی چیست؟ انفعال و از دست رفتن فرصتهای بیشماری برای مهربانی و کار داوطلبانه.
اینجا میخواهم با بررسی شواهد علمی و واقعیتهای اجتماعی، به شما نشان دهم که چرا این کاملگرایی به ضرر شما و جامعه تمام میشود و چرا باید همین امروز، از کارهای کوچک و دمدستی شروع کنید.
۱. علم چه میگوید؟ پاداش مغز به عمل است، نه مکان
یکی از دلایلی که افراد به دنبال کارهای داوطلبانه بزرگ میگردند، این تصور است که کمک به افرادِ در اوج محرومیت، احساس رضایت درونی بیشتری به آنها میدهد. اما شواهد علمی در حوزه روانشناسی مثبتگرا چیز دیگری میگویند.
تحقیقات نشان میدهد که پدیده نشئگی یاریرسان (Helper’s High) - یعنی ترشح هورمونهای شادیآور مانند دوپامین، سروتونین و اکسیتوسین - به نفسِ عملِ بخشش و کمککردن واکنش نشان میدهد، نه لزوماً به شدت فقرِ کمک گیرنده. به عبارت دیگر، از نظر بیولوژیکی و روانی، تاثیر مثبتی که شما از کمک به همسایه سالمندتان برای خرید مایحتاج روزانه میگیرید، تفاوت چندانی با زمانی که در یک روستای دورافتاده در حال تدریس هستید، ندارد. کاملگرایی باعث میشود شما خودتان را از این مزایای روانی که میتواند به صورت روزمره اتفاق بیفتد، محروم کنید.
علاوه بر این مطالعاتی که بر fMRI انجام شده، نشان میدهند که عمل کمک کردن به دیگران، شبکههای مزولیمبیک-فرونتال (Fronto-mesolimbic networks) در مغز را که مسئول پردازش پاداش هستند، فعال میکند. جالب اینجاست که در نظریه اقتصادی بخشش با حس خوب درونی یا Warm-glow giving که توسط جیمز آندرئونی مطرح شد، مطلوبیت فرد اهداکننده از خودِ عملِ دادن نشأت میگیرد نه صرفاً از افزایش رفاه گیرنده. اگر مطلوبیت کل را با رابطه ریاضی U=u (x,G,g) U = u (x, G, g) U=u (x,G,g) نشان دهیم (که در آن xxx مصرف شخصی، GGG کالای عمومی و ggg میزان مشارکت فرد است)، بخش عمدهای از رضایت فرد مستقیماً به متغیر ggg (عمل داوطلبانه او) بستگی دارد، فارغ از اینکه این مشارکت چقدر فقر مطلق را در جامعه هدف کاهش داده است.
۲. پارادوکس محرومیت و نقطه کور خدمات اجتماعی
یکی از مهمترین مفاهیمی که در مددکاری اجتماعی با آن روبهرو هستیم، پدیدهای است که میتوانم آن را پارادوکس محرومیت بگویم. وقتی همه افراد و ارگانها دچار کاملگرایی شوند و تمام تمرکز، بودجه و نیروی داوطلبانه خود را تنها به سمت افرادی ببرند که در اوج محرومیت هستند، یک اتفاق عجیب میافتد. قشر عظیمی از جامعه که در لایههای میانی یا در مرز آسیبپذیری قرار دارند، کاملاً فراموش میشوند.
افرادی که در اوج محرومیت هستند، معمولاً زیر چتر حمایتی خیریههای بزرگ، نهادهای دولتی و کمپینهای ملی قرار میگیرند. اما کسی که شغل دارد ولی با بحران عاطفی روبروست، دانشآموزی که در یک محله متوسط زندگی میکند، اما توان پرداخت هزینه کلاس تقویتی را ندارد، یا مادر تنهایی که فقط به دو ساعت نگهداری از فرزندش نیاز دارد تا به مصاحبه کاری برود، هیچ خدماتی دریافت نمیکنند. کارهای داوطلبانه خرد و محلی، دقیقاً این خلاء بزرگ و این نقطه کور را پوشش میدهند.
در شرایط جنگیای که هم اکنون در آن هستیم هم میتوانید به کرات مواردی نظیر بالا را مشاهده کنید که از بیان تک تک آنها در اینجا صرف نظر میکنم.
در ادامه باید یادآور شوم که در ادبیات سیاستگذاری اجتماعی، تمرکز بیش از حد بر دهکهای بسیار پایین و نادیده گرفتن لایههای میانی، خطای پارادوکس هدفگذاری یا Targeting Paradox نامیده میشود. شواهد نشان میدهد که وقتی برنامهها صرفاً برای فقیرترین افراد طراحی میشوند، کیفیت خدمات افت کرده و اقشار آسیبپذیرِ غیرفقیر در یک دره حمایت اجتماعی رها میشوند. بر اساس رویکرد قابلیت آمارتیا سن، نیاز انسانها فقط مادی نیست. یک فرد ممکن است از نظر مالی بالای خط فقر باشد، اما از نظر قابلیتهای اجتماعی، عاطفی یا آموزشی دچار محرومیت نسبی باشد و دقیقاً به همین کارهای داوطلبانه و خُرد نیاز داشته باشد.
۳. چرا جامعه به کارهای داوطلبانه غیر محروم نیاز مبرم دارد؟
جامعه یک بافت زنده است. سلامت این بافت فقط به نجات دادن افراد از غرق شدن در رودخانه بستگی ندارد، بلکه به محکم کردن پلهایی که همه ما هر روز از روی آن عبور میکنیم نیز وابسته است.
کارهای داوطلبانه در مناطق غیرمحروم و برای افراد عادی، سرمایه اجتماعی تولید میکند. وقتی شما به صورت داوطلبانه محیط مجتمع مسکونی خود را تمیز میکنید، به فرزند همکار خود رایگان مشاوره تحصیلی میدهید، یا در یک پارک محلی به کاشت درخت کمک میکنید، در حال تزریق اعتماد و همبستگی به رگهای جامعه هستید. این شبکههای اعتماد، همان چیزی است که جامعه را در برابر بحرانهای بزرگتر مقاوم نگه میدارد.
بر اساس نظریات «رابرت پاتنام» در زمینه سرمایه اجتماعی، کارهای داوطلبانه محلی و غیررسمی که اصطلاحاً به آن Micro-volunteering هم میگویند نقش حیاتی در تولید سرمایه اجتماعی پیونددهنده دارند. مطالعات نشان میدهند جوامعی که در آنها افراد کارهای داوطلبانه خرد و روزمره (مثل کمک به همسایه) انجام میدهند، در مواجهه با بحرانها (مثل زلزله یا پاندمیها) نرخ تابآوری بالاتری دارند. این تعاملات خرد، هزینههای مبادله یا Transaction costs را در جامعه به شدت کاهش داده و اعتماد عمومی را بالا میبرد.
برای کار داوطلبانه منتظر هیچکس نمانید!
اگر منتظر بمانید تا فرم ثبتنام فلان سازمان مردمنهاد تایید شود یا تعطیلات نوروز فرا برسد تا به یک اردوی جهادی بروید، ممکن است ماهها هیچ کار مفیدی انجام ندهید. کار داوطلبانه یک شغل رسمی نیست که نیاز به گزینش و بروکراسی داشته باشد؛ کار داوطلبانه یک سبک زندگی است.
برای ایجاد تغییر، نیازی نیست حتماً قهرمان باشید. به خاطر داشته باشید که کارهای داوطلبانه موثر، از قدمهای کوچک شروع میشوند. همین امروز، بدون نیاز به هیچ ارگان یا خیریهای، میتوانید از این کارهای دمدستی شروع کنید:
در مهارتهایتان داوطلب شوید: اگر حسابدار، طراح گرافیک، یا معلم هستید، هفتهای یک ساعت از تخصص خود را به رایگان در اختیار یک کسبوکار کوچک نوپا یا یک دانشآموز قرار دهید.
همسایگی را احیا کنید: برای سالمندانی که در محله شما زندگی میکنند، خرید کنید یا تنها دقایقی پای درد دل آنها بنشینید.
داوطلب محیطزیست باشید: هر بار که به طبیعت یا پیادهروی میروید، یک کیسه زباله همراه داشته باشید و محیط اطراف را پاکسازی کنید.
اهدای خون: یکی از بیمنتترین و در دسترسترین کارهای داوطلبانهای که مستقیماً جان انسانها را نجات میدهد.
کار داوطلبانه، کاری نیست که در دورترین نقطه و برای محرومترین افراد انجام شود؛ بلکه کاری است که همین الان انجام شود. کاملگرایی را کنار بگذارید. جامعه به مهربانیهای کوچک و روزمره شما، بسیار بیشتر از نیتهای بزرگ، اما عملینشدهتان نیاز دارد. از همین جایی که هستید و با همین امکاناتی که دارید، شروع کنید.
اگر هم اکنون و در این ایام برای جنگ، برای چندین ارگان اسم نوشتید که بتوانید کار داوطلبانه انجام بدهید، بسیار عالیست، اما منتظر اطلاع این ارگان نمانید و کارهای خردتان را متوقف نکنید.
یادداشت از محمدامین زندی فرد
فعال اجتماعی و خیریه
منابع:
Andreoni, J. (۱۹۹۰). Impure altruism and donations to public goods: A theory of warm-glow giving. The Economic Journal, ۱۰۰ (۴۰۱) , ۴۶۴-۴۷۷. https://doi.org/۱۰.۲۳۰۷/۲۲۳۴۱۳۳
Moll, J. , Krueger, F. , Zahn, R. , Pardini, M. , de Oliveira-Souza, R. , & Grafman, J. (۲۰۰۶). Human fronto-mesolimbic networks guide decisions about charitable donation. Proceedings of the National Academy of Sciences, ۱۰۳ (۴۲) , ۱۵۶۲۳-۱۵۶۲۸. https://doi.org/۱۰.۱۰۷۳/pnas.۰۶۰۴۴۷۵۱۰۳
Mkandawire, T. (۲۰۰۵). Targeting and universalism in poverty reduction. Social Policy and Development Programme Paper Number ۲۳. United Nations Research Institute for Social Development.
Putnam, R. D. (۲۰۰۰). Bowling alone: The collapse and revival of American community. Simon and Schuster.
Sen, A. (۱۹۹۹). Development as freedom. Oxford University Press.