مفهوم مقاومت در نگاه مردم جنوب ایران
مقاومت مردم جنوب ایران و جزایر خلیج فارس در پنج قرن اخیر، نمونهای برجسته از دفاع از هویت، سرزمین و استقلال ملی است. این مقاومت از دوران دوره صفویه آغاز شد، زمانی که ایران تحت حکومت صفویان در حال تثبیت یک دولت مرکزی قدرتمند بود و اهمیت خلیج فارس و جزایر آن بهعنوان مسیرهای تجاری و منطقهای راهبردی بیش از پیش آشکار شد. در اوایل قرن شانزدهم، پرتغالیها بهعنوان نخستین نیروی استعماری اروپایی وارد خلیج فارس شدند و با اشغال جزایری مانند جزیره هرمز، تلاش کردند مسیرهای تجاری منطقه را تحت کنترل خود درآورند. این حضور بیگانه، واکنش مردم محلی و نیروهای ایرانی را برانگیخت و همکاری مردم جنوب با حکومت صفوی، بهویژه در زمان شاه عباس اول، موجب شد در سال ۱۶۲۲ میلادی، هرمز از دست پرتغالیها آزاد شود. این پیروزی، نتیجه سالها مقاومت مردمی و ایستادگی در برابر سلطه خارجی بود و نشان داد که دفاع از سرزمین، تنها وظیفه دولت مرکزی نیست، بلکه مسئولیتی ملی و مردمی است.
پس از صفویه، در دورههای افشاریه و زندیه، اهمیت خلیج فارس همچنان پایدار ماند و جزایر این منطقه، بهویژه برای کنترل مسیرهای کشتیرانی و منابع دریایی، استراتژیک باقی ماندند. با این حال، در قرن نوزدهم و دوره دوره قاجار، با تضعیف قدرت مرکزی، نفوذ بریتانیا در جنوب ایران افزایش یافت. انگلیسیها با ایجاد قراردادهای سیاسی و حضور نظامی در بنادر و جزایر، تلاش کردند کنترل منطقه را در دست بگیرند. در این دوران، مردم بومی و شیوخ محلی بارها مقاومت کردند و نمونههای برجسته آن، قیامهای محلی علیه نفوذ خارجی بود. از مهمترین نمادهای این مقاومت، قیام رئیسعلی دلواری در اوایل قرن بیستم است. رئیسعلی دلواری و یارانش در منطقه دلوار استان بوشهر، در جریان جنگ جهانی اول علیه نیروهای انگلیسی ایستادگی کردند. هرچند این قیام با شهادت او پایان یافت، اما روحیه ملی و مقاومتی که در میان مردم جنوب شکل گرفت، تأثیری پایدار بر تاریخ دفاع از ایران گذاشت.
در دوره پهلوی، دولت مرکزی تلاش کرد کنترل بیشتری بر سواحل و جزایر خلیج فارس اعمال کند، اما یکی از تلخترین رخدادهای این دوره، جدایی بحرین از ایران بود. بحرین، که قرنها بخشی از قلمرو ایران محسوب میشد، در دهه ۱۹۷۰ میلادی و در شرایطی پیچیده از فشارهای بینالمللی و تحولات منطقهای، از ایران جدا شد. این جدایی، بهویژه برای مردم جنوب کشور، خاطرهای تلخ و نمادی از ضعف در حفاظت از تمامیت ارضی بهشمار میرود. با این حال، همین تجربه تاریخی باعث شد حساسیت نسبت به حفظ دیگر جزایر استراتژیک خلیج فارس، از جمله ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک، افزایش یابد. این جزایر، با توجه به موقعیت جغرافیایی، اهمیت راهبردی در مسیرهای کشتیرانی و نقش حیاتی در امنیت انرژی دارند و همیشه محور توجه کشورهای منطقه و فرامنطقهای بودهاند.
با آغاز جنگ ایران و عراق، یا همان جنگ تحمیلی، جنوب ایران و سواحل خلیج فارس بار دیگر در خط مقدم دفاع قرار گرفتند. بنادر مهمی مانند بوشهر و بندرعباس به مراکز لجستیکی و پشتیبانی تبدیل شدند و مردم محلی، به همراه نیروهای نظامی، در برابر تهدیدات عراق ایستادگی کردند. حملات به نفتکشها و تلاش دشمن برای ناامن کردن خلیج فارس، بخشی از استراتژی تهاجمی بود، اما مقاومت مردمی و نیروهای نظامی مانع از تحقق کامل این اهداف شد.
در دهههای اخیر نیز اهمیت خلیج فارس کاهش نیافته و رقابتهای منطقهای و جهانی، حساسیتها نسبت به جزایر استراتژیک ایران را افزایش داده است. حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت بر جزایر، همچنان یکی از اصلیترین وظایف نظامی و سیاسی کشور است. حضور نیروهای دفاعی و مرزبانان در جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک، نمونهای از تداوم سنت تاریخی مقاومت است که از صفویه تاکنون شکل گرفته است. این مقاومتها، که در قالب اقدامات نظامی و دفاع از حاکمیت ملی نمود یافتهاند، نشان میدهند که اهمیت این جزایر تنها جنبه جغرافیایی ندارد و بخشی از هویت ملی و امنیت استراتژیک ایران است.
تاریخ نشان داده است که مقاومت در جنوب ایران محدود به اقدامات نظامی نیست؛ بلکه دفاع فرهنگی، هویتی و تاریخی نیز بخشی از این مقاومت محسوب میشود. مردم جنوب ایران با حفظ زبان، سنت و میراث فرهنگی خود، در برابر نفوذ بیگانگان ایستادگی کردهاند. این ویژگی، باعث شده است که هرگونه تهدید خارجی به این منطقه، نه تنها یک موضوع نظامی، بلکه مسئلهای ملی و هویتی تلقی شود.
همانطور که امروز سربازان و مرزبانان ایران در جزایر استراتژیک و سواحل خلیج فارس در مقابل تهدیدات خارجی ایستادهاند، این اقدامات ادامه همان سنت دیرینه مقاومت است که از دوران صفویه و مقابله با پرتغالیها آغاز شد، تا قیام رئیسعلی دلواری در برابر انگلیسیها و دفاع در جنگ تحمیلی ادامه یافته است.
آنچه امروز انجام میشود، برگ زردی از تاریخ نیست که فراموش شود؛ بلکه صفحهای زنده و در حال نگارش است که نسلهای آینده بسیار درباره آن خواهند گفت. مقاومت کنونی، نماد پایبندی به سرزمین، هویت و تمامیت ارضی است و نشان میدهد که خلیج فارس و جزایر آن همچنان محور توجه ملی و جهانی باقی ماندهاند.
در نهایت، داستان مقاومت مردم جنوب ایران و جزایر خلیج فارس، روایت پایداری، همبستگی و دفاع از سرزمین است. از مقابله با پرتغالیها و انگلیسیها، تا ایستادگی در برابر فشارهای بینالمللی و تهدیدات نظامی معاصر، این منطقه همواره خط مقدم حفاظت از استقلال و حاکمیت ملی بوده است. جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک، امروز نه تنها ارزش نظامی و اقتصادی دارند، بلکه نماد هویت ملی و استقامت تاریخی ایران در خلیج فارس هستند. نسلهای امروز و فردا، میراثدار این تاریخ پرافتخار خواهند بود و یاد مقاومتها و ایستادگیهای مردم جنوب ایران، همچنان الهامبخش حفاظت از هویت و تمامیت ارضی کشور باقی خواهد ماند.
یادداشت از دکتر امید اخوی
پژوهشگر تاریخ ایران و خاورمیانه