کد خبر:۵۲۶۲

نگاهی تئوریک به نقش خیریه‌ها و سمن‌ها در بحران‌ها و جنگ

دکتر هدی امامی؛ پژوهشگر علوم اجتماعی و مدیریت بحران در گفت‌وگو با خیر ایران اظهار کرد: خیریه‌ها و سمن‌ها در جنگ فقط امدادگر نیستند، بلکه «بازیگر راهبردی تاب‌آوری اجتماعی» هستند. اگر موانع کنترل شود و همراهی بیشتری با جامعه مدنی صورت گیرد و خود سمن‌ها حرفه‌ای و شفاف شوند، می‌توانند به تقویت سرمایه اجتماعی کمک کنند.
نگاهی تئوریک به نقش خیریه‌ها و سمن‌ها در بحران‌ها و جنگ

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، موسسات خیریه و سازمان‌های مردم‌نهاد یکی از ظرفیت‌های بخش اجتماعی کشور هستند که باید از توانایی نقش‌آفرینی مؤثر در بحران‌ها مثل جنگ برخوردار باشند. با توجه به شرایط جنگ تحمیلی علیه کشورمان، با دکتر هدی امامی؛ پژوهشگر علوم اجتماعی و مدیریت بحران به گفت‌وگو پرداختیم که در ادامه از نظر می‌گذرد: 

-موسسات خیریه و سازمان‌های مردم‌نهاد برای نقش‌آفرینی مؤثر در بحران‌هایی مثل جنگ، چه توانمندی‌های درونی باید در خود ایجاد کنند؟

 وقوع حادثه‌ای مانند جنگ در عین اشتراکات با سوانح طبیعی، تفاوت‌های‌ بنیادینی دارد که ماهیت نابسامانی‌های به‌وجود آمده را متفاوت می‌کند؛ جنگ با خود، خشونت، بی‌ثباتی و اختلال طولانی‌مدت در نظم اجتماعی به همراه دارد. در چنین شرایطی یک سازمان مردم‌نهاد به منظور اثرگذاری واقعی در جامعه، باید حداقل چهار دسته توانمندی درونی ایجاد کند. ابتدا باید چابکی و تاب‌آوری ساختاری داشته باشد. سمن‌های تاب‌آور در بحران ساختار خشک و سلسله‌مراتبی ندارند و امور در تمامی سطوح به گونه‌ای مشارکتی پیش می‌روند. آن‌ها باید بتوانند در شعبات محلی خود سریع و مستقل تصمیم‌گیری و عمل کنند. ضمن اینکه باید برای تخلیه دفتر، قطعی برق، اینترنت و اختلال در مسیرهای امدادرسانی در بحران، برنامه پشتیبان داشته باشند. 

 دوم اینکه در طولانی‌مدت، اصل تخصص‌گرایی حرفه‌ای را در سازمان رعایت کرده باشند. دیگر وقت فعالیت‌های خیریه‌ای صرف نیست. باید استانداردهای بین‌المللی مثل «اسفیر» را بلد باشند که می‌گوید حداقل استاندارد آب، غذا و سرپناه چیست. همچنین به منظور امدادرسانی در جنگ، تخصص در سلامت روان بحران (MHPSS) خیلی حیاتی است، چون زخم روانی جنگ از زخم جسمی عمیق‌تر است. و مهمتر از همه سواد دیجیتال و امنیت سایبری برای محافظت از داده‌های آسیب‌دیدگان، آرشیو موسسه و طرق ارتباط‌گیری است که در این بزنگاه به‌کار می‌آید.

 دسته سوم که از اهمیت بالایی نیز برخوردار است توانایی در اعتمادسازی و رعایت اصل شفافیت است چرا که در فضای جنگ، بی‌اعتمادی عمومی بالاست. سمن باید لحظه‌ای گزارش مالی و توزیع خود را منتشر کند و مکانیزم بازخورد و کنترل داشته باشد. در واقع صداقت و شفافیت بهترین سپر در برابر اتهامات و بی‌اعتمادی‌ها است.

 توانمندی دیگر عبارت است از توانایی حفظ بی‌طرفی و رواداری در شرایط بحرانی. بزرگترین آسیب برای سمن در جنگ، سیاسی‌زدگی است. حتی‌الامکان مردم‌نهادها باید هویتشان بشردوستانه باشد و به همه آسیب‌دیدگان بدون توجه به امتیازات خاص، قومیت و مذهب خدمت‌رسانی کنند.

- چه موانع حاکمیتی و بیرونی باید برطرف شود تا این نهادها بتوانند نقش مؤثر داشته باشند؟

 واقعیت این است که در شرایط جنگی مسائل پیچیدگی‌های خاصی پیدا می‌کند و موانع خدمت‌رسانی گروه‌های مستقل گسترده‌تر می‌شود. به طور مثال قوانین ثبت، نقل و انتقال مالی و دریافت کمک‌های بین‌المللی در شرایط عادی دست و پاگیر است؛ در جنگ که وقت طلایی نجات جان انسان‌ها مطرح است، این قوانین تبدیل به قتل‌گاه می‌شوند و ما نیاز مبرم به «بستر اضطراری» برای تسهیل امور گمرکی و بانکی در ارتباط با انتقال كمك‌ها به افراد تحت تاثير جنگ داريم.

 تحریم‌ها و محدودیت‌های مالی نيز بسيار در تأمين مالی موسسات مردم‌نهاد در شرايط خطير مؤثرند. اگر کشور تحت تحریم باشد، بانک‌های خارجی از ترس جریمه، حتی پول‌های بشردوستانه را هم مسدود می‌کنند. این یک مانع بزرگ است که نیاز به سازوکارهای ویژه بانکی یا ارز دیجیتال مورد تأیید دارد. و در نهايت بحث ديگر اينكه فعالان مدنی نيز بايد مانند كارکنان امدادی از امنیت برخوردار باشند و حمایت از پرسنل در برابر تهدیدات نظامی حیاتی است. همچنين مورد انتظار است كه صدور مجوز تردد در بین استانی اغلب غیرممکن می‌شود.

- با توجه به موانع موجود و بضاعت فعلی سمن‌ها، آن‌ها در جنگ فعلی چگونه می‌توانند به بهبود امدادرسانی و وضعیت اجتماعی کمک کنند؟

 ايران وطن و خانه ماست، هيچ مانعی نبايد منجر به انفعال سمن‌ها در امر خدمت‌رسانی شود. سمن‌ها بدون اینکه منتظر معجزه بمانند، با همین بضاعت فعلی چند کار هوشمندانه می‌توانند انجام بدهند. نخست حساسيت نسبت به تکمیل زنجیره کمک با روش‌های کم‌هزینه است به اين معنا كه به جای انبار کردن کالا، می‌توانند از سیستم «کوچ» (اهدای بن‌ یا اعتبار) استفاده کنند تا خود مردم از فروشگاه‌های محلی خرید کنند. هم کرامت انسانی حفظ می‌شود، هم اقتصاد محلی رونق می‌گیرد.

 همچنین با استفاده از گروه‌های محلی در واتساپ یا ایتا، نیازهای لحظه‌ای را جمع‌آوری کنند و لزومی به حضور مستقيم در مناطق جنگ‌زده نداشته باشند. ديگر اينكه به طور ويژه تمرکز خود را بر گروه‌های مغفول بگذارند و در اين شرايط نيز حافظ عدالت اجتماعی باشند. بطور مثال راهكارهايی برای توانمندسازی زنان سرپرست خانوار بر اثر فقدان همسر در جنگ تدوين و اجرا نمايند تا این زنان عزت نفس و درآمد خود را در شرايط پساجنگ بيابند. همچنین می‌توانند نقش «ناظر مردمی» را بازی کنند و نقشی ميانجی بين دولت و مردم ايفا كنند و در برقراري عدالت توزيعی و عدالت انتقالی نقش موثر ايفا كنند. 

 و در آخر اينكه گام‌هاي محكم و قوی در جهت کاهش خشونت و التیام اجتماعی ايفا كنند. اين مهم از طريق ميانداری ميان گروه‌های متكثر مردم، برگزاری رويدادها، جشن‌های محلی و برنامه‌های فرهنگی مشترک بین میزبانان و آوارگان می‌تواند تنش‌ها را کم کند. در حوزه سلامت روان نيز به همین شکل باید  نقش مثبتی داشته باشند تا سطح استرس حاد و سوگ را در جامعه تحت تاثیر مدیریت کنند. 

 سمن‌ها در جنگ فقط امدادگر نیستند، بلکه «بازیگر راهبردی تاب‌آوری اجتماعی» هستند. اگر موانع کنترل شود و همراهی بیشتری با جامعه مدنی صورت گیرد و خود سمن‌ها حرفه‌ای و شفاف شوند، می‌توانند از فروپاشی سرمایه اجتماعی جلوگیری کنند و با همین بضاعت فعلی، با هوشمندی در توزیع، اولویت‌دادن به زنان و سلامت روان و نقش نظارتی خود، تفاوت قابل توجهی ایجاد کنند. در شرایطی که ساختارهای رسمی اغلب دچار تردید می‌شوند، سازمان‌های مردم‌نهاد و خیریه‌ها خط مقدم مقاومت مدنی در برابر فروپاشی انسانی هستند.

 

ارسال دیدگاه
captcha