ایستادگی اورژانس در روزهای دشوار؛ روایت کمکرسانی مداوم
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران به نقل از ایرنا، در هر بحران، اورژانس اولین صدایی است که به گوش میرسد صدای آژیری که نوید رسیدن کمک را میدهد. اما اینبار همان مسیری که آمبولانسها باید در آن جان نجات دهند خود به میدان خطر تبدیل شده است. حملات اخیر نهتنها مردم بلکه زیرساختهای حیاتی امداد را هم نشانه گرفته شرایطی که کار نیروهای اورژانس را از همیشه پیچیدهتر و سنگینتر کرده است.
آمارهای رسمی از وضعیت اورژانس در این روزها، تصویری روشن از حجم فشار وارد شده به این بخش ارائه میدهد؛ ۷۵ نفر مصدوم و ۳ نفر شهید، تنها بخشی از پیامدهای مستقیم این حوادث است. اما آنچه این وضعیت را متفاوت میکند، همزمانی افزایش مأموریتها با کاهش ظرفیت عملیاتی است.
در جریان این حملات، ۵۰ پایگاه اورژانس دچار آسیب شدهاند؛ پایگاههایی که هرکدام نقطه اتکای یک منطقه برای دریافت خدمات حیاتی محسوب میشوند. از این میان، ۳ پایگاه بهطور کامل تخریب شدهاند؛ یعنی نقاطی که تا همین چند روز پیش محل استقرار نیروهایی بودند که باید در کمترین زمان به کمک مردم میرسیدند، حالا خود از چرخه خدمت خارج شدهاند.
ناوگان امدادی نیز شرایط مشابهی را تجربه کرده است. ۳۸ دستگاه آمبولانس آسیب دیدهاند و در این میان ۱۰ دستگاه بهطور کامل از بین رفتهاند. کاهش تعداد آمبولانسها، فقط یک عدد نیست؛ به معنای طولانیتر شدن زمان رسیدن بر بالین مصدوم افزایش فشار روی خودروهای باقیمانده و دشوارتر شدن مدیریت مأموریتهاست.
در کنار آمبولانسها ۳ دستگاه اتوبوسآمبولانس نیز آسیب دیدهاند تجهیزاتی که در شرایط بحرانی و حوادث با تعداد بالای مجروح، نقش تعیینکنندهای در انتقال همزمان بیماران دارند. آسیب به این بخش، یعنی محدود شدن امکان واکنش سریع در صحنههایی که هر دقیقه آن سرنوشتساز است.
دامنه خسارتها به بخشهای دیگر نیز کشیده شده است یک فروند بالگرد اورژانس که معمولاً در مأموریتهای حساس و مناطق دوردست به کار گرفته میشود، دچار آسیب شده و یک فروند آمبولانس دریایی نیز از مدار خدمت خارج شده است. این یعنی در برخی نقاط دسترسی به خدمات امدادی با چالشهای جدیتری همراه خواهد بود.
با این حال آنچه در میدان دیده میشود فقط اعداد و خسارتها نیست. واقعیت صحنه تداوم حرکتی است که متوقف نشده؛ آمبولانسهایی که با وجود کمبود همچنان در رفتوآمدند، نیروهایی که شیفتهای طولانیتری را تجربه میکنند و پایگاههایی که با امکانات محدودتر، سعی میکنند خلأ ایجاد شده را جبران کنند.
در چنین شرایطی، مدیریت بحران معنایی فراتر از برنامهریزیهای معمول پیدا میکند. توزیع دقیق امکانات باقیمانده، جابهجایی سریع منابع به مناطق پرخطر، و هماهنگی لحظهای میان واحدها، به بخشی از واقعیت روزمره اورژانس تبدیل شده است. هر تصمیم، باید سریع و دقیق باشد؛ چرا که تأخیر، مستقیماً با جان انسانها گره خورده است.
از سوی دیگر این وضعیت فشار مضاعفی را بر نیروهای انسانی وارد کرده است. امدادگرانی که نهتنها با صحنههای سخت مواجه هستند بلکه باید در شرایطی کار کنند که بخشی از امنیت و تجهیزاتشان نیز آسیب دیده است. با این حال، روند خدمترسانی ادامه دارد بیوقفه و بدون عقبنشینی.
اورژانس در این روزها فقط یک نهاد خدماتی نیست؛ نمادی از تداوم در دل بحران است. سیستمی که حتی وقتی خودش آسیب میبیند، از مأموریتش دست نمیکشد. صدای آژیر آمبولانسها همچنان در شهر شنیده میشود صدایی که اینبار، علاوه بر امید روایت ایستادگی هم با خود دارد.