یاداداشتهای بغداد: روزهایی که شهر فرو میریزد و انسانیت میماند
به گزارش پایگاه خبری تحلیل خیر ایران، هنگامی که غبارِ جنگ، افقِ دیدمان را میگیرد و هیاهویِ روزگار، نوایِ سکوت را در ما میمیراند، گاه تنها پناهگاهِ جان، همان قلمی است که بر کاغذ میلغزد.
کتاب «یادداشت بغداد» به قلم «نها الراضی» از نمونههای درخشانِ مستندنگاری بر اساسِ خاطرات و مشاهداتِ شخصی است. این کتاب روزنوشتههای نقاش و هنرمند و مدرنیست برجسته عراقی است که از ابتدای جنگِ اول خلیج فارس تا انتهای جنگِ دوم خلیج فارس را روایت میکند و یک سال بعدِ پایانِ کتابش به خاطرِ آلزایمری شتابنده، از دنیا میرود.
این کتاب فقط گزارش روزانه یک شاهد جنگ نیست؛ این کتاب نوعی ادبیات مقاومت و سندی اجتماعی از زندگی شهری در آستانه فروپاشی است. نویسنده در طی سالهای ۲۰۰۳ تا ۱۹۹۱، زمانی که بغداد میان تحریم، بمباران، ترس و سوءتغذیه گرفتار بود، تجربههای خود را ثبت کرده است؛ تجربههایی که نه با زبان سیاست، بلکه با زبان مردم عادی نوشته شدهاند.
این کتاب نه تنها روایتی است از وقایعِ روزگارِ بغداد، بلکه گواهی است بر قدرتِ شفابخشِ نگارش؛ هنری که به ما میآموزد چگونه در دلِ طوفان، لنگرگاهی برایِ خویش بیابیم و معنایی برایِ ماندن. این کتاب، راهی را نشان میدهد به سویِ خلقِ متونی که نه تنها شاهدِ تاریخ، که ناجیِ روحِ ما در گذرِ روزهایِ سختِ جنگ خواهند بود.
پرترهای از شهری که زیر سایه جنگ نفس میکشد
کتاب از توصیف روزهای ابتدایی جنگ آغاز میشود:
سکوت عجیبِ قبلِ انفجارها، خیابانهایی که هر روز خلوتتر میشوند، و مردمی که نمیدانند مرزی میان شجاعت و بیحسی کجاست. این روایتها، چهرهای ملموس و انسانی از بغداد میسازند؛ شهری که همزمان میترسد و مقاومت میکند.
ثبت روزمرگیهایی که معمولی نیستند
یکی از بخشهای مهم کتاب، پرداختن به جزئیات ساده و معمولی زندگی است:
صف طولانی آب و نان، قطعی برق، تلاش برای پیدا کردن دارو، و گفتوگوهای کوتاه میان همسایههایی که نمیدانند فردا همدیگر را خواهند دید یا نه. نویسنده این لحظات کوچک را برجسته میکند تا نشان دهد جنگ فقط خط مقدم نیست؛ جنگ در آشپزخانهها، اتاقهای تاریک و کوچههای ویران نیز جریان دارد.
نیکوکاری در دل ویرانی
در میان توصیفها، لحظههایی از نیکوکاری برجسته است:
پزشکی که بدون دارو بیماران را آرام میکند، زن مسنی که سهمیه نانش را با همسایهای تقسیم میکند، جوانانی که بعد از هر انفجار برای کمک به خیابانها میدوند. این کنشهای کوچک، با اینکه ظاهراً بیاهمیتاند، نشان میدهند انسانیت چگونه میتواند در سختترین شرایط بدرخشد. بخشهایی از کتاب دقیقاً همین تضاد را میسازد: ویرانی در بیرون، مهربانی در دل مردم.
روایت از داخل، بدون قهرمانسازی
نویسنده شخصیتپردازی نمیکند؛ او قهرمان نمیسازد. همسایهها، دوستان و حتی آدمهای غریبه در قصه، «مردم معمولی» هستند که تلاش میکنند زنده بمانند. این نگاه بیواسطه، کتاب را از یک روایت جنگیِ صرف، به یک اثر جامعهشناختی نزدیک میکند.
لایه پنهان کتاب: نقد خاموش جنگ
در بخشهای مختلف، نویسنده بدون شعار، تأثیر جنگ بر روان جامعه را نشان میدهد: کودکانی که دیگر نمیخندند، مادرانی که به آژیرها عادت کردهاند، مردانی که هر روز صبح با چهرهای خستهتر از خانه بیرون میروند.
این بخشها کتاب را به سندی از فرسایش تدریجی روح جمعی تبدیل میکند.
اهمیت کتاب برای امروز
«یادداشتهای بغداد» نه تنها روایت یک دوره تاریخی، بلکه هشداری درباره شکنندگی تمدن شهری و نقش مردم در بقای آن است.این اثر به خواننده یادآوری میکند که جنگ پایان مهربانی نیست؛ بلکه گاه آغاز شکلهای تازهای از همبستگی و نیکوکاری است.
کتاب «یادداشت بغداد» دعوتی است به درونِ خودمان. این یادداشتها به ما نشان میدهند که چگونه میتوان در دلِ هیاهو و آشوب، با ثبتِ جزئیاتِ زندگی، با واژگانِ برآمده از اعماقِ وجود، روایتی منحصربهفرد از تجربیاتِ شخصیِ خودمان خلق کنیم. این کتاب به ما میآموزد که هر ترس، هر امید، هر لحظه ناب و هر اندوهِ پنهانی، شایسته ثبت شدن است و همین نوشتن، خود، مسیری است برایِ درکِ بهترِ موقعیتِ کنونی، برایِ تاب آوردنِ روزهایِ سخت، و برایِ یافتنِ آن نوری که حتی در تاریکترینِ ساعات، در وجودِ خودمان سوسو میزند.
لحن و سبک
نثر کتاب تصویری و موجز است. نویسنده با چند جمله کوتاه، خیابانهایی را میسازد که بوی دود و سوختگی میدهند، آسمانی را نشان میدهد که همیشه صدایی تهدیدکننده در آن هست، و خانههایی را تصویر میکند که هر لحظه ممکن است فرو بریزند. درست مانند آنچه این روزها ما در ایران تجربه میکنیم. در عین حال، کتاب لحظات شاعرانه نیز دارد—لحظاتی از امید کوچک، آرامش کوتاه یا خاطرههای شیرین قبل از جنگ.
یادداشت از مهشید رضائی
پژوهشگر تاریخ و جامعه