طرح میزبان: فرصتی برای مهربانی، با تأثیری همیشگی
«علی، نارس به دنیا آمده. من فقط همینقدر درباره اش میدانم. حدود ۲۰ روزگیاش، او را به من و همسرم تحویل دادند. الان دو ماهی میشود که با خانواده ۴ نفرهی ما زندگی میکند.» اینها را نفیسه به خِیرِ ایران میگوید. زنی ۴۴ ساله با دو فرزند زیستی ۸ و ۱۶ ساله که تا کنون ۴ کودک را در دورههای مختلف و به شکل مجزا میزبانی کرده است. «همه چیز از جنگ ۱۲ روزه شروع شد. در آن ایام با خبر شدیم که به شکل اورژانسی و اضطراری، بعضی از شیرخوارگاهها را تخلیه میکنند و برای یک مدت کوتاه، بچهها را به خانوادهها میسپارند تا امنیت بچهها حفظ شود.» در آن روزها، کودکی به نفیسه نرسید. «ولی فکرش با من ماند. بعد از جنگ در طرح میزبان ثبت نام کردیم و توانستیم کودکانی را میزبانی کنیم.» نفیسه تنها یک نمونه از کسانی است که در طرح میزبان شرکت کردهاند. طرحی که به گفته حمیدرضا الوند؛ سرپرست دفتر مراقبت و توانمندسازی کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی کشور از آذر سال ۱۴۰۲ در قالب یک آیین نامه اجرایی توسط وزیر دادگستری در ۷۵ ماده ابلاغ شد و در آن به سازمان بهزیستی اجازه داده شد تا طرح میزبان را در راستای توسعه برنامههای خانوادهمحور اجرا کند. طبق آمار منتشرشده از سوی بهزیستی، از اواخر سال ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۴، ۵۱۰ کودک در قالب طرح میزبان، به خانوادهها واگذار شده است.
هر چند که عنوان «طرح میزبان» جدید است، اما همین طرح با تفاوتهایی و البته به شکل بسیار محدود سالها تحت عنوان «امین موقت» اجرا میشد. در طرح امین موقت هم کودکان، موقتاً به خانوادهها سپرده میشدند. اما تفاوت آن با طرح میزبان در این است که واگذاری کودک در میزبان، بر خلاف امین موقت به حکم قضایی نیاز ندارد و از طرفی گزینش و انتخاب خانوادهها در میزبان سادهتر است.
ریشههای طرح میزبان
اگر بخواهیم از منشأ طرح میزبان بگوییم، باید به سراغ طبیعیترین نیازهای کودک برویم. نیازهایی که با وجود تلاش و مراقبت از کودکان در سازمان بهزیستی، هیچوقت شانس برآورده شدن ندارند. زیست تیمی و گروهی در بهزیستی، مربیانی که ممکن است عوض شوند و عدم شخصیسازی در رفتار با کودکان، از جمله آسیبهایی است که مراکز اینچنینی دارد.
سازمان بهزیستی هم در توضیح طرح میزبان، بر روی همین نیازها تاکید میکند. اینکه تا همین ۲۰۰ سال پیش، کودکان بی سرپرست به اقوام نزدیک سپرده میشدند و از ۲۰۰ سال پیش به اینطرف، به تقلید از غرب، مراکزی تحت عنوان دارالایتام تأسیس شد تا متولی نگهداری از این کودکان باشد. ممکن است این سوال پیش بیاید که طرح فرزندخواندگی که واگذاری دائمی کودک به خانواده است، نمیتواند کمکی به کودکان بکند؟ یا چرا با وجود طرح فرزندخواندگی و البته صفهای طولانی خانوادههای در انتظار فرزندخواندگی، باز هم کودکانی در سازمان بهزیستی باقی میمانند؟
به گفته الوند، سالانه ۲۵۰۰ کودک در طرح فرزندخواندگی که نگهداری دائمی از کودکان است، به خانوادهها سپرده میشوند اما ماجرا از آنجا پیچیده میشود که تنها کودکانی قادرند در طرح فرزندخواندگی شرکت کنند که طبق قانون، پدر، مادر و جدّ پدری ندارند. این در حالی است که ۸۷ درصد کودکان تحت سرپرستی بهزیستی در سالهای اخیر، جزو کودکان بدسرپرست هستند که امکان شرکت در طرح فرزندخواندگی ندارند یا به سختی این امکان وجود دارد که دادگاه درباره این کودکان حکم قضایی سلب دائم ولایت از والدین زیستی را صادر کند. در نتیجه این کودکان نه امکان برگشت به خانواده بدسرپرست را دارند و نه شانس حضور در طرح فرزندخواندگی (نگهداری دائم) برای آنها مهیا است؛ بنابراین این کودکان، مخاطب طرح میزبان خواهند بود. هر چند که طرح میزبان، علاوه بر کودکان بدسرپرست، میزبان کودکان بیسرپرستی که هنوز به فرزندخواندگی انتخاب نشدهاند هم هست.
سازمانهایی چون یونیسف هم بر این تاکید دارند که بهترین گزینه برای کودکان، زندگی در خانواده است، نه مراکز شبانهروزی؛ و از این رو، کشورهای مختلف در تلاشند تا از مدلهای خانوادهمحور استفاده کنند. در خانواده، یک یا چند بزرگسالِ ثابت، قابل پیشبینی، پاسخگو و عاطفی وجود دارند.
پشتوانه علمی طرح میزبان چیست؟
الهه زنی ۴۹ ساله است که به همراه همسر و دو دختر ۱۸ و ۲۰ ساله اش تا کنون توانستهاند، میزبان دو کودک باشند. اولین تجربه الهه، حسام چند ماهه و دومین تجربه او که همچنان ادامه دارد، میزبانی از پناه ۳ ساله است. او به خبرنگار خیر ایران میگوید: «همه دائما از ما میپرسند این مراقبت موقتی چه فایدهای داره؟ چقدر میتواند در زندگی این بچه تاثیر داشته باشد؟ من و دخترهایم اینطور جواب میدهیم که تجربه خانواده داشتن مثل یک نور ولو کوچک در زندگی این بچهها باقی میماند.» سوالی که اطرافیان از الهه میپرسند، سوال بسیاری است. جواب این سوال را میتوان از ابعاد مختلف داد. خانم کریمی، یکی از مشاوران بهزیستی در گفتوگو با خیر ایران به این نکته اشاره میکند که این بچهها اغلب قرار نیست به سازمان برگردند. طرح میزبان تا زمانی که کودک برای طرح فرزندخواندگی به خانواده دائمی سپرده شود یا تا زمانی که والدین زیستی بچهها، آمادگی نگهداری از آنها را پیدا کنند، در خانواده میزبان میمانند. مگر اینکه خود خانواده تمایلی نداشته باشد که در این صورت به خانواده میزبان دیگری سپرده میشوند.
سازمانهایی چون یونیسف هم بر این تاکید دارند که بهترین گزینه برای کودکان، زندگی در خانواده است، نه مراکز شبانهروزی؛ و از این رو، کشورهای مختلف در تلاشند تا از مدلهای خانوادهمحور استفاده کنند. در خانواده، یک یا چند بزرگسالِ ثابت، قابل پیشبینی، پاسخگو و عاطفی وجود دارند. اما در مراکزِ مراقبتها شیفتی و رابطههای ناپایدار، کودک میآموزد که وابسته نشود. در مقابل کودک این مفهوم را در خانواده تجربه میکند که «من مهم هستم.» این تجربه حتی اگر موقت باشد، اثری ماندگار خواهد داشت.
تحقیقات نشان داده است که محرومیت عاطفی میتواند در رشد مغز کودکان موثر باشد. همچنین کمبود تماس فردی، منجر به اختلال در تنظیم هیجان و استرس خواهد شد. اما خانواده به کودک، تماس بدنی، گفتوگوی روزمره و واکنش شخصی به گریه، ترس و شادی میدهد. تمامی اینها روی قشر پیش پیشانی و سیستم تنظیم استرس اثر میگذارد. مراکز نگهداری از کودکان هر چقدر هم مجهز باشند، در نهایت یک زندگی نهادی به کودک میدهد که قوانین جمعی و روابط غیرطبیعی دارد. کودکی که در مرکز بزرگ میشود، اغلب خود را «مورد پرونده» میبیند، نه «عضو یک رابطه». در نهایت خانواده برای حفظ عزت نفس، حس تعلق و حتی کاهش رفتارهای پرخطر در نوجوانی، حیاتی است.
در کشورهای دیگر چه خبر است؟
در دنیا، نمونههای زیادی از برنامههای مشابه طرح «میزبان» بهزیستی وجود دارد. Foster Care یکی از رایجترین روشها در کشورهای اروپایی، آمریکا و کاناداست. در این طرح، کودکان بدون سرپرستِ موثر در خانوادهای آموزشدیده و ارزیابیشده به شکل موقت زندگی میکنند تا زمانی که بازگشت به خانواده اصلی یا پذیرش دائم (فرزندخواندگی) ممکن شود. طرح Safe Families for Children نیز در آمریکا اجرا میشود. در این طرح کودکان را به صورت داوطلبانه و کوتاهمدت به خانواده میزبان میسپارند تا بتوانند از خانواده زیستیِ کودک که در بحران به سر میبرد، حمایت کنند.
چطور به خانواده موقت اعتماد میکنید؟
نحوه گزینش و انتخاب خانوادهها برای طرح میزبان سادهتر از طرح امین موقت و بسیار سادهتر از فرزندخواندگی دائم است. اما همین سادهسازیها پیکان انتقاد برخی را به سمت سازمان بهزیستی نشانه میرود که چطور به خانوادهها اعتماد میکنید؟ خانم پورعلی، یکی از مشاوران طرح میزبان در بهزیستی در گفتوگو با خیرِ ایران میگوید: خانوادههای متقاضی، بعد از ثبت نام در سایت http://adoption.behzisti.net و ارسال مدارک اولیه که شامل عدم سوء پیشینه هم هست، به مراکز امین بهزیستی معرفی میشوند. این مراکز سلامت روانی و جسمی متقاضیان را میسنجد و برای آنها آموزشهایی در نظر میگیرد. این آموزشها در حوزههای مختلف روانشناسی و تربیتی است. در ادامه پس از تایید خانواده و تحویل کودک، خانواده موظف است هر هفته شرح حالی از کودک را در سایت بهزیستی ارائه دهد. همچنین چند بار در ماه، از خانواده بازدید میشود.
نفیسه، زنی که هماکنون علی را نگهداری میکند میگوید این بازدیدها با هماهنگی و یکی، دو بار در ماه انجام میشود. الهه که پناه ۳ ساله را میزبانی میکند، میگوید: این بازدیدها برای او کمتر از این بوده است. پورعلی، مشاور طرح میزبان در بهزیستی میگوید: «این کوتاهی و تخلف موسسات خصوصی است که با بهزیستی همکاریِ نظارتی دارند. بهزیستی خود را مکلف میداند که این بازدیدها به شکل دورهای انجام شود. اما بعضاً ممکن است موسسات خصوصی کوتاهیهایی انجام دهند.» با توجه به نکاتی که پورعلی به آن اشاره میکند، میتوان نتیجه گرفت اگرچه طرح میزبان به خودی خود میتواند به کودکان بدسرپرست کمک کند، اما نظارت بر آن، بعضاً ممکن است با بینظمیهایی همراه باشد.
نفیسه، کودکانی را که تا به حال به فرزندخواندگی پذیرفته، از شیرخوارگاه شبیر تهران دریافت کرده است. «من از شبیر راضی بودم. ما جلسات هفتگی در شبیر داریم که موضوعش، چالشها، احساسات و مسائل خانوادهها دربارهی بچهای است که به طور موقت نگهداری میکنند. این جلسات کمک میکند تا خانوادهها دائما بازآموزی شوند.»، اما الهه که پناه را از شیرخوارگاه دیگری دریافت کرده است، از بی نظمیهای آن مرکز شکایت میکند.
چالشها و مشکلات طرح میزبان چیست؟
«بهزیستی سرگذشت بچه را به ما نمیگوید. من نمیدانم این بچه قبل از این چه مشکلاتی داشته است. وقتی پناه به خانه ما آمد، بسیار اضطراب و شب ادراری داشت.» این توضیح الهه درباره کودکی است که به میزبانی گرفته. او در ادامه میگوید: به گفته مسئولان شیرخوارگاه، پناه قبل از طرح میزبان، فقط ۲۸ روز در شیرخوارگاه بوده است. یعنی منشأ اضطرابش ریشه دارتر از اینها است. او هر بار از شیرخوارگاه درباره گذشته پناه پرسیده، اطلاعات کاملتری نگرفته است. خانم پورعلی، یکی از مشاوران طرح میزبان میگوید: «فقط در طرح فرزندخواندگی دائمی است که بهزیستی خود را مکلف میداند سرگذشت کاملی از کودک به خانواده بدهد.» درحالیکه برخی معتقدند اطلاعات بیشتر میتواند به کیفیت بهتر نگهداری منجر شود.
علاوه بر این، موضوعی که خانوادههای مخاطب طرح میزبان مطرح میکنند، دلبستگی است. «حسام، اولین بچهای که قبول کردم، خیلی خوشخنده و شیرین بود. حدود ۳ ماهه بود که به خانه ما آمد. بعد از ۲ ماه، برای حسام خانواده دائمی پیدا شد و از پیش ما رفت. با اینکه از اولش میدانستم حسام قرار نیست همیشه پیش ما بماند، اما بعد از رفتنش به لحاظ روحی حالتی شبیه سوگ را تجربه کردم. خیلی دلتنگش بودم.» این سخنان، نفیسه است که به یکی از پرتکرارترین نقدهایی که به طرح میزبان گرفته میشود، اشاره دارد. اینکه با دلبستگی چه کنیم؟ سازمان بهزیستی بر این نکته تاکید دارد که پیش از تحویل کودک و در جلسات توجیهی با خانوادهها، این موضوع دائماً برای خانواده گفته میشود که این طرح موقت است. همچنین اگر کودک در سنی قابل گفتوگو باشد، مکرراً در این جلسات به او هم گفته میشود که خانواده جدید، موقت هستند. الهه هم میگوید: «من اینها را میدانم. میدانستم که موقت است. اما وقتی حافظ، اولین پسر چند ماهه را از ما پس گرفتند تا به فرزندخواندگی برود، به شدت به هم ریختم. الان هم که پناه پیش من است، بدون اینکه من به او یاد بدهم، مرا مامان صدا میزند. دخترانم هم او را خیلی دوست دارند. از این دلبستگی میترسم.»، اما خانوادههایی که تجربه میزبانی دارند، رفته رفته و با چند بار میزبانی این نکته را با تمام وجود درک میکنند که قرار است منشأ اثری کوچک ولی ماندگار در روح و روان کودک باشند. نفیسه که چندین کودک را تا به حال میزبانی کرده است، این موضوع را بهتر درک میکند تا الهه که تجربۀ دومش است. الهه ادامه میدهد: «همه اش نگرانم که مبادا یکدفعه بیایند و بگویند بچه را بدهید. چون تجربهای که سر حافظ داشتم همین بود. روز قبلش زنگ زدند که حافظ را فردا بیاور. قرار است تحویل خانواده دائمی شود. همین حالا هم به شیرخوارگاه گفتهام که اگر قرار است پناه از خانه ما برود، اقلاً یک هفته به ما زودتر بگویید تا من و دخترانم و همسرم فرصت پذیرفتن این موضوع را داشته باشیم و به پناه هم کمک کنیم تا این جدایی را درک کند.» توجه به همین جزییات میتواند طرح میزبان را با اثربخشی و مقبولیت بیشتری همراه کند.
از همه اینها گذشته، در طرح میزبان، اولویت واگذاری با کودکان واجد شرایط هفت سال به بالا است. زیرا بیشترین تعداد کودکانی که متقاضی سرپرستی دائم یا فرزندخواندگی هستند، در سن صفر تا سه سال یا سن صفر تا ۶ سال هستند. در نتیجه کودکان بالای ۶ سال و حتی نوجوانان ساکن در بهزیستی نمیتوانند بودن در یک خانواده امن را تجربه کنند. اگرچه آمار دقیقی از سن بچههای طرح میزبان توسط بهزیستی منتشر نشده، اما خانم پورعلی از مشاوران بهزیستی به خیرِ ایران میگوید: تا ۸۰ درصد از کودکانی که در طرح میزبان بودهاند، زیر ۸ ساله هستند و خانوادهها متقاضی این رده سنی هستند. این موضوع به این معنی است که طرح میزبان نتوانسته است بر اولویتی که در نظر داشته است، جامه عمل بپوشاند.
طرح میزبان، نوری در زندگی کودکان آسیبپذیر
مجموع روایتها، تجربههای خانوادههای میزبان، نظر کارشناسان و شواهد علمی، یک نکته را روشن میکند. اینکه طرح میزبان میتواند پاسخی برای کودکان نیازمند به یک خانواده امن باشد. این پاسخ اگرچه دائمی نیست، اما میتواند تفاوتی معنادار در مسیر زندگی کودک ایجاد کند. مسئله اصلی طرح میزبان، بودن یا نبودن آن نیست، بلکه اجرای آن است. روندها در اجرای طرح میزبان ممکن است با اعمال سلیقه یا تفاوت در اجرا یا بی نظمی همراه شود. هر کجا گزینش خانوادهها دقیقتر بوده، آموزشها، جدی گرفته شده، نظارتهای منظم انجام شده و انتقال کودک با آمادگی روانی همراه بوده، تجربهها کم هزینهتر و اثربخشتر بودهاند.
طرح میزبان میتواند مفهوم «زندگی خانوادگی» را به کودکان بدهد. به شرط آنکه کودک و خانواده در این مسیر با هم، همراستا باشند و سیستم، نقش تنظیم گر و مراقب خود را جدی بگیرد. در این صورت، طرح میزبان نه یک راه حل اضطراری، بلکه ابزاری موثر در سبد حمایت اجتماعی از کودکان آسیبپذیر خواهد بود. الهه میگوید: «پناهِ الان با پناهی که تحویل گرفتیم، خیلی فرق کرده. دیگر از شبادراری خبری نیست. سطح اضطرابش به وضوح پایین آمده؛ و همه این تغییرات فقط در دو ماه اتفاق افتاده.» این جملات مُشتی کوچک از خروارها تجربۀ مثبت در طرح میزبان است.
گزارش از حکیمه صنیعفر