کد خبر:۴۸۱۰

بازتاب فضای نظارتی خیریه‌ها در سریال «وحشی»

در سریال «وحشی»، خیریه‌ها بر سر دوراهی سرنوشت‌سازی قرار می‌گیرند؛ از یک سو، باید سنگِ بنای اعتماد عمومی باشند و از سوی دیگر، ممکن است سازوکارهای انعطاف‌ناپذیر این نهادها به طردِ بیشتر افراد آسیب‌دیده بینجامد.
بازتاب فضای نظارتی خیریه‌ها در سریال «وحشی»

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، نهادهای خیریه در هر جامعه‌ای یکی از مهم‌ترین بازوهای حمایتی به‌شمار می‌روند؛ نهادهایی که مأموریت اصلی‌شان کاستن از رنج انسان‌ها و ترمیم شکاف‌های ناشی از فقر، نابرابری و بحران‌های گوناگون است. در قسمت‌های ۳ و ۴ فصل دوم سریال «وحشی»، یکی از پیچیده‌ترین ابعاد این مأموریت؛ یعنی نسبت خیریه‌ها با مسئلهٔ بازتوانی اجتماعی و حمایت از افراد سابقه‌دار نمایان می‌شود.

زندگی در سایهٔ دیوارهای بلند بی‌اعتمادی

 وحشی سریالی در ژانر درامِ اجتماعی است که زندگی علی اشرف پروانه؛ زندانی معروف پروندهٔ جنایی را بازتاب می‌دهد. بااین‌حال، تمرکز اصلی داستان فقط بر وقوع جرم نیست و در کنار آن به عوامل فروپاشی روانی افراد آسیب‌دیده توجه شده است. در حقیقت، شخصیت داوود اشرف؛ با بازی جواد عزتی نمونه‌ای از آدم‌های بسیاری است که در تلاش برای بازگشت به زندگی عادی با دیوارهای بلند بی‌اعتمادی روبه‌رو می‌شود. 

 از سوی دیگر، در فصل دوم سریال، خیریه‌ها به‌عنوان نهادهایی با مسئولیتی سنگین و چندلایه؛ هم باید از سوءاستفاده‌های احتمالی جلوگیری کنند و هم راه‌های دسترسی عادلانه به حمایت مالی را باز بگذارند. 

 

نقد فضای نظارتی خیریه‌ها در سریال «وحشی»

 

مروری بر فصل اول سریال وحشی

 در فصل نخستِ سریال، با گذشتهٔ داوود اشرف و شرایطی آشنا می‌شویم که در شکل‌گیری شخصیت او نقش داشته‌اند. داوود، کارگری با مشکلات معیشتی خاص خود است که براساس یک حادثه، سر از زندان درمی‌آورد؛ از همین رو، فصل اول سریال بیش از آن‌که بر محکوم‌کردن این شخصیت تمرکز داشته باشد، زمینه‌ها و ریشه‌های مسائل زندگی داوود را به نمایش می‌گذارد. از این منظر، مشکلات داوود در بسیاری موارد، نتیجهٔ زنجیره‌ای از ناکامی‌های فردی و اجتماعی است.

خیریه‌ها و مصائب اعتمادسازی

 در قسمت‌های ۳ و ۴ فصل دوم، ما اعضای خیریه‌ای را می‌بینیم که برای اعطای کمک، به بررسی‌های دقیق و راستی‌آزمایی تأکید دارند. این رویکرد از منظر حفظ اعتماد عمومی، قابل درک است؛ در عین حال، ممکن است سازوکارهای موجود برای افرادی که در موقعیت‌های بحرانی و پیچیده قرار دارند، به مانعی ناخواسته تبدیل شود.

 داوود پس از آزادی از زندان ناچار می‌شود برای بهبود وضعیتش به دروغ بگوید پدرش سرطان دارد. او امید دارد به این طریق خانه‌ای برای پدرش فراهم کند و از آسایشگاه سالمندان نجاتش دهد؛ بنابراین برای دریافت کمک مجبور است روایت خود را به شکلی ارائه دهد که با معیارهای دریافت حمایت هم‌خوانی داشته باشد. موقعیتی که پرسش‌برانگیز است؛ تا به‌عنوان ناظر ماجرا از خود بپرسیم آیا می‌توان سازوکارهایی را طراحی کرد که ضمن حفظ دقت، انعطاف‌پذیری بیشتری نسبت به شرایط خاص افراد داشته باشند؟

 

نقد فضای نظارتی خیریه‌ها در سریال «وحشی»

 

بازتوانی اجتماعی؛ حلقه‌ای که نیازمند تقویت است

 در همان قسمت‌های نخست می‌بینیم حمایت از افرادی مانند داوود، تنها در قالب کمک‌های مالی خلاصه نمی‌شود. آنچه بیش از هرچیز اهمیت دارد، ایجاد مسیرهایی برای بازتوانی، اشتغال پایدار و بازیابی عزت‌نفس چنین فردی است. در این صورت است که خیریه‌ها می‌توانند نقشی کلیدی در تکمیل زنجیرهٔ حمایت اجتماعی ایفا کنند و فراتر از امدادرسانی کوتاه‌مدت، فرد را به چرخهٔ سالم زندگی بازگردانند.

 در نهایت، قسمت‌های ۳ و ۴ فصل دوم وحشی، بیش از آن که در پی نقد مستقیم باشد، پرسشی اخلاقی را مطرح می‌کند؛ این‌که چگونه می‌توان میان حفظ اعتماد عمومی و گشودن مسیرهای دوباره برای انسان‌های آسیب‌دیده تعادل برقرار کرد؟ این نگاه می‌تواند نقطهٔ عزیمتی برای گفت‌وگوهای سازنده دربارهٔ شکل‌گیری رفتارهای حمایتی انسانی‌تر و فراگیرتر باشد.

 

نقد فضای نظارتی خیریه‌ها در سریال «وحشی»

یادداشت از نیلوفر بختیاری

 


ارسال دیدگاه
captcha