روز جهانی انرژی پاک: سازمانهای مردمنهاد، پل میان آرمانهای جهانی و اقدامات محلی
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، ۲۶ ژانویه مصادف با ششم بهمن ماه، «روز جهانی انرژی پاک» که توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد تأسیس شده است، از سوی جهانیان گرامی داشته میشود. این روز فراخوانی جهانی برای شتاب بخشیدن به گذار از سوختهای فسیلی به سمت سیستمهای انرژی پاک، پایدار و عادلانه برای همه مردم و کره زمین است. تاریخ این روز همزمان با سالگرد تأسیس «آژانس بینالمللی انرژی تجدیدپذیر» (IRENA) است که بر اهمیت همکاری بینالمللی در این زمینه تأکید دارد.
سازمانهای بینالمللی فعال در حوزه انرژی و توسعه، همزمان با فرارسیدن روز جهانی انرژی پاک، جامعه جهانی را در آستانه یک «انشعاب بزرگ» قرار دادهاند. این اصطلاح به وضعیت فعلی اشاره دارد که در آن، پیشرفت چشمگیر فناوریهای سبز در یک سو، و عقبماندگی فزاینده و خطرناک در دسترسی به این فناوریها در سوی دیگر قرار گرفته است. این روز که مصادف با سالگرد تأسیس آژانس بینالمللی انرژی تجدیدپذیر (IRENA) است، امسال نه در قامت یک جشن، بلکه در قالب یک فراخوان فوری برای اقدام عادلانه گرامی داشته میشود.

چرا این گذار حیاتی است؟
گذر به انرژی پاک تنها یک موضوع زیستمحیطی نیست، بلکه پایهای برای توسعه جهانی و ثبات اقتصادی به شمار میرود. این گذار حیاتی به دلیل 1- ضرورت اقلیمی، ضروری است و 2- به عنوان موتور توسعه برای ایجاد فرصتهای اقتصادی نیاز بشری است. تولید انرژی منبع حدوداً سهچهارم از انتشار گازهای گلخانهای جهانی است. تحول سریع سیستمهای انرژی برای دستیابی به اهداف توافقنامه پاریس امری غیرقابل مذاکره است.
رسیدن به جهانی عاری از سوختهای فسیلی، موتور توسعه جهان فردا به حساب میآید. انرژی پایهگذار حدوداً دو سوم از اهداف «اهداف توسعه پایدار» (SDG) سازمان ملل است. برق مطمئن برای پیشرفت در حوزههای بهداشت و درمان، آموزش، کاهش فقر و برابری جنسیتی حیاتی است. برای نمونه، نزدیک به ۱ میلیارد نفر در کشورهای کمدرآمد توسط مراکز بهداشتی-درمانی بدون برق قابل اطمینان خدمترسانی میشوند. رسیدن به این هدف فرصتهای اقتصادی را برای جوامع به وجود خواهد آورد. بخش انرژی پاک در حال حاضر حدود ۱۶.۶ میلیون نفر را در سراسر جهان مشغول به کار کرده است. هر دلار سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، سه برابر بیشتر از صنعت سوخت فسیلی شغل ایجاد میکند.
فقر انرژی و نابرابری
علیرغم این پیشرفتها، شکافهای عمیق در دسترسی به انرژی، صدها میلیون نفر را در معرض خطر باقی ماندن در تاریکی قرار میدهد. هنوز ۶۶۶ میلیون نفر بدون هیچ دسترسی به برق زندگی میکنند که بیش از ۸۵٪ آنها در جنوب صحرای آفریقا هستند. حدود ۲.۱ میلیارد نفر برای پختوپز به سوختهای آلایندهای مانند چوب یا فضولات حیوانات متکی هستند که منجر به آلودگی هوای داخلی خطرناک میشود. در جنوب صحرای آفریقا، تعداد افراد فاقد دسترسی به روشهای پختوپز پاک، سالانه به دلیل رشد جمعیت، ۱۴ میلیون نفر افزایش مییابد. عدم تعادل تأمین مالی انرژی پاک بسیار نابرابر است. به عنوان مثال، قاره آفریقا که برخی از بهترین منابع خورشیدی جهان را دارد، تنها ۲٪ از سرمایهگذاری جهانی در انرژی پاک را دریافت میکند. کشورهای گروه ۲۰ تقریباً ۹۰٪ از ظرفیت انرژی پاک جهانی را در اختیار دارند.
بر پایه آخرین گزارشهای منتشرشده توسط برنامه محیط زیست سازمان ملل (UNEP) و آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، سرمایهگذاری جهانی در انرژیهای پاک و تجدیدپذیر در سال گذشته میلادی (۲۰۲۵) برای نخستین بار به رقم بیش از ۲.۲ تریلیون دلار رسید. این رقم، دستاوردی تاریخی محسوب میشود و تقریباً دو برابر سرمایهگذاری انجامشده در بخش سوختهای فسیلی در همان دوره است. موتور محرک این رشد بیسابقه، صرفه اقتصادی انکارناپذیر انرژیهای نو بوده است؛ به طوری که هماکنون، افزودن بیش از ۹۰ درصد از ظرفیت جدید تولید برق جهان از طریق منابعی مانند خورشید و باد، ارزانتر از ساخت نیروگاههای جدید زغالسنگ یا گاز طبیعی تمام میشود.
با این حال، پشت این ارقام درخشان، یک واقعیت تلخ و نگرانکننده نهفته است. این سرمایهگذاری عظیم و ظرفیت نصبشده جدید، به طور بسیار نابرابری در سطح جهان توزیع شده است. بر اساس تحلیلهای آژانس بینالمللی انرژی تجدیدپذیر، کشورهای عضو گروه ۲۰ که شامل اقتصادهای بزرگ و توسعهیافته میشوند، حدود ۹۰ درصد از کل ظرفیت انرژی پاک نصبشده در کره زمین را در اختیار دارند. این در حالی است که سهم قاره آفریقا -که میزبان برخی از بهترین و فراوانترین منابع انرژی خورشیدی جهان است- از این کیک سرمایهگذاری چندتریلیون دلاری، تنها حدود ۲ درصد برآورد میشود.
این نابرابری عمیق در تأمین مالی، پیامدهای انسانی ملموس و فاجعهباری به دنبال دارد. طبق آمار بانک جهانی و آژانس بینالمللی انرژی، در حال حاضر حدود ۶۶۶ میلیون نفر در سراسر جهان فاقد کوچکترین دسترسی به برق هستند. نکته هولناک اینجاست که بیش از ۸۵ درصد از این جمعیت، ساکن منطقه جنوب صحرای آفریقا هستند. افزون بر این، نزدیک به ۲.۱ میلیارد نفر از ساکنان کره زمین برای پختوپز و گرمایش، مجبور به استفاده از سوختهای آلایندهای مانند چوب، ذغالچوب و فضولات حیوانات هستند. آلودگی هوای داخل خانه ناشی از این سوختها، سالانه عامل مرگ زودرس میلیونها نفر، به ویژه زنان و کودکان، گزارش شده است.
خانم «ربکا گرین»، مدیر ارشد بخش انرژی در برنامه توسعه ملل متحد (UNDP)، در توضیح این بحران میگوید: «دادهها به وضوح نشان میدهند که جهان در حال حرکت در دو مسیر کاملاً مجزا است. کشورهای ثروتمند با سرعتی بالا به سمت آیندهای پاک و مبتنی بر فناوریهای نو پیش میروند، در حالی که بسیاری از کشورهای کمدرآمد در گذشتهای آلوده و فاقد توسعه، محبوس ماندهاند. این نه تنها یک بیعدالتی بزرگ انسانی است، بلکه تحقق اهداف جهانی اقلیمی توافق پاریس را نیز ناممکن میسازد، چرا که هیچ راه حل اقلیمیای بدون عدالت و همهشمولی، پایدار نخواهد بود.»
راه پیش رو: غلبه بر موانع مالی و ایجاد عزمی جهانی
کارشناسان برای عبور از این شکاف عظیم، بر حل سه چالش کلیدی تأکید دارند: نخستین و بزرگترین مانع، شکاف مالی نجومی است. برآورد میشود که برای دستیابی به هدف برقرسانی جهانی تا سال ۲۰۳۰، سالانه بین ۳۵ تا ۴۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری متمرکز در کشورهای در حال توسعه ضروری است. در حالی که جریان فعلی سرمایه بسیار کمتر از این رقم است. دومین چالش، بحران هزینه استقراض است. کشورهای کمدرآمد مجبورند برای تأمین مالی پروژهها، وامهایی با نرخ بهره بسیار بالا دریافت کنند که گاه ۷ تا ۱۰ برابر نرخ بهره در کشورهای ثروتمند است.
این امر، هزینه هر پروژه انرژی پاک را به طور مصنوعی بالا برده و آن را غیراقتصادی میکند. سومین مانع ساختاری، وجود یارانههای سنگین به سوختهای فسیلی است. گزارش صندوق بینالمللی پول نشان میدهد که تنها در سال ۲۰۲۲، یارانه مستقیم و غیرمستقیم به صنعت سوخت فسیلی به حدود ۷ تریلیون دلار رسیده است. این رقم حیرتآور -که بیش از سه برابر کل سرمایهگذاری جهانی در انرژی پاک است- بازار را مخدوش کرده و رقابت را برای انرژیهای نو دشوار میسازد.
راهحلهای پیشنهادی بر سه محور استوار است:
-
تضمین و کاهش ریسک سرمایهگذاری: نهادهای مالی بینالمللی مانند بانک جهانی باید با ارائه تضمیننامههای قوی، ریسک سرمایهگذاری در کشورهای فقیر را کاهش دهند تا نرخ بهره وامها برای پروژههای سبز به شدت افت کند.
-
تغییر جهت جریان یارانهها: جامعه جهانی باید برای بازتخصیص حتی بخش کوچکی از ۷ تریلیون دلار یارانه سالانه سوخت فسیلی به سمت توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و بهبود بهرهوری انرژی، توافق کند. این اقدام میتواند بازی را به کلی تغییر دهد.
-
توسعه مشارکتهای نوآورانه: ایجاد مدلهای جدید مالی و شراکتی که ریسک را بین دولتهای میزبان، سرمایهگذاران خصوصی و نهادهای توسعهای بینالمللی به اشتراک میگذارد، برای جذب سرمایه ضروری است.
نقش حیاتی سازمانهای غیردولتی (NGO ها)
دستیابی به این گذار عظیم، تنها از عهده دولتها و نهادهای بینالمللی خارج است. سازمانهای غیردولتی (NGO ها) به عنوان بازیگران کلیدی، پلی میان جوامع محلی، دولتها و بخش خصوصی ایجاد کرده و نقشهای متنوع و حیاتی ایفا میکنند. فعالیت آنان را میتوان در چند محور اصلی دستهبندی کرد:
الف) اجرا و پیادهسازی در سطح محلی: این سازمانها با شناخت عمیق از بافت محلی، پروژههای انرژی پاک را متناسب با نیازهای خاص جوامع طراحی و اجرا میکنند. این اقدامات مستقیم، زندگی میلیونها نفر را متحول کرده است. مثال: یک سازمان غیدولتی به نام«سولار اد»، ( SolarAid) با توزیع پنلهای خورشیدی در جوامع دورافتاده آفریقا، دسترسی به نور پاک را فراهم و وابستگی به چراغهای نفتی خطرناک را کاهش داده است.
ب) توانمندسازی و آموزش: سازمانهای مردمنهاد با برگزاری کارگاههای آموزشی نصب و نگهداری سیستمهای خورشیدی یا کمپینهای آگاهیبخش درباره بهرهوری انرژی، ظرفیت جوامع را برای پذیرش و تملک این فناوریها افزایش میدهند. برای مثال ابتکار غیردولتی « سولار سیستر»( Solar Sister) با آموزش و تجهیز زنان در آفریقا به عنوان کارآفرینان انرژی خورشیدی، هم دسترسی به انرژی پاک را گسترش داده و هم موجب توانمندسازی اقتصادی زنان شده است.
ج) تأمین مالی و فنی:این سازمانها با جذب کمکهای مالی، اعطای گرنت و ارائه پشتیبانی فنی، شکاف میان منابع مالی بینالمللی و نیازهای جوامع محلی را پر میکنند و اجرای پروژهها را ممکن میسازند.
د) حمایتگری و اثرگذاری بر سیاستها: سازمانهای مردمنهاد میتوانند با تولید پژوهشهای مستدل، بسیج افکار عمومی و لابیگری، بر دولتها فشار میآورند تا قوانین و سیاستهای حمایتکننده از انرژی پاک را تصویب و بودجه لازم را تخصیص دهند. برای مثال گروههایی مانند «ائتلاف آبوهوای پاک» (CCAC) با همکاری دولت و دیگر نهادهای زیستمحیطی در برخی از کشورهای غربی، سیاستهای یکپارچه برای کاهش آلایندههای آبوهوایی در بخشهایی مانند حملونقل پیشنهاد و اجرا میکنند. و یا در آمریکا یک گروه غیردولتی متشکل از مادران به نام « نیروی مادران هوای پاک» «Moms Clean Air Force» در آمریکا توانستند با بسیج خانوادهها، نقش تعیینکنندهای در تصویب قوانین تاریخی برای تأمین بودجه اتوبوسهای مدرسه پاک داشت.
ه) نظارت و همکاریهای بینبخشی: سازمانهای مردمنهاد در بسیاری از کشورهای دنیا با رصد تأثیر پروژهها و انتشار شفاف نتایج، به یادگیری جمعی و بهبود مستمر کمک میکنند. همچنین، با ایجاد ائتلافهای بینالمللی (مانند ائتلاف برای هوای پاک با شرکت شرکتهای بزرگی مانند گوگل و مرسک)، استانداردهای شفافیت را در بخش خصوصی ارتقا میدهند.
منابع: