بالاترین نیکوکاری از منظر امام حسین (ع)، آزادگی و آزادی انسان بود
شکی نیست که «احسان» یکی از اموری است که در دین اسلام بسیار مورد سفارش و تأکید قرار گرفته، «احسان» و نیکوکاری در اسلام چنان حائز اهمیت است که مورد دستور و سفارش مستقیم باری تعالی قرار گرفته و در قرآن کریم، به عنوان مهمترین منبع احکام اسلامی میخوانیم: «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْاحْسَنِ وَ إِيتَاى ذِى الْقُرْبىَ وَ يَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنكَرِ وَ الْبَغْىِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُون» (به راستى خدا به عدالت و احسان و بخشش به خويشاوندان فرمان مىدهد، و از فحشا و منكر و ستمگرى نهى میكند. شما را اندرز مىدهد تا متذكّر شويد.)
با توجه به اهمیت والای احسان که مختصری در مورد آن گفته شد، تردیدی نمیماند که این امر مهم الهی، مورد توجه اهل بیت (ع) که پیشوایان و اسوهٔ دینی مردم بودهاند نیز قرار گرفته است و بازتاب این مهم را میتوان در سیرهٔ قولی و عملی ایشان مشاهده کرد. بالطبع با جستجویی در اقوال و احوال حضرت امام حسین (ع) نیز میتوان مصادیقی از نیکوکاری یافت.
در فرمایشات آن حضرت (ع) میتوان نمونههای بسیاری از سفارش و توصیه به احسان یافت، همچون: «َ اكْسِبُوا الْحَمْد بِالنُّجْح» (با برآورده کردن نیازهای دیگران، برای خود ستایش [مردم و احترام] کسب کنید.) ولیکن در این یادداشت سعی بر این است که بیشتر سیرهٔ عملی آن حضرت (ع) مورد توجه قرار گیرد، در سیرهٔ عملی ایشان نمونهٔ قابل تأملی به چشم میخورد که خلاصهای از آن ذکر میشود: از امام حسین (ع) نقل است که ایشان باغی داشت که یکی از غلامانشان به نام «صافی» مسئول ادارهٔ آن بود، روزی امام (ع) و همراهانشان سرزده به آن باغ رفتند و مشاهده کردند که آن غلام در حالی غذا خوردن است و هر تکه نانی که برمیدارد نیمی از آن را جلوی سگی میاندازد. امام (ع) از وی علت این کار را میپرسد و وی پاسخ میدهد که این سگ متعلق به شماست و از باغ شما حراست میکند و من هم بندهٔ شما هستم و هردو از مال شما می خوریم، شرم کردم که از نان شما بخورم، در حالی که این سگ به من نگاه میکند و چیزی به او ندهم. امام (ع) از پاسخ غلام به گریه افتاد و او را آزاد کرد و هزار دینار و باغ را به وی بخشید.
این ماجرا دو نکتهٔ حائز اهمیت دارد، نکتهٔ اول، اهتمام ویژهٔ امام (ع) به پاسخ شایسته دادن و مأجور گذاردن احسان است، چنانچه در قرآن کریم آمده: «هَلْ جَزَاءُ الْاحْسَانِ إِلَّا الْاحْسَان» (آیا پاداش نیکی جز نیکی است؟)؛حفظ و توسعهٔ زنجیرهٔ نیکی و نیکوکاری اهمیت فراوانی دارد و موجب ایجاد انگیزهٔ مضاعف در خیرین و نیکوکاران و همچنین تداوم نیکوکاری و افزایش تعداد نیکوکاران میشود. البته شکی نیست که نیکی و احسان حتی اگر در دنیا مورد اجر واقع نشود، حسب وعدهٔ صریح الهی قطعاً در آخرت دارای اجر خواهد بود، ولیکن رویکرد امام (ع) در اجری که به نیکی آن غلام دادند، اهمیت مسئله تقدیر از نیکوکار را متذکر میشود.
نکتهٔ دوم که از این ماجرا استنباط میشود و تمرکز اصلی این نوشته معطوف به آن است، نوع نیکوکاریای است که امام (ع) در حق غلام میکند، یعنی آزاد کردن و «حریت» او در وهلهٔ اول، و اعطای پول و باغ به او در وهلهٔ دوم و سوم؛ از مجموع اینها می توان اسنتباط کرد که امام (ع) هم به مسئلهٔ حریت و آزادی وی اهمیت داده است و هم با اعطای سرمایه و ابزار کار (باغ) به او، زمینهساز استقلال مالی وی شده و از وابسته شدن مالی او پس از حریت (که در آن روزگار امر رایجی بود که بندگان پس از آزادی ناچار به انجام کار در شرایطی مشابه قبل بشوند و عملاً در وضعیتشان تغییری رخ ندهد) جلوگیری فرموده است.
بیراه نیست اگر گفته شود که بارزترین و برجستهترین نکته و صفت شخصیتی امام حسین (ع)، «حریت» و اهمیت آزادانه زیستن و آزادی در نظر ایشان است. در نقطه نقطهٔ زندگی آن امام (ع) میتوان حریت و بزرگمنشی را دید. به تعبیر شهید مطهری بزرگمنشی و حریت چنان در شخصیت ایشان تجلی یافته بود که حتی وقتی میخواست سخنی از رسول اکرم (ص) نقل بکند این فرمایش را نقل کرد: «َإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُحِبُّ مَعَالِيَ الْأُمُورِ وَ يَكْرَهُ سَفْسَافَهَا.» (همانا که خداوند متعال کارهای بزرگ [و باعظمت] را دوست دارد و از چیزهای پست بدش میآید.) با این اوصاف طبیعی است انسانی که مهمترین ویژگی شخصیتیاش آزادگی و بزرگمنشی است، وقتی قصد احسان و نیکی کردن داشته باشد، نیکوکاریاش از همین جنس باشد.
در یک نگاه تحلیلی، نهضت عاشورا را میتوان یک نیکوکاری و احسان عظیم از جنس آزادگی و حریت دانست. با این دیدگاه، عاشورا رویدادی است که «احسان»، «حریت» و «بزرگمنشی» در سیره و شخصیت امام حسین (ع) به هم گره خوردهاند و حماسهای بزرگ پدید آوردهاند.
در زمانهای که ادارهٔ جامعهٔ مسلمین و میراث ارزشمند پیامبر (ص)، یعنی حکومت اسلامی، به دست یزید افتاده بود که ابایی از فسق علنی نداشت و چنان مستکبر بود که به زور شمشیر آحاد جامعه را در دوراهی بیعت (تبعیت) و مرگ قرار داده بود، ندای «هیهات منا الذلة» امام حسین (ع) و ایستادگی او در برابر ستم و مسخ دین، که در نهایت به شهادت مظلومانهاش ختم شد، بزرگترین نیکوکاری بود. نیکوکاریای که سبب بیداری مسلمین شد و شعلهای برافروخت که با گذشت قرنهای متمادی هنوز خاموش نشده است.
در معنای «احسان» و ریشهاش «حسن» گفتهاند هرکاری و چیزی است که متضاد «سوء» به معنای بدی باشد. با این تعریف شکی نمیماند که ایستادگی امام حسین (ع) در برابر ظلم یزید به نیت حفظ اسلام و دین، از مصادیق «احسان» و نیکوکاری بوده است و آن امام (ع) در راه انجام این احسان، از همه چیز، حتی از جان مبارک و ارزشمندش مضایقه نکرد، به جد میتوان ادعا کرد این فداکاری عظیم که خاطرهٔ و یاد آن هنوز از ذهن بشریت خارج نشده است اکمل مصادیق احسان است.
البته باید دقت کرد که این دیدگاه، از دیدگاه برخی که معتقدند امام حسین (ع) به شهادت رسید تا گناهکاران را شفاعت کند متمایز است و نباید با آن خلط شود، دیدگاه مذکور به دنبال تحلیل هدف امام حسین (ع) است و در این مسیر ظاهراً از آموزههای مسیحیت متأثر شده است، اما آنچه ذکر گردید در صدد اثبات این بود که نیکوکاری و احسان در سیرهٔ امام حسین (ع)، پیوند قابل تأملی با ویژگیهای شخصیتی ایشان، یعنی حریت و بزرگمنشی دارد و نهضت عاشورا نیز مصداق تام و تمامی از این سنخ احسان است.
منابع:
نحل:۹۰. (ترجمه انصاریان)
مجلسی، محمدباقر بن تقی. (۱۴۰۳ق). بحار الانوار. بیروت: دارالاحیاء التراث العربی. ج۷۵: ص۱۲۱.
نوری، حسین بن محمدتقی. (۱۴۰۸ق). مستدرک الوسائل. قم: موسسه آل البیت (ع). ج۷: صص۱۹۲-۱۹۳.
الرحمن: ۶۰
مطهری، مرتضی. (۱۳۹۵). حماسهٔ حسینی. تهران: صدرا. ج۱:صص۳۴-۳۵.
حر عاملی، محمد بن حسن. (۱۴۰۹ق). وسائل الشیعه. قم: موسسه آل البیت (ع). ج۷: ص۷۳.
فراهیدی، خلیل بن احمد. (۱۴۰۹ق). العین. قم: هجرت. ج۳:ص۱۴۳.
جهت اطلاع بیشتر رجوع کنید به: اسفندیاری، محمد. (۱۴۰۰). عاشوراشناسی: پژوهشی دربارهٔ هدف امام حسین (ع). تهران: نشر نی. ص۷۸.
یادداشت از سیداحمد گلزی
پژوهشگر دکتری فقه و حقوق دانشگاه تهران