کد خبر:۴۶۳۴
اکبر ایرانی:

نیکوکار و واقف، خود را از یک «فرد» به یک «نهاد» بَدَل می‌کند / پیوند کار خیر با روح و حافظۀ جمعی ملت

اکبر ایرانی؛ از پژوهشگران مطرح فرهنگ و تصحیح متون، در یادداشتی به بهانه انتشار کتاب «زندگی و کارنامۀ خیّری محمدرضا کارگری» در باب اهمیت کار خیر و پیوند آن با روح و حافظه جمعی یک ملت سخن گفته است.
نیکوکار و واقف، خود را از یک «فرد» به یک «نهاد» بَدَل می‌کند / پیوند کار خیر با روح و حافظۀ جمعی ملت

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، دکتر اکبر ایرانی؛ مدیرعامل مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب و از پژوهشگران مطرح فرهنگ و تصحیح متون در ایران، در یادداشتی که در اختیار خیر ایران قرار داده است، نگاهی عمیق به پیوند نیکوکاری، وقف، ماندگاری فرهنگی و جایگاه خیران در حافظه تاریخی و تمدنی ایران دارد و با زبانی متکی بر متون دینی، ادبیات کلاسیک و تجربه تاریخی، به تبیین معنای «باقیات صالحات» در جامعه معاصر می‌پردازد.

متن یادداشت اکبر ایرانی به شرح زیر است:

 «چهارشنبه دهم دی‌ماه دعوت شدم در جمع خیّرین مدرسه‌ساز و نیکوکاران مردم‌نهاد، چند کلمه‌ای در باب وقف در تمدن ایرانِ دورۀ اسلامی و نیکوکاری در ادبیات کلاسیک سخن بگویم. بهانۀ شرکت در این برنامه، رونمایی از کتاب زندگی و کارنامۀ خیّری محمدرضا کارگری، از خیران نیکونهاد بود که نشر هزاربرگ به مدیریت حسن حمزه‌زاده، مدیرعامل مجمع خیّرین یاری‌گران زندگی، آن را منتشر کرده است. وی بیش از بیست سال است که حلقۀ وصل بسیاری از انجمن‌های خیریه در کشور بوده است.

 قصد داشتم در این محفل فرخنده حضور یابم و از همراهی کسانی که دارایی خود را پل ارتباطی با مردم و عاقبت و آخرت نیک خویش ساخته‌اند، فیض ببرم. دردی بر دندانم مستولی گشت و راه بر سخن بست و ناچار عذر حضور خواستم. با خود اندیشیدم که با این بضاعت اندکِ نوشتار، سپاس این لطف و اهدای کتاب زندگی جناب کارگری را به‌جای آورم.

۱. تورقی در اوراق مقدس کردم و آیات بسیار در این باب دیدم؛ پیشی‌گرفتن در کار خیر، اینکه هیچ ذره‌ای از نیکی گم نمی‌شود مگر آنکه عیناً در آخرت دیده خواهد شد، امر خداوند به عدل و احسان، چندبرابر شدن پاداش در سرای باقی و مضامین بسیار دیگر. در روایات درنگ نکردم، چراکه می‌دانم صد‌ها روایت در این باب آمده است. در ادبیات نیز شمارش‌پذیر نیست؛ شاعران، که راویان مفاهیم اخلاقی، انسانی و تفاسیر قرآنی‌اند، از فردوسی که گفت: «ز داد و دهش یافت آن نیکویی…» تا سعدی با «بنی‌آدم اعضای یک‌پیکرند»، مولانا که گوید «این جهان کوه است و فعل ما ندا» و حافظ که زبانش از غیب خبر می‌دهد که «هر کسی آن دِرَوَد عاقبت کار کِشت»، همگی گواه یک حقیقت‌اند: «الدنیا مزرعة الآخرة».

۲. در باب اهمیت و ضرورت کار نیک بسیار می‌توان نوشت. نیکوکار و واقف، خویشتن را از یک فرد به یک نهاد بَدل می‌کند و از شخص، شخصیتی الگو می‌سازد. اینان مردم‌نهادانی با سیمایی نمادین‌اند؛ مروّج انسانیت و حامل توسعۀ فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی. کار خیر صرفاً کمک مالی نیست؛ سرمایه‌گذاری بر روح، هویت و حافظۀ جمعی یک ملت است. پیوند تاریخی کار خیر و فرهنگ در ایران، با سنت دیرپای وقف آشکار است: کتابخانه‌سازی، مدرسه‌سازی، حمایت از اهل قلم از ورّاقان کاتب و ناشر در سده‌های نخستین، وقف مدارس نظامیه در قرون پنجم تا هفتم، تأسیس بزرگ‌ترین موقوفۀ علمی، رَبع رشیدی در عصر غازان‌خان مغول در تبریز، موقوفات آستان قدس رضوی، مدرسۀ سپهسالار، موزه و کتابخانۀ ملک و نمونه‌های بسیار دیگر؛ همه بیانگر عظمت همگرایی و نوع‌دوستی‌اند. واقفان نیک‌اندیش نه‌تنها برای آخرت خویش، بلکه برای آینده، حفظ ارزش‌های انسانی و اخلاقی، توسعۀ اجتماعی و فرهنگی و از سر عشق به ایران و احساس مسئولیت ملی و دینی، دست به این کار‌ها می‌زنند.

۳. توهم جاودانگی؛ داستان اصحاب قدرت و ثروت را در متون مقدس و تاریخی خوانده‌ایم؛ از قارون که ثروتش را مایۀ جاودانگی می‌پنداشت تا فرعون که وهم خدایی بر او چیره شد. مشرکان قریش نیز دچار همین پندار بودند؛ آن‌گونه که قرآن می‌فرماید: «یحسب أنّ ماله أخلده». در مقابل، آنان که آراسته به فضایل اخلاقی‌اند، یا از سر ارضای حس نوع‌دوستی به کار خیر روی می‌آورند یا آن را صدقۀ جاریه‌ای برای سرای باقی می‌دانند.

۴. ماندگاری اثر خیر؛ کار خیر تنها مرهمی بر رنج اکنون نیست؛ اثری ماندگار برای آینده می‌آفریند و سود آن، هم جامعه را دربرمی‌گیرد و هم به خود خیّر بازمی‌گردد. چنان‌که انسان با مرگ، جسمش به خاک سپرده می‌شود، اما اگر عضوی از او به دیگری بخشیده شود، حیاتش در وجود دیگری ادامه می‌یابد؛ وقف نیز چنین است. داراییِ فیزیکیِ واقف، با وقف، از مرز مادیت عبور می‌کند و به سرمایۀ معنویِ پایدار تبدیل می‌شود. قرآن کریم این ماندگاری را که از پیش و پس فرستاده می‌شود چنین می‌نمایاند: وَالباقیاتُ الصّالحاتُ خیرٌ عند ربّک ثواباً و خیرٌ أملاً (کهف). نیکی‌های ماندگار، نه‌تنها ثوابشان مستمر است، بلکه اثرشان از حیطۀ فردی فراتر می‌رود و به قلمرو جمعی و تاریخی و میراث جامعه گسترش می‌یابد. میراث مکتوب، آینۀ تمام قد حکمت و اندیشۀ بشری در طول تاریخ است که با وقف می‌توان بر حفظ و احیای آن صحه گذاشت.

۵. در گذشته، تاریخ غالباً به قلم مورّخانِ دربار و برای شاهان و فرمانروایان نوشته می‌شد و کمتر کسی به مردم‌نگاری و ثبت خدمات نیک‌مردان و نیک‌زنان این سرزمین همت می‌گماشت. البته گونه‌ای دیگر هم بوده هرچند اندک که برخی شرح حال زندگی خود را نوشته‌اند، مانند حزین لاهیجی که «سوانح عُمری»، مؤیدالدین شیرازی «السیرة المؤیدیه» و عبدالله مستوفی، «شرح زندگانی من» و... را نگاشتند.

۶. کتاب زندگی و کارنامۀ خیّری نیکوکار و پاک‌نهاد، محمدرضا کارگری که مشتمل است بر اطلاعات ارزشمندی از زندگی فردی او در عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی و پزشکی، کسی که هم دستگیر نیازمندان بوده و هم الگویی برای دیگر نوع‌دوستان. آنچه از سخنان خویشان و دوستان قدیم و جدید ایشان در این کتاب می‌توان دید، عاری از اغراق و مبالغه است؛ تصویری انسانی و صادقانه ترسیم شده است.

جامعه‌ای که چنین انسان‌هایی را در دامان خود می‌پرورد، نهال امید در آن همواره بالنده است و روایت آن نه از باب ارج نهادن به اقدامات واقف، بلکه روشن کردن چراغی پرنور فراروی دیگران است.

با خود گفتم رسم ادب نیست که قول گفتن دهم و توفیق حضور نیابم؛ دست‌کم با قلم ادای دین کنم، هم قدرشناسی از ناشر محترم که خود از خادمان خیرپرور است و هم حق‌شناسی به جناب کارگری که نام نیکش زبانزد عام و خاص است. بر دوام نام نیک و توفیق ایشان به قول سعدی:

نام نیکو گر بماند ز آدمی / به کزو ماند سرای زرنگار

«وقف، جسارت عبور از اکنون است؛ سرمایه‌ای برای فردا، و میراثی روشن برای تاریخ.»

 

ارسال دیدگاه
captcha