ما در حال «کارگرپروری» هستیم نه کارآفرینی / حمایت بدون ایجاد توانمندی، تنها وابستگی تولید میکند
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، در سراسر ایران، جریانهای پرتوان نیکوکاری و کمکرسانی مردمی همواره در حال شکلگیری است و هزاران نفر با روحیه همدلی و مسئولیتپذیری در جهت بهبود شرایط جامعه محلی خود گام برمیدارند. با این حال بخش مهمی از این فعالیتها کمتر در رسانهها بازتاب مییابد. رسانه خیر ایران با هدف روایت این تلاشهای ارزشمند، هر هفته با یکی از فعالان مردمنهاد کشور گفتوگو میکند تا وضعیت نیکوکاری، چالشهای خاص هر استان و مسائل محلی را از زبان کنشگران بررسی کند.
این هفته با نازنین سلیمانی؛ مدیرعامل خیریه دارالایتام احمدیه ملایر (واقع در استان همدان) به گفتوگو پرداختهایم. آنچه در ادامه میخوانید؛ حاصل این گفتوگوست:
-لطفاً خودتان را معرفی کنید و بفرمایید ورود شما به عرصه نیکوکاری چگونه انجام شد؟
پیش از این عضو کمیسیونهای مختلف شورای شهر بودم، اما دیدم خروجی این جلسات فقط صحبتهای کوتاه است و تأثیر عمیقی ندارد. لذا تصمیم گرفتم از آن فضاهای اداری خارج شوم و مجموعه «جوانان کارآفرین دیار کریمخان» را ثبت کنم تا بتوانم به جای جلسات بیحاصل، استارتاپهای حرفهای و همایشهای بزرگ را برگزار کنم. هدف من عبور از خیریه سنتی به سمت کارآفرینی واقعی بود.
داستان ورود من به این عرصه ریشه در تجربۀ زیسته خودم دارد. من در ۱۸ سالگی مادرم را از دست دادم و پس از آن پدرم نیز از ملایر رفت و من به یک باره تمام حامیان زندگیام را از دست دادم و شرایط بسیار سختی را تجربه کردم. در سن بسیار کم (۱۷ سالگی) ازدواج کردم و در ۲۰ سالگی مادر دو پسر بودم.
اما نقطه عطف ماجرا در سال ۱۳۹۸ رخ داد؛ زمانی که دچار یک بیماری بسیار سخت شدم. تشخیص پزشکان چیزی شبیه هپاتیتهای نادر کبدی و حتی احتمال سرطان بود که منجر به نمونهبرداری شد. در آن روزهای سخت، در تکیه حضرت ابوالفضل (ع) نذر کردم که اگر به زندگی برگردم، به ۱۰۰۰ نفر کمک کنم. انگار قرار بود جانی گرفته شود، اما دوباره بخشیده شد.
پس از بهبودی، کارم را با شمعسازی شروع کردم؛ با این حس که هر شمعی که میسازم، نوری در وجود خودم و کسانی که مثل من حامیای نداشتند روشن میشود. فعالیتهای خیر را با عشق به مادر شروع کردم، من پیش از این عضو کمیسیونهای مختلف شورای شهر در حوزه بانوان، نهضت پیشرفت بانوان و سازمان زنان ایران بودم، اما دیدم خروجی این جلسات فقط صحبتهای کوتاه است و تأثیر عمیقی ندارد. لذا تصمیم گرفتم از آن فضاهای اداری خارج شوم و مجموعه «جوانان کارآفرین دیار کریمخان» را ثبت کنم تا بتوانم به جای جلسات بیحاصل، استارتاپهای حرفهای و همایشهای بزرگ را برگزار کنم. هدف من عبور از خیریه سنتی به سمت کارآفرینی واقعی بود.
-به نظر شما مهمترین چالشهای استان که خیرین و خیریهها میتوانند در آن نقشآفرین باشند چیست؟
مهمترین چالشی که نه فقط در استان ما، بلکه در بسیاری از استانهای دیگر دیده میشود، «فقر پنهان» است. ما با خانوادههایی مواجهیم که شاید ظاهر زندگیشان طبیعی باشد، اما در باطن با فشار اقتصادی خردکنندهای دستوپنجه نرم میکنند؛ زنانی که بدسرپرست هستند یا همسرانشان فوت یا رهایشان کردهاند و برای تأمین معاش گاهی به آسیبهای اجتماعی و فساد کشیده میشوند. مشکل اصلی ما رویکرد غلط در کمکرسانی است. ما فکر میکنیم با دادن بسته معیشتی کار خیریه میکنیم، در حالی که این کار دقیقاً مثل این است که برای درمان یک بیماری سخت مثل سرطان، از یک قرص مسکّن معمولی استفاده کنیم. شاید درد برای ۱۰ دقیقه ساکت شود، اما بیماری ریشهکن نمیشود. ما در حال «کارگرپروری» هستیم نه کارآفرینی. راهکار اصلی، آموزشهای کاربردی و تخصصی است. کسی که میخواهد کمک کند باید بداند چگونه کمک کند؛ نه اینکه بدون تخصص وارد شود.
یکی از اصلیترین راهکارها برای حل مسئله زنان و کودکان آسیبپذیر، تمرکز بر کارآفرینی و آموزش مهارتهای عملی و بازارمحور است. کمکهای مقطعی و حمایتی اگر بدون ایجاد توانمندی باشد، تنها وابستگی تولید میکند و مسیر توانمندسازی را طولانی میکند. اما با آموزش درست و ایجاد زیرساختهای کاری، مسیر کوتاهتر، مؤثرتر و پایدار میشود. چند اصل کلیدی برای این رویکرد وجود دارد:
آموزش هدفمند و عملی: مهارتهایی که مستقیماً به اشتغال و تولید درآمد مرتبط هستند، نه آموزشهای صرفاً نظری یا نمایشی.
ایجاد فرصتهای شغلی واقعی: فراهم کردن بستر فروش، بازار و جایگاه اجتماعی برای زنان توانمند، تا آموزشها ثمربخش شود.
پشتیبانی فکری و اطلاعاتی: ارائه مشاوره، راهنمایی و همراهی در مسیر راهاندازی کسبوکار، تا زنان بتوانند از مهارتها به استقلال اقتصادی برسند.
توانمندسازی مرحلهای: ابتدا آموزش، سپس تجربه عملی، و در نهایت ایجاد کسبوکار مستقل؛ این ترتیب کوتاهترین مسیر برای رسیدن به نتایج واقعی است. با این رویکرد، کمکها هدفمند، زمانبندیشده و اثرگذار میشوند و چرخه وابستگی شکسته میشود. هر چه آموزش و ایجاد کار از ابتدا درست طراحی شود، نیاز به حمایتهای موقتی کمتر میشود و مسیر واقعی توانمندسازی کوتاهتر و مؤثرتر خواهد بود.
مهمترین چالشی که نه فقط در استان ما، بلکه در بسیاری از استانهای دیگر دیده میشود، «فقر پنهان» است. ما با خانوادههایی مواجهیم که شاید ظاهر زندگیشان طبیعی باشد، اما در باطن با فشار اقتصادی خردکنندهای دستوپنجه نرم میکنند؛ زنانی که بدسرپرست هستند یا همسرانشان فوت یا رهایشان کردهاند و برای تأمین معاش گاهی به آسیبهای اجتماعی و فساد کشیده میشوند.
-وضعیت خیریهها در استان را چگونه ارزیابی میکنید؟ نقاط قوت و ضعف آنها چیست؟
نقاط قوت استان وجود گروههای جهادی فعال، مجمع خیرین سلامت و مراکزی مانند کریم اهل بیت، هلالاحمر یا گروههای تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی است که بهویژه در دوران کرونا بازوی قدرتمندی بودند و بسیار کمک کردند. این تلاشها واقعاً قابل ستایش است.
اما بزرگترین ضعف ما در شهرستان و استان، نبود ارتباطات سالم و منسجم است. ما انسجام نداریم و دچار موازیکاری شدید هستیم. مشکل اساسی نبود بانک اطلاعاتی جامع است. همین مسئله باعث شده یک نیازمند همزمان از کمیته امداد، بهزیستی، و چندین خیریه کمک بگیرد، درحالی که خانوادهای دیگر که آبرودار است و دستش را دراز نمیکند، هیچچیز دریافت نکند. این عدم سازماندهی باعث بیعدالتی و گاهی سوءاستفاده شده است.
-فعالترین خیریهها و سازمانهای مردمنهاد استان کداماند؟
خیریههای متعددی فعال هستند، اما اگر بخواهم از فعالیتهای حوزه خودمان بگویم، در حال حاضر در دو بخش متمرکز هستیم. یکی برگزاری استارتاپهای دانشگاهی تحت عنوان «جوانان کارآفرین» و دیگری در «دارالایتام احمدیه» که ۵۰ سال اعتبار دارد و ایتام زیر ۱۴ سال را پوشش میدهد.در دارالایتام احمدیه، ما مدل جدیدی پیاده کردیم؛ یک فروشگاه تأسیس کردیم که سود حاصل از آن خرج ایتام میشود تا به درآمد پایدار برسیم.
علاوه بر این، شهرستان ملایر پتانسیل عظیمی دارد؛ اینجا دومین شهر کشور از نظر موقوفات است، اما خروجی خیریهها متناسب با این ثروت نیست. آرزوی من ایجاد یک «مجمع خیریه کل» با کمیتههای تخصصی (اتاق فکر جداگانه برای درمان، آموزش، وکالت و…) است تا هرکس در تخصص خود کار کند. تا اینگونه هر خانوادهای برای رفع نیازش بداند به کدام اتاق تخصصی باید رجوع کنند. همچنین پیگیر طرح «هایپر بانوان» هستیم تا زنان تولیدکننده فضایی برای عرضه محصولاتشان داشته باشند، چرا که کانونهای فعلی فعالیت چندانی ندارند.
-آیا رسانهها به اندازه کافی اخبار نیکوکاری استان را پوشش دادهاند؟ برای افزایش دیدهشدن چه پیشنهادی دارید؟
من ترجیح میدهم به جای نامبردن از افراد خاص (زیرا که ممکن است کسی از قلم بیفتد)، بر هدف نهایی تمرکز کنم. همین که رسانه شما پیگیر این مسائل است و به دنبال یافتن افراد دغدغهمند در سطح کشور برای هماندیشی است، اقدام بسیار ارزشمندی است. این ارتباطات و شبکهسازیهاست که میتواند بازوی اجرایی ما را قویتر کند.
پیشنهاد من برای افزایش اثرگذاری، حرکت به سمت «صلح و تخصص» است. افق نهایی من و پیشنهادم برای همه فعالان این است که به سمت ریشهکن کردن فقر برویم تا روزی برسد که هیچ نیازمندی نباشد. آرزوی قلبی من فعالیت به عنوان «سفیر صلح بینالمللی» برای زنان و کودکان است. ما باید از بزرگان و پیشکسوتان درس بگیریم و با فروتنی، اما با نگاهی تخصصی حرکت کنیم تا بتوانیم دنیایی بدون فقر و خشونت بسازیم.