روایتی از مؤسسه خیریه «کمتوانان ذهنی وحدت» در مسیر خدمت
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، در یکصدونهمین نشست «یک چای، یک تجربه» در ۲۱ مهرماه، عزتالله خانکی؛ مدیرعامل مؤسسه خیریه «کمتوانان ذهنی وحدت»، ضمن تشریح روند شکلگیری و توسعه این مرکز از سال ۱۳۵۸ تاکنون، از تلاش خانوادههای دارای فرزند معلول ذهنی، حمایت خیرین و نقش همدلی در تداوم فعالیت این مؤسسه سخن گفت.
خانکی درباره تأسیس مرکز وحدت گفت: مرکز وحدت از همان ابتدای انقلاب، یعنی در سال ۱۳۵۸، به وسیله تعدادی از خانوادههایی که فرزند معلول ذهنی داشتند تأسیس شد. این خانوادهها با هم جمع شدند، یک مؤسسه افتتاح کردند و خودشان آن را اداره میکردند. بنده در سال ۱۳۶۶ وارد این مرکز شدم؛ آن زمان یک ساختمان مسکونی کوچک بود که حدود ۲۰ کودک در آن نگهداری میشد. همان موقع زمزمههایی مبنی بر انحلال مؤسسه بهدلیل کمبود درآمد شنیده میشد.
مدیرعامل وحدت درباره آغاز تحول در مرکز افزود: بین سالهای ۱۳۶۶ تا ۱۳۷۰، خانم تفرشی، آقای تیمسار امیری و چند تن از دوستان دیگر به مجموعه پیوستند. ما متوجه شدیم که با شیوه قبلی نمیتوان این مرکز را اداره کرد، بنابراین اولین اقدام ما ثبت رسمی مؤسسه از طریق سازمان بهزیستی بود که خوشبختانه انجام شد و فعالیتها شکل رسمی به خود گرفت. ما پنج نفر همدل بودیم و عهد کردیم اجازه ندهیم این مرکز منحل شود؛ خوشبختانه همین اتفاق افتاد.
خانکی درباره گسترش فضا و حمایت خیرین بیان کرد: در دهه ۷۰ با افزایش مراجعهکنندگان روبهرو شدیم و چون ظرفیت مرکز محدود بود، تصمیم گرفتیم فضای جدیدی بسازیم. در ابتدا تنها ۵ میلیون تومان سرمایه داشتیم و کار خاکبرداری را شروع کردیم. سه روز بعد، یک خانم و آقا که وارثان مرحوم ناصر مفرح بودند، اعلام کردند که قصد دارند ساختمان را بهطور کامل برای مرکز بسازند و تحویل دهند. آنها به وصیت مرحوم مفرح عمل کردند و ساختمان را به ما سپردند. در آن زمان پذیرش ما به حدود ۶۰ نفر رسید.
مدیرعامل وحدت درباره توسعه دوم مؤسسه توضیح داد: با گذر زمان باز هم مراجعهکنندگان افزایش یافت و پاسخگویی دشوار شد. تصمیم گرفتیم زمینی مناسب خریداری و مرکز را توسعه دهیم. مطلع شدیم قطعه زمینی روبهروی مرکز قبلی به مزایده گذاشته شده است. در روزهای پایانی مزایده شرکت کردیم و برنده شدیم. پس از چند سال، سند زمین را گرفتیم و مراسم کلنگزنی را با حضور شهردار و مسئولان سازمان بهزیستی برگزار کردیم.
خانکی افزود: در همان زمان، مهندس صباغیان؛ وزیر کشور وقت، اعلام آمادگی کرد که هزینه ساخت ساختمان جدید را بر عهده بگیرد. ابتدا قرار بود ۵۰ میلیون تومان کمک کند، اما در نهایت کل هزینه ساخت را پرداخت و ساختمان را آماده تحویل کرد. این ساختمان در دهه ۸۰، با صرف حدود ۹ میلیارد تومان و در زمینی به وسعت ۷ هزار متر مربع در منطقه پاسداران ساخته شد. مکان کنونی مرکز وحدت همانجاست و روبهروی دفتر قبلی مؤسسه قرار دارد.
مدیرعامل وحدت درباره انگیزه شخصی خود و همکارانش گفت: ما پنج نفر در آغاز هیچ حقوقی دریافت نمیکردیم. چون خودمان فرزند معلول داشتیم، این دغدغه را از درون حس میکردیم. ابتدا فرزندان خودمان را به مؤسسه آوردیم و در کنار آنها ماندگار شدیم. همیشه میگویم پروردگار بهوسیله این بچهها به من توفیق خدمت داده و این بزرگترین نعمت زندگیام بوده است.
خانکی درباره وضعیت فعلی مرکز وحدت توضیح داد: در سال ۱۳۹۰ ساختمان جدید راهاندازی شد و اکنون نزدیک به ۱۷۲ کودک در آن نگهداری میشوند. برخی از این افراد بیش از ۴۰ سال است در مرکز حضور دارند. این کودکان امکان بازگشت به خانواده یا زندگی مستقل ندارند و ما مانند گلهای آپارتمانی از آنها مراقبت میکنیم؛ زیرا اگر از مؤسسه خارج شوند، از بین میروند. این بچهها معمولاً بهبود نمییابند، تنها در برخی موارد تواناییشان کمی افزایش پیدا میکند.
مدیرعامل وحدت درباره وضعیت خانوادههای مددجویان گفت: حدود ۷۰ درصد از این کودکان هیچ خانوادهای ندارند و ۳۰ درصد دیگر اگرچه خانواده دارند، اما خانوادهها توان نگهداری از آنها را ندارند. در حال حاضر ظرفیت مرکز تکمیل است، اما برنامه توسعه برای پذیرش افراد بیشتر در دست بررسی است.
خانکی درباره خدمات درمانی و حمایتی مؤسسه اظهار کرد: در مرکز بخشهای متنوعی همچون کاردرمانی، فیزیوتراپی، گفتاردرمانی، درمانگاه، موسیقیدرمانی و... فعال است. درمانگاه داخل موسسه تأسیس شده و بخشی از درآمد آن صرف هزینههای نگهداری و درمان کودکان میشود. پزشکان متخصص مغز و اعصاب، فیزیوتراپیستها و گفتار درمانگران در این مجموعه فعالیت دارند. همچنین به سالمندان نیز خدمات درمانی ارائه میشود.
خانکی درباره انگیزه شخصی خود از ورود به این مسیر گفت: در سال ۱۳۵۹ فرزند معلول ذهنی من به دنیا آمد. پس از یک سال متوجه مشکل او شدیم و او را به مراکز مختلف از جمله نزد پروفسور سمیعی بردیم، اما نتیجهای نگرفتیم. وجود او در خانه برای دو فرزند دیگرم دشوار بود و گاهی باعث اذیت آنها میشد. به همسرم گفتم باید تصمیمی عقلانی بگیریم؛ به همین دلیل فرزندم را به مؤسسه سپردم و وارد این فضا شدم. متأسفانه او چند سال بعد از دنیا رفت، اما محبت به این کودکان در دل ما ماند و باعث شد در کنار آنها بمانیم.
گزارش از مهسا احمدی.
