از «نرگس کلباسی» چه خبر؟
نرگس کلباسی، چهره پرتلاش نیکوکاری در دهۀ 90 شمسی که به شهرتی جهانی در  این عرصه دست یافته بود، این روزها در خارج از ایران، در کنار ایفای نقش  مادری به مربی‌گری و نگارش کتاب مشغول است. وی اخیراً دلنوشته‌ای برای  کسانی که می‌خواهند در ایران کار خیر انجام دهند، منتشر کرد.

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، بسیاری از ما داستان زندگی نرگس کلباسی اشتری، جوان نیکوکار ایرانی_ بریتانیایی را شنیده‌ایم یا دست‌کم نامش به گوشمان آشناست. اولین بار در برنامۀ «ماه عسل» بود که شهرتی فراگیر یافت، برای مدتی چندساله در در دهۀ 90 بسیار پرفروغ بود و حتی بعضی از او به عنوان چهره اول نیکوکاری ایران و سلبریتی نیکوکاری یاد می‌کردند. 

نرگس کلباسی کیست؟  

خودش می‌گوید، در ۲۱ سالگی تمام سرمایه‌اش را که فقط 18 هزار دلار بود و تنهاسهم او از میراث به‌جای‌مانده از پدر فقیدش، به هندوستان برد تا آن را وقف کودکان یتیم کند. 

 او که در چهارسالگی با خانواده‌اش از ایران رفته بود، پس از هفده‌سال از زندگی در جهان غرب دل کند تا سقفی برای بچه‌های بی‌سرپرست هندوستان فراهم کند، اما شش‌ماه آزگار، شب‌ها که بچه‌ها می‌خوابیدند، در پشت‌بام آن خانه اشتراکی بی‌وقفه می‌گریست.

  تجربه‌ تلخ مرگ مادر و پدر در سالهای یازدهم و شانزدهم زندگی، قلمرو دیدگاهش را به بزرگی همه ازدست‌دادن‌های جهان کرده بود تا تنهایی‌ و غربتش را با کودکانی در آن‌سوی جهان قسمت کند. او نزدیک به یک دهه در کشورهای آسیایی سر کرد تا ماموریتی را که برای زیست خود تعریف کرده بود، به انجام برساند. 

 نرگس کلباسی، سفر خود را از جزیره کوچکی در مالدیو به‌عنوان معلم داوطلب زبان انگلیسی آغاز کرد، سپس به سریلانکا رفت و بعد از این تجربه، خیریه پریشان را در ایالت اودیشای هندوستان تاسیس کرد. نام این خیریه برگرفته از نام پسری در یتیم‌خانه سریلانکا بود که کلباسی او را بسیار دوست می‌داشت‌. خیریه پریشان پناهگاه کودکان یتیم، رهاشده و نابینا بود. 

 نرگس کلباسی اشتری هفت سال از نخستین سال‌های روزگار جوانی‌اش را در هندوستان زیست تا بیش از ۵۰۰ کودک را بزرگ‌ کند، دو خانه کودک بسازد و بیش از نیم‌میلیون دلار برای بچه‌های کشوری که به سرزمین هفتادودوملت شناخته می‌شود، جمع‌آوری کند. متاسفانه، او در همان کشور، به اتهام قتل غیرعمد کودکی که خود سرپرست داشت _و از کودکان خیریه او نبود_ و حتی در روز واقعه با سرپرستش به اردوی تفریحی آمده بود، محکوم شد. کنسول‌گری ایران در هند به کمک او شتافت و سرانجام کلباسی از همه اتهام‌ها تبرئه شد. این اتفاق در خبرگزاری‌های جهان بازتاب شد و کلباسی به چهره‌ای شناخته‌شده تبدیل شد.

 کتاب او با نام «آیا واقعا برنده شدم؟» درباره روزگار او در هند و ماجرای محکومیتی است که برای او رخ داده است. داستان کتاب با ورودش به ایران یعنی ۲۳ فروردین ۱۳۹۶ به پایان می‌رسد.

 کلباسی پس از اقامت در ایران با کمک چند خیّر، بنیان‌گذار خیریه «یاران عشق» شد. ۶ روستا را پس از زلزله کرمانشاه بازسازی کرد و خدمات لوله‌کشی آب برای روستاهایی که به آب دسترسی نداشتند، انجام داد. او در سرپل‌ذهاب فراخوان همیاری پزشکان برای مداوای مردم روستاهای زلزله‌زده را منتشر کرد که فقط یک پزشک داوطلب این دعوت را اجابت‌ کرد و چند روز بعد، از تهران عازم کرمانشاه شد تا یاری‌گر مردم آسیب‌دیده شود. 

استعفا از مدیریت خیریۀ «یاران عشق» و مهاجرت به کانادا

 برخی از فعالیت‌های داوطلبانه او در کرمانشاه و گلستان، منشأ ایجاد حواشی برایش شد. در فضای التهابات سیاسی اواخر دهۀ 90 برخی معتقد بودند که نرگس کلباسی با فعالیت‌های خیریۀ خود، کاری می‌کند که حاکمیت از وظایف ذاتی‌اش شانه خالی کند و بار بسیاری از اقدامات بر دوش مردم بیفتد. برخی از افراد نیز فعالیت‌های خیریۀ کلباسی را فعالیت‌هایی با تأثیرگذاری کم ارزیابی می‌کردند و البته انتقادات و حواشی دیگر. انتقاداتی که بنظر می‌رسد فارغ از درست یا غلط بودنشان، حتماً باید در فضای کارشناسی با حضور و مشارکت کلباسی بررسی شود تا درس‌آموخته‌های این تجارب برای آینده ایران مورد استفاده قرار گیرد. 

 سرانجام این بانوی نیکوکار در ۴ مهر ۱۴۰۱ از سمتش به‌عنوان رئیس‌ هیئت‌مدیره و مدیرعامل بنیاد غیردولتی «یاران عشق» استعفا داد و در صفحه شخصی خودش اذعان کرد که بزرگ‌ترین عشقش کار در همین خیریه بوده و از ۲۰ سالگی به بعد هیچ‌کاری جز آن خیریه تا آن اندازه خوشحالش نکرده است، اما استعفای او کوچک‌ترین کاری است که می‌تواند با آن به بقیه نشان دهد که از بزرگ‌ترین عشقش گذشته است. او ادامه شرایط را تحمل‌ناپذیر و مغایر با اصول اخلاقی دانست که از کودکی با آن پرورش یافته بود. 

 او در ۲۹ نوامبر ۲۰۲۳ برابر با ۸ آذر ۱۴۰۲، از مهاجرت خود خبر داد. نرگس کلباسی اکنون به اتفاق آن پزشک داوطلب ایرانی‌ که همسر اوست، در کانادا به‌سر می‌برد و مادر پسری خردسال است. او این روزها در کنار ایفای نقش مادری به مربی‌گری، نگارش کتاب و حمایت از فعالیت‌های نیکوکارانه در سراسر جهان مشغول است.

 کلباسی که اندیشه‌های خود را با دنبال‌کنندگانش درمیان می‌گذارد، از تجربه مرگ والدین خود به‌عنوان درس بزرگی یاد می‌کند که موجب شد، کارهایش را به تعویق نیندازد، او به بیان خود می‌گوید: چون دیده بودم که مادر و پدرم فردایی نداشتند؛ پس من عبارات شاید بعدا یا ببینم چطور می‌شود را از زندگی‌ام دور ریختم تا حسرت اهدافم در دلم نماند.

 او به‌عنوان شخصیتی الهام‌بخش در رسانه‌های شخصی خود از چگونگی تحقق رویاهایش برای ساختن خانه های کودک در هند، ایران و کمک مالی حامیان گفته است. کلباسی بر این باور است که آدم‌های هم‌هدف یکدیگر را پیدا می‌کنند و کار را پیش می برند و این‌گونه است که رویاهایی که مدام تصویرشان را در ذهن و خیال دیده‌ایم، محقق می شوند.

جدیدترین دلنوشتۀ نرگس کلباسی

نرگس کلباسی طی روزهای اخیر، دلنوشته‌ای در صفحه اینستاگرام خود با عنوان «کسانی که کار خیر انجام می‌دین، این پست برای شماست» همراه با یک عکس منتشر کرد که در ادامه از نظر می‌گذرد:

 این عکس رو توی یکی از سخت‌ترین روزهای زندگیم توی ایران گرفتم. چند روز از جمع‌آوری کمک برای خوزستان گذشته بود، شب‌ها نخوابیده بودم، خسته‌تر از همیشه بودم، اما باید ذهنم رو توی این همه سر و صدا و هرج‌ومرج آروم می‌کردم تا بتونم درست فکر کنم. توی کمتر از ۱۲ ساعت، بیش از ۵۰ هزار نفر کمک کردن، و این شد یکی از بزرگ‌ترین کمپین‌هایی که بعد از کرمانشاه تجربه کرده بودم.⠀

 بلافاصله با چند تا روستا تماس گرفتم که ببینم فوری‌ترین نیازشون چیه. کمک‌های زیادی توی راه بود، نمی‌خواستم چیزی بفرستم که از قبل داشت ارسال می‌شد. اما چیزی که مردم روستاها بیشتر از همه درخواست کردن، یه چیز ساده ولی حیاتی بود: آب آشامیدنی.⠀

 یه نظرسنجی گذاشتم و از همون ۵۰ هزار نفری که کمک کرده بودن پرسیدم، موافقن ۱۵۰ میلیون از تقریباً ۲ میلیارد تومانی که جمع شد، صرف خرید آب بشه؟ اکثریت موافق بودن، پس این کارو کردیم، با این اطمینان که بقیه‌ی پول صرف یه کار ماندگارتر می‌شه.⠀

 و بعدش، حمله‌ها شروع شد.

 زندگی توی ایران همیشه برام مثل شنا کردن توی اقیانوسی بوده که پر از کوسه‌های گرسنه‌ست.⠀

همیشه یه عده تو کمین بودن، منتظر یه لحظه ضعف، یه اشتباه، یه فرصتی که فکر کنن می‌تونن ضربه بزنن.⠀

 باورتون میشه که بیش از ۲۰ میلیون نفر فهمیدن که ما آب فرستادیم، ولی کمتر از ۱۰۰ هزار نفر فهمیدن که با بیشتر اون پول که نهایتاً بیش از ۵ میلیارد شد، ۱۲ کیلومتر لوله‌کشی کردیم تا ۶ روستا برای همیشه به آب سالم دسترسی داشته باشن؟ چون دنیا همیشه این‌جوریه، خبرهای منفی مثل آتیش پخش می‌شن، ولی خبرهای خوب نه.⠀

 و این باز یه یادآوری فوق‌العاده بود برام که اگر کاری رو از ته دل و با نیت درست، تنها و تنها برای ایجاد تأثیر مثبت توی دنیا انجام بدم، موفق می‌شم. اگر نه، شکست می‌خورم. بقیه‌اش فقط سروصداست.⠀  

 پس اگه تو هم داری برای تغییری توی این دنیا تلاش می‌کنی، اینو یادت باشه: کسایی که می‌خوان دلسردت کنن، جلوی کارت رو بگیرن، بهت تهمت بزنن، فکر می‌کنن عقاب‌هایی هستن که از بالا شکار می‌کنن، اما نمی‌دونن که فقط مگس‌هایی هستن که دور نور می‌چرخن. و نور، همون کار خیریه که با نیت پاک داری انجام می‌دی. هیچ چیزی توی این دنیا پاک‌تر و ارزشمندتر از این نیست.⠀

 سرت رو بالا بگیر. به مسیرت ادامه بده و بدون که بی‌نهایت بهت افتخار می‌کنم و دوستت دارم.»

گزارش از مهدیه رشیدی


لطفا به این مطلب امتیاز دهید
Copied!

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...

دیدگاه‌های بازدیدکنندگان

خداوند هر جا هست حفظش کنه... اما ای کاش از دلیل مهاجرتش از ایران‌می نوشتید که چی شد یک هفته بعد از فیلتر شدن فضای مجازی به یکباره از موسسه کنار رفت؟ و الان اون موسسه که در عرض ۵ روز حداقل ۳ میلیارد تومن در جشن های تول ماه جمع می کرد حالا داره دست و پا میزنه بلکه فقط ۱۰۰۰ نفر کمک کننده ماهانه جمع کنه؟

ارسال پاسخ 26 بهمن 1403