به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، زهرا یاوری؛ مدیرعامل مؤسسه روشنای امید در میزگرد «انتظارات بخش مردمنهاد از دولت چهاردهم» که آبانماه 1403 به همت پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران و با همکاری انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات برگزار شد، به ایراد سخن پرداخت.
زهرا یاوری در این نشست بیان کرد: 10 سال است که در حوزه بچههای 18سال بهبالا که از بهزیستی مستقل میشوند فعالیت میکنیم و همچنین مرکز نگهداری هم داریم. اما در حوزه بچههای 18 سال بهبالا میخواهم بگویم که وقتی بچهها به این سن میرسند باید از مراکز نگهداری خارج شوند و این کار هم کار درستی است؛ زیرا ماندن آنها در مراکز نگهداری نمیتواند به رشدشان کمک کند. ولی مشکل اصلی بچهها این است که آموزشهای لازم به مراکز نگهداری ندادهایم؛ یعنی پروتکل درستی نداشتهایم که مربیان، آموزش ببینند تا روند تربیتی بچههایی که دارند بزرگ میشوند به صورتی باشد که وقتی میخواهند از مرکز نگهداری جدا شوند، آسیبهای اجتماعی را بدانند و از شرایط جامعه آگاه باشند.
مدیرعامل مؤسسه روشنای امید گفت: نکته دیگر اینکه باید بچهها قبل از واردشدن به جامعه یکسری از توانمدیها را یاد بگیرند. همچنین وقتی میخواهند وارد جامعه شوند بحث اصلیشان مسکن و اشتغال است که دو معضل بزرگ برای آنها محسوب میشود. متأسفانه بچههای مستقلشده از سازمان بهزیستی نامرئی هستند. زن سرپرست خانوار، بچه کودک کار و ... را خوب میشناسیم اما هیچوقت سؤال نکردهایم بچههایی که در مراکز بهزیستی بزرگ میشوند، وقتی وارد جامعه میشوند چه اتفاقی برایشان رقم میخورد.
وی در ادامه افزود: براساس آماری که بهزیستی ارائه کرده است، اتفاق خوبی برای بچهها نمیافتد. پروتکلهای بهزیستی بسیار عالی است و تا پنج سال حمایت کردن از بچهها بر عهده خود بهزیستی است، اما بهزیستی برای اینکه پنج سال این بچهها را حمایت کند نیرو ندارد. شرایط مراکز نگهداری نیز به نحوی است که وقتی بچهها از این مراکز خارج میشوند به قدری مشغلههایشان در رابطه با آن بچههایی که داخل مراکز هستند زیاد است که نمیتوانند کاری از پیش ببرند. همچنین از طرفی از نظر اقتصادی مشکلاتی دارند و از طرف دیگر، نیروهای آموزشدیده ندارند که با بچهها همراهی کنند.
مدیرعامل مؤسسه روشنای امید گفت: امروز که دارم در این زمینه صحبت میکنم، 364 بچه تحت پوشش مرکز روشنای امید هستند که ما فقط در فاز بچههای 18 سال بهبالا هستیم. این بچهها یک خانواده و پشتیبانی میخواهند که وقتی بچه سر یک کار گذاشته میشود، بررسی کند و ببیند که این بچه سر آن کار ماند یا خیر و همچنین خانهای برای این بچه اجاره میشود، اما سر سال قرار است این خانه تمدید شود و باید بررسی کند که این بچه خانه را چطور تمدید میکند. شرایط به نحوی است که وقتی میخواهد قرارداد اجارهاش را تمدید کند باید 150 میلیون تومان بدهد تا بتواند خانه 38 متریاش را حفظ کند اما چنین کاری برایش امکانپذیر نیست و حالا سن این بچه مثلاً به 28 سال رسیده است ولی نمیتوان او را کمک کرد. من فکر میکنم اگر یک خانواده که مداوم بتواند این بچهها را حمایت کند نیاز است. اسکان و اشتغال دو مقوله مهم برای این بچهها محسوب میشود. وقتی صحبت میکنیم میگویند سن بچه 18 ساله به حد قانونی رسیده است اما بحث من با بهزیستی این است که زنان سرپرست خانوارشان زیر 18 سال سن دارند. اینها بچههای ما هستند و اگر توانمند شوند به آنها کمک میشود تا دچار معضلات اجتماعی نشوند.
بچهها باید از حیث روحی - روانی ارزیابی شوند
یاوری تصریح کرد: بحث بعدی این است که این بچهها نیاز دارند تا یک ارزیابی روحی - روانی شوند. آماری که بهزیستی دارد خیلی دقیق و جزئی نیست و نمیدانند که خیلی از بچههایشان دچار مشکلات عدیدهای در خانوادههایشان شدهاند و تروماهای خاصی دارند و پس از آن در مراکز نگهداری نیز برخی اوقات تروماهای خاص دیگری پیدا میکنند. یک مانیتور و نظارت که مشخص کند حال اینها چطور است را نداریم. دربارۀ اشتغال بچهها در حوزه معلولان جسمی – حرکتی، نگاه خوبی وجود داشته است. البته اینکه چقدر این نگاه عملیاتی شده است را نمیدانم اما به هر حال برای استخدام یک سهمیهای دارند اما بچههایی که ما با آنها مواجه هستیم چنین امکان و سهمیهای ندارند. بنابراین اگر بشود که برای این بچهها نیز در استخدام سهمیهای در نظر گرفته شود، همه بچههایی که میخواهند کار دولتی بکنند، پوشش داده میشوند. اما آماری که اخیراً به ما دادهاند این است که ترخیصیها در سال، در کل ایران حدود 550 تا 600 نفر هستند که نیمی از این افراد نیز دخترند. خیلی راحت میتوان اینها را در دستگاههای دولتی جذب و استخدام کرد.
مدیرعامل مؤسسه روشنای امید در ادامه افزود: بحث بعدی دربارۀ سربازی این بچهها است. در این زمینه در خیلی از ارگانها حضور یافتهام و پیگیریهایی داشتهام اما هنوز این مطالبهگری به نتیجه نرسیده است. بحث من این نیست که بچههایی که از مراکز نگهداری ترخیص میشوند به سربازی نروند و به آنها معافیت از سربازی بدهیم، بلکه میگوییم تعریف سربازی آنها متفاوت باشد. مراکز فنیوحرفهای در البرز وجود دارد و در سال 1395 مسئول آنجا گفت من حاضرم تمام پسرهایی که از مراکز نگهداری خارج میشوند را پس از دو ماه آموزشی به خدمت بگیرم. یعنی پس از این دوره بهزیستی این بچهها را تحویل ما بدهد تا هرکدام از اینها را با یک حرفه خاص و به عنوان متخصص وارد جامعه کنم. اگر مبلغی معادل یارانهای که به بچهها داده میشود را به او میدادیم، قبول میکرد تا خورد و خوراک بچه را تأمین کند و حتی جای خواب هم در اختیار داشت. فکر میکنم در این زمینه زنجیری وجود دارد که هریک از اینها باید به یکدیگر متصل شوند. همه پای کار هستند اما متأسفانه داریم به صورت جداجدا عمل میکنیم و به نتیجه هم نمیرسیم.
سربازیِ بچههای مستقلشده از بهزیستی نیازمند اصلاح است
وی گفت: بحث سربازی یکی از مهمترین موضوعات برای این بچهها است؛ زیرا گویی که این بچهها در دوران کودکی و نوجوانی در پادگان بزرگ شدهاند. بچه خود من که به سربازی رفته بود، دو شب اول که به خانه میآمد گریه میکرد. پس این روند برای بچهای که در مراکز نگهداری هم آسیب دیده است واقعاً تحملناپذیر است. دو سه تا از بچهها ما به زندان افتادند و من برای آزادی آنها که پیگیری میکردم که در زندان ارتش بودند میدیدم که اگر اینها اسلحه دستشان باشد حاضر هستند همدیگر را هم بکشند؛ یعنی به حدی از احساس بد میرسند که احساس خطر برای بچهها وجود دارد.
وی در انتهای صحبتهای خود بیان کرد: اگر مراکز مثبت زندگی بتوانند توانمند شوند بار بزرگی را از روی دوش بهزیستی برمیدارند. درباره یکیشدن سمنها نیز موازیکاری صورت میگیرد. در حال حاضر شبکه ملی نیکوکاری را داریم که چنین ادعایی را دارد و از طرفی ستاد سمنها را داریم که در شهرداری دارد این کار را میکند. یک مؤسسهای هم به نام افرا در حال فعالیت است و من فکر میکنم اگر با اینها جلسهای گذاشته شود میتوان امید داشت که نتایج، موفقیتآمیز باشد.
دیدگاه خود را بنویسید