داستانی دربارهٔ رنگ بنفش مهربانی
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «خیر ایران»، برای دانستن عمقِ بسیاری از مفاهیم، گاهی لازم است معنای متداول و همیشگی یک کلمه را کنار بگذاریم و از نو در زندگیمان معنایش کنیم. مثلاً فکرکردن به این پرسش ساده که مهربانی دقیقاً چیست؛ یا حتی چطور میتواند به زیباترین شکل بروز کند، یکی از همین آشناییزداییهای کوچک است.
پت زیتلو میلر در داستان تصویری «مهربان باش» در قالب یک روایت کودکانه به پرسش «مهربانی چیست؟» پاسخ داده است. ماجرا از جایی شروع میشود که در فضای مدرسه روی لباسِ دختری به نام تانیشا آب انگور میریزد و بچههای کلاس او را مسخره میکنند. اما راوی داستان که دختری حساس و عمیق است، سعی میکند با رفتار خود به تانیشا دلداری بدهد. در جریان این اتفاق، راوی به معناهای گوناگون مهربانی فکر میکند؛ از توجهکردن به حضور دیگران تا کمککردنهای ساده و کوچک به آدمهای تنها. در بخشی از کتاب میخوانیم:
- مامانم میگوید سادهترین راه مهربانی صدازدن آدمها با اسم کوچکشان است.
سلام «کایلا». چه طورید «آقای علی»؟ عصر بهخیر «آقای مندل».

زنجیرهٔ پیوسته و رنگینِ مهر
راویْ داستانش را از شخصیت تانیشا آغاز میکند و در سکوت به او مهر میورزد. سپس این مهربانی کوچک دور دنیا میچرخد و دوباره به او و تانیشا بازمیگردد. مهربانی در این روایت نیرویی است که میتواند از یک فرد به فرد دیگر و سپس به سراسر جهان سفر کند و در چرخهای بیپایان امتداد یابد. بهعلاوه، در تصویرگریِ کتاب، نماد مهربانی با رنگ غالب بنفش و در کنار رنگهای مکمل دیگر، تصویری از سیالبودن محبت را پررنگ میکند. از آنجا که شخصیتِ تانیشا علاقهمند به رنگ بنفش است، راوی داستان سعی میکند با نقاشیکشیدنِ گل بنفشه و تنکردنِ پیراهنی بنفش، مهربانی خود را به او نشان دهد.
آشناییزدایی از مهربانی در جزئیات کوچک زندگی
در بخشی از کتاب میخوانیم که نوعهای متنوعی از مهربانی وجود دارد؛
- مثلاً مهربانی در حق محیطزیست و انداختن بستهٔ خوراکی و بطری نوشیدنی در سطل بازیافت
- گوشدادن به حرفِ افراد میانسالی که ممکن است قصههای تکراری را چند بار تعریف کنند؛
- گفتنِ اینکه چقدر از چکمههای آبی همکلاسیمان خوشمان میآید
- دوستشدن با یک دختر تازهوارد در کلاس درس
- و کلوچهدرستکردن برای مردِ همسایه که تنها زندگی میکند.
همهٔ اینها بهنوعی تلاش نویسنده برای آشناییزداییکردن از معنای مهربانی است. بنابراین گاهی اوقات میتوانیم با سلسله کارهای کوچک، حتی با صداکردنِ آدمها به نام کوچکشان، در حق آنها مهربانی میکنیم.
قدرت بیکلامِ سکوت
در روایت این کتاب، مهربانی از مصداقهای جزئی و یک موقعیت واقعی در زندگی روزمره آغاز میشود. شخصیت تانیشا تنهاست و در جمع کلاس مورد بیمهری قرار گرفته است. حالا در این شرایط مهربانی میتواند معنا پیدا کند؛ چرا که راوی داستان که دختربچهای بااحساس است، تنهایی و رنج شخصیت تانیشا را در مواجهه با دیگر بچههای کلاس درمییابد. او در این مسیر برای اینکه از ترحمکردن فاصله بگیرد، باید تلاش کند تا اعتماد تانیشا را به دست بیاورد.
در نهایت هم مهربانی راوی در کلام بروز پیدا نمیکند. او سعی میکند در قالب نقاشی، بهعنوان یک فعالیت بیکلام، با رنگ بنفش مهربانیاش را به تانیشا نشان بدهد. در نتیجه، مخاطب کودک با معنایی تازه از مهربانی که همان سکوتِ همدلانه است، آشنا میشود. گاهی برای مهربانیکردن در حق دیگران نیاز به کلام نیست؛ حتی انگار کلام مهربانی را وارد ساحتِ ترحم میکند. تأمل و درنگِ ما در مواجهه با رنج دیگران است که به مهربانی معنا میدهد و شاید این عمیقترین پیامی باشد که از داستان «مهربان باش» دریافت میکنیم.

کتاب «مهربان باش» نوشتهٔ پت زیتلو میلر، با ترجمهٔ میترا امیری، از سوی انتشارات پرتقال منتشر شده و مخاطبش کودکان بالای ۷ سالی هستند که میخواهند مهربان باشند.
یادداشت از نیلوفر بختیاری