«شب شعر و موسیقی نابینایان» با حضور جمعی از هنرمندان و پیشکسوتان نابینا برگزار شد
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، پنجشنبه ۲۳ مهرماه، از ساعت ۱۸ تا ۲۱، فرهنگسرای ارسباران میزبان ویژهبرنامه «شب شعر و موسیقی نابینایان» بود؛ رویدادی که به مناسبت روز جهانی عصای سفید، با اجرای حمید سهرابی و دبیری عطیفه عطاران و هاتف شرار برگزار شد. در این برنامه، از پیشکسوتانی چون میلاد کیایی، قدمعلی سرمدی، عباس شرار و دیگر چهرههای فرهنگی و هنری تقدیر به عمل آمد.
«شب شعر و موسیقی نابینایان» فرصتی برای آشنایی با تجربهها و تواناییهای هنرمندان نابینایی بود که در زمینههای مختلف فرهنگی، ادبی، موسیقایی و فنی فعالیت میکنند و هریک، مسیر پرافتخاری را در زندگی حرفهای خود پیمودهاند.

در آغاز، حمید سهرابی؛ مجری برنامه، پس از خوشامدگویی به حاضران و معرفی مهمانان، از عطیفه عطاران؛ بهعنوان دبیر نشست دعوت کرد تا درباره مناسبت این شب شعر و هدف از برگزاری آن سخن بگوید.
عطیفه عطاران سخنان خود را با این بیت آغاز کرد:
«چشم دل باز کن که جان بینی
آنچه نادیدنی است آن بینی»
او روز جهانی عصای سفید را فرصتی برای توجه به توانمندیها و حضور اجتماعی افراد نابینا دانست و توضیح داد که هدف از برگزاری چنین برنامهای، فراهمکردن فرصتی برای شناخت انسانهایی است که جهان را با اتکا به تواناییها و حواس دیگر خود تجربه میکنند. عطاران با تأکید بر اهمیت بینش درونی، یادآور شد که نگاهکردن به زندگی و شناخت جهان، تنها به دیدن با چشم محدود نمیشود و تجربههای نابینایان میتواند زمینهساز شناخت دقیقتر تواناییهای آنان و تغییر نگاه جامعه به این گروه باشد.

او در ادامه، از زحمات شهرام صارمی در فرهنگسرای ارسباران؛ مدیر صندوق اعتباری هنر و دیگر دستاندرکاران این برنامه قدردانی کرد. عطاران همچنین با اشاره به ضرورت حمایت از فعالیتهای فرهنگی و هنری افراد نابینا، خواستار توجه مؤثرتر سازمان بهزیستی و دیگرنهادهای مسئول در این حوزه شد. او تأکید کرد که معرفی تواناییهای هنرمندان اهمیت دارد، اما این معرفی باید با حمایتهای عملی و فراهمکردن امکان ادامه فعالیت حرفهای آنان همراه باشد.
مستند «نابینایان»؛ روایتی فراتر از کلیشهها
پس از این سخنان، حمید سهرابی؛ مجری برنامه مستند «نخبگان نابینا» به کارگردانی مرتضی طبسی و تهیهکنندگی هاتف شرار را معرفی کرد و تیزر مستند برای حاضران پخش شد. تیزر این مستند، جنبههای مختلف زندگی و فعالیت افراد نابینا را، از تجربهٔ کار در حوزهٔ موسیقی و رسانه تا آموزش و فعالیتهای فنی به نمایش میگذاشت. در حقیقت، پخش بخشهایی از مستند «نخبگان نابینا» مقدمهای برای معرفی هنرمندان و متخصصانی بود که فعالیت حرفهای آنان کمتر در معرض دید عموم قرار گرفته است.

در ادامه، هاتف شرار درباره شکلگیری مستند «نخبگان نابینا» و انگیزه ساخت آن سخن گفت. شرار با تشکر از حامیان و دستاندرکاران برنامه توضیح داد: «این پروژه قرار است مجموعهای از افراد نابینا را معرفی کند که در عرصههای مختلف به مهارت و تجربه رسیدهاند. این فعالیتها تنها به هنر محدود نیست و حوزههای فرهنگی، تخصصی و فنی را نیز در بر میگیرد.»
به گفته شرار، حدود شانزده نفر در بخشهای مختلف این مستند همکاری داشتهاند و شکلگیری این ایده نیز با همراهی و پیشنهاد عاطفه شرار و عطیفه عطاران انجام شده است.
او در تکمیل سخنانش به دو تصویر رایج اما نادرست از افراد نابینا اشاره کرد و افزود: «از یک سو، گاهی افراد نابینا چنان متفاوت و دور از زندگی روزمره تصور میشوند که گویی به جهانی دیگر تعلق دارند و از سوی دیگر، نگاه عمومی گاهی تنها بر ناتوانیها و نیازهای آنان متمرکز میشود.»
به گفته این هنرمند، هیچیک از این دو نگاه نمیتواند جای شناخت واقعی انسانها و تواناییهایشان را بگیرد.
این هنرمند و تهیهکننده درباره هدف از ساخت مستند «نخبگان نابینا» افزود: «نمایش زندگی افراد نابینا از زاویه تجربههای واقعی آنان اهمیت دارد؛ اینکه چگونه مهارتی را میآموزند، در حرفه خود با دشواریها روبهرو میشوند و سرانجام مسیر زندگیشان را ادامه میدهند؛ به همین دلیل، در این پروژه تلاش شده است از پرسشهای کلیشهای و نگاه ترحمآمیز فاصله گرفته شود.»
هاتف شرار همچنین از افرادی که هنرمندان یا متخصصان نابینا را میشناسند خواست آنان را برای معرفی در قسمتهای بعدی مستند به گروه سازنده پیشنهاد کنند.

رونمایی از مستند با حضور میلاد کیایی؛ استاد سنتورنوازی
پس از توضیحات هاتف شرار، از میلاد کیایی دعوت شد تا در رونمایی نمادین مستند حضور پیدا کند. کیایی در سخنان کوتاه خود به نقش مخاطب در زندگی یک هنرمند اشاره کرد و یادآور شد که شنونده و مخاطب، بخش مهمی از ارتباط میان اثر هنری و جامعه را شکل میدهد. او در ادامه حاصل کار خود را با خواندن این بیت توصیف کرد:
«حاصل عمرم سه سخن بیش نیست
خام بودم، پخته شدم، سوختم»
در پایان این بخش، حاضران برای ثبت عکس یادگاری در کنار هنرمندان و دستاندرکاران برنامه گرد هم آمدند

علی ترکیپور با «بهار دلکش» روی صحنه رفت
بخش موسیقی برنامه با اجرای علی ترکیپور ادامه یافت و وی ضمن پیانونوازی، قطعه «بهار دلکش» را اجرا کرد. ترکیپور پس از اجرا از هاتف شرار و عطیفه عطاران برای برگزاری این برنامه قدردانی کرد. حضور او در این بخش، آغازگر مجموعه اجراهای موسیقایی شب بود که سازها و سبکهای متفاوتی را به مخاطبان معرفی کردند.
پس از اجرای موسیقی، نیما طباطبایی شعر خواند. او در آغاز سخنانش، روز جهانی عصای سفید و یاد حافظ را گرامی داشت و ابراز امیدواری کرد که سایه ناآگاهی و جنگ از ایران و جهان دور شود.
طباطبایی سپس شعری اجتماعی خواند که مطلع آن چنین بود:
«شب است ساکت و موهوم و گنگ و دربسته
شب است و تازه شده هرچه رخم سربسته»
پس از شعرخوانی، حمید سهرابی؛ مجری برنامه، به پیشینه حضور افراد نابینا در تاریخ ادبیات و موسیقی ایران اشاره کرد و از بزرگانی چون رودکی، شوریده شیرازی، دکتر نورعلیخان برومند، بنان و پری زنگنه نام برد؛ هنرمندانی که هر یک در تاریخ موسیقی و آواز ایران جایگاه ویژهای دارند.
در این بخش، به نقش دکتر نورعلیخان برومند در آموزش و انتقال سنتهای موسیقی ایرانی نیز اشاره شد و زمینهای فراهم شد تا حضور هنرمندان نابینا در برنامه، در امتداد پیشینهای ریشهدار در فرهنگ و هنر ایران به چشم بیاید.
قطعهٔ «دلانگیزان» و همراهی سنتور و عود
در بخش بعدی، ارغوان حمسی با نواختن سنتور و ماهگل مقتدر با عودنوازی، قطعه «دلانگیزان» از ساختههای زندهیاد پرویز مشکاتیان را اجرا کردند و این اجرا با تشویق بسیار حاضران همراه شد. در پایان این همنوازی دو نسخه از کتاب «راز آشکارا» به پاس اجرای زیبای این هنرمندان به آنان هدیه شد.
پس از اجرای موسیقی، دکتر نرگس شرار؛ شاعر و خواهر هاتف شرار، برای شعرخوانی به جایگاه دعوت شد. او دو غزل بادرونمایهٔ عاشقانه خواند که مطلع غزل نخست چنین آغاز میشد:
«وقتی دلم هوای تو را کرد، میروی
در لحظههای بیبروبرگرد میروی»

اجرای گروه موسیقی «چکاد» از اصفهان
سپس گروه موسیقی «چکاد» از اصفهان روی صحنه رفت. اجرای این گروه در دستگاه شور و با آغاز از گوشه دشتی شکل گرفت و سپس بخشهایی از موسیقی ایرانی، از جمله اجرای اثری از محمدرضا لطفی و یک تکنوازی در گوشه عشاق، به حاضران تقدیم شد. صادق اعرابی؛ نوازنده کمانچه و سجاد بابایی؛ نوازنده تار و تنبک و مهدی الصاق از اعضای گروه بودند. در معرفی این بخش، از تجربه حضور اعضای گروه در منزل میلاد کیایی در سال گذشته نیز یاد شد که بیانگر اهمیت پیوند میان هنرمندان و استمرار ارتباط موسیقایی در کنار اجرای زنده بود.
عباس شرار؛ پنجاهوپنج سال با شعر و ادبیات
سخنرانی عباس شرار؛ شاعر و ترانهسرا از دیگر بخشهای مهم این شب بود. شرار سخنان خود را با یادکرد روز جهانی عصای سفید آغاز کرد و با زبانی شاعرانه به تجربهٔ ادبی بلندمدت خود پرداخت:
«شعری به ندای دل من آمدهای
سازی به نوای دل من آمدهای
از آینهخانهٔ دوچشمت پیداست
در شیشهسرای دل من آمدهای»
او از اصطلاح «همچشمان» برای اشاره به افراد نابینا استفاده کرد و سپس از آشنایی بیش از بیستوپنجساله خود با میلاد کیایی گفت و از همکاری مشترکشان در آلبومی با عنوان «گویاترین نگاه» سخن گفت.
شرار با اشاره به حدود پنجاهوپنج سال فعالیت در عرصه ادبیات و شعر، بخشی از تجربههای خود را با حاضران در میان گذاشت و چند شعر درباره عصای سفید، آینه، چشم و ارتباط انسانها خواند:
«مرا هرگز مخوان تا چشمهایت
که من بیگانهام با چشمهایت
نمیبینم در این طوفان شبخیز
میان موج دریا، چشمهایت»

در ادامه، قدمعلی سرامی؛ شاعر پیشکسوت شعر خواند. او با اشاره به شعر و ادبیات کودک، از سالها فعالیت خود در این حوزه و مجموعهای مفصل از آثار کودکانهاش یاد کرد و توضیح داد که در شعر کودک میتوان مفاهیم پیچیده را با تصویرها و بازیهای زبانی ساده بیان کرد.
در بخشی از این سخنان، شاعر از تجربهای در دوران کودکی و انتشار مجموعهشعر «لبخند آرزو» یاد کرد و با تأکید بر لزوم تحمل و استقامت در مسیر زندگی، از اهمیت تجربهورزی، آموختن، ادامهدادن و کشف امکانهای تازه سخن گفت.
سرامی در ادامه حواس پنجگانه را دروازههایی برای ارتباط انسان با جهان دانست. سپس با پیوندزدن این بحث به موسیقی، به پنج خط حامل اشاره کرد و از نسبت میان حواس، دریافتهای انسانی و هنر گفت، سپس این شعر را خواند:
«گردنم چون ماه هرگز نیست
زیر بار منت خورشید
گرچه میدانم
با چراغ کوچک من
شب نمیمیرد»
سرامی در توضیح یکی از اشعار خود، از پیوند میان تخیل کودکانه و مفاهیم علمی گفت و توضیح داد که چگونه میتوان موضوعهایی از جنس فیزیک و طبیعت را در قالب شعر و روایت برای مخاطب کودک شرح داد.
از شعر امیررضا احمدزاده تا ترانهای از پنجاهوسه سال پیش
در ادامه برنامه، مجری از حضور رحمان رضایی؛ کارگردان سینما و همسرش در مراسم یاد کرد و به فیلم «دختران انتظار» اشاره نمود. پس از شعرخوانی، نوبت به اجرای ترانهای قدیمی از ساختههای حسن یوسفزمانی رسید که نادر گلچین آن را خوانده بود. در معرفی این اثر، به اجرای آن در حدود پنجاهوسه سال پیش و پیوندش با ارکستر رادیو و تلویزیون ملی ایران اشاره شد.
بازخوانی این اثر فرصتی برای یادآوری بخشی از میراث موسیقی ایران بود که با گذشت دههها همچنان در حافظه شنیداری مخاطبان باقی ماندهاند و میتوانند در فضایی تازه، دوباره شنیده شوند.

همنوازی امید قربانی و سعیده حسنزاده
یکی دیگر از اجراهای موسیقایی این شب، دونوازی امید قربانی و سعیده حسنزاده با کلارینت و پیانو بود. در معرفی این بخش، از زندهیاد عباس تهرانی، نوازنده کلارینت، یاد شد. این موضوع علاوه بر معرفی پیشینه موسیقی کلارینت در ایران، ادای احترامی به هنرمندانی بود که با آموزش، تجربه و همراهی خود بر نسلهای بعد اثر گذاشتهاند.
همچنین در بخش دیگری از برنامه، پوریا حاتمی و هاتف شرار نیز با اجرای پیانو و آواز به روی صحنه رفتند. حضور این دو در کنار دیگر نوازندگان و خوانندگان، تنوع اجراهای موسیقایی شب را کاملتر کرد.
تقدیر از هنرمندان و تأکید بر حمایت پایدار
در بخش پایانی مراسم، از هنرمندان و اجراکنندگان برنامه تقدیر شد. ارغوان حمسی، ماهگل مقتدر، نرگس شرار، اعضای گروه موسیقی چکاد، از جمله صادق اعرابی، سجاد بابایی و مهدی یزدانپناهی، امید قربانی، سعیده حسنزاده و نیما طباطبایی از چهرههایی بودند که در این بخش مورد تقدیر قرار گرفتند.
در پایان، حمید سهرابی حاضران را در جریان امکان عضویت هنرمندان اجراکننده در صندوق اعتباری هنر و بهرهمندی از پوشش بیمهای آن قرار داد.
بنا بر اعلام مجری، هنرمندان حاضر میتوانند در صورت تمایل از این امکان استفاده کنند.

درنهایت، ویژهبرنامه «شب شعر و موسیقی نابینایان» با همراهی شاعران، موسیقیدانان، برگزارکنندگان و حامیان فرهنگی به پایان رسید؛ شبی که در آن، شعر و موسیقی در کنار روایت تجربههای زندگی و کار، فرصتی برای شناخت عمیقتر هنرمندان نابینا فراهم کرد.
به امید آنکه توانمندیهای هنرمندان نابینا در بستر دیگر برنامههای هنری و ادبی، بدون نیاز به تفکیک دیده شود و به جای تأکید بر تفاوتها، توانمندیها و دستاوردهای این افراد مورد توجه قرار گیرد.
گزارش از نیلوفر بختیاری