کد خبر:۶۵۸۳
به بهانهٔ روز ملی دام‌پزشکی

امداد علمی حیوانات را جایگزین دل‌سوزی‌های آسیب‌زا کنیم

دکتر میلاد نجفی از دام‌پزشکان امدادگری است که در طول فعالیت حرفه‌ای خود، به سامان‌دهی و رسیدگی به حیوانات حیات‌وحش یاری رسانده است. نجفی همچنین با حامیان حیوانات در تهران و شهرهای دیگر همکاری کرده و در اجرای طرح‌های عقیم‌سازی و انگل‌تراپی حیوانات بی‌سرپرست و ارائه مشاوره غیرحضوری و رایگان فعال بوده‌ است. با او به مناسبت روز ملی دام‌پزشکی، درباره مرزهای باریک میان دل‌سوزی‌های آسیب‌زا و امدادگری علمی برای حیوانات به گفت‌و‌گو‌ نشستیم.
روز دامپزشکی

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، خیابان‌های شهر پر از حیواناتی است که همسایگان بی‌زبان و بی‌پناه ما هستند. سر که می‌چرخانیم، گربه‌هایی را می‌بینیم که در جوی‌ها پناه گرفته‌اند و پرندگانی گرسنه که پشت پنجره انتظار می‌کشند. در حاشیه شهر نیز با سگ‌هایی مواجه می‌شویم که با بیماری یا گرسنگی دست‌به‌گریبان‌اند. گاهی آن‌ها را کاملاً طرد می‌کنیم و گاهی ممکن است با دلسوزی‌های هیجانی، چرخه طبیعی زندگی‌شان را برهم بزنیم.

 ۱۴ مهر؛ روز ملی دام‌پزشکی فرصت خوبی است تا یک بار برای همیشه به این پرسش مهم بیندیشیم: چگونه می‌توانیم بدون آسیب‌رساندن، به حیوانات پیرامونمان کمک کنیم؟

 به همین بهانه، با دکتر میلاد نجفی چکوسری؛ دام‌پزشک و کلینیسین حیوانات خانگی گفت‌وگوی مفصلی داشته‌ایم. او در طول سال‌های فعالیت حرفه‌ای خود، تجربه همکاری با مجموعه‌های مختلف در حوزه حمایت، درمان و سامان‌دهی حیوانات را داشته است. همچنین در دوران فعالیتش در بیمارستان دام‌پزشکی هونام، با شهرداری منطقه در طرح‌های سامان‌دهی، تگ‌گذاری، عقیم‌سازی و انگل‌تراپی سگ‌های منطقه تهران‌پارس همکاری کرده و هم‌زمان با محیط‌زیست منطقه برای ارجاع و درمان حیوانات حیات‌وحش منطقهٔ سرخه‌حصار در ارتباط بوده است.

 بخش دیگری از تجربه درمانی او به همکاری با حامیان حیوانات در تهران و شهرهای اطراف بازمی‌گردد؛ تجربه‌ای که گاه به ارائهٔ مشاوره غیرحضوری برای حیوانات بیمار در شهرهای دیگر نیز انجامیده است. او اکنون در کلینیک مه‌نیک‌آرتی در اجرای طرح‌های عقیم‌سازی و انگل‌تراپی حیوانات بی‌سرپرست فعالیت می‌کند. دکتر نجفی در این گفت‌وگو از خطاهای رایج درمان‌های خودسرانه، چالش‌های غذارسانی و ضرورت‌های علمی مدیریت جمعیت حیوانات شهری سخن می‌گوید. 

امدادگری علمی حیوانات باید جایگزین دلسوزی‌های آسیب‌زا شود

-در تجربهٔ بالینی شما، بیشترین آسیب‌هایی که حیوانات شهری یا حیات‌وحش ازسرِ دل‌سوزی و ناآگاهیِ حامیان یا مردم عادی می‌بینند، چیست؟ به بیان دیگر، چه زمان‌هایی مداخله‌نکردن، بهترین کمک به یک حیوان است؟

 اصلی‌ترین موضوع این است که مداخله‌ای که قرار است انجام دهیم، مثبت و ارزنده باشد. چون اگر ما بخواهیم با مداخله‌مان به حیوان بیمار آسیب بزنیم، بسیار بهتر است که از ابتدا مداخله نکنیم. یکی از مشکلات و اشتباهات رایج در این زمینه استفاده از داروهای مشابه برای حیوانات بیمار است؛ مثلاً برای یک مشکل چشمی، از دارویی استفاده می‌کنند که دام‌پزشک قبلاً برای یک مورد ظاهراً مشابه تجویز کرده است. در بسیاری از موارد، ممکن است نوع بیماری و داروی لازم کاملاً متفاوت باشد و همان داروها به حیوان آسیب بزند. بنابراین اکیداً توصیه می‌کنیم از داروهای تجویز‌شده در موارد قبلی برای موارد جدید استفاده نشود. بهترین کار در این شرایط مشورت‌گرفتن از متخصص و مراجعه به مراکز دام‌پزشکی است.

«در یک امدادرسانی‌، بچه‌گربه‌ای که مشکل شدید چشمی داشت و نابینا شده بود، بالای یک درخت با تنه خیلی نازک در ارتفاع چهار متری گیر کرده بود. حتی عوامل آتش‌نشانی هم به‌خاطر نازک‌بودن تنه درخت نتوانستند از آن بالا بروند و او را نجات دهند. در همان حین، به‌طور اتفاقی یک صخره‌نورد که از آنجا رد می‌شد، گربه را نجات داد و پیش ما آورد...»

-در شرایط امدادرسانی به حیوانات چطور مسئولانه رفتار کنیم؟

 وقتی فردی یک حیوان بیمار را با اراده و میل خودش از خیابان برمی‌دارد و قبول زحمت می‌کند، تمام مسئولیت معنوی آن حیوان با خود اوست؛ ولی متأسفانه بسیار می‌بینیم که حیوانات را جلوی بیمارستان یا مراکز درمانی رها می‌کنند و با این کار، در واقع مسئولیت را گردن افراد دیگر می‌اندازند. درحالی‌که شاید اگر این بیمار دست‌نخورده در جای خودش باقی می‌ماند، فرد مناسب‌تری سر راهش قرار می‌گرفت. بنابراین، دخالتی که می‌کنیم، چه با درمان سرخود و چه مداخلهٔ نسنجیده باشد، می‌تواند کاملاً آسیب‌زا باشد.

-برخی از حامیان محیط‌زیست معتقداند غذارسانی به حیوانات پیرامونمان مثل گربه‌های خیابانی، چرخه طبیعی را به هم می‌زند و باعث افزایش جمعیت حیوانات و وابستگی آن‌ها می‌شود، نظر شما در این خصوص چیست؟ آیا واقعاً می‌شود این حیوانات را به حال خودشان رها کرد؟

 برای حیوانی که مشکل دارد، بیمار است و توانایی این را ندارد که خودش برود دنبال شکار و غذا، مسلماً باید غذا بگذاریم و کمکش کنیم. اما به‌طور کلی وقتی غذارسانی بی‌رویه اتفاق می‌افتد، میل به شکار در حیوان از بین می‌رود. از سوی دیگر، اگر توان و زمان این را نداریم که همیشه به یک حیوان غذا بدهیم، شاید برای خودمان خوشایند و سرگرم‌کننده باشد ولی قطعاً این کار به حیوان لطمه می‌زند و طبیعتاً چرخه اکوسیستم را به هم می‌ریزد؛ مثلاً حیوانی که قرار بوده جمعیت موش‌ها را کنترل کند، شکار نمی‌کند و افزایش جمعیت موش‌ها خودش می‌تواند باعث بروز بیماری‌های زئونوز (مشترک) شود.

-اگر قرار باشد غذارسانی کنیم، چه غذایی به حیوان بیمار بدهیم که به ما، محیط و به خود حیوان آسیب نرساند؟

 توصیه همیشگی من این است که ترجیحاً از غذای تر استفاده نشود؛ بهترین گزینه غذای خشک است. حتی غذای خشکِ معمولی هم از غذاهای چرب و ته‌مانده سفره بسیار بهتر است. غذای تر هم احتمال آلودگی محیطی را بالا می‌برد و هم خیلی زود فاسد می‌شود. بارها در خیابان دیده‌ام غذایی را گوشه‌ای ریخته‌اند، حیوانی نیامده بخورد، غذا یک روز مانده و گندیده، و بعد حیوان دیگری از همان غذای آلوده مصرف کرده است.

 این اصلاً غذارسانی استاندارد نیست و می‌تواند باعث مشکلات شدید گوارشی و بیماری‌های انگلی در حیوان شود. بنابراین غذای خشک اولویت دارد. غذای تر خانگی هم اگر قرار است داده شود، باید اختصاصی و بدون ادویه و چربی، متناسب با فاکتورهای لازم برای بدن حیوان پخته شده باشد، نه این‌که هر غذایی که اضافه آمد را جلوی گربه یا سگ بریزیم.

امدادگری علمی حیوانات باید جایگزین دلسوزی‌های آسیب‌زا شود

-دربارهٔ مواجهه با حیوان آسیب‌دیده، شهروندی که با یک حیوان تصادفی روبه‌رو می‌شود، در عمل چه کارهای اولیه‌ای را باید انجام بدهد و از چه کارهایی خودداری کند تا وضعیت حیوان بدتر نشود؟

 این موضوع بستگی به نوع عارضه دارد، اما اگر مبنا را روی یک مورد اورژانسی بگذاریم، بارها دیده‌ایم که خودِ امدادگر آسیب دیده است؛ یعنی وسط اتوبان حیوانی را دیده، با شتاب‌زدگی دویده سمتش و خودش هم در معرض خطر تصادف قرار گرفته است. پس قدم اول حفظ خون‌سردی و مراقبت کامل از جان و سلامت خودِ امدادگر است.

 در مرحله بعد، وقتی با حیوانی مواجه می‌شویم که احتمال شکستگی یا ضربه به ستون فقرات دارد، باید از تکان‌دادن شدید آن خودداری کنیم تا کمترین آسیب به بدنش برسد. بهتر است حیوان را خیلی آرام داخل یک باکس حمل قرار دهیم. نکته دیگر این است که در اکثر بیمارانِ دچار شوک، ما با هایپوترمی یا افت دمای بدن مواجهیم؛ بنابراین حتماً باید حیوان را با یک پتو یا پارچه گرم نگه داریم. اگر جسم خارجی داخل بدن حیوان فرورفته بود، اصلاً به آن دست نزنیم و در سریع‌ترین زمان حیوان را به نزدیک‌ترین مرکز درمانی برسانیم و مطلقاً خوددرمانی نکنیم.

 یک نکته مهم دیگر که بارها دیده‌ام حیوانی است که مشکل تنفسی داشته یا دچار استفراغ و حالت تهوع بوده، و امدادگر چون حیوان پرخاشگر بوده و نمی‌توانسته مهارش کند، آمده با پوزه‌بند یا پارچه دهانش را بسته است؛ این کار فوق‌العاده خطرناک است. حیوانی که حالت تهوع دارد اگر دهانش بسته شود، دچار خفگی می‌شود. در چنین شرایطی اگر دهانش را نبندند، خیلی بهتر است، چون آسیب‌های بعدی‌اش می‌تواند به قیمت جان حیوان تمام شود.

بهترین کار این است که خیّرین اگر قصد کمک مالی دارند، مبلغ را به‌جای حساب‌های شخصی افراد، مستقیم به حساب رسمی خودِ مرکز درمانی یا بیمارستان دام‌پزشکی واریز کنند.

-دربارهٔ عقیم‌سازی و کنترل جمعیت حیوانات؛ برخی افراد این کار را نقض حقوق حیوانات می‌دانند، اما متخصصان معتقدند اتفاقاً برای رفاه حیوانات شهری لازم است. به نظر شما رویکرد علمی و اخلاقی در مواجهه با این موضوع چیست؟

 اگر از بُعد علمی نگاه کنیم، طبق مقالات جدید شاید تنها حیوانی که اصرار و اجباری برای عقیم‌سازی‌اش نداریم، سگ نر باشد؛ اما در سایر موارد به دلایل علمی عقیم‌سازی را توصیه می‌کنیم. در ماده‌ها، خطر عفونت رحم (پیومتر)، تومورها و کیست‌های تخمدانی، و تومورهای پستان را داریم که با عقیم‌سازی می‌توان جلوی بخش زیادی از آن‌ها را گرفت و به افزایش طول عمر حیوان کمک کرد. در حیوانات نر هم با عقیم‌سازی جلوی تومورهای مقاربتی و مشکلات پروستات گرفته می‌شود؛ و از همه مهم‌تر، پرخاشگری‌ها و رفتارهای ناشی از ترشحات هورمونی کنترل و آرام می‌شود.

امدادگری علمی حیوانات باید جایگزین دلسوزی‌های آسیب‌زا شود

-یعنی برای حیوانات شهری هم عقیم‌سازی را توصیه می‌کنید؟

 بله، حیواناتی که حالت تهاجمی دارند، اگر عقیم شوند، به خاطر افت استرس‌های هورمونی آرام‌تر می‌شوند. در حیوانات خانگی چون سطح هورمون بالا می‌رود و جفت‌گیری هم ندارند، این پرخاشگری شدیدتر است؛ اما در حیوانات خیابانی هم کاملاً صدق می‌کند و عقیم‌سازی به آرامش و خلق‌وخوی بهتر آن‌ها کمک می‌کند. از بُعد اخلاقی هم کسانی که عقیم‌سازی را نقض حق طبیعی می‌دانند، متأسفانه احساسات انسانی مثل حس والدشدن را به حیوان نسبت می‌دهند، درحالی‌که جفت‌گیری حیوانات غریزی است و احساسات انسانی پشت آن نیست.

 از طرف دیگر، وظیفه ما تأمین رفاه حیوان؛ یعنی رهایی از درد، گرسنگی، تشنگی و بیماری است. وقتی تعداد توله‌ها به‌شکل بی‌رویه زیاد می‌شود، بیشتر این بچه‌ها محکوم به مرگ با تصادف یا بیماری‌های سخت می‌شوند و زجر می‌کشند؛ خودِ این زجر کشیدن نقض آشکار رفاه حیوان است. بنابراین اخلاقی‌ترین کار، جلوگیری از به‌دنیاآمدن حیواناتی است که شرایط و ظرفیتی برای نگهداری و بقای سالم آن‌ها وجود ندارد.

-آیا ممکن است با عقیم‌سازی، جمعیت حیوانات شهری در سال‌های آینده به‌شدت افت کند یا به سمت انقراض برود؟

 نه، اصلاً. رشد جمعیت حیوانات شهری تصاعدی است. در گربه‌ها جفت‌گیری فصلی است و با دوره بارداری حدوداً ۶۰ روزه، ممکن است یک گربه در شش ماه اول سال دو تا سه بار زایمان کند و هر بار ۵ تا ۶ توله به دنیا بیاورد. اگر فقط نیمی از این توله‌ها ماده باشند، هرکدامشان دوباره همین چرخه را تکرار می‌کنند؛ یعنی از یک گربه ظرف یک سال ممکن است تا ۵۰ گربه دیگر متولد شود! افزایش جمعیت آن‌ها اصلاً با انسان قابلِ‌مقایسه نیست. عقیم‌سازی نه،تنها نسل آن‌ها را منقرض نمی‌کند، بلکه به مدیریت درست جمعیت کمک می‌کند تا همراه با واکسیناسیون، کیفیت زیست و سلامت بهتری داشته باشند.

-پناهگاه‌های حیوانات، مراکزی هستند که عمدتاً با نیت خیر راه می‌افتند، ولی در بسیاری از موارد به خاطر نبود ظرفیت و کمبود منابع، خودشان محل انتقال بیماری می‌شوند. استانداردهای یک پناهگاه از نظر شما چیست و چقدر در کشور ما رعایت می‌شود؟

 در ایران ما پناهگاه‌های زیادی وجود دارد، اما به‌خاطر مشکلات مالی، تعداد بسیار کمی دارای استانداردهای واقعی هستند. پناهگاه صرفاً محصورکردن یک زمین با دیوار و ریختن حیوانات توی آن نیست و باید کیفیت نگهداری‌اش نزدیک به محیط خانه باشد. اولین و مهم‌ترین اصل، داشتن بخش قرنطینه است. متأسفانه در ایران خیلی جاها کیس جدید را بدون آزمایش و معاینه دقیق مستقیماً وارد جمع بقیه حیوانات می‌کنند و اگر حیوان ناقل بیماری باشد همه را درگیر می‌کند. حیوان جدید باید دو تا چهار هفته در قرنطینه بماند، آزمایش‌هایش انجام شود، اگر علائمی دارد، درمان شود و بعد از اطمینان از سلامت وارد بخش اصلی شود.

 مورد دوم نظارت منظم دام‌پزشکی؛ یعنی چکاپ‌های دوره‌ای سه‌ماهه، واکسیناسیون، انگل‌زدایی و عقیم‌سازی است. مورد سوم تغذیه است. وقتی تعداد بالا می‌رود، گاهی مدیران پناهگاه برای مدیریت مالی از کیفیت غذا می‌زنند،  اما اگر قرار باشد حیوان همان غذای بی‌کیفیت و نامناسب خیابان را اینجا هم بخورد، دیگر بودن در پناهگاه امتیازی برایش ندارد؛ بنابراین، غذا باید بالانس و مغذی باشد. نکته آخر هم رعایت بهداشت و تهویه مناسب است. نگهداری تعداد زیادی سگ در فضای بسته، بدون تهویه مناسب، بیماری‌های تنفسی مثل کِنل کاف (سرفه لانه‌ای) را ایجاد می‌کند. 

امدادگری علمی حیوانات باید جایگزین دلسوزی‌های آسیب‌زا شود

-کمی درباره امدادرسانی‌های غیرِاستاندارد در بستر حیاتِ‌وحش بفرمایید.

 یکی از مشکلات در این زمینه جداکردن نوزادان حیات‌وحش از طبیعت است. بارها پیش آمده بره آهو یا جوجه پرندگان وحشی را برای ما آورده‌اند، آن هم با این ادعا که رها شده بودند و مادر نداشتند؛ درحالی‌که نمی‌دانند در طبیعت، مادر برای مراقبت و حفاظت از بچه‌اش در برابر خطر، آن را جایی پنهان می‌کند و ترجیحاً نباید به این نوزادان دست بزنند.

 ضمن این‌که بیماری‌های مشترک حیات‌ِوحش بسیار خطرناک‌تر از بیماری‌های حیوانات شهری است و غذارسانی اشتباه به آن‌ها هم خوی وحشی‌گری و شکارشان را می‌گیرد، هم به انقراض گونه‌ها دامن می‌زند. علاوه‌براین، کلینیک‌های دام‌پزشکی شهری اساساً مجوز نگهداری و بستری کیس‌های حیات‌وحش را ندارند. در چنین مواردی باید بلافاصله با سازمان حفاظت محیط‌زیست تماس بگیرند و همه‌چیز زیر نظر کارشناسان آن سازمان انجام شود.

-در فضای مجازی و اینستاگرام موارد بسیاری دیده می‌شود که افرادی برای درمان حیوانات پول جمع می‌کنند و گاهی پای کلاه‌برداری در میان است. برای تشخیص صداقت این افراد چه توصیه‌ای می‌کنید؟ 

بهترین کار این است که خیّرین اگر قصد کمک مالی دارند، مبلغ را به‌جای حساب‌های شخصی افراد، مستقیم به حساب رسمی خودِ مرکز درمانی یا بیمارستان دام‌پزشکی واریز کنند. حتماً هم از امدادگر بخواهند که فاکتور رسمی و پرونده درمانی با سربرگ و مهر مشخص همان کلینیک ارائه بدهد تا مطمئن شوند خدمات درمانی واقعاً انجام شده است.

-درباره پیشگیری از بیماری‌های مشترک (زئونوز) و ایمنی خودِ امدادگران نیز اگر نکته‌ای هست، بفرمایید. 

 رسالت اصلی دام‌پزشکی حفاظت از سلامت انسان در کنار درمان حیوانات است. یکی از جدی‌ترین خطرها هاری است؛ اگر گازگرفتگی پیش آمد، اولین کار این است که محل زخم را چند دقیقه با آب و صابون روان بشویند و بلافاصله به مراکز بهداشت برای دریافت واکسن هاری و کزاز مراجعه کنند. بیماری‌های قارچی و انگلی پوستی هم بسیار شایع است؛ به همین دلیل، امدادگران حتماً باید از دستکش، لباس و کفش مخصوص امداد استفاده کنند و بعد از امداد لباس‌هایشان را عوض کنند. امدادگری که به ایمنی خودش اهمیت ندهد، هم سلامت خودش و اطرافیانش را به خطر می‌اندازد و هم در صورت بیماری، از ادامه کمک به این حیوانات محروم می‌شود.

-با توجه به دغدغه و توجه ویژه‌ای که در امدادرسانی به حیوانات داشته‌اید، اگر خاطره یا روایتی برای مخاطبان ما دارید، بفرمایید.

در یکی از امدادرسانی‌ها، بچه‌گربه‌ای که مشکل شدید چشمی داشت و نابینا شده بود، بالای یک درخت با تنه خیلی نازک در ارتفاع حدوداً چهار متری گیر کرده بود و نمی‌توانست پایین بیاید. حتی عوامل آتش‌نشانی هم به‌خاطر نازک‌بودن تنه درخت نتوانستند بالا بروند. در همان حین، به‌طور اتفاقی یک صخره‌نورد که از آنجا رد می‌شد، گربه را نجات داد و پیش ما آورد. ما درمانش کردیم، مشکل چشمش برطرف شد و بعد یک نفر سرپرستی‌اش را قبول کرد؛ گربه‌ای که ممکن بود در یک روز بارانی از درخت بیفتد و تلف شود، نجات پیدا کرد و تا جایی که خبر دارم همراه صاحبش به آلمان مهاجرت کرد و حالا زندگی فوق‌العاده‌ای دارد. فرهنگ سرپرستی حیوانات امدادی واقعاً اتفاق قشنگ و متمایزی است؛ بنابراین، توصیه همیشگی من به علاقه‌مندان حیوانات این است که به جای خرید و فروش، به به سرپرستی‌گرفتن حیوانات و واگذاری فکر کنند. 

-از زاویه نگاه یک دام‌پزشک که روزانه شاهد رنج‌های حیوانات است، بزرگ‌ترین خلأهای ساختاری، فرهنگی یا قانونی ما در به‌رسمیت‌شناختن حقوق بنیادین حیوانات در کجاست؟

متأسفانه در قوانین ما حیوانات اغلب به چشم کالا دیده می‌شوند؛ ما قانون مدونی برای شناسنامه، ثبت هویت و میکروچیپ‌گذاری نداریم و نظارتی هم روی مراکز پرورش و توله‌کشی انجام نمی‌شود. از نظر فرهنگی و آموزشی هم ضعف‌های زیادی داریم؛ به‌ویژه در کودکانمان، یا فوبیای شدید و حیوان‌هراسی یا رفتارهای بدون احتیاط و هیجانی می‌بینیم. آموزش اصول بهداشتی و نحوه درست مواجهه با حیوانات به کودکان، وظیفه‌ای است که آموزش و پرورش و رسانه‌ها باید جدی‌تر به آن بپردازند.

-اگر شهروندی بخواهد به‌جای رفتارهای مقطعی و هیجانی، کمکی پایدار، علمی و بدون آسیب جانبی به حوزه حیوانات داشته باشد، پیشنهاد مشخص شما برای کانالیزه‌کردن این نیت خیر چیست؟

برای این‌که کارمان مانا، پایدار و برای نسل‌های بعد اثرگذار باشد، باید از برخوردهای مقطعی و صرفاً تسکین‌دادن موقت فاصله بگیریم و ریشه‌ای عمل کنیم. نیکوکاری فقط خرج‌کردن برای درمان توله‌هایی نیست که با بیماری‌های کشنده به دنیا می‌آیند و شانس کمی دارند؛ بیاییم همین هزینه‌ها را صرف تجهیز پناهگاه‌ها، افزایش آگاهی عمومی، و بالاتر از همه واکسیناسیون و عقیم‌سازی برای مدیریت جمعیت کنیم. رویکرد پیشگیرانه بسیار ماندگارتر و نجات‌بخش‌تر از رویکرد صرفاً درمانی است.

گفت‌وگو از نیلوفر بختیاری

 


ارسال دیدگاه
captcha