مسیر نوآوری اجتماعی ۲۰۲۶ در ایتالیا: هوش مصنوعی بهعنوان زیرساخت سیاست اجتماعی
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، در سال ۲۰۲۶، برنامه «مسیر نوآوری اجتماعی» (Social Innovation Trail - SIT) برای دومین سال متوالی توسط الیس (ELIS)، سازمان غیرانتفاعی ایتالیایی فعال در حوزه آموزش، مهارتافزایی و نوآوری اجتماعی، با همکاری مرکز تحقیقات آیکون (AICCON)، مرکز پژوهشی فرهنگ تعاون و بخش غیرانتفاعی وابسته به دانشگاه بولونیا، و با حمایت مالی گروه بانکی یونیکردیت (UniCredit)، برگزار میشود.
گذار از پروژهمحوری به زیرساختسازی اجتماعی
«پروژهمحوری» به معنای تمرکز بر اجرای پروژههای موردی، زماندار و جزیرهای است؛ هر بار برای یک مسئله، بودجه، تیم و برنامهای تعریف میشود و پس از پایان پروژه، دستاوردها اغلب ماندگار نمیمانند. در مقابل، «زیرساختسازی اجتماعی» به معنای ایجاد بسترهای پایدار، مانند شبکههای همکاری محلی، نهادهای واسط، مهارت نیروی انسانی، داده و فناوری مشترک، مدلهای مالی تکرارپذیر و سازوکارهای حکمرانی است؛ بسترهایی که اجرای پروژههای بعدی را آسانتر، شفافتر و مؤثرتر میکنند.
بنابراین، گذار از رویکرد پروژهمحوری به زیرساختسازی اجتماعی در برنامه «مسیر نوآوری اجتماعی ۲۰۲۶» به این معناست که این برنامه میخواهد فراتر از حمایت صرف از چند پروژه منفرد حرکت کند و زمینه شکلگیری شبکهای از همکاریهای محلی را فراهم آورد؛ شبکهای که در آن سازمانهای اجتماعی، نهادهای محلی و سرمایهگذاران بتوانند با همکاری یکدیگر، راهحلهای پایدار و قابل تکرار تولید کنند.
دوره نخست این برنامه در سال گذشته با مشارکت ۳۰ سازمان از بخش سوم و توسعه هفت پروژه با تأثیر اجتماعی بالا در سراسر ایتالیا همراه بود. اما دوره ۲۰۲۶ یک تغییر کیفی را دنبال میکند: حرکت از حمایت صرف از پروژههای منفرد به سمت ساخت زیرساختهای اجتماعی محلی که قادر به تولید ارزش پایدار و قابل تکرار هستند.
این تغییر رویکرد در سخنان پائولو ونتوری، مدیر مرکز تحقیقات آیکون، نیز بهخوبی بیان شده است: «فضای دیجیتال باید ماهیتی فراگیر داشته باشد و نمیتواند فقط به کار کردن بسنده کند، بلکه باید جامعه محلی را به حرکت درآورد تا اقتصادهای جدید با تأثیر اجتماعی و سیستمی را ترویج دهد.» این دیدگاه نشاندهنده تغییری در نگاه به فناوری است؛ از «فناوری برای فناوری» به «فناوری بهعنوان محرک توسعه محلی».

هوش مصنوعی بهعنوان زیرساخت سیاستگذاری
برنامه «مسیر نوآوری اجتماعی» نگاه به هوش مصنوعی را از سطح یک فناوری صرف فراتر میبرد و آن را ابزاری برای سیاستگذاری و اقدام جمعی در نظر میگیرد. در این چارچوب، هوش مصنوعی اهرمی راهبردی به شمار میآید که سیاستگذاران و مدیران سازمانهای اجتماعی میتوانند با اتکا به آن، تصمیمگیری کنند، منابع را هدفمند تخصیص دهند و زمینه تغییرات ساختاری را فراهم آورند. کارکرد اصلی این رویکرد، تقویت اثربخشی خدمات اجتماعی، بهبود مدلهای سازمانی و افزایش تابآوری نهادها در برابر پیچیدگیها و تحولات سریع است. این رویکرد بر سه اصل راهنما استوار است:
۱. آگاهی: همراستایی راهحلهای فناورانه با نیازهای واقعی جوامع و مناطق.
۲. اخلاق: توجه جدی به حکمرانی دادهها و شمول اجتماعی.
۳. ارزشمحوری: توانایی ایجاد منافع اجتماعی قابل سنجش و پایدار در بلندمدت.
لوچانو دو پروپریس، مدیر نوآوری باز در سازمان الیس (ELIS)، این تحول را چنین توصیف میکند: «نوآوری اجتماعی امروز به تغییر پارادایم نیاز دارد: عبور از تأمین مالی پروژههای منفرد و پذیرش مسئولیت مشترک برای آینده یک منطقه. این یعنی بهجای ساختن پروژههای پراکنده و جزیرهای، باید شبکههایی برای ایجاد تأثیر پایدار اجتماعی بسازیم؛ و این کار تنها از طریق توانمندسازی نیروی انسانی، بهکارگیری فناوری و شکلدادن به اتحادهای راهبردی ممکن میشود.»
سه مرحله اجرا: از ایده تا سرمایهگذاری
برنامه «مسیر نوآوری اجتماعی ۲۰۲۶» در سه مرحله پیاپی اجرا میشود. نخست، هفت کمیته محلی ایدهها را بر اساس میزان تأثیرگذاری، تناسب با نیازهای همان منطقه و استفاده درست از هوش مصنوعی بررسی میکنند. در مرحله دوم، هفت پروژه منتخب وارد آزمایشگاه همنوآوری اجتماعی میشوند و طرح کسبوکار اجتماعی کاملی تدوین میکنند که سه مؤلفه پایداری مالی، فناوری و مدیریت داده را بهطور همزمان در نظر میگیرد. در مرحله سوم، تیمها برای جذب بودجه آماده میشوند و در رویداد «روز سرمایهگذار اجتماعی» پروژه خود را به سرمایهگذاران و بنیادها معرفی میکنند تا از مرحله ایده و آزمایش به مدلی قابل اجرا و قابل سرمایهگذاری برسند.
نوآوری در چه لایههایی دیده میشود؟
اما نوآوری این برنامه تنها به فرایند اجرا محدود نمیشود. آنچه آن را از برخی برنامههای مشابه متمایز میکند، چهار لایه نوآوری است که در ادامه بررسی میشود.
از نظر مفهومی، این برنامه هوش مصنوعی را از حوزه فناوری صرف خارج میکند و به ابزاری برای سیاستگذاری عمومی تبدیل میکند. در نتیجه، بخش سوم از یک «مصرفکننده فناوری» به «همآفریننده ارزش عمومی» تغییر موقعیت میدهد. این جابهجایی مفهومی اهمیت راهبردی دارد: سازمانهای اجتماعی دیگر صرفاً دریافتکننده راهحلهای فناورانه نیستند، بلکه در طراحی و جهتدهی آنها نیز نقش فعال دارند.
از نظر ساختاری، حرکت از پروژهمحوری به سمت ساخت شبکههای همکاری محلی با مشارکت هفت کمیته منطقهای، نشاندهنده توجه به این واقعیت است که نوآوری اجتماعی بدون ریشه داشتن در بافت محلی، دشوار میتواند پایدار بماند. به بیان ساده، بهجای حمایت از چند پروژه جزیرهای، بسترهای همکاری، مهارت و زیرساخت مشترک ساخته میشود. این رویکرد را میتوان بهنوعی همان منطق «ساختن اسکله و شبکه ماهیگیری» دانست.
از نظر مالی، تأکید بر «رویکرد تأثیرمحور» (Impact Driven) و طراحی پروژههایی که «واقعاً قابل تأمین مالی» باشند، نشاندهنده حرکت از مدل سنتی کمکهای خیریه به سمت مدلهای سرمایهگذاری اجتماعی پایدار است. استفانو گالو، مسئول توسعه منطقهای یونیکردیت، نقش این نهاد مالی را «پیوند دادن مهارتهای مالی، فناوری و چشمانداز اجتماعی برای ایجاد تغییر واقعی و پایدار» توصیف میکند. این رویکرد نشان میدهد که در این برنامه، بانک در کنار نقش سنتی تأمین مالی، در جایگاه یک شریک بالقوه در سرمایهگذاری اجتماعی نیز قرار میگیرد.
از نظر مقیاسپذیری، اختصاص ۱۴۰ هزار یورو بودجه برای پروژههای منتخب و تمرکز بر توانمندسازی سازمانها برای جذب سرمایهگذاران اجتماعی، نشان میدهد که این برنامه به دنبال ایجاد مدلهای قابل تکرار است، نه صرفاً حل موقت مشکلات. این بودجه، اگرچه در مقیاس کلان رقم بزرگی نیست، میتواند بهعنوان سرمایه اولیه برای آزمودن ایدهها و زمینهسازی برای جذب منابع مالی بعدی عمل کند.
بومیسازی اخلاقی هوش مصنوعی در خدمت خیر عمومی
برنامه «مسیر نوآوری اجتماعی ۲۰۲۶» نمونهای قابل توجه از تلاش برای بومیسازی اخلاقی هوش مصنوعی در خدمت خیر عمومی است. برخلاف بسیاری از برنامههای فناوریمحور که هوش مصنوعی را بهعنوان راهحلی فراگیر معرفی میکنند، این برنامه تلاش دارد هوش مصنوعی را ابزاری در خدمت نیازهای واقعی محلی و عاملی برای تقویت مشارکت اجتماعی ببیند. ترکیب سهگانه آگاهی، اخلاق و ارزشمحوری در طراحی این برنامه، الگویی قابل توجه برای سایر کشورها و سازمانهای مردمنهاد است که به دنبال استفاده مسئولانه از فناوری در خدمت عدالت اجتماعی هستند.
با این حال، ارزیابی این برنامه بدون توجه به محدودیتهای ساختاری آن کامل نیست. برنامهای که هوش مصنوعی را در مرکز نوآوری اجتماعی قرار میدهد، در بخشی فعالیت میکند که تنها ۱۳ درصد از نهادهای آن دیجیتالسازی کامل را تجربه کردهاند. از سوی دیگر، حمایت مالی یک بانک بزرگ این پرسش را نیز پیش میآورد که آیا معیار «قابلیت تأمین مالی» ممکن است بهتدریج جایگزین معیار «ضرورت اجتماعی» شود؟
سه اصل آگاهی، اخلاق و ارزشمحوری نیز زمانی میتوانند از سطح شعار فراتر بروند که با قواعد روشن برای استفاده از دادههای مردم، سازوکارهای شفاف حکمرانی و نظارت مستقل بر تصمیمهای مبتنی بر هوش مصنوعی همراه شوند. از این منظر، موفقیت این مدل را میتوان با پاسخ به چند پرسش سنجید: آیا سازمانهای کوچکتر و محلیتر نیز در این مسیر سهمی دارند؟ آیا استقلال مأموریت سازمانهای اجتماعی در برابر منطق سرمایهگذاری حفظ میشود؟ و آیا دادههای ذینفعان ممکن است به ابزاری برای نظارت و کنترل تبدیل شوند؟ پاسخ به این پرسشها تعیین خواهد کرد که «مسیر نوآوری اجتماعی» تا چه اندازه میتواند از یک برنامه نوآوری فناورانه فراتر رود. آیا میتواند به الگویی پایدار برای پیوند میان فناوری، سرمایه و خیر عمومی تبدیل شود؟
منابع: