برای مقابله با فقر، باید به مردم فرصت کار داد
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، شناخت مسائل مناطق محروم، به شنیدن تجربه کسانی نیاز دارد که هر روز در کنار مردم این مناطق زندگی و فعالیت میکنند. فعالان خیریهای و اجتماعی خارج از تهران، هم با دشواریهای زندگی خانوادهها آشنا هستند و هم ظرفیتها و راهحلهای محلی را میشناسند. نشستهایی مانند «یک چای، یک تجربه» فرصتی برای شنیدن این روایتها، انتقال تجربه و ارتباط مستقیم میان نهادهای محلی و حامیان فراهم میکند؛ تا نیازها و تواناییهای شهرها و روستاهای دور از مرکز بیشتر دیده شود و برنامههای حمایتی بر پایه شناخت نزدیکتری از زندگی مردم شکل بگیرد.
بر اساس همین ضرورت، عبدالرسول بارانی، مدیرعامل مؤسسه خیریه خادمین کتیج سیستان و بلوچستان، میهمان صدوسیوهشتمین نشست «یک چای، یک تجربه» آکادمی خیر ایران بود. ایشان در این نشست از تجربههای این مؤسسه در مدرسهسازی، حمایت از دانشآموزان و راهاندازی تعاونیها تا موانع اشتغال، دشواری دریافت مجوز و ضرورت گسترش آموزشهای فنی و اجتماعی در منطقه گفت.
او کتیج را شهری کوچک در شهرستان فنوج، میان رودخانه و رشتهکوه توصیف کرد و جمعیت شهر و بخش را بهترتیب حدود پنج هزار و ۲۰ هزار نفر دانست. به گفته بارانی، مؤسسه خادمین کتیج در حوزههای مختلف اجتماعی، فرهنگی، بهداشت و درمان فعالیت دارد و برای گسترش خدمات خود به همراهی خیران و دیگر مؤسسات نیازمند است.
بیکاری عمدهترین معضل جامعه ماست
پس از پخش ویدئوی معرفی مؤسسه، بحث به اولویتهای منطقه و مشکلات آب، مهاجرت و اشتغال رسید. بارانی گفت: «بیکاری عمدهترین معضل جامعه ماست». او وسعت استان، پراکندگی سکونتگاهها، کمبود زیرساختهای تولیدی، ضعف سرمایهگذاری و دشواری دسترسی به آب در برخی مناطق را از موانع ایجاد فرصت شغلی برشمرد. وی گسترش کودک کار، اعتیاد و تضعیف اقتصاد خانوادهها را از پیامدهای تداوم بیکاری دانست.
مدیرعامل خادمین کتیج توضیح داد که بسیاری از مردم منطقه، از جوانان و میانسالان تا برخی دانشآموزان و سالمندان، برای کارگری و نگهبانی به هرمزگان و بهویژه بندرعباس میروند. به روایت او، همراهشدن دانشآموزان با پدر، برادر یا دیگر بستگان برای کار، در مواردی به ترک تحصیل میانجامد و کارهای سنگین نیز آنان را در معرض حوادثی مانند سقوط و برقگرفتگی قرار میدهد.
او با اشاره به امکان فعالیت کشاورزی، گلخانه و دامپروری معتقد بود این ظرفیتها به دلیل کمبود سرمایه و موانع اداری بهاندازه کافی به کار گرفته نشدهاند. بخشی از انتقاد او متوجه محدودیتهای واگذاری زمین و صدور مجوز کشاورزی بود. بارانی با استناد به مشاهدات خود از چاهها و باغهای منطقه، با برخی ارزیابیهای مسئولان درباره محدودیت آب اختلاف نظر داشت. او در عین حال اشاره کرد که مسئولان درباره سطحیبودن و احتمال خشکشدن منابع آب هشدار میدهند اما تأکید کرد: «وقتی همه راهها مسدود باشد، حاصل آن فقر است».
بارانی سپس جزئیات پنج تعاونی وابسته به مؤسسه را توضیح داد؛ مجموعههایی در حوزه صنایعدستی، تولید قطعات بتنی، همیاری قرضالحسنه، کشاورزی و همکاری دهیاران. به گفته او، دفتر این شرکتها در ساختمانی اجارهای مستقر شده و این مجموعه با عنوان هلدینگ کارآفرینی خادمین کتیج فعالیت میکند.
تعاونی «کتیج کالا» بر فعالیت بانوان متمرکز است و محصولاتی مانند ترشی، خرما و شیره و نیز پوشاک محلی و صنایعدستی تولید میکند. بارانی توضیح داد که سوزندوزی، گلدوزی، دوخت لباسهای بلوچی و اجزای پوشاک، زیورآلات و کارهای حصیری و تلفیقی، بخشی از تولیدات زنان است و امکان کار بر اساس سفارش نیز وجود دارد. او تصریح کرد که فعالیت این تعاونی آغاز شده، اما فرایند دریافت مجوز آن هنوز کامل نشده است.
شرکت تولید قطعات بتنی نیز به فعالیتهای ساختمانی وارد شده است. به گفته بارانی، با راهاندازی این مجموعه، مؤسسه توانسته پیمانکاری پروژههای خود را آغاز کند و اکنون نخستین مدرسهای را میسازد که اجرای آن بر عهده مجموعه وابسته به خود خیریه است. او توسعه این فعالیت و ساخت مدرسههای بیشتر را از برنامههای مؤسسه عنوان کرد.
تعاونی همیاری قرضالحسنه، بنا بر توضیحات او، فعالیت خود را با سایت و درگاه آغاز کرده است. تعاونی کشاورزی نیز قرار است در تولید و حمایت از فعالیتهای این بخش مشارکت کند. هدف از تعاونی دهیاران، بهکارگیری ظرفیت مالی و اجرایی دهیاران و روستاییان برای تولید، فروش و اتصال محصولات روستاها به بازارهای بزرگتر، از جمله تهران، عنوان شد.
بارانی با وجود تأکید بر این ظرفیتها، از محدودبودن همراهی بخشی از مردم محلی انتقاد کرد و گفت مؤسسه برای پیشبرد کارها به مشارکت بیشتری نیاز دارد. او همچنین نهادهای مرتبط با امور بانوان و مشارکتهای اجتماعی، اتاق بازرگانی و اتاق تعاون را از مجموعههایی دانست که میتوانند به توسعه این فعالیتها کمک کنند.
در ادامه، نحوه اختصاص درآمد تعاونیها به خیریه مطرح شد. بارانی توضیح داد که اولویت نخست، ایجاد اشتغال و حمایت از خانوادههاست؛ پس از آن، افرادی که کار را انجام میدهند باید از سود فعالیت بهرهمند شوند. توسعه زیرساختها و گسترش فعالیتهای مؤسسه اولویت بعدی است و در صورت باقیماندن سود مازاد، منابع بیشتری به حمایت از کودکان، دانشآموزان و خانوادههای تحت پوشش اختصاص مییابد. او خودِ ایجاد شغل و درآمد برای خانوادهها را نیز بخشی از کار خیریه دانست.
بحث آموزش با پرسشی درباره تأثیر مهاجرت بر جمعیت دانشآموزی و نیاز به مدرسه ادامه یافت. بارانی میان وضعیت منطقه فعالیت مؤسسه و بخشهایی از سیستان تفاوت قائل شد و گفت در محدوده فعالیت آنان مدرسه متروکه وجود ندارد. او متروکهشدن برخی مدارس در سیستان را به خشکسالی و بیآبی نسبت داد و توضیح داد که در منطقه خود، حتی برای روستاهایی که ساکنانشان از نقاط کوهستانی در محلی تازه تجمیع شدهاند، مدرسه ساختهاند.
مدیرعامل خادمین کتیج از ساخت ۳۶ مدرسه در مناطق دورافتاده فنوج و کَتیج با همراهی خیران و مؤسسات خیریه خبر داد و تأکید کرد این کار حاصل فعالیت مؤسسه بهتنهایی نبوده است. او از مشارکت حامیانی از تهران، اصفهان و هرمزگان یاد کرد و در عین حال گفت مهاجرت برای کار و ترک تحصیل همچنان از مشکلات دانشآموزان و خانوادههای منطقه است.
وضعیت تحصیل دختران را نمیتوان تنها با مخالفت خانوادهها توضیح داد، نبود زیرساخت آموزشی نقش اصلی را دارد
در پاسخ به بحث وضعیت تحصیل دختران، بارانی کمبود مدرسه، مختلطبودن برخی فضاهای آموزشی، نبود خوابگاه در شهرستانهای همجوار و سطح آگاهی خانوادهها را از موانع تحصیل در گذشته برشمرد. از نگاه او، نبود زیرساخت آموزشی نقش اصلی را داشته و نمیتوان وضعیت تحصیل دختران را تنها با مخالفت خانوادهها توضیح داد.
او با اشاره به زنانی از نسلهای پیشین که اکنون معلم هستند و دخترانی که تحصیل را ادامه میدهند، از افزایش دسترسی به آموزش سخن گفت. بارانی همچنین تمام معلمان منطقه را بومی توصیف کرد و مخالفت خانوادهها با ادامه تحصیل دختران را در محدودهای که از آن صحبت میکرد، نادر دانست. با این حال، تأکید او بر باقیماندن نیاز به مدرسهسازی در فنوج و دیگر نقاط استان بود.
موضوع بعدی نشست، منابع مالی و شفافیت بود. بارانی گفت حمایتهای مالی مؤسسه در حال حاضر از سوی خیران تأمین میشود و حدود ۹۰ درصد خیران آن از تهران هستند؛ بخشی دیگر نیز از اصفهان، هرمزگان و میان ایرانیان خارج از کشور با مؤسسه همراهاند. او تأکید کرد که راهاندازی تعاونیها به معنای پایان نیاز به کمکهای مردمی نیست و همین مجموعهها نیز برای رشد اولیه به پشتیبانی خیران احتیاج دارند.
او هدف از توسعه تعاونیها را فراهمکردن امکان سرمایهگذاری، ایجاد شغل و تأمین درآمد برای خانوادهها و مؤسسه عنوان کرد و از دیگر خیریهها خواست تجربههای مشابهی را دنبال کنند. بارانی همچنین برای انتقال تجربههای اجرایی مؤسسه اعلام آمادگی کرد و گفت این مسیر به همراهی افراد دارای دانش و تجربه نیاز دارد.
بارانی در تکمیل بحث شفافیت توضیح داد که نام کمککنندگان در کانال واتساپ اعلام میشود تا میزان مشارکت در هر پروژه روشن باشد. به گفته او، اگر چند نفر برای یک پروژه کمک کنند، دریافتهای متعدد و محل هزینهکرد آنها باید در گزارشها مشخص شود.

با آغاز پرسشهای حاضران، موضوع تداوم فقر و برنامه مؤسسه برای استفاده از حمایتهای تازه مطرح شد. بارانی وسعت استان و پراکندگی روستاها را یادآور شد و تأکید کرد توان یک مؤسسه محلی برای ساماندادن به همه مشکلات محدود است. او گفت: «نمیتوانیم تمام فقر را ریشهکن کنیم» و راه پیشرو را کاهش تدریجی مشکلات و گسترش تجربههای قابل تکرار دانست.
او برای توضیح این نگاه، از راهاندازی یک صندوق قرضالحسنه فامیلی سخن گفت که پس از آن، دو گروه خانوادگی دیگر نیز به ایجاد صندوقهای مشابه روی آوردهاند. به باور بارانی، تعاونیهای مؤسسه زمانی اثر گستردهتری خواهند داشت که گروهها و جوانان دیگر نیز وارد فعالیت شوند؛ تعریف و تمجید از یک تجربه، بدون اقدام عملی، به گسترش آن نمیانجامد. او اطلاعرسانی درباره این کارها و ارتباط میان مؤسسات را راهی برای انتقال تجربهها دانست.
از نظر او، ایجاد واحد تولیدی نیز باید با شناخت جمعیت، ظرفیتها و نیازهای منطقه همراه باشد. بارانی با مثال راهاندازی کارخانه کفش توضیح داد که صرف تأسیس یک کارخانه، موفقیت آن را تضمین نمیکند و برای نوع فعالیت باید برنامهریزی کرد. او تأمین امکانات کشاورزی و سردخانه را از نیازهای منطقه برشمرد و سهم هر فرد، از ایجاد کارگاه تا یادگیری و انجام کار تخصصی، را در تغییر وضعیت مهم دانست.
او در توضیحات تکمیلی درباره آموزش، از کوچکبودن کلاسها و دوشیفتهشدن آموزش دختران کتیج و کمبود کلاس در مقطع راهنمایی سخن گفت. به گفته بارانی، برای پسران شهر نیز به مدرسهای ۱۲ کلاسه نیاز است. او تکمیل ظرفیت خوابگاه در شهر نزدیک و فاصله زیاد تا دیگر شهرها را از دشواریهای دسترسی دانشآموزان به امکانات آموزشی عنوان کرد.
در برابر نگرانی یکی از حاضران درباره احتمال ترک تحصیل دانشآموزان این مدرسه، بارانی بر رو به رشد بودن روستا و استعداد کودکان آن تأکید کرد. او با اشاره به وجود دو پزشک و دو مهندس در روستا، فراهمکردن محیط آموزشی مناسب را زمینهای برای شکوفایی استعدادها و افزایش علاقه دانشآموزان به حضور در مدرسه دانست.
پس از آن، گفتوگو به این موضوع رسید که چرا با وجود تولید محصولات کشاورزی، بخش مهمی از فعالیتهای تجاری و صادراتی در اختیار فعالان مناطق دیگر قرار میگیرد. بارانی نبود سرمایه، سردخانه، امکانات بستهبندی و فرآوری و ضعف همکاری میان تولیدکنندگان محلی را از دلایل این وضعیت دانست و گفت: «وقتی گل نزنی، گل میخوری». او توضیح داد که خریداران برخوردار از سرمایه و ارتباط با بانکها و بازار، محصولات را از کشاورزان میخرند، در حالی که تولیدکننده محلی امکان تکمیل مراحل نگهداری، فرآوری و فروش را ندارد.
مدیرعامل خادمین کتیج در ادامه، میان تلاش یک مؤسسه خیریه و مسئولیتهای دولت در توسعه منطقه تفکیک قائل شد. او توضیح داد که ورود مؤسسه به برخی فعالیتهای اقتصادی حاصل پیگیری و دغدغه اعضای آن بوده است، اما تأمین زیرساخت صنعت، گردشگری، اشتغال و سرمایهگذاری، مسئولیتی نیست که بهتنهایی بر عهده خیریه قرار گیرد. از نگاه او، امکانات دولت، توان سرمایهگذاران و مشارکت مردم باید در کنار یکدیگر به کار گرفته شود.
بارانی برای شرح موانع اداری، به تجربه پیگیری مجوز کارگاه تولید قطعات بتنی اشاره کرد و گفت از سال ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۰ برای این مجوز تلاش کرده، اما در آن دوره به نتیجه نرسیده است. او از رفتوآمد میان مراحل اداری، درخواستهای مربوط به نامه و سند و در نهایت از رده خارجشدن پرونده سخن گفت.
شرایط دریافت وام و تأمین ضمانت نیز از دیگر موانعی بود که او مطرح کرد. بارانی گفت بخشی از مردم، به دلیل ملاحظات خود درباره سود وامهای بانکی، از این تسهیلات استقبال نمیکنند. او در عین حال، تمایل به خریدوفروش کالا، از جمله کالاهای قاچاق، بهجای سرمایهگذاری در تولید را نقد کرد و نگرانی درباره حمایت، فروش محصول و صرفه اقتصادی را از دلایل کمرونقی کارگاهها دانست.
بحث درباره اشتغال با تأکید بر مهارتآموزی ادامه یافت. بارانی از جوانانی گفت که برای کارگری به شهرهای دیگر میروند، اما مهارت فنی مشخصی یاد نمیگیرند. پیشنهاد او این بود که جوانان حرفههایی مانند برقکشی، لولهکشی، بنایی و مکانیکی را بیاموزند و برای راهاندازی کسبوکار به منطقه خود بازگردند. او تأکید کرد: «همه کارها که نمیتواند تجارت، کارمندی یا کارگری باشد؛ هزار و یک کار در دنیا وجود دارد».
سخنگفتن از ضرورت کار، بدون فراهمکردن آموزش و همراهی مردم، تغییر محسوسی ایجاد نمیکند
از نظر بارانی، آموزش شغل و مهارت باید همانند آموزش مدرسه، با برنامه، فضای مناسب و حضور مربی دنبال شود. او گفت سخنگفتن از ضرورت کار، بدون فراهمکردن آموزش و همراهی مردم، تغییر محسوسی ایجاد نمیکند و صرف برگزاری نشست و ابراز همدلی نیز برای حل مسئله کافی نیست.
او این بحث را به آموزش مهارتهای اجتماعی و شناخت آسیبها گسترش داد و توضیح داد که آگاهیرسانی در یک محفل یا منبر، الزاماً به همه اعضای خانواده، زنان، کودکان و ساکنان روستاهای دوردست نمیرسد. بارانی بر نیاز به آموزش سازمانیافته تأکید کرد و گفت نبود مربی و برنامه مستمر، انتقال این آگاهیها را محدود کرده است.
آموزش اینترنتی نیز از نگاه او با محدودیتهایی روبهروست؛ برخی دانشآموزان لپتاپ یا اینترنت ندارند و در مواردی نیز شناخت و استقبال کافی از کلاسها وجود ندارد. بارانی با انتقاد از محدودماندن آموزش مدرسه به خواندن و نوشتن، بر لزوم آموزشهایی تأکید کرد که به کودکان و خانوادهها در مواجهه با مسائل زندگی و آسیبهای اجتماعی کمک کند.
با این وجود بارانی گفت فروش اینترنتی صنایعدستی وجود دارد و تهران مهمترین بازار فعلی این محصولات است، اما مؤسسه مراوده تجاری دریایی با کشورهای دیگر ندارد. او فاصله کتیج تا چابهار را حدود ۳۲۰ کیلومتر عنوان کرد و ضعف ارتباطات و مدیریت و نیز موانع سیاسی و امنیتی را در محدودبودن ارتباط با بازارهای خارجی مؤثر دانست.