کد خبر:۶۴۲۴
به بهانهٔ روز ملی سینما؛

چرا دسترس‌پذیری سینما حقِ قانونی شهروندان است؟

وقتی درِ سالن‌های سینما به رویِ ویلچرنشینان بسته است و سکوتِ فیلم‌ها برای نابینایان رمزگشایی نمی‌شود، سینمایِ همگانی چه معنایی دارد؟ درحالی‌که در سینمای جهان دسترس‌پذیری یک تعهد قانونی است، سینمای ایران همچنان با کاستی‌های آشکار در زیرساخت‌های فیزیکی و فناورانه دست‌به‌گریبان است. در این یادداشت، ضمن واکاویِ حرکت‌هایِ جریان‌سازِ گروه «سوینا» و شبکه‌های اکران سیار، از مسیر تحقق سینمای بدون مانع خواهید خواند.
سینما

 به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، حالا در روز ملی سینما، شاید وقت آن رسیده که پردهٔ نقره‌ای را در پس‌زمینه‌ای کاملاً تاریک تصور کنیم؛ در این چشم‌انداز سینمایی عادلانه است که تمام آدم‌های جهان بتوانند خود را بر قاب آن به نظاره بنشینند.

 سینما، فقیر و غنی نمی‌شناسد و انتظار می‌رود از روستایی تا شهری و از افراد سالم تا دارای معلولیت، بتوانند مخاطب این قاب جادویی باشند. اگر بپذیریم سینما کالای لوکس نیست که فقط افرادی خاص بتوانند به آن دسترسی داشته باشند؛ پس حقِ شهروندی است که مردم بتوانند بخشی از وقت خود را به پیگیری هنر هفتم اختصاص دهند.

 از یک منظر، سینما انعکاس صدای آدم‌هایی است که به هر دلیل در سایه قرار دارند و محرومیت‌هایشان دیده نمی‌شود. بخشی از کارکرد سینما، روایتگریِ همین رنج‌ها، تنهایی‌ها و عواطفِ ناگفتهٔ آدم‌هاست.

 نگریستن به پردهٔ روشن سینما و دیدن سالن تاریک تلنگری‌ست تا بیندیشیم وقتی سینماگران به فکر بیان رنج‌های انسانی‌اند، آیا برای گردهماییِ عادلانه افراد در کشور ما به قدر کافی تلاش شده است؟

 هدف از این یادداشت، مروری بر میزان دسترس‌پذیری سینما برای افراد دارای معلولیت و توسعهٔ اکران‌های سیار است.

چرا دسترس‌پذیری سینما حقِ قانونی شهروندان است؟

 می‌توانیم چشم‌هایمان را ببندیم و به سکانسی از «رنگ خدا» فکر کنیم؛ صدای محمد فرزند نابینای هاشم را می‌شنویم که در آن سکانس معروف با گریه می‌گوید: «می‌دونی چیه؟ هیچ‌کی من‌و دوست نداره.». برای کسی که فیلم را تماشا کرده‌، فضای جنگل‌های شمال ایران و زاویهٔ دوربین از بالا تداعی می‌شود؛ شاید هم به یاد بیاورد در آن لحظه از فیلم صدای رعدوبرق نیز شنیده می‌شد و هاشم هیزم‌به‌دست زیر باران بود؛ اما آیا همین فیلمی که کاملاً با موضوع رنج کودک دارای معلولیت ساخته شده، واقعاً برای یک نابینا یا ناشنوا قابل‌تصور است؟ 

می‌دانیم افراد دارای معلولیت‌های حسی به دلیل تفاوت‌های ادراکی، ممکن است خیلی از پیام‌های تصویری سینما را دریافت نکنند، اما انگار نسخهٔ نهایی فیلم در سالن سینما با این پیش‌فرض مهیا شده که همه توانایی دیدن و شنیدن دارند.

دیدن با گوش، شنیدن با چشم‌

 می‌دانیم افراد دارای معلولیت‌های حسی به دلیل تفاوت‌های ادراکی، ممکن است خیلی از پیام‌های تصویری سینما را دریافت نکنند، اما انگار نسخهٔ نهایی فیلم در سالن سینما با این پیش‌فرض مهیا شده که همه توانایی دیدن و شنیدن دارند.

 البته که در سال‌های گذشته اقدامات روبه‌جلویی شکل گرفته است که با نیاز‌های افراد دارای معلولیت حسی، هماهنگی بیشتری دارد. یکی از مهم‌ترین گام‌ها را در این زمینه گروه «سوینا» با مدیریت گلاره عباسی؛ بازیگر سینما و تلویزیون برداشته است. سوینا (سینمای ویژهٔ نابینایان) مؤسسه‌ای با هدف مناسب‌سازی آثار سینمایی و صوتی برای نابینایان است. عباسی با دریافت بازخورد مخاطبان نابینای خود، این خلأ را احساس کرد و این‌گونه بود که گروه «سوینا» با هدف ارائهٔ خدمات صوتی کاملاً رایگان به نابینایان شکل گرفت.

 در آغاز فعالیت این گروه، هنرمندانی همچون حبیب رضایی در سالن سینما حضور می‌یافتند و هم‌زمان با پخش فیلم، سکوت‌ها و کنش‌های بصری را بازتعریف می‌کردند، اما با شروع کرونا، این اکران‌های حضوری به پلتفرم اختصاصی سوینا منتقل شد. حالا پایگاه سوینا یک مرجع چندرسانه‌ای است که فیلم‌های روز و کلاسیک ایران و جهان را به شکل رایگان و استاندارد، توضیح‌دار می‌کند. متن‌ها در تیم سوینا به شکل کاملاً حرفه‌ای تدوین می‌شوند و هدفشان توصیفِ صوتی موقعیت‌های مختلف بصری فیلم است. در واقع ترجمه‌ٔ کد‌های بصری به زبان کلام در فواصل خالی و سکوت‌های بین دیالوگ‌ها قرار می‌گیرند تا صحنه‌ها، تغییرات چهره و کنش‌های دراماتیک تصویرسازی شوند.

چرا دسترس‌پذیری سینما حقِ قانونی شهروندان است؟

 گام دیگر در این زمینه، فعالیت پلتفرم‌هایی مثل «کُدا» و «نماوا» برای جامعه ناشنوایان است. «کُدا» (زیرمجموعه شرکت رواق آفتاب فردا) به شکلی نوآورانه به دنبال دسترسی برابر ناشنوایان به محصولات فرهنگی است. این پلتفرم با دو ابزار بنیادین به‌عنوان تسهیل‌گر‌های دیجیتال، مسیر خود را هموار کرده است: اول، با تدوین زیرنویس دقیق و تفصیلی فارسی که لحن، موسیقی و صدا‌های محیطی را نشان‌گذاری می‌کند و دوم، ترجمه به زبان اشاره که مترجمان حرفه‌ای در گوشهٔ تصویر آن را بر عهده دارند. همچنین اخیراً ورود پلتفرم‌های بزرگی مثل نماوا به این حوزه نشان می‌دهد پذیرش مناسب‌سازی آثار سینمایی به عنوان حقِ مسلمِ جامعهٔ نابینایان و ناشنوایان در حال گسترش است.

از ترحم تا تکلیف؛ درس‌هایی از سینمای جهان

 پیشرفت‌های ما در زمینهٔ دسترس‌پذیری سینما هم‌راستا با دگرگونی‌های حقوقی در سطح بین‌المللی است. مثلاً  استاندارد‌های ADA و همچنین قانون دسترسی‌پذیری (EAA) در اتحادیهٔ اروپا، بر این قائل‌اند که تولید محصولات سمعی و بصری برای گروه‌های دارای معلولیت یک تعهدِ قانونیِ تخطی‌ناپذیر است.

 درحقیقت، در این کشور‌ها قوانینی مشخص وجود دارد که بر رعایت اصلِ بنیادین «طراحی همگانی» (Universal Design) تأکید می‌کنند. طبق این قوانین استودیو‌های تولید فیلم ملزم هستند همراه با مستر نهایی اثر، صدایِ توصیفِ صحنه را به بستهٔ توزیع دیجیتالشان اضافه کنند. سینما‌ها هم موظف‌اند سالن‌ها را به دستگاه‌های گیرنده صوتی بی‌سیم و عینک‌های زیرنویس مجهز کنند تا هر شهروندی بتواند به‌آسانی در کنار افراد دیگر فیلم ببیند.

یکی از مهم‌ترین گام‌ها را در این زمینه گروه «سوینا» به سرپرستی گلاره عباسی؛ بازیگر سینما و تلویزیون برداشته است. سوینا (سینمای ویژه نابینایان) مؤسسه‌ای است که با هدف مناسب‌سازی آثار سینمایی و صوتی برای نابینایان شکل گرفته است. در حقیقت گلاره عباسی با دریافت بازخورد مخاطبان نابینای خود، این خلأ را احساس کرد و گروه «سوینا» را با هدف ارائه خدمات صوتی کاملاً رایگان به نابینایان راه‌اندازی کرد.

سینمای سیار و عبور از مرزِ محرومیت

 وجود اکران‌های سیار در کشور، فرصتی برای نمایش فیلم در مناطق فاقد سینما یا مکان‌هایی مثل مساجد، مدارس و دانشگاه‌ها فراهم می‌کند. البته که این اکران‌ها به دلیل کیفیت پایین‌ترشان جایگزین سینما‌های مجهز نیستند، اما به ارتباط بیشتر عموم مردم با سینما کمک می‌کنند. در این زمینه، مؤسسهٔ سینمایی «بهمن سبز» با راه‌اندازی سامانه متمرکز esayar.ir و استفاده از نورافکن‌های استاندارد، امکان اکران‌های سیار را افزایش داده است.

 پس از دو جنگ اخیر و رکود سینماها، شبکهٔ اکران سیار توانست تا حدی آدم‌ها را با سینما آشتی دهد. انیمیشن‌ها و آثار کودک از پربازدیدترین اکران‌های عمومی بهمن سبز در ماه‌های اخیر بوده‌اند. 

چرا دسترس‌پذیری سینما حقِ قانونی شهروندان است؟

 کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیز با کتابخانه‌های سیار و تجهیز آمفی‌تئاتر‌های مدارس و مراکز این کانون در مناطق صفر مرزی، در این زمینه الگوی موفقی به شمار می‌رود. همچنین ترکیب نمایش فیلم با فعالیت‌های آموزشی مثل نقد و کتاب‌خوانی، باعث شده اکران فیلم در کانون تعاملی دوطرفه بین سینما و مخاطبانش ایجاد کند. در مجموع، این مدل اکران‌ها که با همکاری انجمن سینمای جوان و جشنواره عمار شکل گرفته، اگرچه از نظر تجهیزات کیفیت چندان بالایی ندارند، هزینهٔ سرانهٔ تماشای فیلم را برای اقشار کم‌درآمد کاهش داده‌اند.

معماریِ منعطف و سالن‌های استاندارد

 حتی اگر بهترین فیلم با بهترین محتوا در سالنی با ده‌ها پله یا بدون رمپ پخش شود، این برای فرد دارای معلولیت جسمی-حرکتی به معنای محرومیت از دیدن فیلم است. در جهان مفهوم «سینمای بدون مانع» (Barrier-Free) بر رعایت دقیق استاندارد‌های دسترسی‌پذیری تأکید دارد؛ این یعنی حضور در سینما باید در همهٔ جوانب محقق شود؛ از خرید بلیتِ سازگار با فناوری‌های دیجیتال تا ورودی‌های هم‌سطح، گیشه‌های مناسب، آسانسور‌های جادار و صندلی‌های ویژه با رعایت زاویهٔ دید استاندارد. البته خوشبختانه در تهران، پردیس‌هایی مثل «زیما مال»، «کوروش»، «گالریا»، «شمیران»، «ملت»، «فرهنگ» و «پرده طلایی» نشان داده‌اند که این امکانات در فضا‌های مدرن هم به راحتی قابل‌اجراست. 

چرا دسترس‌پذیری سینما حقِ قانونی شهروندان است؟

دعوت به تماشا؛ سینما حقِ همه ماست

 در نهایت امروز این‌که افراد دارای معلولیت بتوانند به شکلی برابر در سینما حضور یابند، یک آرمان نیست؛ حقی است که جامعه به‌مرور در حال بازپس‌گیری آن است. استفاده از هندزفری‌های ویژه برای نابینایان، عینک‌های مخصوص برای ناشنوایان و فراهم‌کردن امکاناتِ دیجیتال، همگی بخشی از این تغییر تدریجی است. از سوی دیگر، دسترسی قشر‌های کم‌درآمد به اکران‌های سیار و سینما‌های مجهز، اتفاقی است که انتظار آن می‌رود به شکل گسترده‌تری شاهد آن باشیم.

 شاید وقت آن رسیده که صنف سینماگران، نهاد‌های حمایتی و کنشگرانِ این حوزه گرد هم جمع شوند و برای دسترسی‌پذیری سینمای ایران و توجه به حقوق افراد دارای معلولیت کاری کنند.

 امروز ما بیش از پیش باور داریم هنر علاوه بر زیبایی‌شناسی، به اخلاق گره خورده است و اخلاقِ هنری یعنی دسترسیِ برابر و مستقل برای همه. شاید راهکار نهایی، پرهیز از ژست‌های نیکوکارانه و پذیرشِ این واقعیت باشد که دسترس‌پذیریِ سینما، حقِ قانونیِ تمامی شهروندان است.

چرا دسترس‌پذیری سینما حقِ قانونی شهروندان است؟

منابع

- وب‌سایت «European Commission» 

- وب‌سایت «Audio Description Project (ADP)» 

- سایت رسمی «گروه سوینا» 

- سایت «اکران رسمی بهمن سبز» 

- «خبرگزاری مهر» 

- «خبرگزاری پانا» 

 

یادداشت از نیلوفر بختیاری

 


ارسال دیدگاه
captcha