کد خبر:۶۳۳۳
یادداشت:

سیل نپال؛ هشداری برای جهان دربارهٔ شتاب تغییرات اقلیمی

گرمایش دوبرابری منطقهٔ هندوکش-هیمالیا نسبت به میانگین جهانی، نه‌تنها به ذوب شتاب‌یافتهٔ یخچال‌ها انجامیده، بلکه با تخریب یخ‌های دائمی (permafrost)، پایداری مکانیکی دامنه‌ها را نیز دچار گسست کرده است. ریزش یخچال لانگ‌تنگ لیرونگ و سیلاب متعاقب آن، که با ثبت انرژی معادل زمین‌لرزهٔ ۵٫۲ ریشتری و افزایش ۹ متری آب در ۳۰ دقیقه همراه بود، نمونه‌ای عینی از این فرایند اقلیمی-زمین‌شناختی است. این رویداد که متخصصان آن را در زمرهٔ «بهمن یخ-سنگ» و «سیل ناگهانی ناشی از شکست سد یخچالی» (GLOF) طبقه‌بندی کرده‌اند، گواهی است بر آنکه ذوب یخ‌های دائمی، تنها سطح یخچال‌ها را تخریب نمی‌کند، بلکه ساختار درونی کوهستان را نیز متلاشی کرده و رویداد‌های پیشتر «نادر» را به هنجاری تکراری در عصر گرمایش جهانی بدل می‌کند.
نپال

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، هیمالیا و هر کوهستان یخ‌پوش دیگری در جهان در حال ذوب شدن است. سیل ویرانگر نپال که بر اثر ریزش بخش عظیمی از یک یخچال طبیعی در ارتفاع حدود ۵۲۰۰ متری از دامنه کوه «لانگ‌تنگ لیرونگ» (به ارتفاع بیش از ۷۰۰۰ متر) به وقوع پیوست، تاکنون جان صدها نفر را گرفته و بیش از ۱۵۰۰ تن دیگر را به کام ناپدیدگی کشانده است (آمار مفقودان همچنان در حال به‌روزرسانی است). شواهد علمی نشان می‌دهد که یک بهمن عظیم یخ-سنگ از دامنه کوه جدا شده و با برخورد به بستر رودخانه، سدی موقت ایجاد کرده و سپس با شکستن ناگهانی آن، موجی عظیم از آب، گل‌ولای و تخته‌سنگ‌ها را به سمت پایین‌دست روانه ساخته است. این رویداد که متخصصان آن را نه صرفاً یک سیل عادی، بلکه در زمرهٔ «بهمن‌های یخ-سنگ» (ice-rock avalanche) همراه با «سیل ناگهانی ناشی از شکست سد یخچالی» (GLOF) طبقه‌بندی می‌کنند، ماهیتی چندوجهی و بسیار پیچیده‌تر از سیلاب‌های معمولی دارد. انرژی حاصل از این برخورد چنان بود که ایستگاه‌های لرزه‌نگاری آن را به‌عنوان زمین‌لرزه‌ای به بزرگی ۵٫۲ ریشتر ثبت کردند.

 بر اساس آخرین گزارش‌ها، آمار نهایی تلفات و خسارت‌ها همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. گزارش‌های میدانی حاکی از آن است که سطح آب رودخانه «پوتکوشی» (که در سمت تبت «بوم‌چو» نامیده می‌شود) در عرض تنها ۳۰ دقیقه، بین ۷ تا ۹ متر افزایش یافته است. این موج سهمگین، مسیر خود را با تخته‌سنگ‌ها، گل‌ولای و تکه‌های عظیم یخ پیموده و هر آنچه را در مسیر خود بوده، با خود برده است. به گزارش نیویورک تایمز، روزنامه‌نگارانی که با بالگردهای نظامی بر فراز منطقه پرواز کرده‌اند، شواهد گسترده‌ای از تخریب در امتداد دره‌ها مشاهده کرده‌اند؛ خانه‌ها، پل‌ها، جاده‌ها و تأسیسات زیربنایی در مسیر این سیلاب گل‌آلود، یکپارچه تخریب شده‌اند.

 سیل نپال یک هشدار بود؛ هشداری که نباید نادیده گرفته شود. جهان باید نه فقط در گفت‌وگوها، بلکه از طریق اقدامات ملموس برای مقابله با این تهدید وجودی گرد هم آید. در این مسیر، بازیگران غیردولتی نه تنها همراه و همکار دولت‌ها، بلکه پیشگام و محرک اصلی تحول خواهند بود. همان‌طور که دکتر پریچارد هشدار داده است، «بیشتر سیل‌ها و بهمن‌ها اجتناب‌ناپذیرند»، اما با سرمایه‌گذاری در سیستم‌های هشدار زودهنگام، تقویت تاب‌آوری جوامع محلی و کاهش بی‌درنگ انتشار گاز‌های گلخانه‌ای، می‌توان از تبدیل این اجتناب‌ناپذیری به فاجعه‌ای به مراتب بزرگ‌تر جلوگیری کرد. در این یادداشت، پس از مروری بر ابعاد علمی و آماری و نقش مستقیم تغییرات اقلیمی، به چالش‌های حکمرانی و همکاری فرامرزی پرداخته و در نهایت، نقش حیاتی بازیگران غیردولتی در مواجهه با این بحران بررسی می‌شود.

نقش تغییرات اقلیمی؛ از زمینه‌ساز تا محرک مستقیم

سیل نپال، تغییرات اقلیمی و لزوم توجه به تلاش‌های جهانی اقلیمی

 منطقه هندوکش-هیمالیا به عنوان یکی از نقاط اصلی تغییرات اقلیمی شناخته می‌شود. طبق گزارش «مرکز بین‌المللی توسعه یکپارچه کوهستان» (ICIMOD) که در مارس ۲۰۲۶ منتشر شد، یخچال‌های این منطقه از سال ۱۹۷۵ تاکنون تا ۲۷ متر از ضخامت خود را از دست داده‌اند و سرعت ذوب یخچال‌ها از سال ۲۰۰۰ میلادی دو برابر شده است. همچنین مشخص شد که حداقل ۷۸ درصد از سطح یخچال‌های واقع در ارتفاع ۴۰۰۰ تا ۵۲۰۰ متری، در معرض گرمایش وابسته به ارتفاع قرار دارند. پژوهش دیگری نشان می‌دهد که وقایع گرمای شدید و بارندگی‌های سنگین در این منطقه تا سه برابر بیشتر در نتیجه تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیت‌های انسانی محتمل شده‌اند.

 آنچه این فاجعه را از سیلاب‌های پیشین متمایز می‌کند، نقش مستقیم و بی‌واسطه گرمایش زمین در وقوع آن است. داده‌های ثبت‌شده توسط حسگرهای مستقر در فاصله تنها ۱۰ کیلومتری محل حادثه نشان می‌دهد که دمای سطح زمین در دو روز پیش از ریزش یخچال، به بالاترین سطح خود در دو سال اخیر رسیده بود.

 دکتر حمیش پریچارد، یخچال‌شناس ارشد سازمان نقشه‌برداری قطب جنوب، در گفت‌وگو با گاردین توضیح می‌دهد: «این دماهای بالا، لایه برف سطحی را تضعیف کردند، شکاف‌های یخ را با آب ذوب‌شده پر کردند و پیوند میان یخچال و سنگ بستر را که این توده‌های عظیم را در جای خود نگه می‌دارد، ذوب کردند.» دکتر ریچارد والر، جغرافیدان دانشگاه کیل، تصویر دقیق‌تری از این فرایند ارائه می‌دهد: «کوهستان را به‌عنوان توده‌ای از سنگ بستر شکسته تصور کنید که توسط شکاف‌های پر از یخ به هم چسبیده است. با ذوب شدن یخ‌های دائمی (permafrost) و شکاف‌های پر از یخ، چنین ریزش‌های فاجعه‌باری رخ می‌دهند.» به عبارت دیگر، گرمایش زمین نه تنها یخچال‌ها را از سطح ذوب می‌کند، بلکه از درون، ساختار مکانیکی کوهستان را تخریب می‌نماید.

 گاردین در سرمقاله خود تأکید کرده است که نرخ گرمایش در منطقه هیمالیا دو برابر میانگین جهانی است. این گرمایش شتاب‌یافته، در کنار کاهش بازتابندگی سطح زمین (به دلیل از بین رفتن برف و یخ) که خود یک چرخه بازخورد مثبت ایجاد می‌کند، باعث شده که از سال ۱۹۶۴ میلادی، نرخ کاهش یخچال‌های حوضه لانگ‌تنگ بیش از چهار برابر افزایش یابد. دکتر پریچارد هشدار می‌دهد که «بیش‌تر بهمن‌ها و سیل‌ها اجتناب‌ناپذیرند، به‌ویژه با ادامه عقب‌نشینی یخچال‌ها و رشد دریاچه‌های یخچالی». او بر «نیاز فوری به سیستم‌های هشدار زودهنگام» برای محافظت از ساکنان این دره‌ها تأکید می‌کند. هیئت بین‌دولتی تغییرات اقلیمی سازمان ملل (IPCC) نیز در گزارش جامع ششم خود در سال ۲۰۲۳ هشدار داده بود که «هر درجه افزایش دمای اضافی، خطرات آتی در مناطق کرایوسفری را به طور تصاعدی افزایش خواهد داد.»

چالش‌های حکمرانی و همکاری فرامرزی(چالش‌های نوین در مدیریت بحران؛  بر اساس تحلیلی استریت تایمز)

سیل نپال، تغییرات اقلیمی و لزوم توجه به تلاش‌های جهانی اقلیمی

 یکی از ابعاد مهم این فاجعه، ضعف در حکمرانی و همکاری‌های فرامرزی است. کارشناسان بر این باورند که اکوسیستم هیمالیا-تبت را نباید صرفاً به عنوان یک فضای زیست‌محیطی، بلکه به عنوان عرصه‌ای حیاتی برای امنیت فرامرزی اقلیم و یخ‌کره در نظر گرفت. نیویورک تایمز به این نکته اشاره کرده است که «سؤال این است که وقتی اختلالات زیست‌محیطی در تبت می‌تواند فاجعه‌ای در نپال ایجاد کند، آیا جهان می‌تواند به نادیده گرفتن این پیوندهای فرامرزی ادامه دهد؟» نشریه دیپلمات نیز در تحلیلی تأکید کرده که «هیمالیا-تبت نباید صرفاً به عنوان یک فضای زیست‌محیطی، بلکه به عنوان عرصه‌ای حیاتی برای امنیت فرامرزی اقلیم و یخ‌کره در نظر گرفته شود.»

 گزارش استریت تایمز سنگاپور، با استناد به دیدگاه‌های چند تن از کارشناسان برجسته، ابعاد تازه‌ای از چالش‌های پیش‌روی مقابله با این گونه فجایع را آشکار می‌سازد که در ادامه به تفکیک به آنها می‌پردازیم.

۱. چالش درک و پیش‌بینی پدیده‌های مرکب (Compound Events)

 تحلیل‌های پیشین عمدتاً بر ریزش یخچال به عنوان عامل محرک مستقیم فاجعه متمرکز بود، اما گزارش استریت تایمز لایه‌ی عمیق‌تری از پیچیدگی را آشکار می‌کند: این فاجعه نه یک رویداد منفرد، بلکه زنجیره‌ای از رویدادهای مرکب بود. پروفسور بنجامین هورتون، رئیس دانشکده انرژی و محیط زیست دانشگاه شهر هنگ‌کنگ، توضیح می‌دهد که رشته‌کوه هیمالیا به‌طور طبیعی مستعد «رویدادهای آبشاری» است. او زنجیره‌ی وقوع این فاجعه را چنین ترسیم می‌کند: یک ناپایداری در دامنه‌ی کوهستان می‌تواند به یخچال یا دریاچه‌ی یخچالی برخورد کند، بستر رودخانه را مسدود سازد، آب را پشت سد موقت انباشته کند و سپس با شکستن ناگهانی سد، به جریانی سهمگین از گل‌ولای و تخته‌سنگ تبدیل شود که تا فواصل بسیار دور دست، ویرانی به بار می‌آورد.

 به گفتهٔ هورتون، «این رویدادهای مرکب می‌توانند تا مسافت‌های بسیار طولانی در پایین‌دست منتشر شوند و قدرت تخریبی‌ای به مراتب فراتر از ریزش اولیه داشته باشند.» این ماهیت آبشاری، چالشی بزرگ برای سیستم‌های هشداردهنده ایجاد می‌کند، زیرا بیشتر این سیستم‌ها بر اساس یک مدل خطی از علت و معلول طراحی شده‌اند و توانایی پیش‌بینی و واکنش به زنجیره‌ای از رویدادهای به‌هم‌پیوسته را ندارند. گزارش تأکید دارد که «سرعت وقوع و دورافتادگی مبدأ این رویداد، احتمالاً سیستم هشدار نپال را که برای تشخیص افزایش تدریجی سطح آب رودخانه طراحی شده بود، غافلگیر کرد.» دکتر لای وون هوی، زلزله‌شناس دانشکده محیط زیست آسیا در دانشگاه فنی نانیانگ سنگاپور، نیز به چالش دیگری اشاره می‌کند: حرکت توده‌های عظیم سنگ و یخ در هنگام ریزش، نیرویی به زمین وارد می‌کند که می‌تواند سیگنال‌های مشابه زمین‌لرزه را شبیه‌سازی کند. این پدیدهٔ «نقاب‌گذاری لرزه‌ای» (جایی که حرکت کوهستان خود را به جای زمین‌لرزه جا می‌زند)، چالش فنی دیگری برای تشخیص به‌موقع و دقیق ماهیت خطر ایجاد می‌کند.

۲. چالش ساختاری سیستم‌های هشداردهنده؛ از «اطلاع‌رسانی» تا «اقدام‌پذیری»

 پیش‌تر به کمبود سیستم‌های هشدار زودهنگام اشاره شد، اما گزارش استریت تایمز این چالش را با دو جزئیات کلیدی عمیق‌تر می‌کند:

  •  نخست، ناکارآمدی مدل‌های مبتنی بر باران. سیستم هشدار فعلی نپال عمدتاً بر اساس پایش بارندگی طراحی شده است، چراکه به‌طور سنتی باران، نشانه‌ی نزدیکی سیل محسوب می‌شود. اما تراژدی ۲۰۲۶ در حالی رخ داد که هیچ بارانی در کار نبود؛ سیل ناشی از ریزش یخچال در شرایط آب‌وهوایی خشک رخ داد و سیستم هشدار، کاملاً از پیش‌بینی این سناریو ناتوان بود. این بدان معناست که در مناطق کوهستانی یخچالی، سیستم‌های هشدار باید فراتر از مدل سنتی باران-سیل حرکت کرده و شاخص‌های متعددی از جمله پایداری یخچال‌ها، دمای لایه‌های یخ‌زده دائمی و خطر ریزش توده‌های یخ-سنگ را نیز در بر گیرند.
  •  دوم، شکاف بین «اطلاع» و «اقدام». خانم نیرا شرستا پرادان، مسئول کاهش خطر آب و بلایا، نکتهٔ ظریف اما حیاتی را مطرح می‌کند: «تجربه ما نشان داده که صرفاً ارائه اطلاعات کافی نیست. جوامع محلی باید بدانند چگونه این اطلاعات را تفسیر کنند و بدون هراس، برای اقدام آماده شوند.» این جمله، یکی از مهم‌ترین چالش‌های مدیریت بحران را آشکار می‌سازد: حتی اگر دقیق‌ترین و به‌موقع‌ترین هشدارها صادر شوند، اگر جامعهٔ محلی دانش لازم برای تفسیر آن هشدار و مهارت‌های واکنش سریع را نداشته باشد، آن هشدار بی‌اثر خواهد ماند.
  • سوم، خلأ هشدار فرامرزی. پرادان تأکید می‌کند که ایجاد سیستم‌های هشدار زودهنگام فرامرزی می‌تواند الگویی برای همکاری بین‌المللی باشد. اما واقعیت تلخ آن است که هم‌اکنون در منطقه هیمالیا، تقریباً هیچ سازوکار مؤثری برای اشتراک‌گذاری داده‌های هشداردهنده در میان کشورهای همسایه وجود ندارد؛ به‌ویژه آنکه در ژوئیه ۲۰۲۵، در همین حوضهٔ رودخانه‌ای، سیل ویرانگر فرامرزی دیگری بر اثر تخلیهٔ دریاچهٔ یخچالی در تبت رخ داده بود - اما این تجربهٔ تلخ نیز نتوانست سیستم هشدار فرامرزی مؤثری را به وجود آورد.

۳. چالش «بارگذاری تاس» اقلیمی؛ وقتی پیش‌بینی‌های تاریخی بی‌اعتبار می‌شوند

 پروفسور هورتون تعبیری به‌غایت گویا به کار می‌برد: «تغییرات اقلیمی در حال "بارگذاری تاس" (loading the dice) بلایای طبیعی است.» یعنی رویدادهای شدیدی که قبلاً نادر بودند، در شرایط اقلیمی جدید به‌طور فزاینده‌ای محتمل‌تر و تکرارشونده‌تر می‌شوند. از سال ۱۹۰۰ میلادی، حدود ۶۰ رویداد بزرگ ریزش سنگ-یخ در هیمالیا ثبت شده که شامل فاجعهٔ چامولی (Chamoli) در سال ۲۰۲۱ در شمال هند می‌شود، جایی که تکه‌ای عظیم از دومین قلهٔ مرتفع هند جدا شد و سیل مهیبی به راه انداخت که بیش از ۲۰۰ کشته و ویرانی دو نیروگاه برق‌آبی را به همراه داشت. هورتون تصریح می‌کند که هرچند رویدادهایی با این «مقیاس، سرعت و پیامدهای پایین‌دست» نادر هستند، اما تغییرات اقلیمی این «نادر» را به «معمول» بدل می‌کند. این واقعیت، چالش عمیقی را پیش‌روی برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران قرار می‌دهد: مدل‌های ارزیابی ریسک که بر اساس داده‌های تاریخی طراحی شده‌اند، در جهانی که به سرعت در حال تغییر است، اعتبار خود را از دست می‌دهند. بلایی که زمانی «صدساله» تلقی می‌شد، اکنون ممکن است به «ده‌ساله» یا حتی «سالانه» تبدیل شود.

۴. چالش توسعۀ ناهماهنگ با ریسک

 هورتون به چالش دیگری نیز اشاره می‌کند که اغلب نادیده گرفته می‌شود: «جمعیت و زیرساخت‌های روزافزون در دره‌های باریک، شدت پیامدهای این گونه بلایا را به طرز چشمگیری افزایش می‌دهند.» رونق گردشگری، توسعهٔ اقتصادی و احداث پروژه‌های بزرگ زیربنایی مانند نیروگاه‌های برق‌آبی در منطقه، شمار فزاینده‌ای از مردم و سرمایه‌ها را در معرض خطرات فزاینده‌ای قرار داده است. فاجعه چامولی که دو نیروگاه برق‌آبی را نابود کرد، هشداری تلخ است که زیرساخت‌های موسوم به «سبز» و «پاک»، اگر در مناطق با ریسک اقلیمی بالا احداث شوند، خود می‌توانند به بمب‌های ساعتی تبدیل شوند و نه تنها نتوانند انرژی پاک تولید کنند، بلکه خسارات عظیم مالی و جانی به بار آورند. ایجاد تعادل میان توسعه و مدیریت ریسک در کوهستان‌های یخ‌زده، چالشی که دولت‌های منطقه با آن دست‌به‌گریبانند.

نقش بازیگران غیردولتی؛ سه سطح مداخله

سیل نپال، تغییرات اقلیمی و لزوم توجه به تلاش‌های جهانی اقلیمی

 بازیگران غیردولتی شامل سازمان‌های مردم‌نهاد بین‌المللی و محلی، نهادهای خیریه، بخش خصوصی، جوامع محلی و نهادهای علمی-پژوهشی، در سه سطح متفاوت به بحران اقلیمی نپال پاسخ داده‌اند:

 سطح نخست، واکنش اضطراری و امدادرسانی: سازمان‌هایی چون کر نپال، آکسفام، یونیسف و فدراسیون بین‌المللی هلال‌احمر و صلیب‌سرخ بلافاصله پس از سیل به صحنه آمدند و بر تأمین غذا، آب آشامیدنی، سرپناه و نیازهای ویژه کودکان متمرکز شدند. همچنین بنیاد خیریه "چای یا" و خود کارکنان سازمان‌های امدادی که در میان سیل گرفتار شده بودند، با ابتکار عمل مثال‌زدنی به نجات همکاران و خانواده‌هایشان پرداختند.

 سطح دوم، سازگاری و کاهش آسیب‌پذیری بلندمدت: سازمان‌هایی مانند صندوق جهانی طبیعت (WWF) نپال با پروژه‌های مبتنی بر طبیعت، بنیاد تراست یخچال با جنگل‌داری اجتماعی، بنیاد رهبری جامعه نپال و بنیاد سبز نپال با توسعه کسب‌وکارهای تاب‌آور، و سازمان جوانان برای رفاه کشاورزی با ترویج کشاورزی هوشمند اقلیمی، سال‌هاست که بر توانمندسازی جوامع کوهستانی و کاهش خطرات پیش از وقوع فجایع متمرکز شده‌اند.

 سطح سوم، اقدام ساختاری و حمایت‌گری: مرکز بین‌المللی توسعه یکپارچه کوهستان (ICIMOD) با تولید دانش و انتشار گزارش‌های هشداردهنده، سازمان صلح سبز با طرح خواستار اقدام فوری برای مقابله با علل ریشه‌ای تغییرات اقلیمی، اتحاد جوانان برای محیط‌زیست با تفاهم‌نامه‌های راهبردی، و گروه‌های جامعه مدنی با برگزاری رویدادهایی مانند "قله گوکیو برای عدالت اقلیمی"، به دنبال تغییر سیاست‌ها و افزایش آگاهی عمومی هستند. این سازمان‌ها با تبدیل مفهوم ناآشنای تأثیر فعالیت‌های انسانی بر زمین‌شناسی کوهستان به درک عمومی از خطری ملموس و فوری، نقش بی‌بدیلی در پر کردن شکاف میان دانش علمی و اقدام عمومی ایفا می‌کنند. با این حال، این تلاش‌ها با موانعی همچون کمبود منابع مالی، تأخیر در دریافت بودجه‌های بین‌المللی (چندین سال تأخیر در دریافت از صندوق سبز اقلیم)، بوروکراسی طاقت‌فرسا، ضعف هماهنگی میان نهادها و شکاف ظرفیت‌ها در سطوح مختلف حکمرانی روبه‌رو هستند و اقدامات غیردولتی به تنهایی نمی‌تواند جایگزین تعهدات دولت‌ها و همکاری‌های بین‌المللی شود.

 جهانی که نمی‌تواند منتظر بماند

سیل نپال، تغییرات اقلیمی و لزوم توجه به تلاش‌های جهانی اقلیمی

 سیل در نپال، بیش از هر چیز نشان داد که تغییرات اقلیمی یک پدیده فرامرزی است که نیازمند همکاری همه‌جانبه در سطوح محلی، ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی است. سیل‌هایی که شاهد آن بودیم ناهنجاری نیستند و آنچه ضرورت دارد، ترکیبی هوشمندانه از اقدامات دولتی و غیردولتی است؛ دولت‌ها باید بسترهای قانونی و مالی لازم را فراهم کنند و سازمان‌های غیردولتی نیز با نوآوری، سرعت و ارتباط با جوامع محلی، این بستر را به اقدامات مؤثر تبدیل کنند. دسترسی به اطلاعات، نوآوری، سرمایه‌گذاری و همکاری در همه سطوح، سنگ‌بنای این پاسخ خواهد بود و وعده‌های کمک به تلاش‌های امدادی محلی باید به سرعت به اقدام تبدیل شوند.

 هیمالیا و هر کوهستان یخ‌پوش دیگری در جهان در حال ذوب شدن است و همان‌طور که دکتر پریچارد هشدار داده است، «بیشتر سیل‌ها و بهمن‌ها اجتناب‌ناپذیرند»، اما با سرمایه‌گذاری در سیستم‌های هشدار زودهنگام، تقویت تاب‌آوری جوامع محلی و کاهش بی‌درنگ انتشار گازهای گلخانه‌ای، می‌توان از تبدیل این اجتناب‌ناپذیری به فاجعه‌ای به مراتب بزرگ‌تر جلوگیری کرد.

زهرا میرابیان

منابع:

گاردین

نیویورک تایمز

apnews

frontiersin

straitstimes

 


ارسال دیدگاه
captcha