داستان نیکوکاری زنان پیشگام و گمنام ایران
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، در کتاب «زنان پیشرو؛ داستانهایی برای دختران ایران»؛ نوشتهٔ الهام نظری، گلچهره سهراب و سحر سلیمانی با زنانی کارآفرین، کوشا و فرهیخته آشنا میشویم که توانستند پس از گذر از محرومیتها و مخالفتهای بسیار، به موفقیت برسند. بسیاری از آنها با وجود موانع و محدودیتها با نیروی اراده، شجاعت و کنجکاوی به روه خود ادامه دادند.
برخی از این زنان در دورهٔ میانسالی به شکوفایی رسیدند و منشأ خدمات بزرگی برای روستا، شهر و کشور خود شدند؛ برخی دیگر نیز از دوران نوجوانی مسیر رشد فردی را آغاز کردند. این زنان با تکیه بر حمایت خانواده یا تنهایی و با انگیزهای بسیار برای آرمانهای خود کوشیدند.
در این میان، زنانی هم بودند که فرصتهای تحصیلی، شغلی و رفاهی در کشورهای پیشرفته را رها کردند و به میهن بازگشتند تا رؤیاهایشان را در خاک ایران محقق سازند.
در ادامه داستان نیکوکاری چند تن از این چهرهها را با هم مرور میکنیم.

شیرین پارسی؛ کارآفرین کشاورز
شیرین پارسی؛ متولد ۱۳۳۴ در تهران، کشاورز، فعال مدنی و کارآفرینی پیشرو است. پیوند او با طبیعت از علاقهٔ کودکانهاش به باغ و گلوگیاه آغاز شد. تااینکه سالها بعد پس از سفر به فرانسه و ادامه تحصیل، همراه همسرش به ایران بازگشت تا رؤیای دیرینهاش را در زمینهٔ کشاورزی به واقعیت بدل کند. آنها در زمین خانوادگی خود که از امکانات اولیهای چون جادهٔ مناسب، آب و برق محروم بود، برنج کشت کردند.
شیرین پارسی همراه همسر و دو پسرش شبانهروز کوشید و با بهکارگیری روشهای مدرن و کممصرف آبیاری، هم محصولاتی باکیفیت تولید کرد و هم الگویی الهامبخش برای کشاورزان بومی شد.
وجه برجستهٔ فعالیت او، توجه به مسئولیت اجتماعی و آموزش روستاییان بود. درنهایت تلاشهایش سبب شد بهعنوان کشاورز نمونه و کارآفرین برتر استان انتخاب شود. او امروز بهعنوان عضو هیئتمدیرهٔ انجمن زنان کارآفرین، تجربیاتش را در مسیر توانمندسازی اقتصادی زنان به کار میگیرد.
هنگامیکه بیماری مهلک وبا در ایران شیوع یافت، آذر اندامی موفق شد واکسن اختصاصی وبا را بسازد و جان هزاران هموطن و مردم کشورهای همسایه را نجات دهد. او حتی پس از ابتلا به بیماری سرطان، دست از خدمت در آزمایشگاه و بیمارستان برنداشت. از همینرو، امروز به پاس این دستاوردهای بشردوستانه، اتحادیهٔ بینالمللی نجوم یکی از حفرههای سیارهٔ زهره را به نام او ثبت کرده است.
آذر اندامی؛ کاشف واکسن وبا در ایران
دکتر آذر اندامی؛ سال ۱۳۰۵ در رشت به دنیا آمد. او پزشک، باکتریشناس و پژوهشگری بود که نامش بر فراز یکی از حفرههای سیارهٔ زهره ثبت شده است. آذر در خانوادهای ساده رشد کرد؛ در دورانی که مادرش سرپرستی فرزندان را بر عهده داشت، او برای تأمین مخارج خانواده به تدریس خصوصی و سوزندوزی روی آورد تا در کنار کار، مسیر علمآموزی را پیش بگیرد. پس از این دوران، به شغل معلمی مشغول شد، سپس موفق به دریافت بورس تحصیلی در انستیتو پاستور فرانسه شد و در حوزهٔ بیماریهای عفونی دست به پژوهشهای بنیادین زد.
هنگامیکه بیماری مهلک وبا در ایران شیوع یافت، آذر اندامی موفق شد واکسن اختصاصی وبا را بسازد و جان هزاران هموطن و مردم کشورهای همسایه را نجات دهد. او حتی پس از ابتلا به بیماری سرطان، دست از خدمت در آزمایشگاه و بیمارستان برنداشت؛ از همین، رو، امروز به پاس این دستاوردهای بشردوستانه، علاوهبر نامگذاری خیابانی در رشت و بخشی از انستیتو پاستور، اتحادیهٔ بینالمللی نجوم یکی از حفرههای سیارهٔ زهره را به نام او ثبت کرده است.
آلنوش تریان؛ مادر ستارهشناسی ایران
دکتر آلنوش تریان؛ اخترفیزیکدان برجسته ایرانیارمنی و چهرهٔ ماندگار کشور بود. او در سال ۱۲۹۹ در تهران به دنیا آمد و در خانوادهای اهل ادب و فرهنگ پرورش یافت. دکتر تریان پس از اتمام تحصیلات در دانشگاه تهران، راهی دانشگاه سوربن فرانسه شد و درجهٔ دکتری فیزیک را کسب کرد. با وجود پیشداوریهایی که در آن سالها توانمندی زنان را در علوم پایه نادیده میگرفت، او با پشتکار خویش به مدارج عالی رسید.
دکتر تریان در سال ۱۳۴۳ به کسوت استادی دانشگاه تهران درآمد. او پایهگذار نخستین رصدخانهٔ فیزیک خورشیدی در کشور بود و بهعنوان «مادر نجوم ایران» بیش از سه دهه به تربیت نسلهای متعدد از دانشمندان پرداخت؛ اما روحیهٔ نیکوکاری او زمانی بهشکل تمامعیار جلوهگر شد که خانهٔ مسکونیاش را وقف افراد نیازمند کرد و واپسین سالهای عمر پربارش را در خانه سالمندان سپری نمود.
بدرالزمان تیمورتاش و پایهگذاری دندانپزشکی نوین
دکتر بدرالزمان تیمورتاش؛ در سال ۱۲۸۷ در نردین سمنان متولد شد. شخصیت او بهعنوان نخستین بانوی دندانپزشک ایران، نماد ایستادگی در برابر دشواریهاست. در دورهای که تحصیلات عالیه برای دختران چندان مرسوم نبود، او با پشتیبانی پدرش به فرانسه و بلژیک رفت و مدرک دندانپزشکی خود را دریافت کرد. البته زندگی او با برخی تلاطمهای سیاسی پیوند خورده بود. در حقیقت، در پی سرنگونی قاجار و درگیریهای سیاسی دوران پهلوی، خانوادهاش با پنج سال تبعید اجباری به کاشمر مواجه شدند.
او پس از پایان دوران تبعید به مشهد رفت و متوجه شد خدمات دندانپزشکی علمی در آن شهر وجود ندارد. از این رو، با همراهی همکارانش از جمله دکتر سندوزی، دانشکدهٔ دندانپزشکی مشهد را بنیان نهاد. همچنین در دوران مدیریت خود، با نگاهی انساندوستانه تمام تلاشش را به کار بست تا عدالت آموزشی برقرار شود؛ حتی سرویسهای ایابوذهاب و امکانات حمایتی رایگان برای دانشجویان محروم و شهرستانی فراهم کرد تا هیچ استعدادی به دلیل فقر مالی خاموش نماند.
پریدخت دادستان؛ مادر روانشناسی ایران
پریدخت دادستان در سال ۱۳۱۲ در تهران به دنیا آمد. او از کودکی عاشق یادگیری بود و با وجود مشکلات مالی، با تلاش فراوان برای ادامه تحصیل به سوئیس رفت و چنان در رشتهٔ خود موفق عمل کرد که ژان پیاژه؛ روانشناس مشهور استاد راهنمای او شد. بانو پریدخت در مدت کوتاهی تحصیلاتش را تا مقطع دکترا ادامه داد و با وجود پیشنهاد پیاژه برای ریاست یک مرکز شناختی در نیویورک، به ایران بازگشت.
او از سال ۱۳۵۴ در دانشگاه تهران و سپس دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه آزاد تدریس کرد و با پژوهشها و مقالههای فراوان، به یکی از چهرههای برجستهٔ روانشناسی ایران تبدیل شد. پریدخت دادستان در سال ۱۳۸۱ عنوان چهرهٔ ماندگار روانشناسی ایران را به دست آورد.
زینت دریایی؛ کارآفرین روستای سلخ
زینت دریایی، متولد ۱۳۴۶ در روستای سلخ قشم است. او از کودکی برای کمک به مردم روستا تلاش میکرد و مهارتهایی مانند کمکهای اولیه و مامایی را آموخته بود. زینب با وجود مخالفتها و سرزنشها، وارد شورای روستا شد و در زمینههایی مانند بهداشت، ترک اعتیاد و تأمین آب به مردم روستا کمک کرد. ایدهٔ راهاندازی اقامتگاههای بومگردی نیز پس از مشاهدهٔ مهماننوازی مردم روستا به ذهنش رسید. سرانجام با راهاندازی اقامتگاه و تعاونی تولید و فروش صنایعدستی به بهبود کیفیت زندگی مردم سلخ کمک بزرگی کرد.

هایده شیرازی؛ مؤسس کارخانه بازیافت زباله
هایده شیرازی، متولد ۱۳۳۸ در گیلانغرب، از کودکی روحیهای پیگیر و تحولخواه داشت. در شهر کوچک محل زندگی او مدرسهٔ راهنمایی دخترانه وجود نداشت، اما او با نامهنگاریهای مداوم با استانداری کرمانشاه سرانجام سبب شد نخستین مدرسهٔ راهنمایی دخترانه ساخته شود. هایده با وجود مخالفت خانواده با ادامهٔ تحصیلش، هرگز ناامید نشد و پس از چند سال با درآمد معلمی، برای تحصیل مهندسی کشاورزی به آلمان رفت.
آشنایی او با دانش تفکیک زباله در آلمان اتفاق افتاد و باعث شد به موضوع بازیافت علاقهمند شود. او پس از گذراندن مقطع دکترای کشاورزی و بازگشت به ایران، کارخانهای را برای تولید کود و بازیافت زباله راهاندازی کرد. این اقدام او به ایجاد بیش از ۷۰۰ شغل انجامید و در سال ۱۳۸۶ عنوان بانوی نخبه برتر کشور را برایش به ارمغان آورد.
دکتر وثوق بیش از چهار دهه از عمرش را وقف درمان کودکان مبتلا به سرطان کرد. او زنی سادهزیست بود که با خودروی قدیمی خود رفتوآمد میکرد و حتی بخش قابلِتوجهی از حقوقش را به بیمارستان میبخشید. او نقشی کلیدی در شکلگیری و هدایت بخش تخصصی مؤسسه خیریه «محک» ایفا کرد و اگرچه هرگز صاحب فرزندی نشد، مادری دلسوز برای هزاران کودک رنجدیده بود؛ به همین دلیل به شایستگی لقب «مادر ترزای ایران» برای او بهکار میرود.
پروانه وثوق؛ فرشتهٔ نجات کودکان سرطانی
دکتر پروانه وثوق؛ متولد ۱۳۱۴ در تفرش، پزشک متخصص خون و سرطانشناسی اطفال بود که تمام عمر خود را صرف درمان کودکان بیمار کرد. او پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه تهران و گذراندن دورههای فوقتخصصی در برترین مراکز جهان نظیر کمبریج، ماساچوست و ایلینوی، پیشنهادهای رفاهی در خارج از کشور را نادیده گرفت و به ایران بازگشت.
دکتر وثوق بیش از چهار دهه از عمرش را وقف درمان کودکان مبتلا به سرطان کرد. او زنی سادهزیست بود که با خودروی قدیمی خود رفتوآمد میکرد و حتی بخش قابلِتوجهی از حقوقش را به بیمارستان میبخشید. او نقشی کلیدی در شکلگیری و هدایت بخش تخصصی مؤسسه خیریه «محک» ایفا کرد و اگرچه هرگز صاحب فرزندی نشد، مادری دلسوز برای هزاران کودک رنجدیده بود؛ به همین دلیل به شایستگی لقب «مادر ترزای ایران» برای او بهکار میرود.
ماهرخ فلاحی؛ زن پیشگام در صنعت دامداری
ماهرخ فلاحی؛ متولد ۱۳۲۲ در تهران؛ نخستین بانوی بنیانگذار گاوداری صنعتی در ایران است. علاقهٔ او به تولید و پرورش حیوانات سرانجام در دوران پس از بازنشستگی شغلیاش به ثمر نشست. در این دوران ماهرخ پس از سالها خدمت در کسوت معلمیِ دانشآموزان نابینا، تصمیم گرفت آرزوی دیرینهاش را محقق کند.
او با دریافت تسهیلات بانکی و خرید قطعهای زمین و هفت رأس گوساله، در برابر مخالفتها و نگاههای تردیدآمیز ایستادگی کرد. سپس با کار شبانهروزی از سپیدهدم تا واپسین ساعات شب، واحد تولیدی نمونهای را پایهریزی کرد و فناوریهای نوین را به صنعت گاوداری آورد.
در کنار موفقیتهای صنعتی و دریافت جوایز متعدد کشوری، جلوهٔ بارز کارآفرینی او در پذیرش دختران جوان و روستایی بهعنوان کارآموز بود. بسیاری از این دختران بعدها توانستند دامداری یا مرغداری مستقل برای خود تأسیس کنند و به استقلال مالی برسند.
نرگس کلباسی اشتری؛ زن ایثارگر در روزهای بحرانی ایران
نرگس کلباسی اشتری؛ متولد ۱۳۶۷ در اصفهان، فعال نیکوکاری است. او درد ازدستدادن والدین در دوران کودکی را به انگیزهای بزرگ برای مرهمنهادن بر زخمهای کودکان رنجکشیدهٔ جهان تبدیل کرد. نرگس، جوانی خود را وقف خدمت کرد و با کار در فروشگاهها، شیرینیپزی و انفاق تمام ارثیهٔ پدریاش، مرکزی حمایتی برای کودکان بیسرپرست در مناطق محروم هندوستان ساخت. در سال ۱۳۹۶، نرگس پس از بازگشت به ایران با حضور میدانی در روستاهای زلزلهزدهٔ کرمانشاه، کمکهای مردمی را برای ساخت مسکن و... سازماندهی کرد.
ایثارگری او چنان در دل مردم منطقه نشست که بسیاری از خانوادهها نام نوزادان دختر خود را به یاد و به احترام او «نرگس» نهادند.
نصرتالملوک کاشانچی؛ بنیانگذار مرکز درمانی اندرزگو
دکتر نصرتالملوک کاشانچی؛ متولد ۱۲۹۳ در تهران، از نخستین بانوانی بود که سد ورود زنان به دانشکدهٔ پزشکی دانشگاه تهران را شکست. او پس از تکمیل تحصیلاتش در رشتههای مامایی و زنان در اروپا، به میهن بازگشت تا تخصص خود را وقف زنانی کند که از حداقل امکانات بهداشتی بیبهره بودند.
او درمانگاهی خیریه در جنوب شهر تهران دایر کرد تا زایمان و درمان زنان کمدرآمد را به شکل رایگان محقق کند. نصرتالملوک با متقاعدکردن برخی تجار بزرگ پایتخت، سرمایهٔ لازم را برای ساخت یک بیمارستان عامالمنفعه گردآوری کرد؛ مرکزی درمانی که بعدها گسترش یافت و همچنان با عنوان «بیمارستان اندرزگو» در خدمت اقشار نیازمند جامعه است.
زهرا گیتینژاد؛ ترویج عدالت آموزشی و مدرسهسازی
زهرا گیتینژاد؛ متولد ۱۳۳۰، معلم و فعال اجتماعی است. نقطه عطف زندگی او در سال ۱۳۸۲ و در جریان سفر به سیستانوبلوچستان رقم خورد. در آن سفر مشاهدهٔ کلاسهای نامناسب درس، او را بر آن داشت تا پویشی مردمی شکل دهد.
او با تأسیس بنیاد خیریهٔ «مهر گیتی» گامی بزرگ برای تحقق عدالت آموزشی برداشت. حاصل تلاش او ساخت بیش از ۲۵۰ مدرسه، توزیع بیش از ۲ میلیون و ۶۰۰ هزار جلد کتاب و اهدای ۲۵۰۰ دستگاه رایانه به مدارس مناطق کمبرخوردار بود. زهرا گیتینژاد باور داشت خدمت به دانشآموزان با دستهای خالی نیز ممکن است. او امروز با لقب «بانوی مدرسهساز ایران» شناخته میشود.
توران میرهادی؛ آموزگار تفکر انتقادی و مروج ادبیات کودک
توران میرهادی؛ متولد ۱۳۰۶ در تهران، متخصص علوم تربیتی و از پایهگذاران شورای کتاب کودک بود. او که در دوران جوانی ویرانیهای حاصل از جنگ جهانی دوم را در اروپا از نزدیک دیده بود، ریشهٔ خشونت و فجایع بشری را در سیستمهای آموزشی بسته و فاقد تفکر انتقادی میدید. توران برای رفع این مشکل آموزشی، به ایران بازگشت و «مدرسه فرهاد» را پایهریزی کرد. «فرهاد» مدرسهای با ساختاری مشارکتی بود که دانشآموزان در ادارهاش سهیم بودند تا روحیهٔ مسئولیتپذیری و آزاداندیشی در آنها شکوفا شود.
میرهادی با درک اهمیت کتاب در شکلگیری شخصیت کودکان، «شورای کتاب کودک» را تأسیس کرد و بیش از نیمقرن در شورا آثار فاخر تواید و منتشر کرد. تدوین و نشر مجموعهٔ چندجلدی «فرهنگنامه کودکان و نوجوانان» از یادگارهای ارزشمند اوست؛ امروز توران میرهادی را «مادر ادبیات کودک و نوجوان ایران» میدانند و روایت زندگی او، حسنختامی پرمعنا برای این یادداشت است؛ زنی که روحیهٔ خردورزی کودکان این سرزمین را شکوفا کرد.
کتاب «زنان پیشرو؛ داستانهایی برای دختران ایران» به گردآوری گلچهره سهراب و الهام نظری از سوی نشر هوپا منتشر شده است. مطالعه این اثر برای نوجوانان و نسلهای نوپای ایران، نقشهٔ راهیست که پیوند موفقیتآمیز میان دانش، اراده و نیکوکاری را نشان میدهد.

یادداشت از نیلوفر بختیاری