آتش زدن کاه و کلش برنج؛ وقتی پاکسازی زمین به آلودگی هوا منجر میشود
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، با پایان فصل برداشت برنج، آتشزدن بقایای شالیزار بار دیگر در برخی مناطق شمال کشور دیده میشود؛ اقدامی که برای بخشی از شالیکاران راهی سریع و کمهزینه برای پاکسازی زمین و آمادهسازی کشت بعدی است، اما در عمل همزمان هوا، خاک و بخشی از ظرفیت اقتصادی کشاورزی را تحت تأثیر قرار میدهد. قانون هوای پاک نیز سوزاندن بقایای گیاهی اراضی زراعی پس از برداشت محصول را ممنوع کرده است.
کاه و کلش باقیمانده پس از برداشت برنج، برخلاف تصور رایج، صرفاً یک ضایعه کشاورزی نیست. این بقایا میتوانند بهعنوان ماده آلی برای خاک، خوراک دام، ماده اولیه کمپوست و حتی در برخی صنایع مورد استفاده قرار گیرند. با این حال، در برخی شالیزارها هنوز سادهترین راه برای خلاص شدن از دست آن ها، روشن کردن آتش است.
مسئله از جایی جدیتر میشود که آتش یک زمین منفرد باقی نمیماند. تکرار این اقدام در سطح وسیع، دود و آلایندهها را وارد هوای مناطق روستایی و اطراف شالیزارها میکند و در کنار آن، حرارت مستقیم آتش به ساختار زیستی خاک آسیب میزند.
چرا شالیکار کاه و کلش را میسوزاند؟
دلیل این رفتار را نمیتوان صرفاً در بیتوجهی یا ناآگاهی جستوجو کرد. یکی از مهمترین انگیزهها، فاصله کوتاه میان برداشت محصول و آمادهسازی زمین برای کشت بعدی است. در برخی مناطق، کشاورز باید در مدت محدودی زمین را برای کشت دوم آماده کند و جمعآوری، بستهبندی و انتقال کاه و کلش برای او هزینه و زمان دارد.
گزارشهای میدانی از مازندران نیز نشان میدهد که برخی کشاورزان، آمادهسازی سریع زمین، کنترل علفهای هرز و نگرانی از آفات را از دلایل آتشزدن بقایا عنوان کردهاند؛ در حالی که کارشناسان جهاد کشاورزی بر امکان مدیریت بقایا با روشهای فنی و ماشینآلات تأکید کردهاند.
در واقع، اگر قرار باشد با این پدیده مقابله شود، صرفاً هشدار دادن به کشاورز کافی نیست. وقتی جمعآوری بقایا هزینهبر است و بازار مشخصی برای فروش آن وجود ندارد، ممنوعیت قانونی بدون ایجاد گزینه اقتصادی و فنی جایگزین، احتمالاً نمیتواند مسئله را بهطور کامل حل کند.

عکسها: مهدی محبیپور/ ایرنا
دود فقط به آسمان نمیرود
یکی از نخستین پیامدهای قابل مشاهده آتشزدن کاه و کلش، آلودگی هواست. دود ناشی از سوختن بقایای گیاهی حاوی ذرات و ترکیبات حاصل از احتراق است و میتواند کیفیت هوا را در اطراف مزارع کاهش دهد. در مناطق شالیزاری شمال کشور که سکونتگاهها و جادهها در مجاورت زمینهای کشاورزی قرار دارند، این آلودگی میتواند مستقیماً به زندگی روزمره مردم وارد شود.
گزارش اخیر ایسنا در گیلان نیز با اشاره به تداوم این پدیده، از آلودگی هوا، آسیب به خاک و پیامدهای زیستمحیطی آن خبر داده و کاه و کلش را علاوه بر منبعی برای غنیسازی خاک، دارای ظرفیت استفاده در تولید فرآوردههایی مانند محصولات سلولزی معرفی کرده است.
از سوی دیگر، دود غلیظ کنار جادهها فقط مسئله تنفس نیست. کاهش دید رانندگان میتواند ایمنی تردد را نیز تحت تأثیر قرار دهد. دادستان مرکز مازندران نیز در مرداد ۱۴۰۵ نسبت به آتشزدن بقایای مزارع در حاشیه جادهها هشدار داده و آن را تهدیدی برای بهداشت عمومی، محیط زیست و ایمنی تردد دانسته است.
آتش، بخشی از سرمایه خاک را هم میسوزاند
پیامد آتشزدن، به هوا محدود نمیشود. بقایای گیاهی پس از برداشت، بخشی از مواد آلی مورد نیاز خاک را تشکیل میدهند و باقی گذاشتن یا مدیریت اصولی آنها میتواند در حفظ رطوبت، ساختمان خاک و چرخه مواد غذایی مؤثر باشد.
پژوهشی درباره اثر سوزاندن بقایای گیاهی بر خاک نیز نشان داده است که آتشزدن بقایا میتواند نفوذپذیری خاک را کاهش دهد و تغییراتی در شوری، pH و آبگریزی خاک ایجاد کند.
در مورد شالیزارها، اهمیت این مسئله دوچندان است؛ زیرا خاک سالم یکی از پایههای استمرار تولید کشاورزی است؛ بنابراین تصمیمی که ممکن است برای آمادهسازی چندروزه زمین منطقی به نظر برسد، میتواند بخشی از ظرفیت بلندمدت خاک را از بین ببرد.
قانون چه میگوید؟
ماده ۲۰ قانون هوای پاک، سوزاندن بقایای گیاهی اراضی زراعی پس از برداشت محصول را ممنوع کرده است. بر اساس همین ماده، متخلف مشمول مجازات قانونی میشود و وزارت جهاد کشاورزی نیز مکلف شده است ممنوعیت را به بهرهبرداران بخش کشاورزی اطلاعرسانی کند. قانون تنها یک استثنا در نظر گرفته و آن مواردی است که آتشزدن بقایای گیاهی تنها راه دفع آفات، بیماریها یا آلودگیهای گیاهی باشد؛ آن هم در شرایطی که وزارت جهاد کشاورزی تعیین و سازمان حفاظت محیط زیست تأیید کند.
در سالهای اخیر نیز مسئولان قضایی و کشاورزی استانهای شمالی بارها درباره اجرای این ممنوعیت هشدار دادهاند؛ بنابراین مسئله صرفاً یک توصیه زیستمحیطی نیست؛ بلکه آتشزدن بقایای شالیزار از نظر قانونی نیز ممنوع است.
جایگزین آتش چیست؟
مسئله اصلی این است که کاه و کلش اگر قرار نیست سوزانده شود، چه سرنوشتی پیدا کند. پاسخ، یک راهحل واحد ندارد.
یکی از گزینهها، خرد کردن و بازگرداندن بقایا به خاک یا استفاده از آنها در قالب مدیریت بقایای گیاهی است. گزینه دیگر، جمعآوری و استفاده از کاه در خوراک دام، کمپوست و برخی فرآیندهای صنعتی است. در گزارشهای بخش کشاورزی نیز از ظرفیت استفاده از کاه و کلش برنج در تولید کمپوست، خوراک دام، مواد سلولزی و دیگر محصولات یاد شده است.
این یعنی آنچه امروز در برخی شالیزارها «زباله» تلقی میشود، میتواند در صورت شکلگیری زنجیره جمعآوری و فرآوری، به یک نهاده اقتصادی تبدیل شود.
مسئله فقط فرهنگسازی نیست؛ یک زنجیره اقتصادی لازم است
تجربه شالیکاران نشان میدهد که بخشی از مسئله به اقتصاد مدیریت بقایا برمیگردد. اگر کشاورز برای جمعآوری، بستهبندی و حمل کاه هزینه کند، اما خریدار یا واحد فرآوری مشخصی برای آن وجود نداشته باشد، طبیعی است که آتشزدن برای او سریعترین گزینه باشد. گزارشهای میدانی در گیلان نیز دقیقاً به همین مشکل اشاره کردهاند: نبود بازار مطمئن و هزینه بالای انتقال، انگیزه اقتصادی جمعآوری را کاهش میدهد؛ بنابراین مقابله مؤثر با آتشزدن کاه و کلش نیازمند ترکیبی از آموزش، نظارت و ایجاد زیرساخت است؛ از دسترسی کشاورز به ماشینآلات خردکن و جمعآوری گرفته تا ایجاد مراکز خرید، فرآوری و مصرف بقایای برنج.
در چنین مدلی، کشاورز نباید میان «پرداخت هزینه برای جمعآوری» و «آتشزدن رایگان» یکی را انتخاب کند؛ بلکه باید گزینهای در اختیار داشته باشد که هم از نظر اقتصادی برای او قابل قبول باشد و هم به حفظ خاک و سلامت جامعه کمک کند.

از «ضایعات» تا «منبع»
کاه و کلش برنج بخشی از چرخه تولید است و برخورد با آن میتواند تعیین کند که این ماده به آلاینده تبدیل شود یا به یک منبع. آتش، این انتخاب را در چند ساعت تمام میکند؛ اما مدیریت اصولی بقایا میتواند آنها را دوباره وارد چرخه تولید کند.
در نهایت، ممنوعیت قانونی آتشزدن کاه و کلش یک ضرورت مهم برای حفاظت از هوا و خاک است، اما اجرای مؤثر آن بدون توجه به واقعیت اقتصادی شالیکاران دشوار خواهد بود. اگر سیاستگذار بتواند برای بقایای برنج بازار، ماشینآلات، زنجیره جمعآوری و مصرف تعریف کند، دیگر حفاظت از محیط زیست در برابر معیشت کشاورز قرار نمیگیرد؛ بلکه خودِ بقایای شالیزار میتواند به بخشی از اقتصاد پایدار کشاورزی تبدیل شود.