«مجموعهای از مهربانی»؛ درنگی در الفبای مهرورزی با جهان
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، آشتی با شعر و کلمه در جهان پرتکاپوی امروز، فرصتی برای درنگ نوجوانان و مرور الفبای مهربانی و دوستداشتن است. رودابه حمزهای در مجموعهشعر «مجموعهای از مهربانی» تلاش میکند مخاطب را با لطایفِ مهرورزی و تمرینِ عشق به زندگی، طبیعت و همنوع آشناتر کند.
این دفتر شامل ۱۹ چهارپاره با تصویرگریِ ماهنی تذهیبی است که دغدغههای طبیعتانگارانه و دیگردوستانهٔ شاعر را انعکاس میدهد. در این مجموعه، مهربانی در طیف وسیعی به کالبد شعر درآمده است؛ بنابراین هم از مهربانیهای فراموششدهای که در سفرهٔ بیمنت و سادهٔ مادربزرگ به چشم میخورد، خواهید خواند، هم از محبت دستهای پینهبستهٔ زحمتکشان. همچنین تصویرِ نانِ برشتهٔ لبخندِ مادرانه را بر سفرهٔ فقر نظاره میکنید؛ مادری که با دستان خالی «قرص نان برشتهٔ لبخند/ از لبان تنور میچیند.»

مهربانیِ مادرانه در این اشعار، به شکل لبخندی زاده میشود که پناهگاه امن کودک است؛ لبخندی در غم و شادی که امید میبخشد. کودک خستگیِ نگاهِ مادر را درمییابد، اما شکوه دوستداشتن از آن نگاه زدوده نمیشود. این تصاویر در ناخودآگاه شاعر ردی از امید بهجا میگذارد و تابآوردن در روزهای دشوار را آسانتر میکند:
«گاه شادی و گاه غمگینی
خندهات مثل قند شیرین است
پهن کن باز سفرهٔ خود را
سفرهٔ خندهات چه رنگین است
صبح لبریز از محبتهاست
سینی دستهای خستهٔ تو
آسمان نگاه تو زیباست
پشت آن عینک شکستهٔ تو»
ممکن است از اینگونه اشعار اندکی بوی شعار به مشام برسد؛ چراکه در جوارِ فقر، مهربانیکردنِ کیمیایی است که هر دلی توانِ آن را ندارد. بااینحال این مسئله به تلاش شاعر برای ساختن جهانی شاعرانه و آرمانی بازمیگردد؛ جهانی که ممکن است با واقعیت فاصلهٔ زیادی داشته باشد، اما ترسیم آن و امید به تحققش ناممکن نیست. فقر در نگاه رودابه حمزهای پیرمرد بارانخوردهای در کوچههای خستگی است که همه، بارها از کنارش گذشتهایم، اما او را به معنای واقعی ندیدهایم. خواندن این ابیات مجالی است تا با عینک شاعرانه بار دیگر این پیرمرد را ببینیم و نسبت به پیرامون خود بیتفاوت و ساکت نباشیم:
«میشود تصویر باران را کشید
روی دوش خستهٔ یک پیرمرد
میشود غمهای او را شخم زد
میشود پیراهنش را خشک کرد»

گاهی هم فقر در تصویر پرتکرار چشمهای پرمهر پدرانه و دستانِ پرپینهٔ یک کارگر ظاهر میشود. پدری که صدایش زیباترین ترانه است و چشمهایش پر از ثروتِ مهربانی است. گفتن این نکته ضروری است که اشعار این مجموعه در پی ارائهٔ راهحل برای مسائل و معضلات اجتماعی نیستند و تنها توصیفکنندهٔ جهانی آرمانیاند که در ذهن شاعر ترسیم میشود:
فقر در نگاه رودابه حمزهای پیرمرد بارانخوردهای در کوچههای خستگی است که همه بارها از کنارش گذشتهایم، اما او را به معنای واقعی ندیدهایم. خواندن این ابیات مجالی است تا با عینک شاعرانه بار دیگر این پیرمرد را ببینیم و نسبت به پیرامون خود بیتفاوت و ساکت نباشیم.
«نشستم کنار تو امشب
سرودم تمام دلم را
نوشتم پر از آسمان است
دو تا چشم پرمهر بابا
نوشتم که من دوست دارم
دو دست پر از پینهت را
صدایت که مثل ترانه است
دل مثل آیینهات را»
از سوی دیگر، توجه به سنتهای گذشته و بازنمایی آن در نمادِ مادربزرگ، یکی دیگر از درونمایههای این اشعار است که قدردانی از سرمایههای عاطفی را به نوجوان امروز یادآوری میکند. اگرچه امروز بهمرور بسیاری از این دلخوشیها رنگ دیگری به خود گرفتهاند و حتی ممکن است به جهان خاطره پیوسته باشند؛ اما همچنان هویت فرهنگی و جمعی ما را تشکیل میدهند:
«دست بردی به صندوق کهنه
کاسه را از نبات پر کردی
بعد هم با لبی پر از خنده
نان شیرین برایم آوردی»

شکل دیگری از مهربانی میتواند مهربانی با کودک یا نوجوانی مظلوم از دیاری دیگر باشد؛ کسی که هرگز او را ندیدهایم، اما قصهٔ غصهاش را شنیدهایم و میتوانیم راویِ رنج او باشیم تا اندکی بر زخم بیصدایی مرهم بگذاریم. بیشک تماشاگرنبودن و دیدن و سخنگفتن نیز کنشی مهرورزانه است که بار سکوت و بیتفاوتی را اندکی سبکتر میکند:
«ای گل کوچک مهربانم
ای که در باغ قلبم شکفتی
قصهٔ غصهات را شنیدم
تو ولی اسم خود را نگفتی
...
از دو تا چشم تو یک کبوتر
پر زده روی قلبم نشسته
من تو را همچنان دوست دارم
ای فلسطینیِ دلشکسته»
در نهایت، طبیعت در «مجموعهای از مهربانی» یکی از بهترین معلمان مهرورزی است. شاعر در این مجموعه توجه نوجوانان را به سخاوتمندی و زیبایی زمین مادر و بیدریغبودنِ برکات آن جلب مینماید و خواندن این کتابِ سراسربخشش را به مخاطب خود توصیه میکند. بیشک یکی از راههای بزرگداشت نعمتهای خدادادی، توجه به پیامهای ضمنی آن و آموختن سخاوتمندی ذاتی طبیعت است:
«نام کتاب ابر این است
مجموعهای از مهربانی
در هر ورق پیداست حرفی
از حرفهای آسمانی»

از نقاط قوت این کتاب باید به تصویرگری ویژهٔ اثر و استفاده از رنگ غالب آبی بهعنوان نمادی از لطافت و معنویت اشاره کرد؛ به بیان دیگر، همراهی متن و تصویر توانسته است به محتوای کتاب هارمونی خاصی ببخشد. همچنین پرداختن به موضوع مهربانی بهعنوان درونمایهٔ غالب اثر از دیگر نقاط قوت این کتاب است؛ هرچند برخی از شعرها از نظر پرداخت و ساختار میتوانستند انسجام بیشتری داشته باشند، اما توجه شاعر به ارزشهای انسانیِ در معرض فراموشی، سبب میشود این مجموعه در جایگاه خود درخور تأمل باشد.
دفتر شعر «مجموعهای از مهربانی»؛ سرودهٔ رودابه حمزهای است که از سوی نشر سوره مهر منتشر شده است. این کتاب مناسب نوجوانانی است که دوست دارند در وسعتِ شعر و کلمه قدم بزنند و جلوهٔ مهربانی و زیبایی را در جهانی خیالانگیز به تماشا بنشینند.

یادداشت از نیلوفر بختیاری