به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، نشریه نیویورکتایمز در یادداشتی به این مساله پرداخته است که با ورود میلیاردها دلار ثروت صنعت هوش مصنوعی به بازارهای سهام جهانی، آیا دنیای نیکوکاری نیز میتواند از این ثروت جدید حوزه فناوری استفاده نماید؟ عرضه عمومی سهام شرکتهای بزرگ فناوری مانند اسپیسایکس، اوپنایآی و آنتروپیک، موجی از ثروتهای جدید را پدید آورده که بخشی از آن ممکن است به نیکوکاری اختصاص یابد. کارشناسان برآورد کردهاند سالانه بین ۳۷ تا ۱۰۰ میلیارد دلار از این محل وارد امور خیریه شود.
تصویر کنید یک مهندس جوان، چند سال پیش، با هیجان به یک استارتاپ ناشناخته در حوزه هوش مصنوعی پیوسته و به جای بخشی از حقوق، سهام گرفته است. آن موقع، آن سهام فقط چند خط روی کاغذ بود. اما حالا، همین فرد یک روز از خواب بیدار میشود و میبیند که آن خطهای روی کاغذ، تبدیل به دهها میلیون دلار پول نقد شده است. این اتفاق عجیب، تازه دارد در دنیای فناوری میافتد.
بر اساس این گزارش، وقتی سهام یک شرکت خصوصی در بورس عرضه میشود، کارمندان و مدیرانی که پیشتر سهام دریافت کردهاند، میتوانند دارایی خود را به پول نقد تبدیل کنند. این اتفاق در شرکت اسپیسایکس باعث شده حدود ۴۴۰۰ نفر به جمع میلیونرها بپیوندند و نزدیک به ۴۰۰ نفر از کارکنان آن بیش از ۱۰۰ میلیون دلار ثروت داشته باشند.
«نان رانسوف»، مدیر حوزه کالاهای عمومی در شرکت استریپ، محاسبه کرده که در صورت عرضه عمومی اوپنایآی، سهم ۲۶ درصدی بنیاد غیرانتفاعی این شرکت حدود ۲۲۰ میلیارد دلار ارزش نقدی پیدا میکند. همچنین هفت بنیانگذار شرکت آنتروپیک متعهد شدهاند ۸۰ درصد از ثروت خود را که حدود ۹۰ میلیارد دلار برآورد میشود، به امور خیریه اهدا کنند.
یکی از دلایلی که کارمندان فناوری در غرب به نیکوکاری روی میآورند، مسائل مالیاتی است. فروش سهام با سود بالا، مالیات سنگینی دارد؛ برای مثال فروش ۱۰ میلیون دلار سهام میتواند بیش از ۳.۵ میلیون دلار مالیات داشته باشد. اهدای خودِ سهام به یک مؤسسه خیریه در شرایط خاص، این بار مالیاتی را کاهش میدهد.
گزارش میافزاید که بسیاری از این ثروتمندان تازه، از سازوکاری به نام «صندوق خیریه با مشورت اهداکننده» (DAF) استفاده میکنند. صندوق خیریه با مشورت اهداکننده (DAF) یکی از سازوکارهای محبوب نیکوکاری در آمریکا و برخی از کشورهاست که به افراد امکان میدهد دارایی خود (نقد، سهام یا حتی ارز دیجیتال) را به یک حساب خیریه اهدا کنند و بلافاصله از مزایای مالیاتی آن بهرهمند شوند، اما تصمیم بگیرند که این پول در ماهها یا سالهای بعد به کدام مؤسسه خاص اختصاص یابد. این سازوکار برای کارمندانی که ناگهان با عرضه سهام شرکتشان ثروتمند شدهاند اما هنوز نمیدانند دقیقاً میخواهند از چه حوزهای حمایت کنند یا حوصله تأسیس یک بنیاد شخصی را ندارند، بسیار جذاب است؛ چراکه هم سادهتر و کمهزینهتر از بنیادهای خانوادگی است و هم فرصت میدهد تصمیم درباره مقصد نهایی کمک به آینده موکول شود. با این حال، ورود پول به این صندوقها لزوماً به معنای هزینهشدن آن در جامعه نیست و منابع ممکن است مدتی در حساب باقی بمانند؛ بنابراین باید میان «دارایی اختصاصیافته به خیر» و «منابعی که واقعاً به دست نیازمندان رسیدهاند» تفاوت قائل شد.
به گفته کارشناسان، نسل جدید اهداکنندگانِ فناوری با خیران سنتی تفاوت دارند. آنها معمولاً جواناند، همچنان در شرکت خود مشغولاند و به ساختارهای اداری سنگین علاقه ندارند. فرهنگ کاری آنها بر پایه سرعت، ریسکپذیری و نتیجهمحوری است و به مؤسساتی علاقه نشان میدهند که مانند استارتاپها عمل کنند.
با این حال، برخی نگرانند که سازمانهای خیریه برای جذب و مدیریت این حجم از پول آماده نباشند. اگر منابع یک مؤسسه یکباره چند برابر شود، ممکن است در سیستم مالی، نیروی انسانی و پروژههای خود با مشکل مواجه شود. گزارش همچنین تأکید دارد که بهترین زمان برای ارتباط با این اهداکنندگان، پیش از ثروتمند شدن آنهاست. بسیاری از تصمیمهای مالی و خیریه باید پیش از عرضه عمومی سهام گرفته شود و پس از آن، رقابت برای جذب این افراد بسیار زیاد است.
در پایان، گزارش نیویورکتایمز آورده است که اگرچه هیچ تضمینی برای تبدیل شدن همه این میلیونرها به اهداکنندگان بزرگ وجود ندارد، اما حتی تحقق بخشی از این برآوردها میتواند تأثیر قابلتوجهی بر حوزه نیکوکاری بگذارد. با این حال، ثروت فناوری در ساعاتی خلق میشود، اما تبدیل آن به تأثیر اجتماعی پایدار، نیازمند سازماندهی، برنامهریزی و زمان است.