کد خبر:۶۱۲۸

ایرانِ استوار در دو شعر حماسی از «علی فرزانه موحد»

«علی فرزانه موحد»؛ شاعر جوان و شناخته‌شده اهل قم، در تازه‌ترین سروده‌های خود به موضوع جنگ تحمیلی سوم، دفاع از وطن و رنج مردم در روزهای بحران پرداخته است. این شاعر که پیش‌تر با کتاب‌های «خیابان‌نامه» و «بر منبر سلونی» شناخته شده و بلندترین قصیده تاریخ ادبیات ایران دربارهٔ امام علی (ع) را سروده است، در دو شعر پیش‌رو با زبانی حماسی، از ایستادگی و دردهای یک سرزمین سخن گفته است.
شعرهایی برای وطن از علی فرزانه موحد

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران،  «علی فرزانه موحد» یکی از شاعران جوان و شناخته‌شده از استان قم است که با دو کتاب‌ شعر «خیابان‌نامه» و «بر منبر سلونی» جایگاه ادبی خود را تثبیت کرده است، گفتنی‌ست کتاب اخیر او دربردارندهٔ بلندترین قصیدهٔ تاریخ ادبیات ایران است‌ این کتاب در ستایش امام علی (ع) است.

 دو شعر از این شاعر  دربارهٔ جنگ تحمیلی سوم در اختیار خیر ایران قرار گرفته که در ادامه آن را می‌خوانیم‌‌.

چگونه مرد بگویم به خویش، دم نزنم

اگر که بگذرم از خون کودک وطنم

اگر سکوت کنم روبه‌روی نسل‌کشی

خدا کند که پر از خون شود لب و دهنم

نه در مسیر علی سست می‌شود پایم

نه دست می‌کشم از سرزمین تهمتنم

که شاهنامه و نهج‌البلاغه می‌خوانم

که استوار و حماسی‌ست تا ابد سخنم

تنِ من است وطن، اهرمن نمی‌داند

که در شراره‌ چنگیز هم نسوخت تنم

چگونه قاتلِ یک مدرسه، شقایق را

به سوی خویش بخوانم که دلخور از چمنم

کنون که باغِ گلم زیر ابرِ شیطان‌هاست

چرا گلوله نکارم به دشتِ پیرهنم

من از عموی تو ای بی‌وطن نمی‌ترسم

که قاتلِ سگِ زرد، ای شغال‌زاده! منم

۲

به بلوچ و عرب و آذری و لک خورده

به لر و ترکمن و مازَن و...گیلک خورده

 

به جوانان و به پیران و به مردان و زنان

به امیر و به وزیر و به اتابک خورده

 

وطنم سینه‌سپرهای فراوان دارد 

عجبی نیست اگر تیر به کودک خورده

 

به جگرسوخته‌ژستان دروغینِ کیان

برسانید که یک مدرسه موشک خورده

 

سازمان مللی کو که شکایت ببریم

آن که بالای درش عکس مترسک خورده!! 

 

شیعه، این کوه مبارک که رسیده‌است به ماه

ای بسا تیشه که در ماه مبارک خورده

 

ای که از عربده‌ اجنبیان ترسیدی

باورم را به جگرداشتنت شک خورده

 

به هوای دو وجب خاک از این‌ کهنه‌دیار

ارتش کل جهان آمده و چک خورده

 

راستی عاقبت آن همه تجهیز چه شد 

ناوها را نکند گله اردک خورده

 

به قمار آمده بودند ولیکن دیدند

روی سرباز و شه و بی‌بی‌شان تک خورده

 

پدر سرکشی از عرش به فرش افتاده

مشت بر صورت صهیون پدرسگ خورده

 

گفت: دوران«بزن در رو» به سر آمده است 

تک به این قافله هرکس زده پاتک خورده

 

پهلوان‌خیزترین خاک جهان ایران است

این زمین خون سیاووش و سیامک خورده

 

گله از فقر و گرانی نکنم این ایام

گرچه سرمایهٔ ما را خود قلک خورده

 

ارسال دیدگاه
captcha