کد خبر:۶۱۱۷
برای وطن؛

پایداری جنوبی در شعر فاطمه بیرانوند

در شعر تازهٔ فاطمه بیرانوند، جنوب ایران فقط جغرافیا نیست؛ زخمی زنده از آب‌های ماندهٔ هندیجان تا دیوارهای ترک‌خوردهٔ بوشهر و دست‌های خستهٔ آبادان است. «آبِ مانده» روایت آدم‌هایی است که میان سکوت، فرسایش و طوفان، هنوز چیزی کوچک اما ارزشمند را نگه داشته‌اند. شاعر سپیدسرای لرستانی در این سروده، با تصویرهایی مینیمال، از ایستادگی در برابر زمان و دشواری‌ها گفته است.
شعری از فاطمه بیرانوند برای جنوب

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، فاطمه بیرانوند؛ شاعر سپیدسرا از دیار لرستان در یکی از تازه‌ترین آثار خود شعری میهنی دربارهٔ ایران و ایستادگی سروده است.

 بیرانوند صاحب کتاب شعر سوگنامه باد است. در کارنامهٔ ادبی او دریافت جوایزی چون کتاب سال شعر ایران به انتخاب خبرنگاران و جایزهٔ شعر بهاران به‌چشم می‌خورد.

«آبِ مانده» 

تنگه،  

فکی‌ست قفل‌شده.  

سال‌هاست  

نمک را نجویده است.  

 

یازده کشتی  

در آبِ مانده  

به جایی نمی‌رسند؛  

نه جلوتر می‌روند،  

نه برمی‌گردند.  

آب  

زیرِ بدنه‌ها  

بی‌صدا کدر می‌شود.  

 

در هندیجان  

میانِ بارِ ته‌لنجی  

استکان‌ها  

پیش از دست‌ها می‌لرزند.  

چای  

تا خطِ کم‌رنگِ شیشه بالا می‌آید  

و همان‌جا می‌ماند.  

 

در بوشهر  

آینهٔ قدی  

رویِ میخ کج شده است.  

ترکش  

نورِ شورگرفته را  

رویِ دیوار پخش می‌کند.  

اتاق  

کج و شکسته  

چند بار می‌افتد.  

 

در جاسک  

هوا  

یک‌باره سنگین می‌شود.  

پرنده‌ها  

پایین‌تر می‌پرند.  

سیم‌ها  

زودتر از شاخه‌ها  

تکان می‌خورند.  

 

باد  

مزهٔ سیمِ داغ و نمک می‌دهد.  

دیوار  

زیرِ صدا  

ریزریز می‌شود.  

گچ  

رویِ میز می‌ریزد.  

 

در آبادان  

مردی  

در هرمِ یکی از لین‌های کارگری  

لبِ گلدانِ سفالی را  

با دو انگشت گرفته است.  

نه می‌گذارد بیفتد،  

نه جابه‌جایش می‌کند.  

فقط مانده است  

ببیند  

دستش  

هنوز وزنِ چیزِ کوچکی را  

نگه می‌دارد.

 


ارسال دیدگاه
captcha