زن،زندگی،ایران
خدیجه، مادربزرگم کسی بود که از زمانِ احمدشاه قاجار تا سالیانِ بعدتر را دیده بود؛ نه از راه کتاب و تاریخ، از همان مسیرِ فرسایندهی روزگار. جابهجایی پادشاهی، فقر، کودتا، انقلاب، ناآرامی، جنگ… و فراز و فرودهایی که به چشم میآمدند و در تن جا میگرفتند.
در شبهای سرد زمستانی که برای مراقبت و همصحبتی و تسکین تنهایی پای حرفهای دلش مینشستم؛ از ازدواج تا بچهداری تا سروسامان گرفتن فرزندانش با مشقتهای فراوان سروپا گوش بودم شاید اولین مواجهه مستند من با روایتهای زنانه و با سختیهای دوران معاصر همین جا شکل گرفت: از تحمل سختیها و از خودگذشتگیهای خواسته و ناخواستهاش، از ایثار و فداکاریهای مادرانه، از نگاههای نامردانهای که بر مسیر زندگیاش تحمیل شد، سخن میگفت. از شستن رخت در کنار زایندهرودپر آب و خروشان -وقتی یخ رود را میشکست- لباسِ خانواده را میشست؛ از زنانه کار کردن در کنار مردان، از استوار ایستادن پای کارِ مزرعه؛ از برابر بودن در فشار و سختی؛ از غم از دست دادن فرزند، هجران و دوری فرزند و گریههای آرام شباهنگام و ...
او داستانها و اشعاری را به خاطر داشت که با لحنی محزون و آهنگین روایت میکرد؛ خاطره و روایتهایی که تلنگری بود بر درک من از دختران و زنان ایرانی.
گاهی شبها میهمان محفل زنانه مادربزرگ، همراه با دختر بزرگش و زنان سالخورده فامیل بودم. ساعتها به قصههای عاشقانه خویشان و همسایگان، بگومگوها و آشتیکنانشان گوش میدادم. در این میان، گاه لبخندی بر لبانم مینشست، گاه اشک از چشمانم سرازیر میشد، گاه از تعجب دهانم باز میماند و گاه در سکوت عمیق میان گفتوگوها غرق میشدم. عرق شرم تاریخی بر پیشانیام نقش میبست با همدلی درد خدیجه را تسکین میدادم شاید عذاب وجدان مردانۀ خودم.
مادر اولین خداوندگار در خردسالی و زن اولین الهه عشق و زندگی در اوج پرشور جوانی است. امروز، پس از اتفاقات سالهای اخیر، زنان ایران با بازآفرینی نقشهای الهامبخش، در حال دستیابی به جایگاه حقیقی خود هستند، فارغ از هرگونه تفکر. جامعه، خانواده و ارتباط انسانی بدون حضور و ظهور زن، معنایی کامل ندارد. نقش و اهمیت زنان بیش از گذشته در جنگ اخیر نمود پیدا کرد. حتی ترس زنان و مادران حافظ صلح و حیات است. شهامت زنان در خیابان به خیابان معنای دیگری بخشید. حضور حماسی گونهگون آنان، چه محجبه و چه مکشفه، چه در قامت دخترانه و چه مادرانه، با پرچم و بانگ حماسی، نمادی از احساسات عزیز و عقلانی است؛ جلوۀ شوری پر از شعور.
اکنون فرصتی تاریخی برای جامعه ایرانی است برای بازسازی سرمایه اجتماعی و احقاق حق زنان و بهرهمند شدن از ظرفیت بینظیر حضور و بعثت زنان. احترام به هر کنش و خرده کنش زنان و مادران و دختران برای زندگی، استقلال، آزادی... برای ایران.
مهدی توسلی
فعال اجتماعی و مدیر مرکز خیر ایران