کد خبر:۵۵۱۳

نسل ناب خیرین؛ مردانی که زندگی‌شان را وقف آسایش مردم کردند

در این یادداشت، به اهمیت انتقال تجربیات نسل‌های سابق خیّر و تأثیرگذاری آن‌ها در توسعه نهادهای اجتماعی و مدرسه‌ساز پرداخته شده است. نویسنده بر روایت‌های حاج محمدرضا کارگری و حاج حبیب‌الله نیکنام تأکید می‌کند و نشان می‌دهد چگونه فعالیت‌های آن‌ها در حوزه‌های مدرسه‌سازی، سلامت و حمایت از معلولان، به ساخت جریان ملی خیّرین منجر شده است. همچنین، بر لزوم ثبت و ترویج این تجربیات در رسانه‌ها و نخبگان برای تداوم این حرکت تأکید شده است.
نسل ناب خیرین؛ مردانی که زندگی‌شان را وقف آسایش مردم کردند

 صبح دهم اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵، در نشستی صمیمی و دوستانه و کوتاه، فرصتی برای تلمذ فراهم شد؛ فرصتی برای شنیدن از مردانی که تجربه را زیسته‌اند و خرد را با عمل معنا کرده‌اند. چنین لحظه‌هایی، اگر شنیده نشوند، از دست می‌روند و اگر مغتنم شمرده نشوند، تکرارشان دشوار می‌شود. نمایشگاه دانش‌آموزی «عیدانه فجر» در این صبح، فقط یک رویداد نبود؛ بلکه مجالی برای آموختن بود.دیدار حاج محمدرضا کارگری و حاج حبیب‌الله نیکنام، دیدار دو نماینده از نسل ناب خیرین این سرزمین است؛ نسلی که هنوز فعال می‌ماند، هنوز اثر می‌گذارد و هنوز آینده را می‌سازد.

نسل ناب خیرین؛ مردانی که زندگیشان را وقف آسایش مردم نمودند

 حاج محمدرضا کارگری از مسیری سخن می‌گوید که با یک مدرسه در منطقه ۱۲ شهر ری و کوچه چند متری تنگ و محله فاقد مدرسه آغاز می‌شود.او می‌گوید مدرسه‌سازی با همان یک مدرسه جرقه زده می شود؛ چون کار با اخلاص شروع شود و وقتی پای اخلاص در میان است، برکت راه را باز می‌کند. این نگاه، مسیر را به شکل‌گیری مجمع خیرین مدرسه‌ساز کشور پیوند می‌دهد و دامنه اثر را از یک کلاس درس به یک جریان ملی می‌رساند. او امروز در کنار خیرین مدرسه‌ساز کشوری، در حوزه‌های سلامت، حمایت از جامعه معلولان کشور، نهادهای حامی و جریان‌های مردمی دیگر نیز نقش‌آفرینی می‌کند و مفهوم خیر را به یک زیست اجتماعی پیوند می‌زند.در روایت‌های او، نام‌هایی شنیده می‌شود که هرکدام نشانه یک دوره از اعتماد اجتماعی‌اند؛ از مرحوم سلیمی آشتیانی تا داورپناه،حافظی، خداوردی و دیگر خیرانی که بی‌ادعا، امّا ماندگار، بار مسئولیت اجتماعی را بر دوش می‌کشند. این نام‌ها فقط خاطره نیستند؛ تجربه‌اند و تجربه، سرمایه‌ای است که باید منتقل شود.در سوی دیگر، حاج حبیب‌الله نیکنام نشسته است؛ مدیری که تجربه‌های متنوع مدیریتی خود را در یک مسیر روشن جمع می‌کند. از باشگاه استقلال تا صداوسیما، از آموزش‌وپرورش تا حضور در هیأت امنای بیمارستان‌های مختلف تهران و همکاری با مؤسسات و انجمن‌های گوناگون خیریه، مسیر او نشان می‌دهد که مدیریت، وقتی با دغدغه اجتماعی همراه می‌شود، می‌تواند به خدمت پایدار تبدیل شود. بنیاد خیریه فجر، بر شانه همین تجربه انباشته استوار می‌ماند؛ جایی که نظم، شفافیت و اعتماد، پایه کار خیر قرار می‌گیرد.

نسل ناب خیرین؛ مردانی که زندگیشان را وقف آسایش مردم نمودند

 طرح‌هایی چون مهرانه، زمستانه، رمضانیه و عیدانه، با همین نگاه پیش می‌روند و «عیدانه فجر» از سال ۱۳۶۶ تا امروز امتداد پیدا می‌کند و در سی‌ونهمین سال فعالیت خود، همچنان بزرگ‌ترین و قدیمی‌ترین طرح تأمین پوشاک سال نو برای کودکان نیازمند کشور به شمار می‌آید.نمایشگاه، تصویر زنده این اعتماد را پیش چشم می‌آورد. مادرانی که با چشمانی نمناک امّا آرام قدم می‌زنند. پدرانی که نفسشان سبک‌تر می‌شود. کودکانی که لباس نو را در دست می‌گیرند و لبخندشان، خستگی ماه‌ها را از تن خانواده می‌زداید. گاهی کودکی در نامه‌ای به خدا بزرگترین آرزوی مانده در دل می‌نویسد و همان‌جا روشن می‌شود که کار خیر، فقط کمک مالی نیست؛ بازگرداندن کرامت انسانی است.غرفه‌داران و کارکنان، با احترام و صبر کنار خانواده‌ها می‌ایستند. اینجا بازار شکل نمی‌گیرد؛ اعتماد جریان پیدا می‌کند. این فضا، حاصل دهه‌ها مراقبت از آبروی مردم است؛ چیزی که نسل ناب خیرین آن را خوب می‌شناسد و از آن محافظت می‌کند.و اکنون این پرسش اصلی پیش روی جامعه قرار می‌گیرد. قدردانی از این مردان، تنها در تقدیر رسمی خلاصه نمی‌شود. مسئولیت نخبگان، رسانه‌ها، دانشگاه‌ها و کنشگران اجتماعی، شنیدن، ثبت و انتقال این تجربه‌هاست. این روایت‌ها باید به الگو تبدیل شوند و این الگوها باید تکثیر شوند تا نسل‌های بعد، راه را نه از صفر، که از شانه‌های تجربه آغاز کنند.اگر جامعه یاد بگیرد، این فرصت‌ها را مغتنم بشمارد و اگر نخبگان به روایت مسئولانه این مسیرها متعهد بمانند، نسل ناب خیرین نه یک استثنا، که یک جریان ماندگار خواهد شد؛ جریانی که آینده را انسانی‌تر می‌کند و امید را از فرد به جامعه منتقل می‌سازد.

 

یادداشت از عثمان عباسی

فعال خیریه و رسانه

 

ارسال دیدگاه
captcha