دولت باید از صندوقهای بیمه بیکاری و صنایعِ آسیبدیده حمایت کند / کارفرمایان در این روزهای سخت کنار مردم بایستند
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، اکنون بیش از ۶۰ روز از آغاز جنگ و بیش از ۲۰ روز از توقف ظاهری جنگ میگذرد اما تبعات جنگ تحمیلی علیه کشورمان همچنان ادامه دارد.
احقاق حقوق کارگران و حمایت از آنها از یک طرف و احیای بنگاهها و واحدهای اقتصادی از سوی دیگر، نیاز به تلاش، تدبیر و سیاستهای تعیینکننده دولت دارد که ارزش آن کمتر از جنگ رو در رو با دشمن نیست.
این بار، دشمن، معیشت و زیست کارگران را هدف گرفته است. حالا مصادف شدن روز جهانی کارگر با ایامی که شاهد تعدیل نیروی گسترده کارگران هستیم، فرصتی است تا بیش از پیش از اهمیت توجه به نیروی ارزشمند کار، صحبت کنیم. به همین مناسبت خیرِ ایران به سراغ علیرضا محجوب، دبیرکل خانه کارگر و علیرضا حیدری، نایب رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری رفته است تا درباره این موضوع با آنها گفتوگو کند.
تعداد بیکاران، عدد بزرگی است
«آمریکا وقتی به صنایع مادر و زیرساختها حمله کرد، در واقع شغل و آینده کارگران را هدف قرار داد. این چیزی جز انتقامجویی کور و پوچ نیست.» این جملات را محجوب، دبیرکل خانه کارگر درباره حملات آمریکا در روزهای پایانی جنگ میگوید. حملاتی که منجر به بیکاری بسیاری از کارگران شد. شدت آسیب این خسارت، زمانی معلوم میشود که بدانیم وضعیت تولید، بدون در نظر گرفتن جنگ هم، وضعیت مطلوبی نبود.
علیرضا حیدری، نایبرئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری معتقد است ما پپش از جنگ هم درگیر یک رکودِ تورمی بودیم. یعنی اقتصادی که دچار کاهش تقاضا، کاهش ظرفیت تولید و همزمان افزایش قیمتهاست. در چنین شرایطی بسیاری از بنگاههای اقتصادی، با توجه به قدرت خرید جامعه، درصدد کاهش تولید و عوامل تولید از جمله نیروی کار بودند: «ما یک بیکاری متأثر از اقتصاد رکودی تورمی داشتیم که به شکل مزمن چند سال بود که تکرار میشد.» حالا شوک جنگ، مَثَل قوز بالای قوز را برای نیروی کار، تداعی میکند.
دبیرکل خانه کارگر درباره آمار بیکاران میگوید: «صحبت درباره تعداد کارگران بیکار زود است. چون اقلا دو ماه زمان میبرد تا براساس مراجعه به صندوق بیمه بیکاری، تعداد دقیق بیکاران مشخص شود.» در جنگ پیشین که تنها ۱۲ روز طول کشید و در آن خبری از انهدام صنایع زیرساخت نبود، ۶۰۰ هزار کارگر به صندوق بیمه بیکاری مراجعه کردند؛ بنابراین حدس این موضوع کار سختی نیست که در جنگ تحمیلی سوم یا همان جنگ رمضان، تعداد بیکاران، عدد بزرگی خواهد بود. محجوب میافزاید: «آنچه که مسلم است، در جنگ رمضان، بیش از ۱۳۰ هزار فرصت شغلی به شکل مستقیم از بین رفته است و قدر متیقّن در حال حاضر ۱۳۵ هزار نفر بیکار داریم.»، اما تبعات خسارت به زیرساختهای صنعتی کشور، فقط شامل بنگاههای متضرر نمیشود. بلکه دومینو وار، گسترهای از بنگاههای کوچک و بزرگ را در بر میگیرد.
صنایع مادر نقش پررنگی در رونق اقتصادی دارند
دبیرکل خانه کارگر میگوید: «بیشترین آمار بیکاران، مربوط به کارگران صنایع مادر، یعنی پتروشیمی و فولاد است و استانهای خوزستان و اصفهان، بیشترین آمار کارگران بیکار را دارد»، اما موضوع اینجاست که آسیب به این صنایع، فقط آسیب به کارگرانی نیست که در این صنایع مشغول به کار بودهاند. گسترهای از صنایع وابسته را هم دربر میگیرد. علیرضا حیدری، فعال حوزه کارگری به این نکته اشاره میکند که صنایع مادر، جزو صنایع پیشران محسوب میشوند. یعنی رونق این صنایع، باعث رونق گسترهای از صنایع وابسته خواهد بود. این یعنی صدمه به صنایع مادر، بیکاریهایی را به شکل مستقیم و غیرمستقیم ایجاد میکند. «علاوه بر این، سطح تقاضا در جامعه هم به شکل معنیداری کاهش خواهد یافت. به نحوی که بسیاری از بنگاههای اقتصادی به واسطه کاهش تقاضا، یک سطحی از نااطمینانی را در سپهر اقتصادی کشور حس خواهند کرد. در نتیجه تولیدات خود را کاهش میدهند و تعدیل نیرو میکنند.»
حیدری در ادامه به مقایسه قیمتها در فروردین ۴۰۴ با ۴۰۵ میپردازد. «در فروردین ۴۰۴، رشد ۲ تا ۳ درصدی را در قیمتها شاهد بودیم. اما در فروردین ۴۰۵، به طور متوسط تا ۱۰ درصد، رشد قیمت در کالاها دیده شده است. در نتیجه کارفرما به کاهش تولید، انباشت مواد اولیه و تعدیل نیرو میپردازد. این یعنی رفته رفته چرخ تولید متوقف میشود.»
او در پاسخ به این سوال که احیای صنایع زیرساختیِ آسیبدیده، تا چه حد امکانپذیر است، به سه نکته اشاره کرد: «فاکتور اول در احیا، تأمین منابع مالی است که وجود داشته باشد و تزریق شود. فاکتور دوم، طول مدت زمان است. زیرا برای برگشت به حالت تولید ایدهآل، به یک مدتزمان طبیعی نیاز است؛ و فاکتور سوم، محدودیتهای ممکن در احیای کارخانه است. مثل تأمین ماشینآلاتی که نیاز به وارد کردن دارد. دسترسی به این ماشینها و واردات آن در شرایط تحریم، ساده نیست.» اگر همه این عوامل مهیا باشد، طبیعتاً عنصر زمان تسریع پیدا میکند و هر چه سریعتر، واحدهای آسیبدیده به چرخه تولید باز میگردند.
اهمیت تقویت صندوق بیمه بیکاری
اولین گزینه برای جبران بیکاری کارگران، صندوق بیمه بیکاری است. اما اینطور به نظر میرسد که مراجعهکنندگان به صندوق، فراتر از حد انتظار خواهند بود. علیرضا حیدری در اینباره میگوید: «صندوق بیمه بیکاری، منابع محدودی دارد و برای پوشش هزینههای بیکارانی اتفاق میافتد که در شرایط عادی و طبیعی دچار بیکاری موقت شدهاند. این صندوق تا سال گذشته چیزی حدود ۱۴۰ هزار نفر را تحت پوشش داشت و پیشبینی میکرد که امسال بدون در نظر گرفتن وقوع جنگ، تا ۱۹۰ هزار نفر را حمایت کند.» در شرایطی که هنوز درخواستها و ثبتنامها کامل نشده، انتظار میرود رقم مراجعه به صندوق بسیار بیشتر از ۱۹۰ هزار نفر باشد. دبیرکل خانه کارگر نیز بر این نکته تأکید میکند که در چنین موقعیتی دولت برای تقویت صندوق بیمه بیکاری، باید منابعی را در اختیار صندوق قرار دهد. کما اینکه پیش از این در دوران شیوع بیماری کرونا، این کار را کرده بود.
علیرضا محجوب درباره خودداری برخی از کارفرمایان از اجرای بخشنامه دستمزد ۱۴۰۵ گفت: «قانون در این زمینه محکم است و کسی نمیتواند از آن فرار کند. مأمور اجرایش هم وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی است و لذا در این زمینه بازرسی کار باید شدت بگیرد تا قانون اجرا شود.»
وی همچنین به حمایت جدی قانون از کارگران اشاره کرد: «تمام شعب ادارات کار مکلف هستند اگر کارگری به آنها مراجعه و شکایتی در این زمینه کرد، پرونده تشکیل دهند و رسیدگی کنند.» به گفته دبیرکل خانه کارگر بهطورحتم با صدور اجراییه از سوی دادگاه، حق به کارگران داده میشود ولی بعضاً کارگران ممکن است با کارفرمایان خود ملاحظاتی داشته باشند و به دلیل عدم تمکین کارفرما از بخشنامه دستمزد را اعلام نکنند که از آنها میخواهیم حتما موضوع را گزارش دهند تا وزارت کار پیگیری و از آنها حمایت کند.
سیاستهای تشویقی، راه حل تکمیلی
اگرچه صندوق بیمه بیکاری، اولین راهکار جبران تعدیل نیرو است، اما نباید به آن اکتفا کرد. حیدری در این باره میگوید: «بر فرض که صندوق بتواند حقوق کارگران را جبران کند، اما این صندوق از ۵۵ تا ۸۰ درصد از حقوق متوسط ۹۰ روز آخر مشمول حق بیمه را بسته به مجرد یا متأهل بودن، به کارگران میدهد. این یعنی خود به خود دریافتی کارگران کم خواهد بود و طبیعتا زندگی شان دچار مشکلاتی خواهد شد.» بنابراین فراتر از راهکار صندوق، باید به سراغ راه. حلهای دیگری نیز رفت.
دبیرکل خانه کارگری میگوید: «علاوه بر تقویت صندوق بیکاری، دولت باید به واحدهای آسیبدیده مستقیم و غیرمستقیم از جنگ، کمکرسانی کند و در عین حال نظارت جدی و سختگیرانه برای حفظ بازار کار در واحدهای صنعتی کشور داشته باشد.» برای مثال نیروگاههای فجر یک و دو در بندر امام و رازی و پتروشیمی بندر امام نیز آسیب دیدهاند. این نیروگاهها، ۲۶۰۰ مگاوات برق تولید میکنند که در کل ۲۴ پتروشیمی استان خوزستان از محل برق تولیدی این واحدها فعالیت میکردند. در نتیجه دولت باید فکری به حال حفظ این واحدها کرده و با تأمین برق این واحدها به بازگشت مجدد آنها به چرخه تولید کمک کند.
علاوه بر این، به گفته علیرضا حیدری، پیشکسوت حوزه کارگری، دولت با اجرای برخی از سیاستهای تشویقی میتواند به ادامه حیات بسیاری از بنگاههای اقتصادی یاری رساند. «بعضی از کارگاهها همچنان در خطر تعدیل نیرو قرار دارند. اما با وجود بعضی از مشوقها که نقش سیاستِ گذار را بازی میکنند، میتوان از تعدیل جلوگیری کرد. مثل سازمان تأمین اجتماعی، وزارت کار و منابعی که برای اشتغالزایی مانند وامهای اشتغالزایی، میتواند از فشار بیکاری کم کند. یا استمهال حق بیمه کارفرما برای مدت مشخصی میتواند در حفظ کارِ کارگران موثر باشد.»
محجوب، دبیرکل خانه کارگر هم به این موارد میافزاید: «به مقامات استانی تأکید شده است که با مشارکت نمایندگان تشکلها اجازه ندهند رابطه کارگر و کارفرما دچار گسست شود. همچنین میتوان با استفاده از ساز و کارهایی مانند کار توافقی و بهرهگیری از بیمه بیکاری، بخشی از کسری دستمزد را جبران کرد.» تمامی این موارد میتواند تا حدی از بار واردشده بر صندوقهای بیمه بیکاری کم کند.
از بین رفتن واحدهای اقتصادی یا تعدیل نیرو، تنها صدمات اقتصادی وارد نمیکند. بلکه کارگران، دچار صدمات روحی نیز خواهند شد. زیرا بخش پررنگی از هویت آنها، در گروی فعالیت در بنگاههای اقتصادی تعریف شده است. از طرف دیگر، آنها سالها در این واحدها کار کردهاند و شاهد رشد و گسترش آن بودهاند. حالا خسارت به این فضای کاری، خسارت به تلاش و اندوخته رضایت آنهاست. توجه بیشتر به صندوق بیمه بیکاری از یک سو و اجرای سیاستهای تشویقی از سوی دیگر میتواند نقطه امید روشنی در این روزها باشد.
رسانۀ خیر ایران انتظار دارد کارفرمایان و صاحبان شرکتها و صنایع که سالها از منابع و امکانات کشور برای پیشرفت خود استفاده کردهاند و سرمایههای خوبی کسب کردهاند، در این ماهها و روزها از کسب سود صرف نظر یا به حداقلِ سود بسنده کنند و با حمایت از تداوم اشتغال کارگرانِ خود، به ایستادگیِ شکوهمند ملت ایران کمک کنند و در این روزهای سرنوشتساز، در سمتِ درست تاریخ یعنی مردم بایستند.
گزارش از حکیمه صنیعفر