کد خبر:۵۴۲۶

دو چراغ تا صبح؛ بازخوانی وقف‌نامه زنی که روشنایی را هدیه کرد

شهربانو بیگم، زنی که دو قرن پیش با وقفِ مزرعه‌ای برای روشناییِ حرم رضوی، زیرساختی معنوی برای عبادتِ زائران بنا کرد، در وقف‌نامه‌ای دقیق با تأکید بر روشن ماندن «دو چراغ تا صبح» در مسجد بالاسر، مدیریتِ زمان و اطمینانِ خاطر را به عنوان پیوستِ روشنایی، در فرهنگِ وقفِ ایران به ثبت رساند.
دو چراغ تا صبح؛ بازخوانی وقف‌نامه زنی که روشنایی را هدیه کرد

  نیمه‌شبِ رمضان است در سال ۱۲۱۳ قمری. صدای خنکِ برخورد آب با سنگ‌های حوضِ صحن می‌آید. مشهد در سکوت فرو رفته، اما در قلبِ حرم، جایی در غربِ روضه منوره، «مسجد بالاسر» هنوز بیدار است. نوری لرزان روی کاشی‌های قدیمی می‌رقصد. مردی تکیه داده به ستون، سطر‌های درشتِ قرآن خطی‌اش را زیر نورِشعله‌ای کوچک دنبال می‌کند. اگر این شعله نباشد، کلمات در سیاهی گم می‌شوند و شبِ بیداری، به خوابی اجباری بدل می‌شود. همه آنهایی که در مسجد بالاسر حضور داشته و دارند، می‌دانند که این روشنایی، محصولِ فکرِ زنی است که دویست سال پیش، نگران تاریک شدن خلوتِ زائران بود؟

 در روزگار ما، روشن کردن شمع در سقاخانه‌ها یا صحن امام‌زاده‌ها، آیینی نمادین است؛ شعله‌ای کوچک که قرار نیست تاریکیِ شب را بشکافد، بلکه قرار است نذری باشد میان دلِ زائر و آسمان. اما روزگاری بود که تدارک روشنایی، نه یک آیین نمادین، بلکه ضرورت بود. در آن شب‌های دور، هر شعله هزینه‌ای داشت و هر ساعت روشنایی، مصرفِ قطره‌قطره‌ی روغنی بود که باید تامین می‌شد.

زنی به نام شهربانو بیگم

 در میان اسناد غبارگرفته تاریخ از جمله وقف‌نامه‌هایی که حالا در آرشیو‌های شخصی یا آرشیو کتابخانه‌ها به فراموشی سپرده شده‌اند، نام او با یک «تصمیمِ روشن» گره خورده است. شهربانو بیگم در آن سال، شش‌دانگ مزرعه‌ای را وقف کرد تا عوایدش صرف روشنایی حرم و مسجد گوهرشاد شود. اما او به یک وقفِ کلی بسنده نکرد؛ او «جزئی‌نگر» بود و می‌دانست رمضان، حسابش از باقی ماه‌ها جداست. در وقف‌نامه‌ی او، بندی دقیق و اجرایی وجود دارد که انگار همین امروز نوشته شده است:

 «در شب‌های ماه مبارک، روشناییِ مسجد بالاسر باید چنان باشد که دو چراغ تا صبح روشن بماند.»

 «دو چراغ تا صبح»؛ این عبارت کوتاه، فراتر از یک دستور حقوقی، نشان از دوراندیشی او دارد. شهربانو بیگم می‌دانست که رمضان، فصل بیداری است. او می‌دانست پس از افطار، جمعی از مردم برای مناجات و قرآن‌خوانی به حرم پناه می‌آورند. در واقع او فقط «سوخت» وقف نکرد؛ او با سخاوتی زنانه، به زائران «زمان» بخشید: ساعت‌هایی از شب که می‌توانستند بیدار بمانند و در پناهِ نور، سطر‌های قرآن را ببینند و چهره همراهان و بقیه زائران را تشخیص دهند. عدد «دو» در اینجا، مهندسیِ اطمینان است. یعنی اگر بادی وزید و شعله‌ای لرزید و خاموش شد، شعله دیگری باشد تا خلوتِ عابدی به هم نخورد. از طرفی نوعی تضمین است؛ تضمین اینکه تاریکی، عبادت را نیمه‌کاره نگذارد.

  در بسیاری از وقف‌نامه‌های پیشا‌برق، روشنایی یکی از مصارف ثابت است: شمع برای روضه‌ها، روغن برای چراغ‌ها، سوخت برای شب‌های خاص. اینها «زیرساخت‌های معنوی» بوده‌اند. همان‌طور که آبِ سقاخانه، تشنگی را می‌برد، نورِ چراغ، تاریکی را می‌شکافت و عبادت را ممکن می‌کرد. امروز شمع‌ها بیشتر نشانه‌اند؛ آن روز، ابزار بودند. در بخشی از وقف‌نامه انیس‌الدوله، همسر ناصرالدین شاه هم بخشی از عواید موقوفات برای روشنایی حرم‌ها وقف شده است:

 همه ساله معادل دویست و شصت و پنج تومان به جهت شموعات روضات منوره‏ ی مقدسه، که شرح آنها در ذیل مسطورست، موضوع نمایند:
روضه ‏ی مقدسه ‏ی حضرت مولای متقیان علیه صلوات الله الملک المنان: دو شمع.
روضه ‏ی منوره‏ی حضرت ابی ‏عبدالله الحسین ارواح العالمین له الفداء: دو شمع.
در روضه ‏ی مطهره ‏ی حضرت ابی ‏الفضل صلوات الله علیه، دو شمع.
در روضه ‏ی منوره‏ ی کاظمین (ع)، دو شمع.
روضه ‏ی مطهره ‏ی عسکریین (ع)، دو شمع.
در سرداب مقدس، یک شمع.

دو چراغ تا صبح

 انتخاب مکان توسط شهربانو بیگم هم نشان‌دهنده شناخت دقیق او از جغرافیای معنوی حرم است. مسجد بالاسر، که درست در مجاورت فضای اصلی ضریح و بالای سرِ مبارک حضرت رضا (ع) قرار دارد، از قدیمی‌ترین بخش‌های حرم است. جایی که زائران پس از زیارت، بیشترین توقف را برای نماز و دعا دارند.

 از ابزار تا نماد

 امروز که ما با فشردن یک کلید، هزاران نور را به فضا می‌پاشیم، شاید سخت باشد بفهمیم «روشنایی تا صبح» چه بارِ سنگینی از دوشِ زائران آن زمان برمی‌داشته است. امروزه شمع روشن کردن در حرم، یک نذرِ نمادین و دلی است؛ اما در عصر شهربانو بیگم، در حکم یک زیرساخت معنوی بود. او می‌خواست حتی در غیابِ خودش، تاریکی، عبادتِ کسی را متوقف نکند.

 شهربانو بیگم زمین وقف کرد، اما در حقیقت مسئولیت روشنایی شب را پذیرفت. شهربانو بیگم به ما یادآوری می‌کند که وقف می‌تواند مدیریتِ آینده هم باشد. او زنی بود که با آن دو چراغ، سحر‌های دو قرن را در همسایگی ضریح، بیدار و روشن نگه داشت.

 

ارسال دیدگاه
captcha