به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، ۲۰ فوریه هر سال «روز جهانی عدالت اجتماعی» نام دارد؛ روزی برای اینکه جهانیان در میان هیاهو و شلوغی زندگی روزمره خود دقایقی مکث کنند، بیندیشند و برای تحقق برابری و عدالت اجتماعی برای هر انسان روی این کره خاکی گامی سازنده بردارند. این مناسبت، عدالت اجتماعی را نه فقط بهعنوان یک آرمان جهانی، بلکه بهعنوان برنامهای عملگرا که باید نقشه راه جامعه باشد، گرامی میدارد. هدف این برنامه آن است که هرکس به سهم خود برای فراهم کردن رفاه اجتماعی، گرامی داشتن کرامت انسانی و توسعه پایدار گام بردارد تا آنگونه که سازمان ملل متحد در تعریف خود از عدالت اجتماعی آورده، «دسترسی عادلانه به فرصتها، منابع و حقوق اساسی انسانی» تضمین شود و «هیچکس جا نماند».
پیشینه روزجهانی عدالت اجتماعی
مسیر شکلگیری این روز جهانی در سال ۱۹۹۵ و در «اجلاس جهانی توسعه اجتماعی» در کپنهاگ، پایتخت دانمارک، آغاز شد؛ جایی که بیش از ۱۰۰ تن از رهبران جهان متعهد شدند با فقر، بیکاری و انزوای اجتماعی مبارزه کنند تا «جامعهای برای همه» بسازند. این اجلاس مفهوم توسعه را از صِرف رشد اقتصادی فراتر برد و آن را به عدالت اجتماعی برای همه و کرامت انسانی پیوند زد. روز ۲۶ نوامبر سال ۲۰۰۷، مجمع عمومی سازمان ملل با تصویب «قطعنامه A/RES/62/10 »، رسماً ۲۰ فوریه را به عنوان روز جهانی عدالت اجتماعی اعلام کرد. به گفته سازمان ملل متحد، هدف از این مناسبت «حمایت از تلاشهای جامعه بینالمللی در راستای ریشهکنی فقر، ترویج اشتغال پایدار، برابری جنسیتی و دسترسی همگانی به رفاه اجتماعی و عدالت» است.
تلاش خیریهها در جهت برقراری عدالت اجتماعی
در این روز، رهبران بیانیه صادر میکنند و جوامع تلاش میکنند تا از مبارزات و دستاوردهای گروههای بهحاشیهراندهشده تقدیر کنند. اگرچه این بیانیهها بر پیشبرد عدالت اجتماعی تأکید دارند، اما باید به خاطر داشت که این خیریهها هستند که به موجب ارتباط نزدیکتر با آسیبپذیرترین افراد جامعه، مانند پلی میان سیاست و مردم، اهداف نوشتهشده روی کاغذ را به خدمات عملی و حمایت پایدار از دریافتکنندگان خدمات تبدیل میکنند و در مسیر ایجاد تغییرات پایدار در راستای برقراری عدالت اجتماعی مؤثر هستند.
خیریهها با برآوردن نیازهای فوری و ایجاد تحول در نظامهای اغلب ناعادلانه و تبعیضآمیز موجود، تغییراتی ایجاد میکنند که دولتها بهتنهایی قادر به انجام آن نیستند. آنچه در ادامه میآید نمونههایی از فعالیتها و تحولاتی است که خیریهها در جهت برقراری عدالت اجتماعی انجام میدهند.
-
حمایت از حقوق کودکان و زنان: کودکان و زنان، بهویژه در مناطق فقیر یا درگیر بحران، اغلب بیشترین بار نابرابری را به دوش میکشند. سازمانهای خیریه برای تضمین دسترسی به آموزش، تغذیه مناسب و حفاظت از کودکان در برابر بهرهکشیهای مختلف تلاش میکنند. همچنین نقش خیریهها در ارائه آموزشهای فنی و حرفهای و تأمین منابع مالی برای راهاندازی کسبوکارهای کوچک توسط زنان در جهت توانمندسازی اقتصادی آنها انکارناپذیر است.
-
گسترش دسترسی به آموزش و فرصتهای آموزشی: آموزش یکی از نیرومندترین ابزارها برای شکستن چرخه فقر و انزوای اجتماعی است. خیریهها با اختصاص بورسیههای تحصیلی، فرصت آموزش رسمی را برای دهها هزار کودک فراهم میکنند که در غیر این صورت شاید هرگز شانسی برای آموزش و ورود به کلاس درس نداشته باشند.
-
مقابله با بیکاری و تقویت شمول اقتصادی: یکی از ابعاد اساسی عدالت اجتماعی، اشتغال پایدار و شرافتمندانه است. سازمانهای خیریه از طریق آموزش مهارتها، پشتیبانی از کسبوکارهای کوچک و طرحهای اشتغالزایی، از کارآفرینی در جوامعی که فرصتهای اقتصادی در آنها اندک است حمایت کرده و به افراد کمک میکنند معیشتی آبرومندانه داشته باشند.
-
مقابله با تبعیض نژادی، جنسیتی و اجتماعی: خیریهها در مبارزه با انواع تبعیض، نقشی آگاهیبخش بر عهده دارند. با پشتیبانی از اصلاحات قانونی، برقراری گفتمان اجتماعی با اقشار مختلف و تلاش در جهت ایجاد تحولات فرهنگی، خیریهها تلاش میکنند جوامعی بسازند که در آنها مفهوم عدالت اجتماعی از یک آرمان ذهنی فراتر رفته و در زندگی روزمره افراد نمود پیدا کند.
-
دفاع از عدالت زیستمحیطی و دسترسی به خدمات درمان و سلامت: اغلب جوامع بهحاشیهراندهشده بیش از دیگران از آلودگی و تغییرات اقلیمی آسیب میبینند. به همین دلیل خیریهها در مبارزه با بیعدالتی زیستمحیطی که هم بر اکوسیستمها و هم بر معیشت مردم اثر میگذارد، نقش مهمی بر عهده دارند.
-
حوزه سلامت و پزشکی: خیریهها در قارههای مختلف سلامت عمومی را ارتقا میدهند و از طریق برنامههای واکسیناسیون عمومی، سلامت مادران، حمایت از سلامت روان و واکنش به موقع به شیوع بیماریهای همهگیر، با نابرابری در دسترسی به امکانات درمانی مقابله میکنند.
همکاری افراد و خیریهها در پیشبرد عدالت اجتماعی
در مسیر مبارزه با بیعدالتی اجتماعی، آگاهی، همدلی و همکاری افراد با خیریهها نقش مهمی ایفا میکند. اما افراد چگونه میتوانند در مسیر برقراری عدالت اجتماعی به خیریهها کمک کنند؟
افراد میتوانند با کمک مالی به خیریههای معتبر بهشکل مستقیم از برنامههای آموزشی، خدمات درمانی، امدادرسانی در بحرانها و طرحهای معیشتی پشتیبانی کنند. اما به جز کمک مالی، داوطلبان میتوانند از طریق تدریس، آموزش، ترجمه، حمایت حقوقی یا فعالیتهای محلی، یعنی با استفاده از زمان و مهارت خود، به خیریهها کمک کنند.
کنشگری با آگاهی آغاز میشود. افراد میتوانند با اطلاعرسانی همگانی، صدای بهحاشیهراندهشدگان را تقویت کنند. نامهنویسی به نمایندگان منتخب مردم در مجلس، امضای کارزارها و مشارکت در کمپینهای مسالمتآمیز از جمله اقدامات مؤثر در جهت آگاهیرسانی جمعی است. همچنین تلاش و کنشگری در سطح جامعه محلی از اولین گامها در جهت برقراری عدالت اجتماعی است. حمایت از بانکهای غذا، پناهگاهها و گرمخانهها و پویشهای جوانان، بافت اجتماعی محلهها را مستحکم میکند. حتی کنشهای کوچک نظیر سرزدن به همسایه سالمند، راهنمایی یک دانشآموز و گوش دادن همدلانه، همگی حائز اهمیت هستند.
نمونههایی از سازمانهای خیریه که در جهت برقراری عدالت اجتماعی فعالیت دارند
همانطور که گفته شد، خیریهها و سازمانهای مردمنهاد در کنار دولتها نقشی کلیدی در برقراری و گسترش عدالت اجتماعی ایفا میکنند. در ادامه، ده سازمان از سراسر جهان معرفی میشوند که فعالیتهایشان در جهت برقراری عدالت اجتماعی قابل تقدیر است.
-
آکسفام: آکسفام در سال ۱۹۴۲ در شهر آکسفورد بریتانیا، به عنوان جنبشی مردمی و در واکنش به گسترش قحطی در یونان در زمان جنگ جهانی دوم تأسیس شد و هماکنون در نزدیک به ۹۰ کشور جهان با فقر و نابرابری مبارزه میکند. در سالهای ۲۰۲۳–۲۰۲۴، آکسفام کارزاری جهانی به راه انداخت و فعالان را در شش قاره بسیج کرد تا از کشورهای ثروتمند و شرکتهای بزرگ بخواهند مسئولیت بحران اقلیمی را بپذیرند؛ بحرانی که بیشترین آسیب را به جوامع فقیر وارد میکند. این کارزار موجب شد منابعی مالی در جهت اقدامات اقلیمی تأمین شود که نیازهای جوامع آسیبپذیر را در اولویت قرار میدهد.
-
براک: براک در سال ۱۹۷۲ در بنگلادشِ تازهاستقلالیافته در راستای امدادرسانی به پناهندگان آغاز به کار کرد و به سرعت فعالیتهای خود را در حوزههای مختلف توسعه داد. امروزه این سازمان در حوزههای آموزش، سلامت، حقوق قانونی و توانمندسازی فعالیت میکند و به مقابله با فقر ساختاری میپردازد. در سال ۲۰۲۴ در پویش «توانمندسازی نوجوانان»، براک هزاران دختر جوان را در مناطق روستایی بنگلادش برای مقابله با ازدواج کودکان و گسترش فرصتهای تحصیلی بسیج کرد. از طریق گفتوگوهای اجتماعی و کارگاههای آموزش حقوق قانونی، این طرح به صدها خانواده کمک کرد آموزش را به جای ازدواج زودهنگام انتخاب کنند.
-
صندوق نجات کودکان: صندوق نجات کودکان یک سازمان خیریه بینالمللی است که در سال ۱۹۱۹ و در پی پیامدهای جنگ جهانی اول تأسیس شد. ایده اولیه این سازمان این بود که کودکان در هر کجای جهان حق زندگی، حمایت و آموزش دارند و هماکنون نیز در بیش از ۱۰۰ کشور جهان فعالیت میکند. در جریان خشکسالی شاخ آفریقا در سالهای ۲۰۲۲–۲۰۲۳، این سازمان برنامههایی برای تأمین اضطراری غذای کودکان دچار سوءتغذیه اجرا کرد و مدارس سیار در اردوگاههای آوارگان راهاندازی نمود.
-
کمیته بینالمللی نجات: کمیته بینالمللی نجات در سال ۱۹۳۳ برای کمک به پناهندگانی که از آلمان نازی گریخته بودند تأسیس شد. این سازمان امروز در بیش از ۴۰ کشور جهان فعال بوده و به افراد آسیبدیده از جنگ و بلایا کمک میکند زندگی خود را از طریق دریافت خدمات بهداشتی، آموزش، آموزشهای شغلی و حمایت حقوقی بازسازی کنند. پس از بحران افغانستان در سال ۲۰۲۱، این کمیته کمکهای حقوقی، حمایت معیشتی و مشاوره روانی برای زنان و خانوادههایی که مجبور به فرار از خشونت شده بودند فراهم کرد. در شرایطی که مدارس تعطیل شده و فروپاشی اقتصادی بیشترین فشار را بر زنان وارد میکرد، برنامههای این سازمان مسیرهای جدیدی برای ایجاد استقلال مالی و تابآوری روانی ایجاد نمود.
-
پزشکان بدون مرز: سازمان پزشکان بدون مرز در سال ۱۹۷۱ در فرانسه تأسیس شد. ارائه خدمات پزشکی اضطراری در مناطق درگیر جنگ، به هنگام شیوع بیماریهای همهگیر و در مناطقی که نظام سلامت کارآمد ندارند از جمله مأموریتهای این سازمان است. به عنوان مثال، در پاسخ به همهگیریهای مکرر وبا در هائیتی طی سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴، تیمهای پزشکان بدون مرز مراکز درمانی ایجاد کردند، آب سالم توزیع نمودند و برنامههایی برای آموزش بهداشت عمومی اجرا کردند.
-
سازمان بینالمللی سی. اِی. آر.ای: سازمان بینالمللی سی. اِی. آر.ای فعالیت خود را در سال ۱۹۴۵ با ارسال بستههای کمکی برای بازسازی اروپا پس از جنگ جهانی دوم آغاز کرد و امروزه به فدراسیونی جهانی تبدیل شده که بر کاهش فقر با تأکید ویژه بر توانمندسازی زنان و دختران تمرکز دارد. در سودان جنوبی، جایی که دههها درگیری به فقر روزافزون خانوادهها منجر شده، سی. اِی. آر.ای گروههایی ایجاد کرده که با ارائه وامهای کوچک و آموزش سواد مالی به زنان در جهت راهاندازی کسبوکار، به افزایش تابآوری اقتصادی و تقویت جایگاه اجتماعیشان در جامعه کمک میکنند.
-
سازمان عفو بینالملل: سازمان عفو بینالملل در سال ۱۹۶۱ تأسیس شد و به جنبشی جهانی در دفاع از حقوق بشر، آزادی بیان و حمایتهای قانونی برای زندانیان تبدیل گردید. در سال ۲۰۲۳، گزارشهای جهانی عفو بینالملل پیشرفتهای مختلف در لغو مجازات اعدام در چندین کشور را مستند کرده و وضعیت حمایتهای حقوقی از اقلیتها را پیگیری نمود. فعالیتهای حمایتی این سازمان به تغییرات قانونی کمک کرده و در ایجاد نظامهای قضایی انسانیتر مؤثر است.
-
بنیاد دکتر آمبدکار: بنیاد دکتر آمبدکار در سال ۱۹۹۲ توسط دولت هند تأسیس شد. بورسیههای تحصیلی و خوابگاههای این بنیاد، امکان دسترسی به آموزش عالی را برای هزاران دانشجو از اقشار و قبایل محروم فراهم کرده، چرخههای انزوای اجتماعی را در هم شکسته و مسیرهای شغلی جدیدی را برای خانوادههایی گشوده است که پیشتر از چنین فرصتهایی محروم بودند.
-
محک، مؤسسه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان: محک در سال ۱۳۷۰ توسط خانوادههای بیماران و گروهی از داوطلبان تأسیس شد و امروز یکی از برجستهترین مؤسسات خیریه ایران در زمینه حمایت جامع از کودکان مبتلا به سرطان و خانوادههای آنان است. فعالیتهای محک شامل درمان رایگان، خدمات بیمارستانی و مشاوره خانوادگی، به کاهش نرخ مرگومیر کودکان مبتلا به سرطان در ایران از بیش از ۸۰٪ به کمتر از ۱۵٪ کمک کرده است. این دستاورد نشان میدهد که حمایت مستمر، همدلانه و سازمانیافته چگونه میتواند نتایج نظام سلامت و وضعیت خانوادههای درگیر بحران را دگرگون کند.
ابعاد انسانی فعالیت در جهت برقراری عدالت اجتماعی
پشت هر پویش و برنامه خیریه، میتوان داستان انسانهایی واقعی را دید که این فعالیتها زندگیشان را دگرگون کرده است: دختری که اکنون بهجای کار در مزرعه به مدرسه میرود، خانوادهای که دیگر نگران وعده غذایی روزانه نیست، قربانیان تبعیض که با حمایت حقوقی خیریهها توانستند صدای خود را به گوش جامعه و جهانیان برسانند. این داستانها به ما یادآوری میکنند که برقراری عدالت اجتماعی نه فقط آرمانی بلندپروازانه، بلکه مفهومی عمیقاً عملی و انسانی است.
عدالت اجتماعی صرفاً بیان نمیشود، بلکه زیسته میشود. روز جهانی عدالت اجتماعی یادآور این است که کار بشریت برای تضمین این که هر کودک بتواند آموزش ببیند، هر خانواده با کرامت زندگی کند، صدای هر زن شنیده شود و هر پناهنده بتواند بدون ترس در جستجوی امنیت باشد، هرگز تمام نمیشود و به تعهد، همبستگی و حمایت ملموس از آسیبپذیرترین افراد نیاز دارد. در حالی که دولتها صحنه را برای جوامعی عادلانهتر مهیا میکنند، این خیریهها هستند که تعهدات کلان را به حمایت واقعی برای خانوادهها و جوامع تبدیل میکنند. نباید از یاد برد که در مسیر حرکت به سوی جهانی عادلانهتر، خیریهها، دولتها، نهادها، جوامع و افراد همگی باید دست در دست هم دهند تا عدالت اجتماعی از صِرف یک شعار توخالی به برنامهای عملی تبدیل شود که آثار آن در هر گوشه از جوامع نیازمند به کمک دیده میشود.
منابع:
un
worldbank
ilo
msf
rescue
resourcecentre
mahak