کد خبر:۴۸۶۱
روایت های مردم نگارانه از آیین‌های نیکوکاری و شادی در نیمه‌شعبان

شبِ برات، صبحِ انتظار

نیمه‌شعبان، از «شو نیمه» اردکان تا «جرجرونی» ورزنه و از آیین‌های تاریخی و مردم‌نگارانه یادبود اموات تا جشن‌های کودکانه میلاد منجی، در سراسر سرزمین، از چراغانی و نذری تا ترانه‌خوانی کودکان، با انتظار، همدلی و امید جمعی پیوند می‌خورد.
شبِ برات، صبحِ انتظار

 به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، از «شو نیمه» اردکان تا «جرجرونی» ورزنه اصفهان، از آیین‌های کهن یادبود اموات تا‌ جشن‌های کودکانه میلاد منجی، نیمه‌شعبان آیینه‌ای است که لایه‌های تاریخی، آیینی، اقتصادی و عاطفی جامعه ایرانی و اسلامی را در خود منعکس می‌کند.

شبی با نام‌های بسیار؛ از برات تا رهایی

 نیمه‌شعبان در فرهنگ اسلامی و ایرانی، تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ شبی است با نام‌های بسیار و روایت‌هایی گسترده. «شب برات»، «لیلةالرحمه»، «لیلةالمبارکه»، «لیلةالصک» و «شب رهایی» هر کدام وجهی از معنای این شب را بازتاب می‌دهند.

 

ابوریحان بیرونی در قرن چهارم هجری، در «التفهیم»، از شب پانزدهم شعبان به‌عنوان شبی «بزرگوار» یاد می‌کند؛ شبی که بندگان با عبادت و نیکی، امید بیزاری از دوزخ می‌یابند.

در ترکیه آن را «برات کاندیلی» می‌خوانند و در بخش‌هایی از آسیای جنوبی، نام «شب رهایی» بر آن نشسته است؛ تنوعی که از گستره جغرافیایی و عمق تاریخی این باور خبر می‌دهد.

 از قدیمی‌ترین اشاره‌های مکتوب به اهمیت این شب را می‌توان در آثار دانشمندان قرون نخستین اسلامی دید. ابوریحان بیرونی در قرن چهارم هجری، در «التفهیم»، از شب پانزدهم شعبان به‌عنوان شبی «بزرگوار» یاد می‌کند؛ شبی که بندگان با عبادت و نیکی، امید بیزاری از دوزخ می‌یابند. قرن‌ها بعد، «محمد غیاث‌الدین رامپوری» در «غیاث‌اللغات» می‌نویسد که در این شب، فرشتگان روزی انسان‌ها را میان آنان تقسیم می‌کنند. همین روایت‌هاست که نیمه‌شعبان را در حافظه اسلامی به شبی برای تقدیر، بخشایش، صدقه و امید بدل کرده است.

 در باور شماری از مسلمانان، شب چهاردهم یا پانزدهم شعبان ـ که از آن با عنوان «لیلةالمحیة» نیز یاد می‌شود ـ زمانی است که مقدرات سالانه انسان‌ها رقم می‌خورد. به همین دلیل، این شب با آیین‌هایی همراه شده که هم رنگ عبادت دارد و هم نشانی از پیوند‌های اجتماعی: احیا و نیایش، زیارت اهل قبور، طلب آمرزش برای درگذشتگان، نذر شربت و نان و حلوا، و افروختن شمع و چراغ.

 این آیین‌ها در هر سرزمین، چهره‌ای محلی به خود گرفته‌اند؛ از «فاتحه‌چراغان» در هند، تا کوچه‌گردی کودکان ترانه‌خوان و طالب خیر در عراق، و از آتش‌بازی و چراغانی تا نذری‌دادن و تقسیم شادی در میان همسایه‌ها. مجموعه این رسم‌ها نشان می‌دهد که نیمه‌شعبان، در طول قرن‌ها، نه‌فقط شبی برای دعا، که مجالی برای نیکوکاری، همدلی و زنده نگه‌داشتن امید جمعی بوده است.

میلاد منجی؛ شادی‌ای که به انتظار گره خورده

 نیمه‌شعبان شب میلاد امام مهدی (عج) است. این تولد، فقط یک جشن شاد نیست؛ تلاقی ایمان به غیبت، امید به ظهور و انتظار تاریخی عدالت است. شاید به همین دلیل باشد که آیین‌های نیمه‌شعبان، بیش از هر مناسبت مذهبی دیگر، مردمی، خودجوش و آمیخته با نذر و خیرات است.

 

در اردکان یزد، نیمه‌شعبان نام دیگری دارد: شو نیمه؛ روز چهاردهم شعبان «شب نیمه» و روز پانزدهم «روز برات» است و مجموع آن را «شو نیمه برات» می‌نامند؛ آیینی کم‌نظیر در ایران.

پس از انقلاب اسلامی ایران، نیمه‌شعبان تعطیل رسمی شد و در دهه‌های اخیر، آیین‌هایی مانند پیاده‌روی نیمه‌شعبان به مسجد جمکران – به‌ویژه از سال ۱۳۹۰ هم‌زمان با رونق پیاده‌روی اربعین – جلوه‌ای تازه از این انتظار جمعی را به نمایش گذاشت، اما رسوم مردمی نیمه شعبان قدمتی بسیار بیشتر دارند.

شو نیمه اردکان؛ وقتی شهر با نذر بیدار می‌شود

 در اردکان یزد، نیمه‌شعبان نام دیگری دارد: شو نیمه؛ روز چهاردهم شعبان «شب نیمه» و روز پانزدهم «روز برات» است و مجموع آن را «شو نیمه برات» می‌نامند.

 صبح روز چهاردهم، کودکان، نوجوانان و حتی سالمندان، با کیسه‌ای به دست یا به گردن، دسته‌دسته در کوچه‌ها راه می‌افتند و اشعاری به زبان محلی می‌خوانند و همسایه‌ها هم از پیش آماده‌اند و با خرما، انجیر، حاجی‌بادام، نقل و شیرینی‌ از بچه‌ها پذیرایی می‌کنند. این رفت‌وآمد‌ها تا شب ادامه می‌یابد و کوچه‌ها پر از صدا، خنده و بخشش می‌شود؛ البته شو نیمه فقط جشن نیست؛ نذر و وقف هم هست. در اردکان، موقوفه‌هایی برای پخت و اطعام غذاهایی، چون لَتیرُگ (یک نوع نان خوش‌طعم محلی) در روز نیمه‌شعبان وجود داشته که نشان می‌دهد این آیین، ریشه‌ای عمیق در ساختار اقتصادی–دینی شهر دارد.

 در مساجدی، چون مسجد زیرده و مسجد کچیب، صبح روز برات، شیرینی آلوچه‌ای میان مردم توزیع می‌شد؛ رسمی با بیش از ۷۰۰ سال قدمت. در مسجد زیرده پس از نماز صبح و در کچیب پس از طلوع آفتاب و قرائت یک حزب قرآن، هر نفر حدود نیم کیلو شیرینی دریافت می‌کرد. اینجا، تاریخ مزه دارد.

شب برات؛ یاد مردگان، امید زندگان

 در بسیاری از مناطق ایران، نیمه‌شعبان با یاد اموات همراه است. چراغ برات یا شمع‌براتی شبی است برای رفتن به گورستان، روشن کردن شمع، فاتحه‌خوانی و خیرات. پژوهشگران این رسم را بازمانده‌ای از آیین کهن فروردینگان می‌دانند.

 در خراسان جنوبی، روز چهاردهم شعبان «روز برات» است: دیدار خانواده‌های داغدار، پخت نان روغنی نذری، زیارت اهل قبور و شب، آذین‌بندی مسجد برای جشن میلاد امام عصر. اینجا، سوگ و شادی در امتداد هم‌اند.

در لارستان، آیین لطیف کوزه شو‌براتی اجرا می‌شود: کوزه‌ای پر از شربت نخل نذری که برخی خانواده‌ها برای شادی روح کودک ازدست‌رفته‌شان میان خانواده‌های دارای کودک تقسیم می‌کنند.

لارستان، کوزه شوبراتی 

 از خوزستان تا هرمزگان، در مراسم‌ امام‌زمانی این مناطق، کودکان نقش محوری دارند.

 در شونیمی اردکان، حق لیلی میناب و... کودکان با کیسه، الک یا کاسه، شعر می‌خوانند و عیدی می‌گیرند.

 در لارستان، آیین لطیف کوزه «شو براتی» اجرا می‌شود: کوزه‌ای  پر از شربت نخل نذری که برخی خانواده‌ها برای شادی روح کودک ازدست‌رفته‌شان میان خانواده‌های دارای کودک تقسیم می‌کنند. چون این نذر برای کودکان است، کوزه کوچک است تا آنها خوششان بیاید و بتوانند آن را در دستشان بگیرند یا حمل کنند. همچنین مقدار شربتی که درون کوزه جا می‌گیرد به اندازه یک بچه ۳_۴ ساله است. 

تهران؛ طاق نصرت میدان خراسان، جشن خیابانی نذر و انتظار

 در تهران، نیمه‌شعبان تنها در مسجد‌ها و هیئت‌ها نمی‌ماند و به خیابان می‌آید. یکی از نشانه‌های شناخته‌شده این حضور شهری، طاق نصرت میدان خراسان است؛ آیینی مردمی که در حافظه محلی پایتخت، با جشن، چراغانی و نذری‌های نیمه‌شعبان گره خورده است.

 بر پایه روایت‌های تهران‌پژوهان، رسم نصب طاق نصرت در تهران از دوره مشروطه رواج داشته و در دهه‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ خورشیدی، به‌ویژه با فعالیت جامعه مذهبی بازار و هیئت‌های مردمی، در میدان خراسان جلوه‌ای پررنگ پیدا کرد و بهانه‌ای برای نیکوکاری و شادی جمعی شد.

در ورزنه اصفهان، شب نیمه‌شعبان با آیینی همراه است که ریشه در زبان، حافظه و همزیستی محلی دارد: جرجرونی؛ رسمی که شب را به کوچه می‌آورد و همسایه را به همسایه پیوند می‌زند. پژوهش‌های محلی نشان می‌دهد که «جرجرونی» در اصل «جیرانی‌جیرانی» بوده؛ یعنی «همسایه‌های من، همسایه‌های من» و این خود نشانی از خصلت اجتماعی و مشارکتی این آیین است.

جرجرونی ورزنه؛ آواز همسایگی و بخشش

 در ورزنه اصفهان، شب نیمه‌شعبان با آیینی همراه است که ریشه در زبان، حافظه و همزیستی محلی دارد: جرجرونی؛ رسمی که شب را به کوچه می‌آورد و همسایه را به همسایه پیوند می‌زند. گروه‌های کودکان و نوجوانان—و گاه جوان‌ترها—پس از غروب، دسته‌جمعی راه می‌افتند، درِ خانه‌ها را می‌زنند و با آوازی موزون می‌خوانند؛ یک نفر آغازگر است و دیگران در پایان هر مصرع با صدایی رسا پاسخ می‌دهند: «هُییا». پژوهش‌های محلی نشان می‌دهد که «جرجرونی» در اصل «جیرانی‌جیرانی» بوده؛ یعنی «همسایه‌های من، همسایه‌های من» و این خود نشانی از خصلت اجتماعی و مشارکتی این آیین است. اشعار، با نام بردن از خوراکی‌ها و نان‌های محلی، چون مالک و کپچی، صاحب‌خانه را به نذر و بخشش دعوت می‌کند؛ گاه با شوخی و کنایه، گاه با دعا. اگر هدیه‌ای داده شود، گروه با شعری خوش‌یمن خانه را ترک می‌کند و اگر در بسته بماند، آواز دیگری می‌خواند و راهش را ادامه می‌دهد؛ نظمی آیینی که هم شادی دارد و هم قاعده.

مرادمندی دزفول؛ فانوس‌هایی برای اجابت

 کوچه‌های قدیمی دزفول، به‌ویژه در محله تاریخی قلعه، در شب نیمه‌شعبان هنوز هم خاطره آیینی را در خود دارند که ریشه‌اش به دهه‌ها و حتی سده‌های پیش بازمی‌گردد: «مرادمندی»؛ شبی که مردم، فانوس به دست، با خواندن اشعار مولودی و ذکر نام امام زمان (عج)، کوچه‌ها را روشن می‌کردند و در مسیر زیارت مزار محمدعلی جولاباف دزفولی، دست دعا به آسمان برمی‌داشتند.

 مرادمندی آیینی بود که از دل باور به اجابت و نیکوکاری می‌آمد؛ مردم، پیر و جوان، زن و مرد، درِ خانه‌ها را می‌زدند و با هم‌خوانی «خاله مراد مندیه» از اهل خانه شیرینی، خیرات و دعای گشایش می‌خواستند. قواعد نانوشته‌ای این رسم را هدایت می‌کرد: خانه باید رو به قبله باشد، در نیمه‌باز نشانه آمادگی صاحب‌خانه برای نذر بود و رد کردن مرادمندان، خوش‌یمن شمرده نمی‌شد. این آیین، در کنار چراغانی، پخش شربت و نذری، به مسجد کجبافان ختم می‌شد؛ جایی که شادی میلاد با دعا برای ظهور گره می‌خورد. مرادمندی، اگرچه امروز کمرنگ‌تر شده، اما همچنان در حافظه دزفول به‌عنوان جشنی خیابانی برای نذر، همدلی و امید زنده است.

حق لیلی میناب؛ عیدیِ کودکانه، نذرِ جمعی

 در جنوب، در میناب هرمزگان، نیمه‌شعبان با آیینی شناخته می‌شود که قدمتش به دهه‌ها پیش بازمی‌گردد و امروز نیز به‌عنوان میراثی زنده ادامه دارد: «حق لیلی» یا «آردگیز گردانی». این آیین، جشن تولد امام زمان (عج) را از دل خانه‌ها به کوچه‌ها می‌آورد. پیش از غروب، خانواده‌ها با خرید لباس نو برای کودکان و تهیه آجیل و شیرینی، خود را آماده می‌کنند و شب، گروه‌های کودک و نوجوان با کیسه یا الک در دست، درِ خانه‌ها را می‌زنند و می‌خوانند: «حَق لیلی کَرَم…». آنچه دریافت می‌کنند—از نخود و شکلات تا پول—فقط عیدی نیست؛ نذری متبرک است که در باور مردم، سهمی از آن به نیازمندان و بیماران می‌رسد. در گذشته، همسایه‌ها الک را پنهانی در حیاط یکدیگر می‌انداختند و صاحب‌خانه آن را از خوراکی و خیرات پر می‌کرد؛ نشانه‌ای از نیکوکاری بی‌نام و نشان. حق لیلی، با محوریت کودکان، تصویر روشنی از پیوند معصومیت، حاجت‌خواهی و بخشش جمعی ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد که چگونه در میناب، شادی نیمه‌شعبان با دست‌های بخشنده مردم معنا پیدا می‌کند.

شبی که هنوز نفس می‌کشد

 شاید به نظر برسد برخی از این آیین‌ها کمرنگ شده‌اند و برخی جان تازه گرفته‌اند؛ اما آنچه نیمه‌شعبان را زنده نگه داشته، انتظار آمیخته با نیکوکاری است. شبی که چراغ خانه‌ها، گورستان‌ها و دل‌ها روشن می‌شود؛ جایی که مردم، هم یاد دارند و هم امید می‌بخشند.

گزارش‌ از: فاطمه عباسی

ارسال دیدگاه
captcha