گفت‌وگو با بانویی که ارثیۀ پدرش را صرف کار خیر کرد / از کمک‌های معیشتی تا اشتغال‌زایی

مهوش صابری؛ کارآفرین نیکوکار در گفت‌وگو با خیر ایران گفت: به عنوان خیّری که در حوزه کارآفرینی اجتماعی فعالیت می‌کند، به این نتیجه رسیدم که بسیاری از خانواده‌هایی که دچار آسیب شده‌اند، مهارت و کسب‌وکاری ندارند. مبلغی از پدرم به ارث رسید و با وجود اینکه می‌توانستم آن را صرف خرید مسکن شخصی کنم، ترجیح دادم این مبلغ را در راه خرید تجهیزات و اشتغال‌زایی برای خانواده‌های نیازمند هزینه کنم.
گفت‌وگو با بانویی که ارثیۀ پدرش را صرف کار خیر کرد / از کمک‌های معیشتی تا اشتغال‌زایی

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، با مهوش صابری؛ مدیرعامل مؤسسه خیریه «حامیان اندیشه ارشاد» و عضو مجمع خیرین کشور که بیش از ۲۰ سال است که به فعالیت‌های خیرخواهانه و نیک می‌پردازد، به گفت‌وگو نشسته‌ایم. او در حوزه کاهش آسیب‌های اجتماعی اقدامات مؤثری انجام داده و همچنین با ثبت یک مؤسسه دیگر با نام مؤسسه «یونس»، به افراد ترنس نیز خدمات لازم را برای انجام عمل تغییر جنسیت و جامعه‌پذیری پس از آن ارائه می‌دهد. متن کامل این گفت‌وگو به شرح ذیل است.

-چطور به کار خیر علاقه‌مند و وارد این مسیر شدید؟

 من مهوش صابری هستم، مدیرعامل مؤسسه خیریه حامیان اندیشه ارشاد. همچنین افتخار عضویت ۵ساله در مجمع خیرین کشور را دارم که در آن با خیرینی فعال در حوزه‌های اشتغال، معیشت، بازسازی مدارس و تأمین مسکن آشنا شده و از تجربیات و همراهی آن‌ها بهره می‌برم. ۲۵ سال است که با کار خیر در حوزه آسیب‌دیدگان اجتماعی آشنا شدم؛ افرادی که به نوعی دچار مشکل، آسیب و معضلات اجتماعی شده‌اند، شامل مردان مبتلا به اعتیاد که تمایل دارند ترک کنند و در مراکز نگهداری ما هستند، زنانی که به دلایلی (خودخواسته یا ناخواسته) دچار آسیب شده و در زندان هستند (به دلیل مشکلات مالی یا اتفاقاتی که برایشان افتاده)، کودکانی که بازمانده از تحصیل هستند و همچنین زنان سرپرست خانوار.

به عنوان خیّری که در حوزه کارآفرینی اجتماعی فعالیت می‌کند، به این نتیجه رسیدم که بسیاری از خانواده‌هایی که دچار آسیب شده‌اند، مهارت و کسب‌وکاری ندارند. سیاست مؤسسه ما بر عدم جمع‌آوری وجه نقد استوار است و تمام کمک‌های دریافتی از خیرین صرفاً جهت تهیه تجهیزات و توسعه اشتغال هزینه می‌شود.

 زمانی که در ابتدای فعالیتم با کمیته امداد آشنا شدم، حدود یک سال به عنوان داوطلب خدمت کردم. بعد از گذشت یک سال اعلام کردند که اگر تمایل دارید می‌توانید به عنوان مسئول آموزش خانواده‌های نیازمند در کمیته امداد مشغول به کار شوید. آن موقع حقوق دریافتی من بسیار ناچیز بود و هدیه می‌کردم به خانواده‌هایی که تحت پوشش کمیته امداد بودند و برای دریافت کمک مراجعه می‌کردند.

 فعالیتم را از منطقه ۱۶ تهران شروع کردم؛ منطقه‌ای که تقریباً می‌توانیم بگوییم مثل مناطق حاشیه‌ای و جنوب تهران، ضعیف و کم‌برخوردار است. بعضی از خانواده‌ها در این منطقه واقعاً از لحاظ آموزشی و از لحاظ منابع مالی ضعیف هستند. پس از آن با ورود به خانواده‌ها و دیدن مشکلات و مسائل، انگیزه‌ام بیشتر شد. گفتم حالا که می‌توانم یک کار اجتماعی بکنم و به این خانواده‌ها کمک کنم، چه بهتر که یک مؤسسه تأسیس کنم. اما دوست نداشتم کلمه «خیریه» در نام آن مؤسسه باشد و نگاه مردم و جامعه به سمت‌وسویی برود که یک فرد خیر آمده و با پول مردم خیریه خودش را راه انداخته است. ولی در سال‌های اخیر به اجبار کلمه خیریه را اضافه کردم.

 کم‌کم که در این حوزه پیش رفتم، به عنوان خیری که در حوزه کارآفرینی اجتماعی فعالیت می‌کند، به این نتیجه رسیدم که بسیاری از خانواده‌هایی که دچار آسیب شده‌اند، مهارت و کسب‌وکاری ندارند. برای مثال، مادری بود که همسرش را از دست داده و سرپرست خانوار شده بود. یا از منزل خانواده‌ای بازدید کردم که همسر زندانی بود و زن مسئولیت کامل زندگی را بر عهده داشت؛ از مسائل فرهنگی، اجتماعی‌ و تحصیلی فرزندان تا معیشت که از همه مهم‌تر است.

 به همین دلیل با تأسیس یک کارگاه کوچک مجهز به دو دستگاه چرخ خیاطی، فرصت همکاری را برای تعدادی از مددجویان کمیته امداد فراهم کردم. در جریان این فعالیت، با دسته‌هایی از زنان مواجه شدم که شرایط اجتماعی متفاوتی داشتند؛ برخی همسرانشان به دلیل مشکلات قانونی در زندان به سر می‌بردند و برخی دیگر همسرانی داشتند که دچار اعتیاد شده و در طرح‌های جمع‌آوری و بازپروری قرار گرفته بودند. تفاوت‌های اساسی در روحیه و نیاز‌های این گروه‌ها (زنان سرپرست خانوار، زنان با همسر زندانی و زنان با همسر دچار اعتیاد) ایجاب می‌کرد که رویکرد‌های آموزشی و نوع تعامل با هر یک متفاوت باشد.

 با تلاش مستمر، تعداد چرخ‌ها و کارگاه‌ها توسعه یافت. خوشبختانه سیاست مؤسسه بر عدم جمع‌آوری وجه نقد استوار است و تمام کمک‌های دریافتی از خیرین صرفاً جهت تهیه تجهیزات و توسعه اشتغال هزینه می‌شود. جالب آن که سرمایه اولیه این راه خیر، مبلغی بود که از پدرم به ارث رسید و با وجود اینکه می‌توانستم آن را صرف خرید مسکن شخصی کنم، ترجیح دادم این مبلغ را در راه خرید تجهیزات، اشتغال‌زایی و تهیه بسته‌های معیشتی برای خانواده‌های نیازمند هزینه کنم.

-درباره جامعه هدف خود و مشکلاتی که با آن مواجه هستند بیشتر توضیح دهید.

با هدف توانمندسازی افراد بهبودیافته، مراکزی را ایجاد کردیم که در آن‌ها افراد پس از طی دوران ترک، بر اساس سابقه شغلی و علاقه خود، مهارت‌های لازم را طی ۶ ماه تا ۱ سال فرا می‌گیرند و سپس برای بازگشت به آغوش خانواده آماده می‌شوند.

 با ورود به زندان‌های زنان، متوجه شدیم که بسیاری از این زنان دارای فرزندانی هستند که یا تحت تکفل پدربزرگ و مادربزرگ قرار دارند و یا در مراکز نگهداری به سر می‌برند. بر همین اساس طرحی تدوین شد که طبق آن، این مادران در کارگاه مشغول به کار شده و در پایان روز مانند سایر کارمندان به منزل بازمی‌گشتند تا در کنار فرزندانشان باشند. این طرح که شش سال پیش آغاز گردید، با استقبال بسیار خوبی مواجه شد و خوشبختانه هم‌اکنون نیز توسط مؤسسه و خیرینِ کارآفرین اجتماعی ادامه دارد.

 در بخش دیگری از فعالیت‌ها، به منظور حمایت از مردانی که دوران ترک اعتیاد خود را در گرمخانه‌ها و مراکز مخصوص سپری می‌کردند، طرح جامع «توانمندسازی افراد بهبودیافته» را اجرا کردیم. چالش اصلی این افراد آن بود که پس از ترک، نه از سوی خانواده و نه از سوی جامعه پذیرفته نمی‌شدند که همین امر شروع مجدد اعتیاد را به همراه داشت. بدین منظور مرکزی ایجاد کردیم که در حال حاضر حدود ۸۰ نفر در آن مشغول به کار هستند. در این مرکز مشاغل متنوعی از جمله خیاطی، نانوایی، بسته‌بندی و تولید پوشاک ایجاد شده است. افراد پس از طی دوران ترک، بر اساس سابقه شغلی و علاقه خود، مهارت‌های لازم را طی ۶ ماه تا یک سال فرا می‌گیرند و سپس برای بازگشت به آغوش خانواده آماده می‌شوند. در این مرحله، با ایجاد ارتباط میان مؤسسه و خانواده، آن‌ها متوجه می‌شوند که فرد علاوه بر ترک اعتیاد، دارای مهارت و شغل است و توانایی اداره خانواده را دارد. در نهایت، با همکاری کارفرمایان و بنگاه‌های اقتصادی در سطح شهر تهران، این افراد معرفی شده و فرآیند جامعه‌پذیری آن‌ها تکمیل می‌گردد.

 هم‌اکنون در حال برنامه‌ریزی برای گسترش این طرح در سطح شهر تهران به‌ویژه در منطقه ۱۲ هستیم. ان‌شاءالله با همکاری دستگاه‌های دولتی و بخش خصوصی، این طرح برای زنان و مردان اجرایی خواهد شد. در این مدل همکاری، شهرداری مکان و فضا را تأمین می‌کند، کمیته امداد و بهزیستی بستر حمایتی خانواده‌ها را فراهم می‌آورند و خیرین حوزه اجتماعی تجهیزات لازم را خریداری می‌کنند. هماهنگی‌های لازم برای اجرای این طرح مشترک صورت پذیرفته است.

 در ادامه، به سراغ مسائل مربوط به زنانی رفتیم که دچار چالش‌های اجتماعی بودند. همان‌طور که مستحضرید، بانوانی که سابقه اعتیاد داشته و ترک کرده‌اند، اغلب از نظر ظاهری با مشکلاتی مواجه هستند و پس از سال‌ها دوری از جامعه، آمادگی لازم برای حضور در محیط‌های کاری معمول را ندارند. ما با رویکردی حمایتی، این افراد را جذب کارگاه‌های خود کرده و مشغول به کار می‌سازیم. خوشبختانه در حال حاضر ۴۵ نفر از بانوان دارای آسیب اجتماعی در بخش‌های مختلف کارگاه ما، شامل چرم، پوشاک و چاپ، اشتغال دارند.

 بخش دیگر فعالیت‌های مؤسسه، شناسایی و حمایت از مادرانی است که فرزندانشان به دلیل مشکلات خانوادگی از تحصیل بازمانده‌اند. ما با بهره‌گیری از ظرفیت خیرین آموزشی و همکاری معلمان و دبیران بازنشسته، خدمات آموزشی را برای این کودکان فراهم می‌کنیم. همانطور که گفتم؛ ما هیچ کمک نقدی از خیرین دریافت نمی‌کنیم، بلکه خدمات حمایتی جذب می‌کنیم. برای مثال، در قالب «نذر فرهنگی»، وکلای مشاور و روانشناسان خیر، خدمات مشاوره حقوقی و روانشناسی را به مددجویان ارائه می‌دهند.

-بنابراین در واقع، مؤسسه شما مجموعه‌ای از کارگاه‌های توانمندسازی است که هدف اصلی آن ایجاد اشتغال و توانمندسازی در حوزه‌های مختلف است و یک مرکز نگهداری محسوب نمی‌شود؟

 در حال حاضر مرکز نگهداری شبانه‌روزی نیستیم، اما امیدواریم با تکیه بر یاری خداوند، مرکز نگهداری بانوان را تا یک ماه آینده افتتاح کنیم. 

-شنیده ایم که به افراد ترنس‌ (تراجنسیتی) نیز خدمات ارائه می‌دهید.درست است؟

کمک‌های ما به افراد ترنس، پس از شناسایی و تأیید پزشکی آغاز می‌شود. خدمات ما شامل اقدامات روانشناسی، کمک برای تغییر جنسیت، اخذ مدرک شناسایی و مدارک فنی‌حرفه‌ای، اشتغال‌زایی و ارائه مشاوره‌های حقوقی و روانشناسی است.

 بله. بخش کوچکی از جامعه، دچار ناهنجاری‌های جسمی هستند که به آن‌ها ترنس(TS) گفته می‌شود. کمک‌های ما پس از شناسایی و تأیید پزشکی آغاز می‌شود. خدمات ما شامل اقدامات روانشناسی، کمک برای تغییر جنسیت، اخذ مدرک شناسایی و مدارک فنی‌حرفه‌ای، اشتغال‌زایی و ارائه مشاوره‌های حقوقی و روانشناسی است. بنابراین این حمایت‌ها از زمانی که فرد شناسایی می‌شود و مشخص می‌شود که نیاز به تغییر جنسیت دارد، آغاز شده و شامل کمک‌های معیشتی، هزینه مسکن و درمان نیز است.

-آیا عمل تغییر جنسیت در ایران قانونی است؟

 بله، این عمل در کشور انجام می‌شود. پزشکان متخصصی با تأییدیه دستگاه‌های نظارتی، عمدتاً در تهران، مسئولیت انجام این عمل‌ها را بر عهده دارند.

-هزینه این عمل بسیار بالاست؛ آیا شما در تأمین آن کمک می‌کنید؟

 بخشی از هزینه‌ها توسط سازمان بهزیستی، بخشی توسط خیرین و بخشی نیز از طریق درآمد خود افراد تأمین می‌شود.

-آیا مؤسسه خیریه دیگری وجود دارد که به طور تخصصی در حوزه خدمت‌رسانی به ترنس‌ها فعالیت کند؟

یکی از چالش‌های اساسی در کار خیر، نبود یک بانک اطلاعاتی یکپارچه است. تمام دستگاه‌ها اعلام می‌کنند به زنان سرپرست خانوار کمک می‌کنند، اما هر دستگاه بانک اطلاعاتی جداگانه‌ای دارد. اگر اطلاعات یکپارچه بود، می‌توانستیم خدمات را هدفمندتر و مؤثرتر ارائه دهیم.

 مؤسسه خیریه حامیان اندیشه ارشاد به طور تخصصی در زمینه آسیب‌دیدگان فعالیت می‌کند. ما مؤسسه دیگری به نام «یونس» نیز ثبت کرده‌ایم که مجوز خدمات «کاهش آسیب گذری» را دارد و خدمات تخصصی به این قشر ارائه می‌دهد.

-به عنوان کسی که سال‌ها در عرصه کار اجتماعی فعالیت می‌کنید، چه چالش‌هایی را برای فعالان این حوزه مشاهده می‌کنید؟

 نخستین چالش، نگاه عمومی جامعه است. متأسفانه در بسیاری از جلسات، نگاه به کار خیر صرفاً مالی است و گمان می‌رود فرد خیر تنها باید پول هزینه کند. در حالی که معتقدم فرد خیر کسی است که با «گوش شنوا» و «لبخند مهربان» می‌تواند مشکلات مددجو را حل کند. ما مواردی داشته‌ایم که فرد مراجعه هیچ نیاز مالی نداشته، اما با یک گفت‌وگوی ساده و گوش‌دادن به درد دلش توسط مددکار یا روانشناس، آرامش یافته است؛ بنابراین ضروری است فعالان این حوزه، این رویکرد انسانی را داشته باشند و خدمات را بر اساس نیاز‌های متنوع (اشتغال، جهیزیه، درمان، مسکن و مشاوره) تفکیک کنند.

 چالش دیگر، نبود یک بانک اطلاعاتی یکپارچه است. تمام دستگاه‌ها اعلام می‌کنند به زنان سرپرست خانوار کمک می‌کنند، اما هر دستگاه بانک اطلاعاتی جداگانه‌ای دارد. اگر اطلاعات یکپارچه بود، می‌توانستیم خدمات را هدفمندتر و مؤثرتر ارائه دهیم. همچنین چالش دیگر، نیاز به تأمین فضا و محل مناسب توسط دولت یا شهرداری برای مراکز نگهداری و افزایش یارانه‌ها متناسب با نرخ تورم برای توانمندسازی مؤسسات در حمایت از آسیب‌دیدگان است.

-در شرایط اقتصادی فعلی، در خصوص سبد‌های معیشتی و کمک به خانواده‌هایی که توانایی کار ندارند (مانند سالمندان یا زنان دارای کودک خردسال) چه اقداماتی انجام می‌دهید؟

 متأسفانه اکنون با مشکل عمده‌ای در تهیه مواد غذایی مواجه هستیم. با توجه به تورم و گرانی، توانایی تهیه بسته‌های معیشتی برای حدود ۷۰۰ خانواده تحت پوشش در منطقه ۱۶ و سایر مناطق تهران (عمدتاً پهنه جنوب تهران) را نداریم. از خیرین و کسبه محترم درخواست دارم ما را در تأمین این نیاز‌ها یاری کنند. همچنین از کسبه تقاضا دارم با توجه به نوسانات قیمت، در فروش کالا‌هایی که پیش از این با قیمت پایین‌تر تهیه شده، انصاف را رعایت کنند تا ما بتوانیم نیاز خانواده‌ها را تأمین کنیم. متأسفانه با افزایش قیمت‌ها مواد غذایی، بودجه و یارانه‌های اختصاص‌یافته دیگر کفاف خرید حتی یک شانه تخم‌مرغ را نمی‌دهد و توان مالی مؤسسه برای پاسخگویی به تمام این نیاز‌ها محدود است.

 


ارسال دیدگاه
captcha