«لری الیسون» مالک شرکت فیلمسازی «پارامونت»، ۴۰ میلیارد دلار به شرکتهای تابعه خود و پسرش اهدا کرد
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، «لری الیسون»، بنیانگذار ۸۱ ساله شرکت «اوراکل»، در آمریکا و یکی از بزرگترین ثروتمندان جهان که مالک شرکت فیلمسازی «پارامونت» نیز است، قصد دارد ۴۰ میلیارد دلار از ثروت شخصی خود را به شرکت فیلمسازی «پارامونت»، که تحت مدیریت پسرش، دیوید، اداره میشود، اهدا کند. این تعهد عظیم مالی، صرفاً یک سرمایهگذاری خانوادگی نیست؛ بلکه نمادی از تحولی ژرف در الگوهای بخشش در میان ابرثروتمندان آمریکایی است. رویکردی که در آن، «بخشیدن» به معنای سنتی، یعنی اعطای کمکهای نقدی به نهادهای خیریه، جای خود را به «سرمایهگذاری برای آینده» در قلب بازار و صنایع میدهد. این پدیده نوظهور را کارشناسان «خیریهگری سرمایهدارانه»، مینامند.
از فرزندخواندگی تا امپراتوری فناوری و رویکرد «خیریهگری سرمایهدارانه»
لری الیسون، با شخصیت و ذهنیت بیپروای کارآفرینی، یکی از چهرههای نمادین و پررنگ در دنیای فناوری و کسبوکار در آمریکا است. وی که در ۱۷ اوت ۱۹۴۴ در نیویورک متولد شد و تنها ۹ ماهه بود که به دلیل ذاتالریه سخت، مادرش تصمیم گرفت او را برای فرزندخواندگی بسپارد. لری توسط خاله و شوهرخاله مادرش در شیکاگو به فرزندی پذیرفته شد. محیط زندگی او متوسط و بیحاشیه بود، اما رابطهاش با پدرخوانده چندان گرم نبود. نقطه عطف دیگری در ۱۲ سالگی رخ داد، زمانی که از واقعیت فرزندخواندگی خود مطلع شد، رازی که سالها از او پنهان نگه داشته شده بود.
الیسون جوان، دانشآموزی باهوش اما اغلب بیقرار و شرور بود. او در دانشگاههای ایلینوی و شیکاگو در رشتههای علوم و ریاضی نامنویسی کرد، اما هیچیک را به پایان نرساند. ترک تحصیل نهایی او پس از فوت مادرخواندهاش رخ داد. پس از آن، او به کالیفرنیا، نقل مکان کرد. در آنجا بهعنوان برنامهنویس مشغول به کار شد و در نهایت در شرکت «آمدهال»، روی توسعه اولین سیستم اصلی سازگار با «آیبیام» کار کرد. این تجربه، اولین مواجهه جدی او با قدرت پایگاههای داده بود.
جرقه تولد یک امپراتوری
در سال ۱۹۷۷، لری الیسون به همراه دو همکارش، «رابرت ماینر» و «بروس اسکات»، شرکت «آزمایشگاههای توسعه نرمافزار (SDL)» را با سرمایه اولیه ۲ هزار دلار (که سهم خودش ۱۲۰۰ دلار بود) تأسیس کرد. ایده محوری آنها، بر مبنای مقالهای تحقیقاتی از «ادگار کاد» درباره «سیستمهای مدیریت پایگاه داده رابطهای» (RDBMS) شکل گرفت. در حالی که شرکت «آیبیام»، این ایده را عمدتاً آکادمیک میدید، الیسون پتانسیل تجاری عظیم آن را برای سازماندهی و دسترسی به اطلاعات شناسایی کرد. اولین قرارداد بزرگ الیسون، پروژهای برای «سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا» (CIA) بود. این پروژه نام رمز «اوراکل» را داشت. موفقیت در این پروژه سرمایه اولیه و اعتبار لازم را فراهم کرد و برند تجاری او یعنی اوراکل، پدید آمد.
الیسون در دهههای بعد، با بهکارگیری یک استراتژی تهاجمی خرید شرکتهای رقیب و مکمل، اوراکل را از یک شرکت پایگاهداده محور به یک غول همهفنحریف نرمافزارهای تجاری تبدیل کرد. زندگی شخصی الیسون به اندازه حرفهاش رنگارنگ و پرهیاهو است. او تاکنون شش بار ازدواج کرده است. دو فرزند او، دیوید و مگان، هر دو در صنعت فیلمسازی فعال هستند. دیوید مدیرعامل اسکایدنس مدیا است و نقش محوری در معامله اخیر با پارامونت دارد.
الیسون در رقابت با بسیاری از همردههای ابرثروتمند خود در آمریکا، متعهد شده که بخش عمده ثروت خود را در طول زندگی ببخشد. اما رویکرد او به بشردوستی، کاملاً متفاوت از مدل سنتی است. او کمتر علاقهمند به نوشتن چکهای کلان برای بنیادهای خیریه سنتی است. در عوض، به استفاده از سرمایه و نفوذش برای سرمایهگذاری مستقیم در شرکتها، آزمایشگاهها و پروژههایی که به تجارتش وابستگی دارند، باور دارد و معتقد است این روش از اهدا، میتواند کارآمدتر باشد.
اهدای عمده او گاها به تحقیقات پزشکی پیشرفته، به ویژه در زمینه سرطان و پیری، نیز اختصاص یافته است. اما، تعهد ۴۰ میلیارد دلاری شخصی او برای حمایت از ادغام شرکت پارامونت با شرکت اسکایدنس متعلق به پسرش، است. از نگاه الیسون، تغییر شکل آینده رسانه و سرگرمی جهانی از طریق یک سرمایهگذاری استراتژیک و تحت کنترل خانواده، میتواند تأثیر اجتماعی بلندمدت و ملموستری نسبت به کمکهای پراکنده به سازمانهای غیرانتفاعی داشته باشد. این اقدام، نشاندهنده تغییر الگو در نسل جدید بخشش ثروت است که به اصطلاح «خیریهگری سرمایهدارانه» (Philanthropic Capitalism) خوانده میشود.
حمایت پدرانه، طراحی راهبردی برای بخشش یا ژست نیکوکاری؟
برخلاف یک کمک مالی خیریه مستقیم، تعهد الیسون به صورت تضمین شخصی برای پشتیبانی از سهام و بدهیهای معامله خرید پارامونت ساختار یافته است. این اقدام، یک خرید تجاری بالقوه را به یک پروژه سرمایهگذاری با حمایت کامل خانواده تبدیل میکند. «دیوید الیسون»، فرزند لری و مدیرعامل اسکایدنس، قصد دارد داراییهای سنتی هالیوود را با یک استراتژی نوآورانه و مبتنی بر فناوری، به ویژه در حوزه استریمینگ، ادغام کند و تعهد ۴۰ میلیاردی پدر، تلاش یک غول «عصر داده» را برای جاسازی زیرساختهای رسانهای در نسل بعدی، هموار میسازد.
الیسون پیش از این نیز متعهد شده بود که حداقل ۹۵ درصد از ثروت خود را در طول عمرش ببخشد. در این چارچوب، تضمین او برای معامله پارامونت، نشانهای واضح از شیوهای است که از طریق تزریق سرمایههای کلان به نهادهایی است که به باور او میتوانند اهداف او را در نظام سرمایهداری و افزایش ثروتش در سیستمهای بزرگ تجاری اعم از پزشکی، نرمافزار و اکنون سرگرمی را تحقق بخشند.
ظهور «خیریهگری سرمایهدارانه»
این حرکت سرمایهداری الیسون، شکاف رو به گسترش در فلسفه خیریهگری نخبگان ثروتمند جهان را برجسته میکند. از یک سو، افرادی مانند «مککنزی اسکات» قرار دارند که به نماد یک مدل سنتیتر و جامعهمحور برای اهداف بشردوستی با رویکرد «خیریهگری تغییرات اجتماعی» (Social Change Philanthropy) یا «خیریهگری مبتنی بر اعتماد» (Trust-Based Philanthropy) تبدیل شدهاند.
اسکات دهها میلیارد دلار را به صورت کمکهای بلاعوض و با محدودیت کم، مستقیماً به هزاران سازمان غیرانتفاعی تخصیص داده است. تمرکز او بر سازمانهایی است که به جوامع محروم خدمت میکنند، مانند گروههای تأمین مسکن و امنیت غذایی، دانشگاههای تاریخی سیاهپوستان و شبکههای عدالتخواهی مردمی. فلسفه تغییر او ساده است و آن انتقال سریع منابع به سازمانهای محلی، اعتماد به رهبران محلی برای تخصیص آنها و پرهیز از بوروکراسی و تمرکز قدرت در یک بنیاد بزرگ.
در سوی دیگر، لری الیسون و همفکرانی مانند «مارک زاکربرگ» و «پرینسیلا چان» قرار دارند. الیسون همواره ترجیح داده تا نهادهایی را تأمین مالی کند که بیشتر شبیه به امتداد حرفه و زندگی تجاری او هستند، مراکز تحقیقاتی پزشکی پیشرفته و ابتکارات علمی که در آنها فناوری و علم درهم میآمیزند، مانند تحقیقات سرطان و پزشکی مبتنی بر هوش مصنوعی. معامله پارامونت نیز این الگو را به حوزه فرهنگ گسترش میدهد. به جای تأمین مالی برنامههای سواد رسانهای یا سازمانهای غیرانتفاعی خبری، او مستقیماً بر ترازوی مالکیت «لولههای» اصلی رسانه، یعنی استودیوها، کتابخانههای محتوا و پلتفرمهای توزیع جهانی، دست میگذارد.