تختی؛ ورزشکارِ دغدغهمندِ مردم
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، ۱۷ دیماه سالگرد جهانپهلوان غلامرضا تختی است. مردی که یادش بهعنوان یک قهرمان مردمی در خاطره جمعی ایرانیان ثبت شده است و همواره مردم ایران بهنیکی از او یاد میکنند. آنچه در ادامه میخوانید، یادداشتی دربارۀ این پهلوان اخلاقمدار به قلم دکتر امید اخوی؛ پژوهشگر تاریخ فرهنگی ایران و خاورمیانه است.
جهانپهلوان غلامرضا تختی فقط یک نام در تاریخ ورزش ایران نیست؛ او بخشی از حافظه جمعی مردم ایران است. تختی قهرمانی بود که هم بر تشک کشتی ایستاد و هم در دل جامعه. او توانست میان قدرت جسمانی، افتخار ورزشی و اخلاق انسانی پیوندی ماندگار ایجاد کند؛ پیوندی که باعث شد نامش نهفقط در سالنهای ورزشی، بلکه در زندگی روزمره مردم زنده بماند.
از نظر ورزشی، تختی یکی از پرافتخارترین کشتیگیران تاریخ ایران به شمار میآید. او دارنده مدال طلای المپیک ۱۹۵۶ ملبورن، دو مدال نقره المپیک ۱۹۵۲ هلسینکی و ۱۹۶۰ رم و چندین مدال طلا و نقره از مسابقات جهانی کشتی است. تختی سالها نماد کشتی ایران در عرصه بینالمللی بود و نقش مهمی در تثبیت جایگاه این رشته در سطح جهانی ایفا کرد. بسیاری از قهرمانان پس از او، تختی را معیار قهرمانی میدانستند؛ نهفقط از نظر فنی، بلکه از نظر منش و رفتار.
اما تختی هرگز نخواست قهرمانیاش به مدالها محدود شود. او بهخوبی میدانست که شهرت میتواند فاصله بسازد؛ فاصلهای میان قهرمان و مردم. با این حال، آگاهانه این مسیر را انتخاب نکرد. تختی میتوانست زندگیای جدا از مردم داشته باشد، اما ترجیح داد در متن جامعه باقی بماند. او با مردم نفس میکشید، دردشان را میفهمید و خود را از آنان جدا نمیدانست.
یکی از برجستهترین نمونههای این نگاه، رفتار تختی در جریان زلزله ویرانگر بوئینزهرا در سال ۱۳۴۱ است. این فاجعه جان هزاران نفر را گرفت و زندگی بسیاری را نابود کرد. در آن روزها، تختی منتظر نهادها یا دستورهای رسمی نماند. او خود به میدان آمد، در خیابانها ایستاد، کمک جمع کرد و مردم را به همدلی فراخواند. نام تختی اعتماد میآورد و همین اعتماد، موجی از کمکهای مردمی را به دنبال داشت. او نهتنها کمکرسان بود، بلکه واسطهای میان درد مردم و توان همبستگی جامعه شد.
اهمیت کار تختی در این بود که کمکهایش نمایشی نبود. او از موضع بالا یا از جایگاه یک چهره دستنیافتنی عمل نمیکرد. تختی در کنار مردم میایستاد، نه مقابل آنها. همین رفتار ساده اما عمیق، تصویری متفاوت از قهرمانی ساخت؛ قهرمانی که بهجای فاصله گرفتن، نزدیکتر میشود.
راز ماندگاری تختی دقیقاً در همین نزدیکی است. امروز، دههها پس از درگذشت او، نام تختی همچنان زنده است. تختی فقط در کتابهای تاریخ یا موزههای ورزش نیست. او در نانواییها، در نمایشگاههای ماشین، در دانشگاهها، در باشگاههای ورزشی، در قاب عکس مغازهها و حتی زیر شیشه میزهای اداری حضور دارد. گویی جامعه، بخشی از وجدان اخلاقی خود را در نام تختی ذخیره کرده است.
این ماندگاری را میتوان بهروشنی در آیینهایی دید که هنوز هم پیرامون نام او شکل میگیرد. هر سال، مردم بسیاری بر سر مزار تختی در گورستان ابنبابویه جمع میشوند. این حضور، فقط یک مراسم یادبود نیست؛ نوعی گفتوگوی زنده میان نسلهاست. پیر و جوان، ورزشکار و غیرورزشکار، هرکدام با برداشت خود از تختی به آنجا میآیند. بعضی او را قهرمان کشتی میدانند، بعضی نماد جوانمردی، و بعضی صدای خاموش مردم در برابر بیعدالتی. همین تنوع نگاهها نشان میدهد که تختی به یک مفهوم اجتماعی تبدیل شده است.
در آرامستان ابنبابویه، تختی دیگر یک فرد تاریخی نیست؛ او به خاطرهای مشترک بدل شده که هر نسل، معنای تازهای از آن میسازد. اینکه پس از سالها هنوز مردم بر سر خاک او جمع میشوند، نشان میدهد تختی فقط در گذشته نمانده، بلکه در حالِ جامعه نیز حضور دارد. او به نوعی معیار اخلاقی تبدیل شده که جامعه با آن خود را میسنجد.
تختی نشان داد که قهرمان واقعی کسی است که قدرتش را در خدمت انسانیت قرار دهد. او ثابت کرد مدالها زمانی ارزش دارند که با مسئولیت اجتماعی همراه باشند. در دورانی که بسیاری از قهرمانان، عمر کوتاهی در حافظه عمومی دارند، تختی ماندگار شد؛ نه بهخاطر تعداد مدالهایش، بلکه بهخاطر انتخابهایش.
در نهایت، جهانپهلوان تختی نماد پیوند قهرمانی و مردمیبودن است. او یادآور این حقیقت است که تاریخ، بیش از آنکه پیروزیها را به یاد بسپارد، منش انسانها را حفظ میکند. تختی قهرمان تشک کشتی بود، اما مهمتر از آن، قهرمان دلها شد و تا زمانی که مردم به جوانمردی، انصاف و همدلی نیاز دارند، نام تختی زنده خواهد ماند.
دکتر امید اخوی
پژوهشگر تاریخ فرهنگی ایران و خاورمیانه