کد خبر:۴۶۴۹
یک پژوهشگر در گفت‌وگو با خیر ایران تبیین کرد؛

عدم تعلق به دنیا و مذمت وابستگی؛ کانون اصلی واپسین اشعار خواجوی کرمانی

«پیش صاحب‌نظران مُلک سلیمان باد است، بلکه آن است سلیمان که ز مُلک آزاد است!» این سروده از خواجوی کرمانی، خلاصه ای از نگاه او به زندگی در دوره دوم زندگی‌اش؛ یعنی دوران عرفان و صوفی‌گری است. او از جوانی در اشعارش به نیکوکاری توجه داشت اما در بخش دوم زندگی‌اش، نیکوکاری و بخشندگی‌اش پیوند وثیقی با بی اعتبارشمردن دنیا پیدا کرد. سمیه قربان‌پور دلیوند؛ پژوهشگر ادبی در گفت‌وگو با خیر ایران، این رویکرد را تبیین می‌کند.
عدم تعلق به دنیا و مذمت وابستگی؛ کانون اصلی واپسین اشعار خواجوی کرمانی

 به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، خواجوی کرمانی از شاعران اخلاق‌مدار و نامدار قرن هشتم است که درشکل‌گیری غزل اقلیم شیراز بر نوابغی چون حافظ تأثیری ژرف به‌جا گذاشته است. شعر خواجو به نوعی نقطه‌ٔ تلاقی جهان تجربه و جهان معنا است. او شاعری‌ست که از کرمان تا دمشق، حجاز و مصر، سال‌ها در سیر و سفر بوده و در هر شهر و دیاری، چیزی به کوله‌بار اندیشه و زبان خود افزوده است. سرانجام، رنج و آوارگی و آشنایی با فرهنگ‌های دور، از او شاعری ساخته که با نیاز و غربت بیگانه نیست و ارزش بخشندگی و امید را می‌داند. 

 خواجو، عمدتاً جهان درونی‌ خود را در غزل و مثنوی‌هایش به تصویر می‌کشد و چون دیگر شاعران عارف‌مسلک قرن هشتم، قناعت، آزادگی و نیک‌اندیشی را گرامی‌تر از اندوخته‌های زودگذر می‌داند. هم‌زمان با ۱۷ دی، روز بزرگداشت خواجوی کرمانی، سراغ شاعر و پژوهشگری رفته‌ایم که جهان خواجوی کرمانی را با درنگ و ژرف‌نگری توصیف می‌کند.

 دکتر سمیه قربان‌پور دلیوند؛ دانش‌آموخته‌ دکتری زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه علامه و مدرس دانشگاه است. او سال‌هاست از دریچهٔ نقد و نظریه آثار سرایندگان گوناگون را واکاوی می‌کند. گفت‌وگویی که در ادامه می‌خوانید، تلاشی برای نزدیک‌شدن به درونمایهٔ اخلاقی آثار خواجوی کرمانی به عنوان یکی از شاعران تأثیرگذار قرن هشتم است. 

 

خواجوی کرمانی؛ شاعری بخشنده و مسافری رنج‌آزموده است.

 

-از نگاه شما، نیکوکاری در نگاه خواجوی کرمانی بیشتر شیوه‌ زیستن است یا یک فضیلت اخلاقی مستقل؟

 دوران زندگی خواجو را باید در دو بخش عمده‌ٔ سفر و حضر بررسی کرد؛ چنان‌که سبک زندگی وی نیز به دوران پیشاصوفی‌گری و صوفی‌گری قابل تقسیم است. در این دو دوره، نگاه خواجو به مفاهیم و پدیده‌ها و مفهوم نیکوکاری متفاوت از یکدیگر است. خواجوی دورهٔ جوانی (قصیده‌سرایی)، عموماً در مدح به دنبال صله‌ستانی و زراندوزی و کسب مال بوده و شاید مفهوم نیکوکاری با این درونمایه در اشعارش مشهود باشد. به‌گمانم در این دوره می‌توان نیکوکاری را با تعریف ویژ‌ه‌ای که گفتیم، نوعی شیوه‌ٔ زندگانی شاعر دانست. 

-شاعر چگونه میان بذل‌وبخشش و آزادی انسان از وابستگی‌های مادی پیوند برقرار می‌کند؟

 دورهٔ پختگی خواجو و به‌طور عمده دوره‌ٔ غزل‌سرایی خواجوی متأخر، از اطوار دوران قصیده‌سرایی‌اش متمایز است. خواجوی صوفی در این فصل از زندگی خود با تکیه بر بردباری در برابر فاقه و تنگدستی، ناملایمات زندگی را تاب می‌آورد و با پرهیز از تکاپوی دوران جوانی در کسب مال، مناعت‌طبعی شگفت‌آور دارد. در این دوره، خواجو از اشتغال به امور مادی و شهوات دنیوی کناره می‌گیرد و انگار در این بستر، تعلقات مادی خود را بذل اندیشه‌ها و سیره‌ٔ عرفانی خود می‌کند. 

-در شعر خواجو، نیکوکاری بیشتر پاسخی به رنج دیگران است یا نتیجه‌ استغنای درونی شاعر؟

 با توجه به اوضاع اجتماعی زمانه‌ٔ شاعر و از رهگذر بررسی آثار خواجو، اشکال گوناگون مفهوم نیکوکاری، می‌تواند آمیزه‌ای از واکنش به رنج دیگران و استغنای درونی شاعر باشد. خواجو در زمانه‌ٔ آشوب، ستم، رنج و اختناق، انسانی منفعل و عافیت‌طلب نیست و رنج انسانی در اشعارش بازتاب یافته است. از دیگر سو، سبک زندگی‌اش در سفرهای دورودراز و مخاطرات آن، به نوعی استغنای وجودی در وی منجر شده است. 

-خواجو چگونه میان بخل، فقر، کرم و غنا مرزبندی ارزشی ایجاد می‌کند؟

 جست‌وجوی کلیدواژگانی چون بخل، فقر، کرم و غنا و تعیین مرزهای آن‌ها مستلزم ارجاع جزء‌به‌جزء به اشعار خواجوست، اما آن‌چه مسلم است این‌که خواجوی متأخر با لمس بسیاری ناملایمات و همچنین تمایلات عرفانی و صوفی‌گری، ضمن نقد بسیاری رذایل اخلاقی و پرده‌دری درخصوص برخی رفتارهای مزوّرانه، مرزبندی‌های مشخصی را ایجاد می‌کند. در اشعار دوران میان‌سالی او مضامینی چون بدبینی به دنیای گذران، انزوا و عبرت‌آموزی عرضه شده که ریشه در اندیشه‌های شاعر دارد. در این دوره از زندگی خواجو، بخل و حبّ دنیا جایی ندارد و ملک دنیا بادی بیش نیست: 

پیش صاحب‌نظران ملک سلیمان بادست

بلکه آن است سلیمان که ز ملک آزاد است

 در این  شرایط که به قول خودش «نانی به دست می‌نکند بی‌مجادله»، شاید بخشندگی در معنای بذل مادیات، قابل طرح نباشد، اما در تمام ذمّ و مدح‌هایش صلاح و فلاح مردم را در نظر دارد و غزل‌هایش نیز دربردارنده‌ٔ مفهوم عشق ملازم آزادگی، اتکا بر توانایی‌های انسانی و نفی حقارت است. 

-همدلی با خستگان و رنج‌دیدگان در شکل‌گیری تصویر انسان مطلوبِ خواجو چه نقشی دارد؟

 همان‌طور که گفته شد، زمانه‌ای که خواجو در آن به سر می‌برده، یکی از آشفته‌ترین ادوار تاریخ است. عصر نابه‌سامانی، تزلزل محورهای ارزشی، وضعیت بد اقتصادی، دست‌درازی به مال مردم، بروز قحطی و... که در اشعار خواجو بازتاب یافته است. انسان این عصر، انسانی متحیّر و مستاصل است و در کلام رمزگرا و ایهام‌گزین خواجو، تصویری از انسان مبارز و بااراده و آزاده رسم می‌شود. او در این آشفته‌بازار می‌گوید:

هرچه به خون جگر آرد به دست 

صرف کند در قدمِ هر که هست

 و از این طریق، در نگاه خواجو، نیکوکاری نسبتی مستقیم با کرامت نفس و عزت نفس برقرار می‌کند. 

 

خواجوی کرمانی؛ شاعری بخشنده و مسافری رنج‌آزموده است.

 

-شاعری چون خواجو چگونه با تأکید بر ناپایداری جهان، به نیکوکاری معنای انسانی و ماندگار می‌دهد؟

 با نظر به تقسیم‌بندی ابتدایی‌ای که داشتیم، در دو دوره‌ٔ زندگانی خواجو، دوره‌ٔ نخست زمان تجربه‌اندوزی، ماجراجویی، پیروی از نعمات دنیوی و دوره‌ٔ دوم زمان عبرت‌اندوزی و وقوف به بی‌اعتباری دنیاست. اگر با مسامحه، مضامین اشعار خواجوی متقدم را تلاشی در جهت برخورداری از زندگانی دنیوی بدانیم، آن‌گاه مضامین شعری دوره‌ٔ دوم زندگانی خواجو تلاشی‌ست برای شناساندن بی‌اعتباری دنیا، وارستگی انسان و توان مقابله‌ٔ وی با هرآنچه او را به حقارت می‌کشاند. این تصویری که ارائه می‌شود، منِ شاعر یا همان انسان آرمانی از دیدگاه اوست.

-به نظر شما نیکوکاری در شعر خواجو نوعی اخلاق عرفی، اجتماعی است یا صرفاً تحت تأثیر باورهای عرفانی، مذهبی او قرار دارد؟

 خواجو مسلمانی پاک‌اعتقاد است و در مدایح خود دلبستگی‌اش به باورهای دینی را انعکاس می‌دهد. در عین حال اگرچه شاید نتوان او را عارف و صوفی مفرِط دانست، اما باورهای عرفانی منحصر به خویش را داراست. ازاین‌روی نمی‌توان گرایش‌های انسان‌دوستانه‌ٔ او را معطوف به اخلاق عرفی دانست، زیرا آن‌ها از باورهای قلبی وی برخاسته‌ و بالیده‌اند. 

-تصویر انسان در برخی شعرهای خواجو کم‌وبیش انسانی بخشنده، قانع و مستقل است. این تصویر را برگرفته از کدام اندیشه‌‌های عرفانی، فلسفی می‌دانید؟

 در برخی از اشعار خواجو به ویژه قصایدی که به مدح پیامبر و خاندان وی پرداخته، مثنوی روضةالانوار و برخی غزلیات؛ تصویری که از انسان یا همان خود شاعر، ارائه می‌شود، بخشنده، قانع، باصلابت، باورمند و منتقد به ناهنجاری‌ها و ریاکاری‌هاست. بخشی از این ویژگی‌ها مانند: قناعت، بلندنظری، وارستگی و دنیاگریزی را می‌توان به تجربیات عرفانی خواجو نسبت داد، اما در این میان، برخی از این ویژگی‌های انسانی نیز حاصل مواجهه‌ٔ خواجو با زندگی پرمشقّت است. ترک کرمان و سیر در حجاز، شام، مصر، بیت‌المقدس، عراق عرب و عجم و فارس، از او انسانی رنج‌آزموده ساخته که تصویر این انسان با فلسفهٔ خاص خود، در شعرهایش مشاهده می‌شود.

 

خواجوی کرمانی؛ شاعری بخشنده و مسافری رنج‌آزموده است.

 


ارسال دیدگاه
captcha