یادداشت نشریه فوربس: ادغام در نهادهای مدنی و خیریه؛ انتخابی جسورانه برای اثرگذاری بیشتر
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، نشریه «فوربس» (Forbes)، در یک یادداشت تحلیلی با نام «چرا ادغام در نهادهای غیرانتفاعی باید یک راهبرد اثرگذاری دیده شود، نه شکست» با قلم «کت وارد»، با گفتوگوهای میدانی با مدیران ارشد بخش غیرانتفاعی در آمریکا به دادههای جدیدی میرسد. بر اساس این یادداشت، در سالهای اخیر، عرصه امور خیریه و فعالیتهای مدنی در بسیاری از کشورها با تغییرات جدی و پیدرپی روبهرو بوده است. فشارهای اقتصادی، افزایش نیازهای اجتماعی، کاهش منابع مالی ثابت، تغییر شیوههای مشارکت مردم و رقابت فزاینده برای جذب حمایتها، بسیاری از سازمانهای مردمنهاد را با یک پرسش مهم مواجه کرده است: چگونه در چنین شرایطی میتوان مأموریت سازمان خود را حفظ کرد و همچنان اثرگذار ماند؟
در چنین فضایی، همکاریهای نزدیکتر، همافزایی و حتی ادغام میان نهادهای همهدف، دیگر فقط یک گزینه اضطراری نیست؛ بلکه بهعنوان راهکاری هوشمندانه برای پایداری و تقویت اثرگذاری مطرح میشود. تجربه کشورهایی دیگر نیز نشان میدهد که بسیاری از چالشهای امروز، گرچه با شدتهای متفاوت، برای نهادهای مدنی ایران قابلدرک و الهامبخش است.
ادغام نهادهای مدنی؛ راهبرد اثرگذاری، نه نشانه شکست
نویسنده در یادداشت خود به تعاملات خیریه و هادهای مدنی در آمریکا در ماههای اخیر میپردازد و میگوید: زمزمههایی که سالها فقط در جلسات پشتپرده شنیده میشد، اینبار آشکارتر شده است. مدیران نهادهای خیریه و سازمانهای مردمنهاد در امریکا در گفتوگوهای دوستانه، تماسهای خصوصی و نشستهای تخصصی بیش از گذشته از این موضوع سخن میگویند که شاید برای ادامه مسیر و دستیابی به اثرگذاری بیشتر، ناچار به ادغام، مشارکتهای راهبردی یا همکاریهای عمیق باشند.
یکی از مدیران باسابقه در گفتوگویی صریح با نویسنده یادداشت، میگوید: فضا دوباره شبیه دوران رکود بزرگ شده (رکود بزرگ آمریکا در ۲۰۰۸–۲۰۰۹)؛ همان زمانی که بحث ضرورت یکپارچگی و همافزایی همهجا مطرح بود. هرچند در دوران همهگیری کرونا نیز صحبتهایی از این جنس طرح شد، اما آن دوره برخلاف انتظار موجب کاهش تعداد نهادهای مدنی نشد؛ حتی سال ۲۰۲۰ رکورد ثبت سازمانهای جدید را شکست. با این حال، امروز با کاهش منابع، فشارهای شدید بر نیروی انسانی و افت حمایتهای دولتی، بخش مدنی و خیریه با شرایطی مواجه است که شاید از یک دهه گذشته هم جدیتر باشد.
مدیران سازمانهای مردمنهاد در آمریکا حالا باید با منابع کمتر، نیازهای بیشتری را پاسخ دهند. نگاهها به پایداری مالی تغییر کرده و بسیاری از نهادها به امکان همکاری، همافزایی یا ادغام فکر میکنند. این موضوع دیگر یک بحث پشتپرده نیست؛ دادهها هم آن را تأیید میکنند که ۳۴ درصد مدیران، همکاری راهبردی با بخش خصوصی را بررسی کردهاند؛ ۱۹ درصد بهتازگی با یک سازمان مشابه ادغام شدهاند و ۵۱ درصد گفتهاند در سال آینده احتمال ادغام با یک نهاد همهدف «زیاد» یا «قابلتوجه» است.
موانع واقعیاند، اما فقط ساختاری نیستند
ادغام نهادهای مدنی از لحاظ حقوقی، مالی و مدیریتی فرآیندی پیچیده است. از تصویب اولیه تا ساختاردهی به سازمان جدید، همهچیز نیازمند دقت و بررسی است. ارزیابی داراییها یا منابع، که در بخش خصوصی قواعد روشنی دارد، در نهادهای مدنی سختتر است؛ زیرا منابع آنها عمدتاً شامل کمکهای مردمی، بودجههای محدودشده یا نیروی داوطلب است. در کنار این موارد، اطلاعرسانی درست به خیرین و ذینفعان نیز چالشی مهم است؛ چراکه نگرانیهایی درباره هویت سازمان، استمرار خدمات یا برداشتهای غلط درباره «ضعف» ایجاد میکند.
اما سختترین بخش این مسیر، همیشه ساختار نیست، انسانها هستند.
یکی از استادان دانشگاه جملهای دارد که بسیاری از فعالان مدنی آن را با تمام وجود درک میکنند: وظیفه یک مدیر بخش غیرانتفاعی این نیست که سازمان را زنده نگه دارد؛ بلکه باید مأموریت را زنده نگه دارد. این دو معمولاً در یک مسیرند، اما گاهی در تضاد قرار میگیرند. دلبستگی به نام سازمان، تاریخچه، شیوه کاری یا حتی برند، گاهی باعث میشود ایده ادغام یا همافزایی کمتر دیده شود. در نتیجه، وفاداری به سازمان جایگزین وفاداری به مأموریت میشود و اینجا همان نقطهای است که ممکن است منافع جامعه هدف مفغول بماند.
چه کسانی میتوانند این مسیر را ممکن کنند؟
۱. هیأتمدیرههای شجاع: اعضای هیأتمدیره باید از این تصور که ادغام به معنای شکست است فاصله بگیرند. درست است که وظیفهشان صیانت از سازمان است، اما «حفظ وضع موجود» همیشه نشانه موفقیت نیست. بهتر است بپرسند: آیا ساختار فعلی بهترین راه تحقق مأموریت ماست؟. پاسخ این پرسش میتواند مسیر آینده را روشن کند.
۲. رهبران جسور: مدیران عامل ممکن است در صحبتهای غیررسمی به ادغام اشاره کنند، اما طرح رسمی آن با کارکنان و هیأتمدیره نیاز به جسارت دارد. آنها باید بتوانند از دغدغهها، عواطف، مقاومتها و حساسیتها عبور کنند و گفتوگوهای سخت، اما ضروری را پیش ببرند. ایجاد اجماع در چنین تصمیمی ساده نیست، اما ممکن است تنها مسیر حفظ مأموریت باشد.
۳. خیرین و نیکوکاران آیندهنگر: ادغام از مرحله بررسی اولیه تا اجرای نهایی نیازمند حمایت مالی و فنی است. برخی بنیادهای نیکوکاری در نقش «پیونددهنده» ظاهر شدهاند و سازمانهای مناسب را به یکدیگر معرفی میکنند. حمایت خیرین میتواند نقش حیاتی در مدیریت تغییر، شکلگیری ساختار جدید و افزایش تابآوری سازمانها داشته باشد. در کنار آن، حضور مشاوران متخصص داوطلب (از حقوقی و منابع انسانی تا ارتباطات) میتواند نهادها را از مسیرهای پیچیده عبور دهد؛ تخصصهایی که اغلب برای سازمانهای مردمنهاد هزینهبر است.
انتخاب امروز، آینده بخش غیرانتفاعی را میسازد
ادغام و همافزایی نباید تصمیمی عجولانه یا ناشی از اضطراب باشد. چنین اقدامی زمانی درست است که به ظرفیت بالاتر، کارآمدی بیشتر و دامنه اثر گستردهتر منجر شود. اما از سوی دیگر، استقلال سازمانی نباید به خودی خود تبدیل به تابو یا خط قرمز شود. اگر ادغام و همکاریهای عمیق را بهعنوان راهی برای پاسداری از مأموریت، افزایش اثرگذاری و تضمین پایداری بلندمدت ببینیم، میتوانیم آیندهای توانمندتر برای بخش غیرانتفاعی بسازیم. رهبران مدنی امروز شاید در مسیر آسانی قدم نگذارند، اما قرار نیست این مسیر را تنها طی کنند. چه با ادغام کامل و چه از طریق مشارکتهای خلاقانه، همچنان یک حقیقت قدیمی پابرجاست: با هم، دورتر میرویم.
شورانگیز داداشی
منبع: