شیرهای اوگاندا در آستانه ناپدیدشدن/تلاش مشترک دولت و یک سازمان غیردولتی برای نجات حیاتوحش
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، جمعیت شیرها در پارک ملی محل زندگی شیرهای درختنورد در اوگاندا طی چند دهه بیش از ۹۰ درصد کاهش یافته است. بر اساس آمار سازمان حیاتوحش اوگاندا، جمعیتی که در اواخر دهه ۱۹۷۰ حدود ۴۰۰ قلاده بود، در سال ۲۰۲۲ به ۳۹ قلاده رسید. وضعیت در بخش ایشاشا، در جنوب پارک، حتی نگرانکنندهتر است و اکنون کمتر از پنج شیر در این منطقه باقی مانده است. ایشاشا بهدلیل حضور شیرهای درختنورد شهرت دارد و یکی از جاذبههای مهم گردشگری حیاتوحش اوگاندا محسوب میشود، اما کاهش زیستگاه و طعمهها، تلههای شکارچیان و بهویژه تعارض میان حیاتوحش و جوامع محلی، بقای شیرها را تهدید میکند.
شیرها گاه به دامهای روستاییان حمله میکنند و در مقابل، برخی دامداران برای محافظت از دامهای خود دست به کشتن تلافیجویانه آنها زدهاند. از سال ۲۰۱۸ چندین مورد مرگ شیرها در اطراف پارک گزارش شده و در یکی از جدیترین حوادث، در سال ۲۰۲۱ طعمه مسموم دستکم شش شیر را کشت. اواخر سال ۲۰۲۵ نیز سه شیر دیگر در شرایط مشابه تلف شدند.
همکاری دولت و یک سازمان غیردولتی
در واکنش به این بحران، سازمان حیاتوحش اوگاندا (UWA) و انجمن حفاظت از حیاتوحش (WCS) یک همکاری ۱۰ساله را برای مدیریت و حفاظت از بخش ایشاشا آغاز کردهاند؛ منطقهای حدود ۵۰۰ کیلومترمربع که بخشی از پارک ملی است. بر اساس این توافق، سازمان حیاتوحش اوگاندا همچنان مسئولیت اصلی حفاظت و اجرای قانون را بر عهده دارد و انجمن حفاظت از حیاتوحش در مدیریت تنوع زیستی، ارتباط با جوامع محلی و توسعه فعالیتهای گردشگری مشارکت میکند.
این همکاری نشان میدهد که نقش سازمانهای غیردولتی در حفاظت از حیاتوحش لزوماً به تأمین منابع مالی یا اجرای پروژههای محدود خلاصه نمیشود و میتواند بخشی از مدیریت عملی یک زیستبوم را نیز دربرگیرد. در این مدل، دولت مسئولیت حاکمیتی خود را حفظ میکند و سازمان غیردولتی با تخصص و تجربه خود به اجرای برنامههای حفاظتی کمک میکند.
حفاظت از شیرها از مسیر حمایت از مردم
یکی از محورهای اصلی این همکاری، کاهش تعارض میان حیاتوحش و جوامع محلی است. انجمن حفاظت از حیاتوحش (WCS) قرار است با ساکنان منطقه درباره راهکارهای پیشگیری از حمله شیرها به دامها گفتوگو کند و برای کاهش این تعارض، زیرساختهایی مانند جایگاههای امن برای دامها و چاههای آب ایجاد شود. این سازمان همچنین قصد دارد افرادی از روستاها و شهرهای اطراف ایشاشا را بهعنوان «نگهبان شیرها» و نیروهای دیدهبان به کار گیرد. به این ترتیب، حفاظت از حیاتوحش میتواند از فعالیتی صرفاً دولتی به برنامهای مشارکتی تبدیل شود؛ برنامهای که در آن ساکنان محلی نه فقط با محدودیتهای ناشی از وجود پارک، بلکه با منافع و مسئولیتهای حفاظت نیز درگیر میشوند.
با این حال، حتی اجرای این اقدامات نیز ممکن است برای بازگرداندن جمعیت شیرها کافی نباشد. با باقیماندن کمتر از پنج شیر در ایشاشا، احتمال بازسازی طبیعی جمعیت بسیار پایین است و احتمال انتقال تعدادی شیر از مناطق دیگر برای تقویت جمعیت مطرح شده است. اما پیش از چنین اقدامی، عواملی که موجب کاهش جمعیت شدهاند باید کنترل شوند؛ زیرا انتقال حیوانات بدون حل تعارض با جوامع محلی و کاهش تهدیدهای موجود، ممکن است تنها مشکل را به منطقهای دیگر منتقل کند.
آزمونی برای یک مدل جدید حفاظت
این همکاری در شرایطی آغاز شده که درباره نحوه اجرای قوانین حفاظت از حیاتوحش و رفتار برخی نیروهای محیطبانی اوگاندا نیز انتقادهایی مطرح بوده است. گزارشهایی درباره خشونت علیه افراد متهم به شکار غیرقانونی و تنش میان نیروهای حفاظتی و برخی جوامع محلی، اهمیت نظارت و پاسخگویی را در مدیریت پارکها افزایش داده است. از همین رو، توافق جدید علاوه بر حفاظت از تنوع زیستی، بر سازوکارهای رسیدگی به شکایتها، رعایت حقوق بشر و اصول رفتاری برای نیروهای درگیر در حفاظت نیز تأکید دارد.
سرنوشت شیرهای ایشاشا اکنون به آزمونی برای این مدل مدیریت تبدیل شده است. نجات جمعیتی که به کمتر از پنج شیر رسیده، صرفاً با افزایش گشتهای حفاظتی یا انتقال چند حیوان ممکن نخواهد بود. حفاظت پایدار زمانی امکانپذیر است که مدیریت دولتی، تخصص سازمانهای غیردولتی، مشارکت جوامع محلی و منافع اقتصادی ناشی از گردشگری در کنار یکدیگر قرار گیرند. تجربه ایشاشا نشان میدهد که حفظ یک گونه، بدون توجه به مردمی که در کنار زیستگاه آن زندگی میکنند، دشوار و گاه ناممکن است؛ و سازمانهای غیردولتی میتوانند با ایجاد پیوند میان حفاظت، مشارکت اجتماعی و پاسخگویی، بخشی از این شکاف را پر کنند.
منبع: