به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، «دانشگاه لستر»، یکی از دانشگاههای مطرح انگلیس، پویشی بلندپروازانه را با نام «بنیانگذاران آینده- ۲۱۲۱» (Founders of the Future) آغاز کرده است. هدف این کمپین جمعآوری ۱۰۰ میلیون پوند برای تأمین هزینههای تحقیقات و آموزشهایی است که بتوانند زندگی انسانها را متحول کنند. این پویش، بزرگترین اقدام خیرخواهانه دانشگاه از زمان تأسیس آن در سال ۱۹۲۱ محسوب میشود و حول چهار محور اصلی تعریف شده است: مردم، کره زمین، سلامت و فرهنگ. پروژههای اولویتدار در این محورها بهگونهای طراحی شدهاند که با یکدیگر همپوشانی داشته باشند. دانشگاه میگوید ترویج یک فرهنگ پویا و فراگیر میتواند به جامعهای سالمتر، سیارهای سالمتر و جمعیتی سالمتر منجر شود.
ماجرا از کجا آغاز شد و این صندوق دقیقاً چطور کار میکند؟
در سال ۱۹۲۱، پزشکی محلی به نام دکتر آستلی کلارک در شهر لیدینگتون انگلیس، مبلغی معادل ۱۰۰ پوند اهدا کرد تا یک کالج محلی در لسترشایر تأسیس شود. این مبلغ امروز شاید ناچیز به نظر برسد، اما آن ۱۰۰ پوند «سرمایه بذری» بود که یک قرن بعد، به دانشگاهی با بیش از ۱۰۰ هزار دانشآموخته در سراسر جهان تبدیل شد. این پویش، در واقع نسخه تکاملیافته همان ایده ۱۰۰ سال پیش است: یک اهدای کوچک، اگر درست مدیریت شود، میتواند به یک جریان پایدار مالی برای نسلها تبدیل شود.
در این رویکرد، اهداکنندگان پول را به یک «صندوق موقوفه دانشگاهی» (Endowment Fund) واریز میکنند. این پول خرج نمیشود، بلکه سرمایهگذاری میشود. هر سال فقط بخشی از سود این سرمایهگذاری — معمولاً بین ۴ تا ۵.۵ درصد — برداشت و صرف اهداف مورد نظر اهداکننده میشود. باقی سود دوباره سرمایهگذاری میشود تا ارزش صندوق در برابر تورم حفظ شود و برای همیشه پایدار بماند.
برای مثال، اگر کسی ۱۰۰ هزار دلار به یک صندوق موقوفه دانشگاهی اهدا کند، با نرخ برداشت ۴.۶ درصد، سالانه حدود ۴۶۰۰ دلار برای بورسیه یا پژوهش اختصاص مییابد — بدون اینکه اصل پول تمام شود. یعنی یک اهدای یکباره، به یک منبع درآمد ابدی تبدیل میشود.
به این ساختار، «صندوق بیننسلی» (Intergenerational Fund / Intergenerational Endowment) هم گفته میشود: صندوقی که اصل سرمایه آن برای نسلهای آینده حفظ میشود و تنها از بازده آن استفاده میگردد. این مدل بر اصل «عدالت بیننسلی» (Intergenerational Equity) استوار است: نسل فعلی فقط از منافع سرمایه بهره میبرد، نه از اصل آن، تا نسلهای بعدی نیز از همان منبع پایدار بهرهمند شوند. در کمپین دانشگاه لستر، هدف ۱۰۰ میلیون پوندی قرار است به چنین صندوقی تبدیل شود تا موتور مالی دانشگاه برای قرن دوم حیاتش باشد. این سازوکار از سنت وقف دانشگاهی (endowment) و خیرخواهی نهادی (philanthropy) در انگلیس و آمریکا برخاسته است: صندوقی که اصل آن حفظ میشود، بازده آن سالانه خرج میشود، و مدیریت آن به نهادهای تخصصی سپرده میشود.
چه چیزی در رویکرد دانشگاه لستر نوآورانه است؟
اگر فقط به عدد ۱۰۰ میلیون پوند نگاه کنیم، ممکن است این کمپین شبیه یک پویش معمول جذب کمک به نظر برسد. اما نوآوری اصلی دانشگاه لستر در خود عدد نیست؛ در طراحی نهادی و روایی این کمپین است. دانشگاه لستر بهجای اینکه از مردم بخواهد «به دانشگاه کمک کنند»، یک روایت مشخص ساخته است: دانشگاه از کجا آمده، به کجا میخواهد برود، و هر کمک چه جایگاهی در آن مسیر دارد.
۱. پیوند کمپین با ریشههای محلی، نه با یک شعار انتزاعی: کمپین «۲۱۲۱: بنیانگذاران آینده» از راتلند شروع شد؛ همان شهرستانی که دکتر آستلی کلارک، یکی از بنیانگذاران دانشگاه، از آن برخاسته بود. نشان اسب نعل طلایی راتلند هنوز روی نشان رسمی دانشگاه است. دانشگاه این تاریخ را به یک دارایی ارتباطی تبدیل کرده است: به مردم راتلند میگوید شما فقط اطراف دانشگاه نیستید؛ شما در بطن این دانشگاه حضور دارید. بورسیه «سر لارنس هاوارد راتلند» هم دقیقاً بر همین منطق بنا شده است: کمک به دانشجویان همان منطقه، از محل مشارکت خیرخواهانه. این رویکرد، کمپین را از یک درخواست عمومی به یک دعوت محلی و هویتمحور تبدیل میکند.
۲. تبدیل کمک کوچک به یک مسیر بلندمدت: دانشگاه لستر بهجای تمرکز صرف بر کمکهای بزرگ، بر مشارکتهای خرد و متوسط هم حساب میکند. بورسیه سر لارنس هاوارد نمونهاش است: سالانه ۲۰۰۰ پوند، در مجموع ۶۰۰۰ پوند طی سه سال. این مبلغ شاید در مقیاس بودجه دانشگاه کوچک باشد، اما برای یک دانشجوی پزشکی که پدر یا مادر است، یا برای کسی که در کنار تحصیل کار میکند، میتواند تفاوت میان ادامه دادن و رها کردن باشد. مایکل دیبرن، دانشجوی سال دوم پزشکی و پدر یک کودک سهساله، میگوید این بورسیه به همسرش اجازه داده شغل پایدارتری پیدا کند و فشار مالی خانوادهشان بهشدت کاهش یابد. هالی-آن هیلی، دانشجوی سال چهارم پزشکی، توانسته شیفتهای کاریاش را با مطالعه و کارآموزی بالینی هماهنگ کند. دانشگاه اینجا از مدل «کمک بزرگ، اثر بزرگ» فاصله میگیرد و میگوید اثر پایدار میتواند از کمکهای هدفمند و تکرارپذیر بسازد.
۳. ترکیب چهار محور بهجای بخشبندی جداگانه: کمپین، حول چهار محور «مردم»، «کره زمین»، «سلامت» و «فرهنگ» طراحی شده است. نوآوری اینجاست که این محورها جدا از هم دیده نمیشوند. دانشگاه میگوید فرهنگ پویا به جامعه سالمتر، سیاره سالمتر و مردم سالمتر کمک میکند. این نگاه سیستمی، کمپین را از یک مجموعه پروژههای پراکنده به یک روایت یکپارچه از آینده تبدیل میکند.
۴. استفاده از روایت انسانی و چهرههای فرهنگی: دانشگاه لستر برای جلب توجه، فقط به آمار و اعداد تکیه نکرده است. روایت دانشجویانی مثل مایکل دیبرن و هالی-آن هیلی نشان میدهد کمک خیرخواهانه چه تأثیر واقعی بر زندگی افراد دارد. در کنار آن، حضور چهرههایی مثل ریچارد آرمیتاژ، بازیگر سهگانه «هابیت»، و سرجیو پیتزورنو، خواننده گروه کازابیان — هر دو از اهالی لسترشایر — کمپین را از یک اطلاعیه اداری به یک رویداد فرهنگی تبدیل کرده است. دانشگاه از سرمایه نمادین هنرمندان برای تقویت سرمایه اجتماعی خود استفاده میکند.
۵. نگاه صدساله و هدف ۱۰۰ میلیون پوندی: نام کمپین — ۲۱۲۱ — تصادفی نیست. دانشگاه در سال ۱۹۲۱ تأسیس شده و اکنون برای قرن دوم حیاتش هدفگذاری کرده است. هدف ۱۰۰ میلیون پوندی هم فقط یک عدد تبلیغاتی نیست؛ قرار است به یک صندوق دائمی تبدیل شود که سالانه بخشی از بازده آن برای بورسیه، پژوهش و زیرساخت خرج شود. دانشگاه بهجای بودجه سالانه، به دنبال یک موتور مالی بیننسلی است.
۶. گسترش جهانی بدون از دست دادن ریشه محلی: در آوریل ۲۰۲۶، دانشگاه لستر این کمپین را در نیویورک هم رونمایی کرد. این رویداد در جریان یک مأموریت سرمایهگذاری بریتانیا انجام شد و با دیدارهایی با چهرههای سیاسی و اقتصادی همراه بود. دانشگاه همکاری خود را با مؤسسه اسمیتسونیان تمدید کرد و روابط علمیاش را با دانشگاههای «هاروارد و ام آی تی»، مستحکمتر ساخت. این حرکت نشان میدهد کمپین لستر یک پویش محلی نیست؛ یک استراتژی جهانی است که ریشههای محلی را حفظ کرده و از آن برای جذب منابع و اعتبار بینالمللی استفاده میکند.
۷. نهادسازی شفاف و حرفهای: نکته کلیدی که این کمپین را از یک کار خیرخواهانه ساده جدا میکند، وجود یک ساختار نهادی حرفهای در پشت آن است. دانشگاه لستر کمکها را جمع، سرمایهگذاری و بر اساس اولویتهای مشخص توزیع میکند. تاکنون بیش از ۳۳ میلیون پوند از ۳۳۰۷ اهداکننده جذب شده است. این شفافیت و هدفگذاری، اعتماد اهداکننده را جلب میکند.
آیا این مدل برای بنیادهای خیریه دانشگاهی در ایران قابل استفاده است؟
در ایران، دانشگاهها عمدتاً به بودجه دولتی و شهریه متکی هستند. مدل دانشگاه لستر نشان میدهد که یک دانشگاه میتواند با نهادسازی شفاف، روایتسازی هویتمحور و هدفگذاری بلندمدت، مشارکت خیرخواهانه را به یک منبع مالی پایدار تبدیل کند. با این حال، این مدل با وقف به معنای سنتی اسلامی تفاوتهایی دارد؛ مهمترین تفاوت در نهادسازی است: مدیریت تخصصی صندوق، حسابرسی مستقل، و ارتباط مستمر با اهداکنندگان. همین سه عنصر است که مشارکت خیرخواهانه را از یک عمل موردی به یک جریان مالی پایدار تبدیل میکند. این سبک از اداره یک بنیاد دانشگاهی باید بر سه اصل استوار باشد:
-
نهادسازی شفاف: ایجاد ساختاری که اهداکننده بداند پولش کجا میرود و چه تأثیری دارد.
-
هدفگذاری بلندمدت: تعریف صندوقهایی که اصل آنها حفظ شود و فقط بازدهشان خرج شود.
-
روایتسازی هویتمحور: پیوند دادن کمپین به تاریخ و ریشههای محلی نهاد، نه صرفاً به نیاز مالی.
آنچه دانشگاه لستر را از بسیاری از نهادهای آموزشی متمایز میکند، نه اندازه کمپین است و نه مبلغ هدفگذاریشده؛ بلکه منطقی است که پشت آن ایستاده: صندوق بیننسلی. صندوقی که اصل آن متعلق به امروز نیست، به فردا تعلق دارد. نسل فعلی فقط حق استفاده از بازده آن را دارد و موظف است اصل را دستنخورده به نسل بعد بسپارد.
این مدل، مشارکت خیرخواهانه را از یک رابطه دوسویه میان اهداکننده و نهاد، به یک سازوکار توزیع بیننسلی منابع تبدیل میکند. در این چارچوب، اهداکننده صرفاً به یک نهاد مشخص کمک نمیکند؛ در یک تداوم نهادی سهیم میشود که فراتر از دوره مدیریت او عمل میکند. در سوی دیگر، نهاد نیز بر اساس چرخههای بودجه سالانه، برنامهریزی بلندمدت را جایگزین میکند.