کد خبر:۶۵۳۶
ترجمه یادداشت:

تجربه بنیاد ریلیانس: معماری امید؛ از نیکوکاری تا نهادسازی

نیکوکاری اگر تنها به رفع نیاز‌های فوری محدود بماند، با پایان کمک پایان می‌یابد؛ اما نهادسازی می‌تواند اثر آن را به نسل‌های بعد منتقل کند. تجربه بنیاد ریلیانس در هند با الهام از اندیشه‌های مهاتما گاندی درباره خدمت و بهروزی همگان، نمونه‌ای از این نگاه است؛ نگاهی که به جای تمرکز صرف بر بخشش، بر ساختن مدرسه، دانشگاه، بیمارستان و دیگر نهاد‌هایی تأکید دارد که فرصت، توانمندی و امکان تغییر پایدار را برای انسان‌ها فراهم می‌کنند.
نیکوکاری و نهادسازی  در هند

  به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، نیتا امبانی، بنیان‌گذار و رئیس بنیاد خیریه ریلیانس هند، در مقاله‌ای در مجله تایم (TIME) منتشر شده در ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۶، درباره نیکوکاری و نهادسازی به تجربه بنیاد خیریه ریلیانس در هند پرداخته است. از نگاه نویسنده، مهاتما گاندی خدمت به دیگران را یکی از والاترین شکل‌های تحقق انسان می‌دانست. دو مفهوم رفاه و به‌روزی همگان (Sarvodaya) و تلاش برای بهبود وضعیت محروم‌ترین و به حاشیه رانده‌شده‌ترین افراد جامعه (Antyodaya)، در اندیشه او برای فهم این نگاه اهمیت ویژه‌ای دارند.

 این دو مفهوم، نیکوکاری را صرفاً به کمک به نیازمندان تقلیل نمی‌دهند؛ بلکه آن را به مسئولیتی برای ارتقای توان و کیفیت زندگی جامعه پیوند می‌زنند. در چنین نگاهی، پرسش اصلی فقط این نیست که «چه چیزی ببخشیم؟»، بلکه این است که چگونه می‌توان شرایطی ایجاد کرد که افراد بتوانند خودشان مسیر زندگی‌شان را تغییر دهند. از همین منظر، نهادسازی می‌تواند یکی از ماندگارترین شکل‌های نیکوکاری باشد.

 جوامع آینده خود را از طریق نهادهایی که ایجاد می‌کنند می‌سازند، مانند مدرسه، دانشگاه، بیمارستان، آزمایشگاه علمی، موزه و سازمان‌های اجتماعی. کمک مالی ممکن است یک نیاز فوری را برطرف کند، اما یک نهاد می‌تواند برای دهه‌ها فرصت ایجاد کند، دانش تولید کند، انسان تربیت کند و ظرفیت حل مسائل اجتماعی را افزایش دهد.

 این ایده در عمل به محور فعالیت‌های بنیاد ریلیانس تبدیل شده است. نویسنده درباره فلسفه فعالیت‌های بشردوستانه خود تأکید می‌کند که مهم‌ترین چیزی که یک معلم به کودک می‌دهد، صرفاً دانش نیست؛ بلکه اعتماد به نفس و توانمندی برای استفاده از آن دانش است. به باور او، بسیاری از انسان‌های توانمند و مستعدی که در سراسر هند دیده است، بیش از آنکه به کمک مستقیم نیاز داشته باشند، به فرصت نیاز دارند؛ فرصتی برای یادگیری، خلق‌کردن و مشارکت در جامعه.

 همین نگاه در مجموعه‌ای از برنامه‌ها و نهادهای بنیاد ریلیانس دنبال شده است؛ از ایجاد مدرسه بین‌المللی دهیروبای و توسعه دانشگاه، تا ارائه خدمات سلامت با کیفیت و قابل دسترس (بیمارستان بنیاد ریلیانس سر اچ. ان.)، حمایت از هنر و فرهنگ (مرکز فرهنگی نیتا)، فراهم‌کردن فرصت برای میلیون‌ها صنعتگر و پیشه‌ور و فعالیت در زمینه حفاظت و مراقبت از حیوانات. اهمیت این اقدامات، در این نگاه، صرفاً در تعداد افرادی نیست که از خدمات آن‌ها بهره‌مند می‌شوند، بلکه هدف نهایی، ایجاد زیرساخت‌هایی است که بتوانند فرصت را در مقیاسی بزرگ‌تر و برای مدت طولانی‌تری در اختیار جامعه قرار دهند.

 این همان تفاوت میان کمک‌رسانی و نهادسازی است. کمک‌رسانی می‌تواند پاسخ مناسبی به یک بحران باشد؛ اما نهادسازی می‌کوشد ظرفیت جامعه را برای مواجهه با بحران‌ها و نیازهای آینده افزایش دهد. البته نهادسازی فرایندی سریع نیست. ساختن یک مدرسه، دانشگاه، بیمارستان یا مرکز فرهنگی و تبدیل آن به نهادی پایدار، نیازمند سرمایه، دانش، مدیریت، صبر و نگاه بلندمدت است. نتیجه چنین سرمایه‌گذاری‌ای نیز لزوماً در زمان حیات بنیان‌گذاران آن قابل مشاهده نیست.

 اما همین ویژگی، نهادسازی را به نوعی سرمایه‌گذاری بین‌نسلی تبدیل می‌کند. نهادی که امروز ساخته می‌شود ممکن است در آینده کارکردهایی پیدا کند که حتی بنیان‌گذارانش تصور نکرده بودند. از این منظر، هدف نهایی نیکوکاری نه آن است که برای همیشه نیازمندانی وجود داشته باشند که به کمک نیاز دارند، بلکه این است که ظرفیت‌هایی برای کاهش و حل پایدار مسائل اجتماعی ایجاد شود.

 بنیاد ریلیانس این ایده را با مفهوم هندی «جهان یک خانواده است» (Vasudhaiva Kutumbakam) پیوند می‌دهد. اگر جامعه انسانی را یک خانواده بزرگ بدانیم، نهادسازی می‌تواند یکی از شکل‌های ماندگار گسترش دایره مسئولیت و مراقبت از دیگران باشد. در این نگاه، نیکوکاری بیش از آنکه با میزان ثروتی که بخشیده می‌شود سنجیده شود، با آینده‌هایی سنجیده می‌شود که به واسطه آن ثروت امکان تحقق پیدا می‌کنند؛ با کودکانی که امکان تحصیل پیدا می‌کنند، بیمارانی که به خدمات سلامت دسترسی می‌یابند، هنرمندانی که فرصت خلق و عرضه اثر پیدا می‌کنند و انسان‌هایی که به جای دریافت کمک مستمر، فرصت پیدا می‌کنند توانایی‌های خود را به کار بگیرند.

 شاید به همین دلیل است که ارزش یک اقدام نیکوکارانه را نمی‌توان فقط در زمان و مکان اجرای آن سنجید. بخشی از نیکوکاری امروز، ساختن امکان‌های فرداست. نهادها می‌توانند پس از فراموش‌شدن نام بنیان‌گذارانشان همچنان به کار خود ادامه دهند و فرصت‌هایی را ایجاد کنند که نسل‌های بعد حتی ندانند چه کسانی نخستین سنگ بنای آن‌ها را گذاشته‌اند. از این منظر، شاید یکی از مهم‌ترین پرسش‌های پیش روی نیکوکاری معاصر این نباشد که «چقدر بخشیده‌ایم؟»، بلکه این باشد که چه چیزی ساخته‌ایم که بدون حضور ما نیز بتواند به زندگی انسان‌ها معنا، فرصت و امکان تغییر بدهد؟


ارسال دیدگاه
captcha