کد خبر:۶۲۸۸
نگاهی بر مستند «زمستان طولانی»؛

پس از «زمستان طولانی» فصل مهاجرت می‌رسد

مستند «زمستان طولانی» به کارگردانی حسن جعفری، روایت یک زوج سالمند در منطقهٔ چهاردانگه ساری است؛ اما اهمیت آن فراتر از زندگی عمو قدمعلی و کلثوم است. فیلم، مهاجرت را از زاویه‌ای انسانی به تصویر می‌کشد؛ جایی که رفتن جوان‌ها فقط خالی‌شدن خانه‌ها نیست، بلکه به تدریج اقتصاد، روابط اجتماعی و حتی معنای ماندن در روستا را تغییر می‌دهد. این مستند ۴۵ دقیقه‌ای در بخش اکران حقیقت پلتفرم هاشور در دسترس مخاطبان است.
مستند زمستان طولانی و مسئلهٔ مهاجرت

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، بیشتر اهالی روستا به شهرهای ساری، نکا و سمنان مهاجرت کرده بودند و دامداری و کشاورزی نیز به دلیل نبود نیروی جوان رو به افول گذاشته بود. تصمیم اصغر؛ آخرین پسرِ عمو قدمعلی، برای مهاجرت، به نقطهٔ مرکزی روایت تبدیل شد؛ تصمیمی که نشان می‌دهد حتی پیوندهای خانوادگی نیز در برابر فشار اقتصادی و نبود چشم‌انداز شغلی، الزاماً مانع مهاجرت نمی‌شوند. این شرح مختصری از فیلم بود که کارگردان زمستان طولانی با ایسنا در میان گذاشته بود.

مهاجرت؛ فراتر از جابه‌جایی

 یکی از وجوه درخورتأمل فیلم، تضاد میان «رفتن» و «ماندن» است. اصغر برای یافتن کار به شهر می‌رود، اما پدرش ماندن در روستا را بخشی از هویت خود می‌داند. او حتی کلید خانه‌های مهاجران را نگه داشته و از خانه‌ها و دام‌های آن‌ها مراقبت می‌کند؛ گویی آخرین نگهبان جامعه‌ای است که اعضایش یکی‌یکی رفته‌اند.

 در اینجا، مهاجرت تنها انتخاب فردی نیست؛ نتیجهٔ زنجیره‌ای از عوامل اقتصادی و اجتماعی است. وقتی دامداری صرفه اقتصادی ندارد و نیروی جوان در روستا باقی نمی‌ماند، مهاجرت هم‌زمان «علت» و «معلول» خالی شدن روستا می‌شود؛ هرچه جمعیت کمتر می‌شود، امکان ادامهٔ زندگی اقتصادی نیز دشوارتر می‌شود.

وقتی «زمستان طولانی» تنهایی را به روستا می‌برد

خانواده‌ای میان دو سبک زندگی

 در روایت فیلم، خانوادهٔ عمو قدمعلی نیز به نوعی تصویری کوچک از همین شکاف است. پدر، زندگی در روستا را با طبیعت، دام و خاطراتش تعریف می‌کند، در حالی که فرزند برای ساختن آینده ناچار است از همان محیط فاصله بگیرد. بنابراین مسئله فقط تفاوت نسل‌ها نیست؛ تفاوت میان دو امکان متفاوت برای زندگی است: ماندنی که از نظر عاطفی معنا دارد،  اما از نظر اقتصادی دشوار شده و مهاجرتی که فرصت کار ایجاد می‌کند، اما فاصله با خانواده و زادگاه را به دنبال دارد.

 رفت‌وآمد اصغر میان شهر و روستا نیز نشان می‌دهد که مهاجرت الزاماً یک گسست کامل نیست. او در فصل گندم برای کمک به پدر بازمی‌گردد و دوباره به شهر می‌رود. این وضعیت خاکستری، شاید از مهاجرت دائمی گویاتر باشد؛ فرد از روستا جدا می‌شود، اما هنوز نتوانسته پیوندهایش را با آن کاملاً قطع کند.

وقتی «زمستان طولانی» تنهایی را به روستا می‌برد

روستایی که پیش از خانه‌هایش، آدم‌هایش را از دست می‌دهد

 یکی از مهم‌ترین لایه‌های اجتماعی فیلم، نشان دادن پیامدهای خاموش مهاجرت است. خانه‌های خالی، دام‌هایی که صاحبشان مهاجرت کرده و پیرمردی که همچنان کلید خانه دیگران را نگه می‌دارد، نشانه‌های فقدان جمعیتی‌اند؛ فقدانی که به‌تدریج به مسئلهٔ اقتصادی و اجتماعی تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی، بازگشت به روستا نیز صرفاً با دعوت از مهاجران ممکن نیست، زیرا تا زمانی که شغل، خدمات و امکان زندگی پایدار فراهم نباشد، انگیزه ماندن شکل نمی‌گیرد.

 از این منظر، «زمستان طولانی» بیش از آنکه فیلمی دربارهٔ یک روستای دورافتاده باشد، روایتی دربارهٔ آینده سکونتگاه‌های روستایی است. فیلم نشان می‌دهد که مسئلهٔ مهاجرت را نمی‌توان تنها با توصیه به ماندن حل کرد؛ ماندگاری زمانی معنا پیدا می‌کند که زندگی در مقصدِ ماندن، از نظر اقتصادی و اجتماعی امکان‌پذیر باشد.

وقتی «زمستان طولانی» تنهایی را به روستا می‌برد

زمستانی که استعاره یک بحران است

فیلم‌برداری دوساله و در چهار فصل، به فیلم امکان داده است که این انزوا را صرفاً روایت نکند، بلکه آن را به تجربه‌ای ملموس تبدیل کند. عنوان «زمستان طولانی» نیز از همین منظر، تنها اشاره‌ای به سرما نیست؛ استعاره‌ای از دوره‌ای طولانی از تنهایی، رکود و انتظار است.

 عمو قدمعلی و کلثوم در این روایت، نمایندهٔ نسلی هستند که ماندن را انتخاب کرده یا به آن وابسته مانده‌اند؛ در مقابل، نسل جوان برای تأمین معاش راهی شهر شده است. همین تقابل، مهم‌ترین پرسش اجتماعی فیلم را شکل می‌دهد: اگر ماندن امکان اقتصادی نداشته باشد، چگونه می‌توان از مهاجرت و خالی‌شدن روستاها جلوگیری کرد؟

 «زمستان طولانی» پاسخ این پرسش را ارائه نمی‌دهد، اما با تبدیل یک مسئلهٔ کلان اجتماعی به داستان زندگی یک زوج و یک خانواده، نشان می‌دهد که پشت آمارهای مهاجرت، انسان‌هایی قرار دارند که هم‌زمان با ترک روستا، بخشی از گذشته، هویت و شبکه اجتماعی خود را نیز جا می‌گذارند.

وقتی «زمستان طولانی» تنهایی را به روستا می‌برد

چه باید کرد؟

 در نهایت، «زمستان طولانی» یادآور این واقعیت است که مقابله با خالی‌شدنِ روستاها صرفاً با ساخت جاده و ارائهٔ تسهیلات مقطعی ممکن نیست. حفظ جمعیت روستایی به یک زنجیره کامل از اشتغال پایدار، حمایت از کشاورزی و دامداری، دسترسی به آموزش و درمان، زیرساخت و بازار فروش نیاز دارد. مهم‌تر از همه، سیاست‌گذاری باید از نگاه صرفاً عمرانی به روستاها عبور کند و «امکان ماندن» را به‌عنوان یک مسئله اقتصادی و اجتماعی جدی بگیرد. اگر برای نسل جوان چشم‌انداز زندگی در روستا ایجاد نشود، خانه‌های خالی و سالمندانی که آخرین نگهبانان روستا هستند، همچنان تصویر تکرارشونده بسیاری از مناطق کشور خواهند بود.

 آن‌گونه که مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی گزارش داده است، این مستند ۴۵ دقیقه‌ای محصول سال ۱۴۰۳، از ساعت ۱۷ روز چهارشنبه ۱۴ مردادماه در بخش اکران حقیقت پلتفرم هاشور در دسترس مخاطبان است و علاقه‌مندان می‌توانند با مراجعه به این بخش، به صورت آنلاین به تماشای آن بنشینند.

وقتی «زمستان طولانی» تنهایی را به روستا می‌برد

 


ارسال دیدگاه
captcha