۲۳ سال با تخت سلیمان؛ میراثی که راه ثبت جهانی آثار ایران را گشود
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران و به نقل از خبرگزاری ایسنا، محوطه باستانی تخت سلیمان، جایگاه آتشکده آذرگشنسب یا آذرگُشَسپ و یکی از مهمترین مراکز مذهبی و سیاسی ایران در دوره ساسانی، ۱۴ تیرماه ۱۳۸۲ (۵ ژوئیه ۲۰۰۳) در بیستوهفتمین اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو در پاریس، با شماره ۱۰۷۷ در فهرست میراث جهانی به ثبت رسید. این محوطه پیشتر در ۲۹ آذرماه ۱۳۱۶ در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده بود. پرونده ثبت جهانی این اثر را ابراهیم حیدری، داود فرازی، امیر مطلوبی و ناصر نوروززاده چگینی با همکاری زندهیاد دکتر شهریار عدل و علی موسوی تهیه کردند.
این اثر بر اساس معیارهای یک، دو، سه، چهار و شش کنوانسیون ۱۹۷۲ یونسکو واجد «ارزش برجسته جهانی» شناخته شد: بر اساس این کنوانسیون در ارتباط با حمایت از محوطههای دارای «ارزش منحصر بفرد جهانی» که به عنوان ذخایر فرهنگی دارای اهمیت بینالمللی شناخته میشوند و شایسته تقدیر و حمایت ویژه هستند. محوطه میراث جهانی تخت سلیمان نیز شاهکاری از خلاقیت و هوش بشری است. بنای تخت سلیمان آمیزهای از ارزشهای انسانی را در گسترهای وسیع از زمان و در یک منطقه فرهنگی از جهان به نمایش میگذارد و نشانگر پیشرفتهای معماری و هنری فوقالعاده بوده است.

تخت سلیمان گواهی استثنائی بر وجود یک سنت فرهنگی و یک تمدن قابل توجه از بین رفته (ساسانیان) است که تأثیر و شواهد آن در طول زمان نه تنها در ایران بلکه در بخش بزرگی از آسیای جنوب غربی به ویژه در آسیای مرکزی پابرجا مانده است.
ابراهیم حیدری، مدیر سابق پایگاه میراث جهانی تخت سلیمان میگوید: ثبت جهانی تخت سلیمان از جنبهای دیگر نیز اهمیت تاریخی دارد؛ زیرا پس از ثبت تخت جمشید، میدان نقش جهان اصفهان و چغازنبیل در سال ۱۳۵۷، روند ثبت جهانی آثار ایران برای نزدیک به ۲۴ سال متوقف شده بود و ثبت این مجموعه، آغازگر فصل تازهای در حضور ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو شد.
در سرمقاله شماره سوم مجله «نامه پژوهشگاه میراث فرهنگی» در تابستان ۱۳۸۲ نیز به این موضوع اشاره شده و ثبت جهانی تخت سلیمان، سرآغاز حرکتی امیدبخش برای پررنگتر شدن حضور فرهنگی ایران در یونسکو و عرصه فرهنگ جهانی توصیف شده است.
مجموعهای در دل طبیعت آذربایجان

محوطه میراث جهانی تخت سلیمان در ۴۵ کیلومتری شمال شرقی شهرستان تکاب در استان آذربایجان غربی و در منطقهای کوهستانی، بر کنار جاده تکاب ـ زنجان قرار گرفته است؛ منطقهای که علاوهبر ارزشهای تاریخی، از چشماندازهای طبیعی کمنظیری نیز برخوردار است.
این محوطه باستانی با حدود ۱۲ هکتار وسعت، همانند تخت جمشید روی سکویی آهکی شکل گرفته که در نتیجه رسوبات چشمه معدنی مرکزی مجموعه به وجود آمده و حدود ۲۰ متر از زمینهای اطراف ارتفاع دارد. گرداگرد این سکو، حصاری بیضیشکل با ۳۸ برج و باروی سنگی و دو دروازه بزرگ ساسانی دیده میشود که با استفاده از سنگ لاشه، سنگهای تراشخورده و ملات گچ ساخته شده و در بخشهایی نیز آثار دوره اسلامی در آن قابل مشاهده است. این استحکامات، مجموعه را به دژی مستحکم و مرتفع تبدیل کرده است؛ دژی که قرنها یکی از مهمترین مراکز مذهبی و سیاسی ایران باستان را در خود جای داده بود.
آذرگشنسب؛ مقدسترین آتشکده شاهان ساسانی

در بخش شمالی دریاچه طبیعی تخت سلیمان، بقایای آتشکده آذرگشنسب، بزرگترین و مقدسترین آتشکده ایران باستان، قرار دارد؛ آتشکدهای که در متون تاریخی از آن با عنوان «آتش شاهان و دلیران» یا «آتشکده پادشاهان و جنگاوران» یاد شده و در دوره ساسانی از جایگاهی ممتاز برخوردار بود. این مکان مقدس در دوران آبادانی خود، نقشی تعیینکننده در حیات سیاسی، مذهبی و اجتماعی حکومت ساسانی ایفا میکرد. آتش جاویدان آن نزدیک به هفت قرن روشن بود و بهعنوان نماد اقتدار آیین زرتشت و عامل وحدت سیاسی سرزمین ایران شناخته میشد.
اگرچه امروزه این مجموعه با نام «تخت سلیمان» شناخته میشود، اما این نام از دوره ایلخانی به بعد رواج یافته و بیشتر ریشه در باورهای عامیانه و روایتهای اسطورهای دارد. بر اساس منابع تاریخی و اسناد بهدستآمده، این مجموعه در دوره ساسانی با نامهای «آذرگشنسب»، «گنزک» یا «گنجه» شناخته میشد و در سدههای نخستین اسلامی نیز از آن با نام «شیز» یاد شده است. ایلخانان مغول نیز این مکان را «ستوریق» مینامیدند.
آتشکده آذرگشنسب، وسیعترین مجموعه مذهبی، اجتماعی و سیاسی شناختهشده از دوره ساسانی است که تاکنون شناسایی و بخشهایی از آن از زیر خاک بیرون آورده شده است. بقایای معماری این مجموعه، یکی از بزرگترین نهادهای مذهبی و حکومتی سده ششم میلادی را معرفی میکند؛ مجموعهای که به اعتقاد پژوهشگران، همان جایگاهی را برای ساسانیان داشت که تخت جمشید برای هخامنشیان.
در پیرامون چهارطاقی آتشکده، مجموعهای از بناهای مذهبی، تشریفاتی و خدماتی شناسایی شده است، از جمله محل نگهداری آتش جاویدان، ایوانهای شمالی و جنوبی چهارطاقی، خزانه، نمازخانههای اختصاصی، معبد منسوب به آناهیتا، مدارس آموزش موبدان، دهلیز حفاظتی مجموعه مقدس، مسیر زیارتی مؤمنان و تالارهای پذیرایی و آیینی.
در بخش غربی مجموعه نیز بقایای ایوان باشکوه خسرو و فضاهای وابسته به آن قرار دارد؛ بنایی که از شاخصترین آثار معماری دوره ساسانی به شمار میرود. همچنین بقایای کاخهای ایلخانی، که از معدود نمونههای باقیمانده از این نوع معماری در ایران هستند، در همین محوطه دیده میشود. در کنار این آثار، شواهدی از استقرارهای سادهتر دوره اسلامی نیز در مجموعه شناسایی شده است.
کاوشهای چند دهه اخیر در تخت سلیمان، علاوه بر آشکار کردن بخشهای مختلف معماری، اشیای ارزشمند و مدارک فرهنگی متعددی را نیز در اختیار پژوهشگران قرار داده است؛ یافتههایی که در شناخت تاریخ ساخت، تحولات معماری و کاربری بخشهای مختلف مجموعه نقش مهمی داشتهاند.
شکوه آذرگشنسب در عصر ساسانی

براساس منابع تاریخی و به تحقیق ابراهیم حیدری، اوج آبادانی و شکوه آتشکده آذرگشنسب به دوران خسرو انوشیروان و جانشینان او، بهویژه خسرو پرویز، بازمیگردد. در این دوره، پس از سرکوب جنبش مزدکیان و همزمان با افزایش نفوذ آیینهای مسیحیت و بودایی در بخشهایی از قلمرو ساسانی، حکومت توجه ویژهای به این مرکز مذهبی نشان داد. در نتیجه این حمایتها، آذرگشنسب به ثروتمندترین و مقدسترین معبد ایران ساسانی تبدیل شد و بیش از هر زمان دیگری در ساختار سیاسی و مذهبی حکومت نقش یافت.
اما این دوران شکوه چندان پایدار نماند. در جریان جنگهای طولانی ایران و روم شرقی، پس از شکست سپاهیان ساسانی، ارتش روم به فرماندهی هراکلیوس این مجموعه را محاصره، غارت و تخریب کرد؛ رخدادی که نقطه عطفی در افول آذرگشنسب به شمار میرود.
پس از این واقعه و همزمان با آشفتگیهای سیاسی سالهای پایانی حکومت ساسانی، حمله اعراب و گسترش اسلام در ایران، این مجموعه دیگر فرصت بازیابی جایگاه پیشین خود را پیدا نکرد. با این حال، شواهد تاریخی نشان میدهد تا حدود قرن چهارم هجری قمری، گروه اندکی از پیروان آیین زرتشت همچنان در این محل سکونت داشتند و آتشکده، هرچند در مقیاسی محدودتر، همچنان مورد استفاده قرار میگرفت.
رونقی دوباره در دوره ایلخانی
چند قرن پس از متروک شدن آتشکده، تخت سلیمان بار دیگر در دوره ایلخانان مغول رونق گرفت. در سال ۶۷۴ هجری قمری و در زمان حکومت آباقاخان، تعمیر بخشهایی از بناهای ساسانی، بهویژه ایوان خسرو، آغاز شد و با ساخت بناهای جدید، این مجموعه برای مدتی به اقامتگاه تابستانی، شکارگاه و تفرجگاه ایلخانان تبدیل شد. این روند در دوره غازانخان نیز ادامه یافت، اما پس از فروپاشی حکومت ایلخانی، تخت سلیمان بار دیگر اهمیت خود را از دست داد و به تدریج به سکونتگاهی کوچک با کارکردهای خدماتی برای ساکنان منطقه تبدیل شد.
سرانجام، از حدود قرن یازدهم هجری قمری، این محوطه بهطور کامل متروک شد و تا آغاز مطالعات باستانشناسی جدید، سالهای طولانی در سکوت و فراموشی باقی ماند.
میراثی آمیخته با تاریخ و اسطوره
تخت سلیمان تنها یک محوطه باستانی نیست؛ این مجموعه بازمانده یکی از سه آتشکده اصلی آیین زرتشتی و یادگار مهمترین مرکز مذهبی پادشاهان و جنگاوران ایران ساسانی است. پیشینه قداست این مکان به روزگاری بسیار دور بازمیگردد، اما بیشترین شکوه آن در سدههای پنجم و ششم میلادی رقم خورد؛ زمانی که آذرگشنسب به بزرگترین و تأثیرگذارترین آتشکده جهان زرتشتی تبدیل شد.
در کنار پیشینه تاریخی، تخت سلیمان همواره با روایتها و افسانههای فراوانی نیز همراه بوده است؛ روایاتی که طی قرنها، هویتی اسطورهای به این مجموعه بخشیده و آن را در حافظه تاریخی و فرهنگی ایرانی به یکی از شناختهشدهترین محوطههای باستانی کشور تبدیل کرده است.
آتش؛ عنصری مقدس در فرهنگ ایران باستان
پیشینه احترام به آتش در ایران به هزاران سال پیش بازمیگردد. بر پایه شواهد تاریخی، توجه به آتش، آتشگاهها و آتشکدهها دستکم از حدود ۲۸۰۰ سال پیش در سرزمین ایران رواج داشته است. پژوهشگران بر این باورند که سنت نگهداری آتش و ایجاد آتشگاهها، ریشه در فرهنگ آریایی دارد و حتی پیش از ظهور زرتشت نیز وجود داشته است. بر اساس منابع تاریخی، پیش از دوره ساسانی نیز آتشکدههای مهمی همچون آتشکدههای تهمورث، فریدون، تور، کیخسرو و آذرگشنسب مورد احترام ایرانیان بودهاند.
آتشکدهها تنها محل برگزاری آیینهای مذهبی نبودند؛ این بناها نقشهای اجتماعی، آموزشی و حتی اداری نیز بر عهده داشتند. آموزش آموزههای دینی، رسیدگی به دعاوی و دادرسی، نگهداری خزانهها، اموال وقفی و امانات مردم از جمله کارکردهایی بود که برای این مراکز ذکر شده است. اوج شکوفایی آتشکدهها به دوره ساسانی بازمیگردد؛ دورهای که حکومت و دین پیوندی ناگسستنی داشتند و به همین دلیل، بیشترین آثار باقیمانده از آتشگاهها و آتشکدههای ایران نیز متعلق به همین دوران است.
روایتی از نگهداری اوستا در آذرگشنسب

در میان روایتهای تاریخی مرتبط با آتشکده آذرگشنسب، به نگهداری یکی از نسخههای اوستا نیز اشاره شده است. بر اساس پژوهشهای زندهیاد ابراهیم پورداود و آنچه در منابع اسلامی آمده، به فرمان گشتاسب اوستا بر روی ١٢هزار پوست گاو با طلای ناب نوشته شده بود. این اوستا در چهار نسخه نگارش یافته بود که یکی در آتشکده آذرگشنسب (آذربایجان) و دومی در تخت جمشید و سومی در آتشکده بلخ نگهداری میشد و چهارمی را تحویل یک براهمی دادند.
اهمیت مذهبی و سیاسی آذرگشنسب سبب شده است که این مجموعه در منابع تاریخی و ادبی جایگاه ویژهای داشته باشد. مورخان رومی و ارمنی، جغرافیدانان دوره اسلامی و نویسندگان متون تاریخی بارها از این مکان نام بردهاند. در شاهنامه فردوسی نیز آتشکده آذرگشنسب جایگاه ویژهای دارد و نام آن حدود ۷۰ بار در این اثر حماسی تکرار شده است. همچنین در منابع دینی زرتشتی نیز از این مکان به عنوان یکی از مهمترین مراکز مذهبی ایران باستان یاد شده است.
باستانشناسان چه یافتند؟

مرحله اصلی مطالعات علمی تخت سلیمان از سال ۱۳۳۷ خورشیدی (۱۹۵۹ میلادی) و با موافقت دولت وقت ایران آغاز شد. در این دوره، هیأتهای باستانشناسی آلمان و سوئد، با نظارت کارشناسان ایرانی، نزدیک به ۲۰ سال در بخشهای مختلف مجموعه به کاوش باستانشناسی پرداختند.
نتیجه این پژوهشها و کاوشهای باستانشناسی، شناسایی بخشهای مختلف معماری مجموعه و کشف آثار ارزشمند فرهنگی بود؛ از جمله بقایای بناهای مذهبی و اجتماعی، تزیینات وابسته به معماری، سکهها، مُهرهای گلی دارای نقش و نوشته، ظروف و ابزارهای گوناگون که هر یک اطلاعات ارزشمندی درباره تاریخ، معماری و نحوه استفاده از بخشهای مختلف این مجموعه در اختیار پژوهشگران قرار داد.
کاوشهای باستانشناسی تا سال ۱۳۵۷ ادامه داشت، اما با وقوع انقلاب اسلامی، فعالیت هیأت باستانشناسی هم متوقف شد و پس از آن، برای حدود ۱۵ سال، به جز برخی اقدامات حفاظتی اضطراری، فعالیت شاخصی در تخت سلیمان انجام نگرفت. با توجه به اهمیت تاریخی و فرهنگی این محوطه و همچنین تهدیدهایی که بقای آثار معماری آن را با خطر روبهرو کرده بود، در سال ۱۳۷۲ تخت سلیمان به عنوان یکی از ۱۰ پروژه بزرگ تاریخی ـ فرهنگی کشور انتخاب شد.
از آن زمان، برنامههای گستردهای در حوزههای پژوهشهای باستانشناسی، مستندسازی، حفاظت، مرمت، ساماندهی و معرفی مجموعه آغاز شد؛ اقداماتی که نقش تعیینکنندهای در آمادهسازی پرونده ثبت جهانی این اثر داشت. سرانجام، این تلاشها در ۱۴ تیرماه ۱۳۸۲ به نتیجه رسید و تخت سلیمان به عنوان چهارمین اثر تاریخی ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد؛ رویدادی که نه تنها جایگاه بینالمللی این مجموعه را تثبیت کرد، بلکه پس از بیش از دو دهه وقفه، مسیر ثبت جهانی دیگر آثار تاریخی ایران را نیز بار دیگر هموار ساخت.
امروز، ۲۳ سال پس از ثبت جهانی تخت سلیمان، این مجموعه همچنان یکی از مهمترین نمادهای تاریخ، فرهنگ و هویت ایران به شمار میرود؛ میراثی که روایتگر شکوه معماری، باورهای دینی، ساختار سیاسی و هنر ایران ساسانی است و حفاظت از آن، حفاظت از بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی ایرانیان محسوب میشود.