عروسکها؛ رواندرمانگرهای کوچک در روزهای دشوار
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، ما اغلب عروسکها را بازیچههایی برای سرگرمی و اوقات فراغت کودکان میدانیم، اما در فرهنگ ایران و بسیاری از کشورهای جهان، هر عروسک بسته به موقعیت جغرافیایی و تاریخی زادگاهش حامل معنای امید، آرامش، برآوردهشدن آرزوها، تسکین روانی و حتی پیوند انسان با جهان ناشناخته بوده است.
این پیکرههای کوچک که از موادی چون چوب، پارچه، استخوان، عاج یا موم ساخته میشدند، در زندگی روزمرهٔ مردم فراتر از یک شیء تزئینی یا بازیچه حضور داشتهاند. در فرهنگ ایران کهن از عروسکها با نامهایی چون «لعبت» و «آدمک» یاد میشود و این دستسازهها حضوری دیرینه در بازیهای خیالانگیز کودکان؛ بهویژه دختربچهها داشتهاند. برای درک روشنتر کارکرد فرهنگی هر عروسک، در ادامه به برخی از شناختهشدهترین نمونههای جهانی بازیچههای معنادار میپردازیم.

چشمهای داروما؛ نماد مقاومت و امید
یکی از معروفترین عروسکهای آیینی جهان، عروسک ژاپنی «داروما» (Daruma) است که در سراسر جهان بهعنوان نماد شکیبایی، پایداری و تلاش برای رسیدن به اهداف شناخته میشود. ساخت سنتی داروما از قرن هجدهم میلادی رواج یافت و نخستین نمونههای آن در معابد بودایی و به دست پیروان مکتب ذن تولید شدند. جالب است بدانید داروما در رنگهای مختلف ساخته میشود که هریک معنای خاص خود را دارد.
شباهتهای فرهنگی میان عروسکهای ملل شگفتانگیز است. مثلاً همانطور که داروما در ژاپن نماد پایداری و امید است، در ایران نیز عروسکهایی با کارکردی مشابه وجود دارند. یکی از این نمونهها عروسک «لالبهیگ» یا «لالعروس» است که در مناطق عشایرنشین بازتابی از پیوند انسان با طبیعت و امید او به نیروهای ماورایی و الهی است.
رنگ قرمز معمولاً به معنای خوشاقبالی و بخت خوب است، رنگ بنفش با سلامتی و بهبودی از بیماریها پیوند دارد، رنگ طلایی نماد رونق و برکت مالی است و رنگ سفید نیز برای پیوندهای عاطفی و عشق ساخته میشود؛ اما جذابیت داروما تنها محدود به تنوع رنگهایش نیست؛ آیین مربوط به کشیدن چشمهای داروما نیز معنایی نمادین دارد. رسم است داروما را به نیت برآوردهشدن آرزو میسازند و تا زمان برآوردهشدن آن آرزو یک چشم عروسک را رنگ نمیکنند و گرو نگه میدارند.

در ژاپن، بهویژه در شهر تاکازاکی، مردم در آستانهٔ سال نو در آیینی جمعی داروماهای قدیمی را میسوزانند و داروماهای جدید تهیه میکنند. این رسم برای آنان نشانهای از آغاز تازه، امید به آینده و طلب خوششانسی است. حتی امروز نیز در برخی کارگاهها و موزهها _از جمله موزه اسباببازی تهران_ ساخت این عروسک نمادین به علاقهمندان آموزش داده میشود. جالب است بدانید عروسک داروما در المپیک ۲٠۲٠ بهعنوان مجوز راهیافتن به این مسابقات به تیم ملی والیبال ایران اهدا شد.

لالبهیگ؛ همزاد ایرانی داروما در میان عشایر بختیاری
شباهتهای فرهنگی میان عروسکهای ملل شگفتانگیز است. مثلاً همانطور که داروما در ژاپن نماد پایداری و امید است، در ایران نیز عروسکهایی با کارکردی مشابه وجود دارند. یکی از این نمونهها عروسک «لالبهیگ» یا «لالعروس» و «لالبیگ» است که قدمتی دیرینه دارد و در مناطق عشایرنشین بازفت در استان چهارمحال و بختیاری به چشم میخورد. عشایر این منطقه لالبهیگ را با چوب درخت بلوط و پارچههای رنگی میسازند و در باور محلی آن را نمادی از برآورده شدن آرزوها و دورشدن بلاها میدانند. در حقیقت، لالبهیگ بازتابی از پیوند انسان با طبیعت و امید او به نیروهای ماورایی و الهی است.
مردم کردستان در زمان خشکسالی از عروسک «بوکهباران» برای طلب باران و امید به بازگشت برکت به زمین استفاده میکنند. چنین آیینهایی با ایجاد همبستگی میان مردم یک محله، روستا یا شهرستان آنها را در برابر شرایط دشوار اقلیمی مقاوم میکنند.
عروسک غم و غصه گواتمالا؛ همراه کودکان آسیبدیده
در فرهنگ گواتمالا، عروسکهایی با نام «عروسک غصه» یا «عروسکهای نگرانی» وجود دارند که از تکههای پارچه و پشم ساخته میشوند و پشتوانهای اسطورهای دارند. بر پایهٔ افسانهای کهن، این عروسکها هدیهای از سوی خدایان به شاهزاده مایا بودهاند تا او بتواند غم، نگرانی و مشکلهایش را با آنها در میان بگذارد. این عروسکها بیش از هرچیز کارکرد روانشناختی دارند؛ کودکان رازها و دلنگرانیهای خود را به آنها میگویند و شبهنگام، عروسک را زیر بالششان میگذارند تا آرامش بیشتری پیدا کنند و صبح فردا با امید و انگیزهٔ بیشتری بیدار شوند. همین کارکرد تسکینبخش سبب شده است حتی برخی بزرگسالان نیز از این عروسکها برای کاهش اضطراب استفاده کنند.

عروسک غمبرک؛ همزاد عروسک گواتمالایی
در فرهنگ ایرانی نیز عروسکی به نام «غمبرک» داریم که در برخی نواحی ساخته میشود تا غمها و نگرانیها را از دل صاحب خود دور کند. از نظر معنا و کارکرد، غمبرک شباهت زیادی به عروسک غم و غصه در گواتمالا دارد و هردو به کودکان آرامش و امید میبخشند. بااینحال، این عروسکها تنها تسکیندهندهٔ افراد نیستند؛ برخی از آنها مخاطبی فراتر از یک فرد دارند و برای یک جامعه، یک قبیله یا حتی یک اقلیم معنای ویژه پیدا میکنند.
کچینا و آیین بارانخواهی
یکی دیگر از عروسکهای آیینی مشهور «کچینا» (Kachina) است که در میان بومیان قبیله هوپی در جنوب غربی آمریکا رواج دارد. این عروسکها با لباسهای روشن و رنگارنگ، نقشمایههای نمادین، سرِ حیوانات و آرایههای خاص ساخته میشوند. در سنت قبیلهٔ هوپی، بزرگترهای قبیله این عروسکها را به دختران میدهند تا باورها و آیینهای فراطبیعی را به نسلهای بعد منتقل کنند. براساس افسانههای این قوم، کچیناها ابتدا انسان نبودهاند، اما وقتی رنج مردم قبیله را دیدند، بهشکل انسان درآمدند تا به یاری مردم بشتابند. در باور آنان، حضور کچیناها سبب بارش باران و حتی درمان بیماریها میشود.

عروسک «بوکهباران» کردی و دعای باران
این کارکرد آیینی را میتوان در برخی عروسکهای ایرانی نیز مشاهده کرد. در بخشهای مختلف ایران، عروسکهای بارانخواهی با نامها و شکلهای گوناگون وجود دارند؛ از جمله عروسک «بوکهباران» در کردستان که با پوشش محلی و آداب خاص ساخته میشود. در حقیقت، مردم کردستان در زمان خشکسالی از این عروسک برای طلب باران و امید به بازگشت برکت به زمین استفاده میکنند. چنین آیینهایی با ایجاد همبستگی میان مردم یک محله، روستا یا شهرستان آنها را در برابر شرایط دشواری اقلیمی مقاوم میکنند.

عروسکها؛ سنگ صبور روزهای دشوار
انسانها در طول تاریخ، همواره برای بیان امیدها و نگرانیهای خود به نمادها و نشانههای کوچک پناه بردهاند و از دل آن معناهای ژرف آفریدهاند. امروز نیز میتوان با مرور قصهٔ هر عروسک و زندهنگاهداشتن آیین آن به روزهای دشوار تقویم رنگ تازهای بخشید. در نهایت، عروسکهای سنتی و آیینی در بسیاری از فرهنگها بهعنوان پیامآوران امید، آرامش، دعا، آرزوهای جمعی و پیوندهای عاطفی حضور پررنگی دارند و میتوانند برای کودکان، نوجوانان و حتی بزرگسالان معنابخش و امیدآفرین باشند.
یادداشت از نیلوفر بختیاری
پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی