کد خبر:۳۸۸۰
در نشست «عدالت در شنیده‌شدن صداها» مطرح شد؛

رئیس ایسپا: صدای کودکان، نوجوانان و سالمندان در اغلب پیمایش‌ها و نظرسنجی‌ها وجود ندارد

ابراهیم شیرعلی، رئیس مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) در نشست «عدالت در شنیده‌شدن صداها» اظهار کرد: در پیمایش‌های ملی و نظرسنجی‌ها، یک صدای میانه از افکار عمومی همیشه پوشش داده می‌شود و بسیاری از صنوف و سنین و محله‌های مختلف پوشش داده نمی‌شوند. برای مثال صدا‌های ضعیفی که شنیده نمی‌شوند شامل کودکان، سالمندان و نوجوانان هستند. به طوری که اغلب پیمایش‌ها افراد ۱۸ سال به بالا هستند و در خوش‌بینانه‌ترین حالت افراد ۱۵ سال به بالا را پوشش می‌دهند.
رئیس ایسپا: صدای کودکان، نوجوانان و سالمندان در اغلب پیمایش‌ها و نظرسنجی‌ها وجود ندارد

 به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، نشست «عدالت در شنیده‌شدن صداها» دوشنبه سوم شهریورماه ۱۴۰۴ با مدیریت انجمن علمی توسعه اجتماعی دانشگاه تهران و با همکاری وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و دانشکدهٔ علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد. این نشست با حضور سخنرانان دانشگاهی از جمله حسین میرزایی، ابراهیم شیرعلی، صبورا سمنانیان و الهام مراد به بررسی امکان‌های شنیدن صدا‌های مختلف مردم توسط حاکمیت، پرداخت. 

 در ابتدا، حسین میرزایی به اهمیت هنر گوش‌دادن و شنیدن در حکمرانی اشاره کرد و نقش دانشگاه را در این مسئله پررنگ دانست. به گفتۀ او، دانشگاه و نظام حکمرانی مکمل یکدیگرند و در جامعه‌شناسی، یک دانشگاهی می‌تواند در عرصه‌های مردم‌نهاد، سیاستگذاری، انتقادی و حرفه‌ای ظهور کند و همه این بروز‌ها، به شنیده‌شدن صدا‌های متفاوت کمک می‌کند. ایشان افزود: «هنر شنیده‌شدن، تنها برای دولت نیست. در واقع، مهم، گفت‌و‌گوی میان مردم و دولت است. اما فرآیند‌های دولت با فرآیند‌هایی که مردم طی می‌کنند، متفاوت است.»

 سخنران بعدی، ابراهیم شیرعلی، رئیس مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران، به سرگذشت تحقیقات افکارسنجی در ایران نیم‌نگاهی انداخت و بیان کرد که در این خصوص، با سطح آرمانی فاصله زیادی وجود دارد. او افزود: «بعد از دهه ۷۰ و به خصوص در دهه ۸۰، اعتماد و اقبال به نظرسنجی‌ها از سوی سیاستگذاران افزایش یافت.»

 ایشان همچنین به امکان‌های افکارسنجی در نشان‌دادن صدا‌های جامعه اشاره کرد: «به طور کلی سه دیدگاه نسبت به پیمایش‌های افکارسنجی وجود دارد. منتقدین، تکنسین‌ها و گروه میانه. منتقدین، کارآمدی افکارسنجی را رد می‌کنند. آنها صدای بلندی دارند و به روش‌های کیفی علاقه‌مندند و معتقدند با تخیلات روشن‌فکرانه می‌توان مسائل را حل کرد. از نظر آنان جامعه ایران، جامعه‌ای ایدئولوژی‌زده است که پیچیدگی‌های بسیار دارد. برعکس آن‌ها، تکنسین‌ها هستند که با نگاهی فنی و تکنیکال به‌شدت مدافع پیمایش‌های اجتماعی‌اند و معتقدند همه چیز را با آمار و عدد می‌شود تبیین کرد. گروه میانه هم به روش پیمایش و افکارسنجی به مثابه یک روش در کنار روش‌های دیگر نگاه می‌کنند که هرکدام اگر ملاحظات خودشان را رعایت کنند، در زمان و موقعیت خودشان کارآمدند.»

 از نظر شیرعلی پیمایش‌ها مفیدند، اما عمق کمی را در کار پژوهشی پوشش می‌دهند. او می‌گوید: «در پیمایش‌های ملی و نظرسنجی‌ها، یک صدای میانه از افکار عمومی همیشه پوشش داده می‌شود و بسیاری از صنوف و سنین و محله‌های مختلف پوشش داده نمی‌شوند. برای مثال صدا‌های ضعیفی که شنیده نمی‌شوند شامل کودکان، سالمندان و نوجوانان هستند. به طوری که اغلب پیمایش‌ها افراد ۱۸ سال به بالا هستند و در خوش‌بینانه‌ترین حالت افراد ۱۵ سال به بالا را پوشش می‌دهند یا صنوفی که کمتر صدا دارند مثل دانش‌آموزان؛ من با دوازده سال سابقه در ایسپا، از سمت وزارت آموزش و پرورش هیچ درخواستی برای نظرسنجی ندیده‌ام.»

 او همچنین به وجه کارفرمایانه پیمایش‌ها اشاره کرد و گفت: «معمولاً کارفرما وقتی سراغ افکار عمومی می‌آید که بحث قدرت و ثروت باشد و در غیر این صورت خیلی بعید است که بخش خصوصی به سراغ ما بیایند؛ بنابراین موضوعات سیاسی و اقتصادی صدای بیشتری در افکار عمومی دارند.»

 او درباره قدرت بیشتر افکارسنجی در برخی از مناطق کشور یا موقعیت‌ها نیز صحبت کرد: «در شهر‌هایی که شهرداری‌های قدرتمندی دارند یا در استان‌های با پول و ثروت بیشتر یا استان‌های سیاسی‌شده، صدا‌های بلندتری برای افکارسنجی وجود دارند.»

 در بخش بعدی نشست، صبورا سمنانیان، به‌عنوان دانشجوی پژوهشگر، به ارائه مقاله تحقیقی خود با موضوع زنان روستای هوشک در شهرستان سراوان استان سیستان و بلوچستان پرداخت. او به شنیدن صدای زنان مخصوصاً در استان‌هایی که در برنامه‌ریزی ملی و استانی کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند، اشاره کرد و گفت: «مسئله اصلی این بود که زنان چه طور صدای خود را در یک سیستم تمرکزگرا، به نهاد تصمیم‌گیر می‌رسانند.»

 در مقاله او زنان روستایی برای خود روش‌های متفاوتی را در پیش گرفته‌ و تغییراتی را رقم زده‌اند. این تغییرات این طور بیان شد: «به مرور با تغییرات در سطح کلان کشور، انتظارات متفاوتی در زنان برای شنیده‌شدن شکل گرفته است. زنان توقع داشتند که نظرسنجی‌های ادارات و مقامات از آن‌ها هم صورت بگیرد. از طرفی واسطه‌گری زنان برای زنان نیز اتفاق می‌افتاد؛ به نحوی که زنانی که صدای بلندتری داشتند، صدای زنان با صدای پایین‌تر می‌شدند.»

 در آخر نشست نیز الهام مراد؛ دانشجو و کنشگر توسعۀ محلی، در رابطه با ضرورت ایجاد پلتفرم‌های مبتنی بر درخواست (petition platform) گفت که اهمیت آن‌ها در هزینه پایین برای بررسی دادخواست‌ها و همچنین ایجاد داده‌ها و اطلاعات توسط خود مردم است.

 او همچنین گفت: «۲۰ درصد کارزار‌ها متعلق به کارگرهاست. گروه‌هایی که مانند آن‌ها صدای کمتر و جامعه و تعداد بیشتری دارند، توانستند در کارزارها حضور پررنگی پیدا کنند.»

 او دربارۀ علل تقویت کارزار‌ها نیز گفت که از یک طرف، فرصت‌های سیاسی به وجود می‌آید و سیاستگذاران زمینه را برای طرح مسئله باز می‌کنند. تقویت رسانه و جامعه محلی هم باعث ایجاد دغدغه و به دنبال آن ایجاد کارزار‌های متفاوت است. مانند مسئله محیط زیست که با تقویت صدا‌ها در سطح ملی، در سطح محلی نیز مسئله شنیده می‌شود. او برای ایجاد مشارکت در امور، به اصل اولیه شنیده‌شدن اشاره کرد که ابتدا باید صورت بگیرد و بعد درباره اقدامات دیگر تصمیم‌گیری شود. او به موانع شنیده‌شدن صدا‌های محلی نیز اشاره کرد و گفت: «براساس بررسی‌ها، آنچه شاید به چشم نیاید، بیشترین چالش‌ها از سمت مدیران محلی اتفاق می‌افتد.»

 در نهایت می‌توان گفت، برای شنیده‌شدن صدا‌های مختلف در سطح حاکمیت و رسیدن آن به مقامات باید این فرآیند از پایین بالا و در نتیجه‌ گفت‌وگوی سازنده با مردم صورت بگیرد. هر کنشی که باعث این امر شود می‌تواند کمک‌کننده و سودمند باشد.

 

گزارش از زینب شفیعی

 

ارسال دیدگاه
captcha